Percy Jackson and the Olympians

Percy Jackson and the Olympians

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Percy Jackson And The Olympians S01E06 XviD-AFG
A Commentary by KiarashNg

Tags

XviD
web
720p
720
x264
1080
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
Published on: 2024-01-17
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 199 lines.

باید بریم سانتا مونیکا

‫پدرم رو اونجا می‌بینیم

‫کمکمون می‌کنه

مأموریتـت با شکست روبه‌رو می‌شه

این پسرعمومه؟ - آرس -

‫زئوس چه آذرخش پیدا بشه، چه نشه، ‫با پوزئیدون جنگ راه می‌ندازه.

ما این مأموریت رو تکمیل می‌کنیم

جلوی این جنگ رو می‌گیریم

معامله سر این صندلی بوده

یکی می‌شینه روش اون یکی سپر رو برمی‌داره

بدون دوستم از اینجا نمی‌رم

بخور تا خورده نشی

قدرت و افتخار و هیچ چیز دیگه این وسط مهم براشون نیست

ولی اون این‌جوری نیست

بهتر از این حرف‌هاست

ولی تا چند ساعت دیگه این ماشین می‌ره توی کازینو لوتوسِ لاس‌وگاس

هرمس اونجا می‌پلکه (اگه ورق درست رو بزنین (حساب شده عمل کنین

راننده شخصی‌ش به‌سرعت می‌برتتون لس آنجلس

فکر کنم از زیر زبونش کشیدم

می‌دونم کی ابر آذرخش رو دزدیده

« پرسی جکسون و المپ‌نشینان »

فکر می‌کنی خیلی خاصی، دزد آذرخش؟

فکر می‌کنی غیرقابل جایگزینی؟

ابزار لازم برای دزدیدن ابرآذرخش رو بهت دادم

فقط واسه اینکه وایستی نگاه کنی ازت بگیرنش؟

این خطا تصحیح شده

اگه یه‌بار دیگه ناامیدم کنی عواقب بدی در پیش داره

جنگ پیش رو مونه

جنگی فراتر از جنگ زئوس و پوزئیدون

اگه دوباره دلیلی دستم بدی که ارزشت شک کنم

...سریعا یه نفر دیگه

جایگزینت می‌شه

این درست نیست، قهرمان کوچولو؟

هنوز وقت ملاقات‌مون نرسیده

حالا بزن به‌چاک

و بهم نشون بده چند مرده حلاجی

:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو @SubKio

این کمکی می‌کنه؟

فکر کنم به‌زودی می‌فهمیم

می‌تونی ببینی الان کجائیم؟

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

تقریبا رسیدیم

اینجا. یه سیگنال گرفتم

بندازش، مغز جلبکی

خیلی‌خب - این لامصب همیشه عجیبه -

،اگه توجه خدایان رو می‌خوای باید بهاش رو بدی

اوه، آیریس، الهه رنگین‌کمان

لطفا پیشکشم رو قبول کن

خیلی‌خب، کمپ دو رگه‌ها رو بهم نشون بده

دفتر کیرون

لوک؟

آنابث؟ پرسی! خوبی‌اید؟

آره، خوبیم

کیرون کجاست؟

کیرون سخت در تلاشه کمپ رو تحت کنترل نگه داره

همه فکر می‌کنن داریم به جنگ می‌ریم پس اقامتگاه‌ها جبهه‌گیری کردن

تو رو خدا بگو که خوش‌خبری

می‌دونیم کی آذرخش رو دزدیده

از کجا می‌دونین؟

به آرس برخوردیم و گروور ازش زیر زبونش حرف کشید

و فهمیدیم آرس می‌دونسته کی دزده ولی داشته واسه‌ش لاپوشونی می‌کرده

...پس، آرس واسه کی لاپوشونی می‌کنه جز - دختر محبوبش -

کلاریس دزد آذرخشه؟

کیرون باید دستگیرش کنه و بفهمه چی می‌دونه

قضیه فقط آذرخش نیست، بزرگ‌تر از این حرفاست

نپرس از کجا این رو فهمیدم فقط باید بهم اعتماد کنی

باشه، الان می‌رم دنبالش

پس، آرس رو دیدین؟ چه‌طور بود؟

...خب

در مقایسه با برخوردمون با کیمیرا روزِ دوشنبه و مدوسا روز یک‌شنبه

می‌تونست بدتر از این حرفا پیش بره

مدوسا مال شنبه بود

فکر کردم یک‌شنبه بود

یک‌شنبه هیولایی نداشتیم دوشنبه، توی رودخونه مُردی

درسته، مدوسا شنبه بود - بچه‌ها این دیگه چی؟ -

چی؟ - چی؟ -

کِی رابطه‌تون شبیه زن و شوهرهای قدیمی شده؟

از قصد دارم بحث رو عوض می‌کنم

نیاز به توصیه‌ت درمورد چیزی داریم

...داریم می‌ریم لاس وگاس تا بابات رو پیدا

این کار واسه چی بود؟

نمی‌تونی از لوک درمورد پدرش بپرسی

خب، الان با این کارت که قطعا نمی‌تونم

اگه بهش بگیم داریم به دیدن هرمس می‌ریم سعی می‌کنه منصرف‌مون کنه

الان نیاز به همچین چیزی نداریم

باهم کنار نمیان؟

به‌هیچ وجه

خیلی‌خب، خبر جدید دارم

مردایی که این کامیون رو می‌رونن آدمای خوبی نیستن

قاچاقچی‌اند

می‌تونیم تموم تلاش‌مون برای فراری دادن این حیوون‌ها رو بکنیم

ولی نه اگه باعث به‌خطر افتادن این مأموریت بشه

اوه، نه. واسه فرار خودشون

و ما نقشه دارن

بعضی‌هاشون خیلی باهوشن

به باز کردن قفس‌هاشون خیلی نزدیکن

و فقط یه چیز کم دارن

چی کم دارن؟

انگشت شست

ولی ما الان اینجائیم پس همه‌چی ردیفه

و اگه در قفس‌هاشون رو باز کنیم واسه ادامه راه‌شون نقشه دارن؟

آره، یه نقشه کاملا برازنده

...آخه این‌ها

مثل هنرمندها می‌مونن

« مترجمان: سینا اعظمیان و کیارش نعمت گرگانی » .:: Sina_z & KiarashNg ::.

این به‌نظر خطرناک می‌رسه

مشکلی براشون پیش نمیاد با دعای خیر ساتیرها بدرقه‌شون کردم

پس در امنیت می‌تونن

به حیات وحش برسن - منظورم واسه مردم بود -

...اوه

اون‌ها رو می‌گی

...خب، مطمئنم

آره، نمی‌دونم ولی حیوانات ردیفن

خیلی‌خب، بریم قبل اینکه پلیس برسه اینجا

خب، از کجا بفهمیم هتل لوتوس کدومه؟

فکر کنم همونه که یه گل نیلوفر آبیِ بزرگ بالاسرش داره

دو ثانیه ازم جلوتر بودی

بعضی‌وقتا اشکالی نداره سوتی‌های کوچیکم رو نادیده بگیری

می‌شه حداقل یه امتحانی بکنی؟

می‌دونم باید دنیا رو نجات بدیم

ولی از اخلاق حرفه‌ای به‌دوره اگه یه‌کم اینجا وقت بگذرونیم؟

می‌ریم هرمس رو پیدا می‌کنیم

راضی‌ش می‌کنیم مقدمات سفرمون به لس‌آنجلس

و نقشه‌ای واسه رفتن به دنیای مردگان مهیا کنه

و بلافاصله بعدش از اینجا رفتیم - داشتم شوخی می‌کردم -

صبرکن

چیه؟

مامانت این داستان‌ها رو برات تعریف کرده بود

ادیسه رو هم برات خونده بود؟

همون رمان مصوره

اینم حسابه

اودیسئوس روی ساحل فرود میاد

افرادی هستن که یادشون نیست از کجا اومدن

و تموم چیزهایی که براشون مهم بوده رو فراموش کردن

...و دلیل این فراموشی خوردن - گُل نیلوفر آبیه -

اگه ماهم بریم اونجا و همه‌چیز رو فراموش کنیم

از همه لحاظ بد می‌شه

ولی اگه هرمس اونجا باشه چه انتخاب دیگه‌ای داریم؟

نظر تو چیه، دختر عاقل؟

فقط هیچی نخورین

صبرکن ببینم، چرا وقتی این رو گفتی فقط داشتی به من نگاه می‌کردی؟

اینجا خیلی بزرگ‌تر از چیزیه که از بیرون نشون می‌ده

ممکنه هرجایی باشه

بیاید جدا شیم

فکر کردم قرار بود دیگه از هم جدا نشیم

در ضمن شما قبلا دیدینش ولی من تاحالا ندیدمش

پس تنهایی کمکی از دستم برنمیاد

برو اون‌طرف رو چک کن منم پرسی رو می‌برم این سمت

هر طور شد قرارمون 20 دقیقه دیگه توی لابی

اگه اول پیداش کنم چی بهش بگم؟ - هیچی -

بیا اینجا دیدنم و ببرم پیشش

آره، البته

تو چی قراره به هرمس بگی که گروور نمی‌تونه؟

قبل اینکه گروور پیدامون کنه مدت زیادی پیش لوک بودم

چیزهایی دیدم که گروور ندیده

مثل دیدن بابای لوک؟

مثل دیدن مامانش

پیش‌گوئه انسانی که می‌تونه ورای «مه» رو ببینه

گاهی اوقات، چیزای می‌بینن که حال‌شون رو بهم می‌ریزه

چیزهای ترسناک چیزهایی که هنوز اتفاق نیفتاده

چیزهایی که می‌دونن اتفاق میفته

فکر کنم همچین اتفاقی واسه‌ش افتاده

و لوک هرمس رو مقصرش می‌دونه

و فکر کنم هرمس هرکاری برای دوباره به‌دست آوردن دلش می‌کنه

شاید کمک بهمون شروعی واسه این کار باشه

صبرکن

آگوستوس

صبرکن

آگوستوس، منم

گروورم

منو یادت نمیاد؟

اوه

نه، من رو یادت نمیاد

گل نیلوفر آبی خوردی

گوش کن، می‌تونم یه چندتا چیز بهت بگم؟

واقعا برای خانواده‌م مهم بودی

و می‌دونم تأثیر زیادی روی عمو فردیناندم داشتی

وقتی داشت برای جستجو آماده می‌شد درمورد باهام حرف می‌زد

کُل اون مدت رو

فردیناند - آره -

فقط می‌خواستم بهت بگم پیداش کردیم

توی نیوجرسی

توی جستجوش برای پن تا اونجا تونست پیش بره

نمی‌دونم چرا دارم این رو بهت می‌گم

فکر کنم چون حرف زدن درموردش با دوستام سخته

...نمی‌دونم بتونن درک کنن - پیداش کردم -

نه، من فردیناند رو پیدا کردم، اشکالی نداره ...نباید مزاحمت بشم

نه فردیناند رو نمی‌گم

پن رو پیدا کردم

چی؟ - تقریبا. اون... اینجاست -

تقریبا بهش رسیدم

...گروو، من فقط منتظر

...کسی بودم که کمکم کنه بهش برسم

و تو اینجائی

کمکم می‌کنی؟

...ببین

اگه یه چیزی بهت بگم قول می‌دی مسخره‌م نکنی؟

رفیق - درسته -

خیلی‌خب

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left