The first 195 lines.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
جاهی بزرگ شکست نخواهد خورد!
جاهی بزرگ شکست نخواهد خورد!
جاهی بزرگ شکست نخواهد خورد!
جاهی بزرگ شکست نخواهد خورد!
جاهی بزرگ شکست نخواهد خورد!
جاهی بزرگ شکست نخواهد خورد!
بازگردانی نقشه ۱۵ رئیس نمی تونهتصمیم بگیره! !
یه تن از کریستالای مانا رو جمع کردم
دختر جادویی دشمن سابق رو سرباز خودم کردم
!و حتی ارباب تاریکی رو هم دیدم که ریوایو شده
هنوز تو خونه ی اونه،ولی بالاخره برمیگرده
به هر حال،به بازسازی قلمرو تاریکی خیلی نزدیک شدم
مطمئنم وقتی کوکورو بشنوه
!بیشتر از قبل تشویق و ستایشم میکنه
فوق العاده ای!
...که یعنی
!بیشتر باید تحسین و تمجیدم کنن
ببخشید منتظر موندین،جاهی-ساما
!اومدش
امروز دارین سرسره بازی میکنین،جاهی-ساما
میگم کوکورو،متوجه یه چیز متفاوتی در مورد من نشدی؟
متفاوت؟
!خودشه!حالا بیشتر ازم تعریف کن
...خب
!زود باش!بیشتر ستایشم کن
منظورت اون دختره غریبه پشت سرته؟
هاه؟
می تونم منم باهاتون بازی کنم!؟
اونه-سان،شما کی هستین؟
...من
!نزدیک کوکورو نشو
دوست جاهی-ساما هستین؟
...نه!اون
!آره،دوستمه!دوستم
باید در بریم کوکورو
چی؟
طرف واقعا ازین مشکل سازاست
!بهتره نذاری نزدیکت بشه
!که اینطوریه
اگه ماشین لباس شویی روش بیفته،یا با کامیون تصادف کنه،یا حتی رعد برق بهش بزنه،هیچ کاریش نمیشه
!خارق العادست
کجاش خارق العادست،ترسناکه
!خب،بزن بریم
حالا فهمیدم
!گرگم به هوا بازی میکنیم
!اومدم
حالا نوبت توعه که گرگ بشی،جاهی-کون
!زودباش،فرار کنیم
!باشه
چطور جرئت کردش!؟
!کوکورو زیر دست منه
!جاهی ساما
!زود باش بیا مارو بگیر
هی،اون بچه ها رو ببین
یه دختر دبیرستانی با دختر بچه ها بازی میکنه؟
...واقعا
خوبه،مشکوکشین
زنگ بزنین به پلیس بگین یه آدم عجیب غریب سعی داره یه کارایی با بچه ها بکنه
!چقدر دختر مهربونیه
نگاه کن،داره با اون دختر کوچولو بازی میکنه
!چه دختر خوبیه
هاه؟
چی گفتی الان!؟
اونه سان
حالت خوبه؟
...آخ
یه چاله اینجا چیکار میکنه؟
!بیا
!تنهایی پاشدن برات سخته
!ممنون
جاهی ساما شماهم کمک کنین
چرا من؟
به هر حال،خودش میتونه پاشه
اما اگه هردومون بکشیم سریعتر میاد بالا
...چیکار میشه کرد دیگه
...سه،دو
!اومد بالا
!ببخشین
شما دوتاهم کثیف شدین
چی انقدر خنده داره؟
!آخه ببین،...هر سه تامون کثیف شدیم،مگه نه
!خوش گذشت
از دست تو
!آره
خوشحالم که جاهی کون رو دنبال کردم !و شهامت صحبت کردن با تورم پیدا کردم
!دنبال من راه نیفت
!دوستتون جاهی ساما خیلی دوست داشتنی
!هاه؟دوست داشتنی
این همون کسی یه که قلمرو تاریکی رو نابود کرد و کریستالای مانای منو دزدید
اما الان دوستتونه،مگه نه؟
گمون کنم
مامانم بهم گفت اگه بتونی با اینجور آدما دوست بشی
حتی اگه اتفاقات بدی بینتون افتاده باشه،خیلی کار فوق العاده یه!
!چرا لپات گُل انداخته؟
.واقعا که
اما جاهی ساما .قلبا از این موضوع بدش نمیومد
خب، حالا میخوایم چی بازی بکنیم؟
.کوکورو فقط همبازیِ منه
.پیشته، پیشته
.ولی...ما باهم دوستیم
از کی تا حالا تو و کوکورو باهم دوست شدید؟
.باهم دوستیم
باهم دوستیم، مگه نه؟
!کــــــوکـــــــورو
...در همین حال
مائو ساما (ارباب تاریکی) داشت از خونهی .دختر جادویی مراقبت میکرد
...اون دختر جادوییه عوضی
!جاهی کون
!جاهی کون
!آهـــهه، جاهـــی کون
.فقط تو تایم کاریم از شرش خلاصم
مائو رستوران
هیچ وقت فکرشُ نمیکردم که .واسه سرکار رفتن لحظهشماری کنم
!خوش اومدید
!هـــــــــــــن؟
!تـ-تو اینجا چه غلطی میکنی؟
آرا، از آشناهای هی چانی؟
.اگه اینطوری باشه، کارمون زودتر راه میوفته
جینگو کیوکو چان، از امروز اینجا .مشغول کار میشه
مگـــــه نــــه؟
پس اسمت این بود، ها...؟
تو سنپایش حساب میشی، پس خوب همه چیزُ بهش یاد بده، باشه؟
!چـــــــی؟
این زنیکه زده قلمروع تاریک رو __نابود کرده بعد تو ازم میخوایـــ
.یه چند لحظه صبر کن
!تِنچـــــــــــــــــــو
.تنچو: رئیس، صابکار
توی سیریش دقیقا تا !کجا میخوای آویزونم باشی؟
!آهــه، خیلی نزدیک شدی
!خیلی نزدیک شدیُ کوفت
،تو محل کارمم دست از سرم برنمیداری !استاکر خر
!استاکر؟! یـ-یه لحظه صبر کن
قبول دارم این مدت خیلی ! سیریش بازی واست درآوردم ولی ایندفعه اتفاقی بود به خدا
!توقع داری باور کنم؟
!باور کن لطفا
.به یک کارگر ساده نیاز داریم همین حالا !استخدام شو کانترداری و کارهای مربوط به آشپزخانه .افراد اجتماعی و پر انرژی در الویت هستند به سابقهی کاری نیازی نیست .وعدهی غذایی منظم برای کارکنان ،برای اطلاعات بیشتر یا تماس .بگیرید یا حضوری تشریف بیاورید .مائو رستوران
.خیلی اتفاقی به این آگهی استخدامی برخوردم
.بعدشم همین پیش پای تو استخدام شدم
!جدیدا خوششانسی داره از سَرُ کولم بالا میره
کی فکرشُ میکرد اتفاقی یه شغل پیدا کنم و اتفاقی باهات همکار بشم...؟
همف. اصلا چرا یهویی به فکر کار کردن افتادی؟
تا قبل از این، همیشه فکر میکردم .که ممکنه باعث بدبختی اطرافیام بشم
...ولی از وقتی که تو نجاتم دادی
تصمیم گرفتم به جای اینکه... ...باعث بدبختی بقیه بشم، سعی کنم یاد بگیرم که چطور
.هم تو و هم بقیه رو خوشبخت کنم...
بعدشم شصتم خبردار شد که .واسه خوشبخت کردن بقیه باید مایهتیله داشته باشی
!حقیقت تلخه
نکنه، مائو ساما از خونه بیرونت کرده؟
...میدونستم
...مائو ساما
.شما واقعا هولناکید...
.دنبالم بیا
.طرز آماده کردن حولهی گرم
.طرز سفارش گرفتن از مشتری
.طرز بُردن ظرفا
.نحوهی شُشتن بشقابا
.همشونُ بهت یاد میدم
مائو رستوران
!درخدمتتم
!این خدمت شما
.کُلی ممنون
!نوش جون کنید
وقتی نیروی کمکی داشته باشی .کارا خیلی راحت تر میشه
!...حسابی عین خر ازش کار میشکم
هاه؟
!هاه؟
یعنی چی آخه؟
!مگه میشه آخه؟
.بـ-بـ-بـ-ببخشید مـ-منتظر موندید
.هاه؟ سفارش ما این نبود
!مگه میشه آخه؟
!ببخشید
.اینا درواقع واسه میز بقلیـتونه
!واسه میز سوم یکم نوشیدنی بیارید
!چـ-چـــشم
.یه جای کار میلنگه
قرار بود نیروی کمکی کارا رو .آسون تر کنه
سفارش ما هنوز آماده نشده؟
!من میخوام سفارش بدم
عرق سگی من چی شد پس؟
!چرا خر حمالیم داره بیشتر میشه؟
جاهی کون، کاری هست من انجام بدم؟
!همونجا بتمرگُ نگاه کن فقط
!همونجا بمون
.نگران نباش، کیوکو چان
.واسه همه اولش یکم سخته
.هی چانم اون اولا خیلی چُلفتی بازی درمیاورد
اونم همینطوری بود؟
جاهی چان؟ میتونی اینو ببری سر میز شمارهی هفت؟
فکر کردی آدما میتونن به من امر و نهی کنن، کله پوک؟
.ولی، هی چان خیلی تلاش کرد
.تو هر شرایطی همهی تلاششُ میکنه
تو یه جورایی منُ یاد هی چان مینداری؛ .مطمئنم زودی قلق کار دستتت میاد
...تنچو
No comments yet. Be the first to leave one.