The first 57 lines.
چرخ بزرگ میچرخه.
چرخه رنج و مکاشفه ادامه داره.
گذشته بهمون نشون میده که آینده قراره چطوری باشه.
خاکسترهای تلخ و رویاهای شکسته.
ما سعی میکنیم ماهیت خودمون رو پنهون کنیم.
ما سعی میکنیم اون رو کنترل کنیم، ازش فرار کنیم.
ولی در پایان،
سرنوشت های ما اجتناب ناپذیرن.
میتونی حرکت کنی؟
من قابلیت استتار کامل رو از دست دادم.
آسیب بیشتری به عملکرد جت پک وارد شده.
نمیتونم پرواز کامل رو تضمین کنم.
تعداد بیشتری دارن میان.
ولی شکار ما نزدیکه.
به زمان نیاز داریم.
.و تو داریش
اینا مختصاتن.
برو.
برای خیر بزرگتر.
.برای خیر بزرگتر
این شاس'وره تاش'وار لاکوماست،
من آلداری رو پیدا کردم. درخواست خروج دارم.
تایید شد.
خوش اومدی، شاس'وره.
تو به زبان ما حرف میزنی.
به سادگی نظام اعتقادی شماست.
حقیقت سادهست.
حقیقتی که فقط توی آتیش میتونه زنده بمونه؟
آتیش فقط نابود نمیکنه.
بلکه راه رو برای زندگی جدید باز میکنه.
من اینجام تا به این درگیری پایان بدم.
بهش پایان بدی؟
تو و امثال تو، و چیزی که اینجا انجام دادین،
صرفاً آخرین جلوه های یه چرخه ابدی از غم، رنج و مرگ هستین.
این هیچوقت تموم نمیشه.
همه اتفاقاتی که اینجا افتاده، به خاطر تو بوده.
تو سفیران ما رو به قتل رسوندی و فرمانده انسانی رو ترور کردی.
چرا؟
از این کار چی میخواستی؟
این جهان به خواسته های ما اهمیتی نمیده.
اجداد من صلح میخواستن و از فروپاشی نژادمون فرار کردن،
و خلق وحشت هایی که شما نمیتونید تصور کنید.
و با این حال، با گذشت زمان،
اون وحشت ها ما رو پیدا کردن، صرف نظر از همه چیز.
جنگ ما در خدمت یه هدف والاتره.
نه انتقام، یا کینه یا ستمگری.
نژاد شما این قدرت رو داشت که یه جهان بهتر بسازه،
و با این حال، شما اون فرصت رو هدر دادین.
شما شکست خوردین.
واقعاً اون رو نمیبینی؟
ما هم مثل شما مغرور بودیم،
پر از خودباوری و یقین.
درست مثل انسان ها.
اونا فرصت خودشون رو داشتن، ولی به چیزی که پیش از این گذشته بود، توجهی نکردن.
و حالا شما، این نژاد نوپا، توی همون مسیر قدم میذارین.
و اینطوری چرخه ادامه پیدا میکنه...
امیدوار بودن ساده لوحی نیست.
No comments yet. Be the first to leave one.