From a Roman Balcony

From a Roman Balcony (La giornata balorda)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

From a Roman Balcony (1960) DVDRip Persian Subtitle
A Commentary by hamlethamletian

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2022-03-16
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

«« روزِ ديــوانـــه‌وار »»

!زباله‌ايه! زباله‌ايه

!هي زباله‌اي .آشغال‌هايِ منو فراموش نکُني

.خدمتِ شما هم ميام !ايمان داشته باش

.من کُلي ايمان دارم .اين اميده که کم‌دارم

خُب، اوضاع چطوره، زباله‌اي؟

.خوبه، حتي تويِ همين امروز که تازه از خواب بيدار شدم .بذار ببينيم امروز چي واسمون در چنته داره

.اي‌بابا، تمامِ روزها مثلِ همديگه‌ان .هيچوقت عوض‌نميشن

!ايمان داشته باش

،تويِ اين دنيا .هر اتفاقي ممکنه

!«هي، «نينو

زباله‌اي هنوز نيومده؟ - .نه، رفته ميخونه -

.هر وقت اومد، خبرم کُن - .باشه -

هميشه تويِ خيابون .پلاس هستي

،بذار امشب که بابات برگرده !نشونت ميدم

!آروم باش، آروم باش

!بچه‌يِ بيچاره آخه واسه چي اومدي به اين دنيا؟

هميشه مجبور بودم شاش‌و‌عنِ تمامِ بچه‌هامو تميز کُنم؛ .حالا بايد مالِ نوه‌مو هم تميز کُنم

مي‌دوني که من 8 تا بچه گيرم اومده؟

فقط خودم مي‌دونم چقدر جون‌کَندم .تا همه‌شونو بزرگ‌کُنم

و قراره اوضاعم به گند کِشيده‌بشه به‌محضي‌که .اين يکي بچه‌يِ تويِ شکمم به‌دنيا بياد

.البته واسه بابابزرگت که سرِ سوزن اهميتي نداره .اون فقط شب‌ها مياد منزل

رنج و عذابِ روزانه .همه‌اش نصيبِ خودمه

!باشه! باشه

!«ايوانا»

!«ايوانـــا»

اوهوي، مگه صدايِ بچه‌تو نمي‌شنوي؟

بهش شير دادي؟ - .خوابيده بود -

!يالا ببينم، اون که عروسک نيست !اونم مثلِ خودت، از گوشت و پوست و خونــه

!يالا ببينم

.بيا پيشِ ماماني

.اون هميشه گشنه‌شه - تو يکي از عمه‌هاشي؟ -

.آره

!واي! چقدر عمه داره !يک، دو، سه ... چهار تا عمه

تازه، چهار تا هم .دايي داره

... «نينه‌تو»، «فرانکوچو»

... چزاره» که رفته سربازي»

.و «کارله‌تو» که تويِ زندانه

!آخه تو چقدر حرف مي‌زني، بچه !خفه‌شو ديگه! برو بيرون بازي‌تو بکُن

،ببينم، داداشت، جنابِ خوشتيپ‌خان داره چکار مي‌کُنه؟

اصلاً مي‌دونه که يه بچه داره؟ - .آره، ولي خوابيدن واسش کافيه -

.انگار شب رو بجايِ روز گرفته .ولي به‌زودي بايد تمومش کُنه

.تو اونو نمي‌شناسي .اصلاً به هيچکس اهميتي نميده

!خيالتِ تختِ تخت باشه .اون هيچوقت عوض‌نميشه

.هيچ‌چيزي واسش سرِ سوزن اهميتي نداره !دنيا رو آب ببره، اونو خواب مي‌بره

لابد به خيالش دخترِ من !حضرتِ «مريم»ـه؟

ولي از خودم، يک قران هم .گيرش نمياد

بايد اينو بدونه. ما همينکه مي‌تونيم از پسِ .خريدنِ غذا بربيايم، مي‌بايست خدا رو شکر کُنيم

،يه پسرم که تويِ زندانه ،اون يکي هم که سربازيه

.پنج تا بچه هم که تويِ خونه‌ان .امروز فقط هزار ليره واسم باقي‌مونده

،امروزو مي‌تونم برم مغازه .ولي فردا، ديگه با خداست

!مامان! زباله‌اي اومده

!هي، زباله‌اي

بفرمايين؟

چرا آشغال‌هايِ منو جمع‌نمي‌کُني؟ !مگه بقيه الماس مي‌ريزن دور؟

،خانم، اونها الماس نمي‌ريزن دور !ولي البته بعضي چيزها رو هم لايِ آشغال‌ها نمي‌ذارن

دهه! بابتِ عنِ يه بچه‌يِ 15 روزه !داري ايرادگيري مي‌کُني‌ها

.باشه، اشکال نداره .به‌هر‌حال، من يه زباله‌جمع‌کُنم ديگه

آفرين! حقته که بهت !مدال بدن

!يه مدالِ طلا

!راهو باز کُن، ببينم

.دامن‌تو پات کُن .موهاتو هم درست‌کُن

!بچه‌يِ بيچاره

مگه نمي‌دوني ما اينجا 8 تا نون‌خور هستيم؟ !فقط همين تو رو کم داشتيم

اگه خودم اينجا نبودم ... اونوقت

تو بايد هميشه .پيشم بموني

،وگرنه کارتِ به ازدواج نمي‌کشه !مثلِ اوني که اونجاست

ايوانا»، باز چيه؟»

ببين، اشک‌هات بهت کمک نمي‌کُنه .که بچه‌تو غسلِ‌تعميد بدي

اصلاً حالا مگه چي شده؟ مشکلات خودشون حل‌ميشن. مي‌دوني؟

آره، حل‌ميشن! خوش‌بحالِ بچه .که از هيچي سردرنمياره

آخرش يه روز مي‌فهمه که باباش !يه مرتيکه‌يِ لاشيه

،هرچند داداشمه‌ها !ولي نمي‌تونم حرف‌مو بخورم

،الان 20 روز ميشه که بدنيا اومده .و ما هنوز غسلِ‌تعميدش نداديم

!طفلکي !انگار از يه حيوون هم بدتره

،صبور باش، اي زندگيِ من ... اگر که در رنجي

وانمود کُن که هستي ... خوش و نيکو زندگاني‌اي

و اگر نبوده‌اي ... خوش و نيکو زندگاني‌اي

،صبور باش، اي زندگيِ من .اگر که در رنجي

اگر قصدت آن است ... که کُني سوءاستفاده

پس انجامش بده آشکارا ... و صاف و ساده

و اگر مادرت هست ... خوب و مهربان زني

پس هستي دخترِ .عظيم بانويي

!زباله‌ايه

!هي مامان، لباسم

.همين الان

.بگير

.اينقدر نونِ خالي نخور .معده‌تو داغون مي‌کُنه

.بيا، دو نَخ سيگار

حالا داري کجا ميري؟ پسرت برات سرِ سوزن اهميتي نداره؟

!به‌به، اينجا رو !اولِ صبحي از تخت افتادي بيرون؟

!«هي، «ايوانا

!بيا اينجا ببينم، عزيزِ مامان !اين صحنه رو از دست نده

!سلام عرض شد، سرورم

حتي واست مهم نيست که بياي ببيني پسرت زنده‌ست يا مُرده؟

آخه اصلاً معلومه تو چه مرگته؟

ما رو باش که از اين خنگول‌خان !انتظار داريم همه‌چيزو درست کُنه

.خداحافظ

اصلاً معلوم هست داره کجا ميره؟

لابد ميره يه درخت پيدا کُنه .تا خودشو ازش حلق‌آويز کُنه

.صبح بخير، آقا - !سلام بر جنابِ خوش‌خواب -

!امروز سحرخيز شدي، آره؟ !گشت‌و‌گذارِ خوبي داشته باشي

.سلام

خُب، چه خبر؟

انگار هنوز خواب‌آلويي؟ مگه بد خوابيدي؟ - .آره -

مي‌خواي سوارِ تراموا بشي؟ - .آره -

هنوز کار مي‌کُني؟ - .خدا رو شکر آره -

چه‌کاري مي‌کُني؟

.مانيکور

.بايست

پسرت چه‌شکليه؟ موبوره؟

يا مومشکي؟ - .خيلي خوشگله -

درست شبيه .مادرشه

يادته، «ماريا»؟

... اون يکشنبه‌اي که

.بردمت چمنزار - .مطمئن باش که يادمه -

.ولي فراموشش کُن .ديگه کاريه که شده

موقعيکه دراز کِشيديم .هيچکس اونجا نبود

،ولي وقتي يک ساعت بعدش بلند شديم .پُر بود از پسرودخترها

حالا ديگه مسئوليت‌پذيرتر شدي يا نه؟

رفتي سرِ کار؟ - ... الان 2 ماه ميشه -

از وقتيکه شروع‌کردم .دنبالِ کار بگردم

.به همين آسوني‌ها نيست

الان مدت‌هاست که .غذا از گلوم پايين نميره

ماهيِ خال‌مخالي آوردم !«از رودخونه‌يِ «تيبر

!خرچنگ آوردم

!خرچنگ و ماهي کولي

بيايين که !ماهيِ خال‌مخالي آوردم

انگار اين گاري .خودش داره حرکت مي‌کُنه

حس مي‌کُنم که امروز .خيلي انگيزه دارم

.سلام، عمو جان

هر از گاهي، يهويي .سر‌و‌کله‌ت پيدا ميشه

امروز هم داري گشت‌زني مي‌کُني؟

!خُب؟ چرا اومدي اينجا؟ بازم بُزآوردي؟ - .لازمه باهات صحبت‌کُنم -

.يه نَخ سيگار بده بهم .شرط مي‌بندم هيچي همراهت نداري

.چرا، راستش يکي دارم

تويِ منزل، همه‌چيز مرتبه؟- !اي ... مي‌گذرونيم -

!«هي ، «ساره‌چه‌نو - .دارم ميام -

.همينجا منتظر بمون

،خُب ببينم چي مي‌خواين؟

خُب؟

.يه نگاه به اين بنداز

آخه اين ديگه چيه؟ مگه منو اغذيه‌فروشي فرض‌کردين؟

.اين 50 هزار لير گوشت لُخمه .تازه اگه بتوني همه‌شو خودت بخوري

به دردِ اين مي‌خوره .که بدمش به سگم

!چه سگِ خوش‌شانسي! عجب غذايي نصيبش ميشه .اونم با وجودِ اين قحطي و گرسنگي

پس خواهربرادرهايِ خودتونو !باهاش سير کُنين

.بيا بريم

.يه لحظه صبر کُنين

،خُب ببينم .حرف‌تو بزن

موضوع چيه؟ از من خجالت مي‌کِشي؟

... والا

.تو آخرين شخصي هستي که مي‌تونستم بهش رو بندازم - .آها، متشکرم! معلومه تو هم آدمِ وقيحي هستي -

،من وقيح نيستم. تويِ اين 20 سالي که عمر دارم .هيچوقت ازت درخواستِ کمک نکرده بودم

،تو عمويِ مني. اگه کمکم کُني .فقط بخشي از تعهدات‌تو انجام دادي

.آره، من عموت هستم .وقتش بود که يادم بندازي

ولي انتظار داشتي بيام دنبالت بگردم؟

: بيام درِ خونه‌تونو بزنم و بگم "عصر بخير. حالت چطوره؟"

"چيزي لازم نداري؟"

"يه هديه‌يِ کوچولو لازم نداري؟" ها؟

اين کاريه که بايد مي‌کردم؟

.صبر کُن

ضمناً اگه امروز واسه خودم کسي شدم، بخاطرِ اينه که .مي‌دونستم چطور از دست‌هام استفاده کُنم

،و اگه نتونم با دست‌هام کاريو انجام بدم .از پاهام استفاده مي‌کُنم

!و حتي از دندون‌هام

!... غرور !زرشک

به مادرت بگو غرور رو !بذاره درِ کوزه آب‌شو بخوره

!به سلامت

.لااقل بذار توضيح بدم - .توضيح بده -

.من بچه‌دار شدم - خُب که چي؟ چيش به من؟ -

از من چي مي‌خواي؟

!هيچي !ديگه همه‌چيزو فهميدم

خُب بگو چي مي‌خواستي؟

.من واسه درخواستِ صدقه نيومدم .دنبالِ کار بودم

!پسره‌يِ خُل‌وضع حالا داري کجا ميري؟

.بيا اينجا

،تمامِ چيزي که نياز دارم يه کارِ کوچولوئه .که 50 هزار ليره واسم بندازه

يه آقايِ مسن حاضره شغلش تويِ مغازه‌يِ عمده‌فروشي رو .در ازايِ 50 هزار ليره بهم ببخشه

همينکه اونجا مشغول بشم .ديگه همه‌چي مرتب ميشه

بذار ببينيم .چکار مي‌تونيم بکُنيم

الو؟ شما؟

آقايِ «موليه»؟

.روز بخير، آقا .من «ساره‌چه‌نو» هستم

.بله، همه‌چيز رو‌به‌راهه

.اونها گول خوردن

گوش‌کُن، مي‌خوام يه لطفي .در حقم بکُني

.واسه برادرزاده‌مه .قضيه‌يِ ترحم‌انگيزيه

!آخه اين درست نيست

،مي‌تونست کمتر رنج بکِشه. با وجودِ اينکه خيلي ناخوش بود .ولي اونها روزانه فقط دو تا قرصِ اوپتاليدون بهش مي‌دادن

.نگران نباش، خانم .انجمنِ ما به همه‌چيز رسيدگي‌مي‌کُنه

.روز بخير، آقايِ حسابدار

من همون کسي هستم .که عَموم بهتون تلفن‌کرد

.بيا تو دفتر

.منتظرِ يه تماسِ تلفني هستم

تماسِ تلفني‌اي که انگار .قرار نيست گرفته‌بشه

خُب، پس مشتاق هستي که کار کُني؟

حرفه‌ات چيه؟ تويِ چي مهارت داري؟

.راستش، من هر کاري مي‌کُنم - بله، ولي قادر به انجامِ چه کاري هستي؟ -

.هيچي

هيچي؟

From a Roman Balcony subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left