The first 200 lines.
"!تسلیم شو, مشته انسانی
!اون مقام مطعلق به منه
"برای بدست اوردنش باید از روی جسده من رد شی دکتر دستکشی
دکتر دستکشی هم یه دسته؟
ببین مشت انسانی دسته چپه و گلاو سمته راست
...اونا باهم برادر بودن تا اینکه - فرد ریک؟ -
برای شام لباساتو پوشیدی؟
یه مهمونی مهم امشب داریم
!اورسو نوکس
!باشه مامان
دارم کمربندمو دوره کمرم میبندم
کمربند چیه دیگه؟
درواقع هیچکس نمیدونه
"و بعدشم به این تبدیل شد داستان
میخوام مثله یه دستکش بِکِشمت
!مینی مکس تو هم این صدارو شنیدی؟
!بله! این صدای شرارته
!عدالته مینی ماکسیموم
!وایسا نه اون پدره مه
شاید داریم اشتباه فکر میکنیم
من فردم تو هم یه هیولای غول بیابونیه ترسناکی
زیاد فرقی بین مون نیستا
!بیخیالش! خیلی باهم فرق میکنیم !خیلی
!دیگه فهمیدم !اشتباه کردم
گذشته چجور سرآغازیست
تو حتی لباساتم نپوشیدی
سلام من بیمکس هستم
رسانه ی اینترنتی دانلودها با افتخار تقدیم میکند
ترجمه و زیرنویس از
NERON
شــــــش ابر قهرمان
این داستان: مشکله بزرگ
اگه تونستید با آقای نوکس تماس بگیرید قبل از اینکه بیاد
بهش بگید که برنامه ی شام کنسله
اره یه هیولا حمله کرده
میدونم میدونم خیلی بد شد
مینی مکس داره خرابیش رو تعمییر میکنه
رفیق کوچولو حالت خوب میشه حتما
خب چه شکلی بود؟ - خیله خب -
خب یه نهنگ دایناسور مانند رو فرض کن
که با یکمی مو قاطیش کردن
که یه شکل انسان ماننده
و منجمدش کردن چندوقت بعدم یخش رو آب کردن
وای جدی؟
من میتونم تصویرش رو بهتون نشون بدم
هاه درست مثله توضیحاته فرده
بیمکس؟
برای شناسایی دی ان ای پاکش میکنم
اون باید دشمنه قدیمیه بابام باشه
اون گفت "گذشته چجور سرآغازیست"
که معمولا از یه هیولا بعید نیست حرف از انتقام بزنه
هیولا؟ واقعا؟
اون عکسشو خورده
دی ان ای با هیچ گونه ای مطابقت نداره
یه هیولای واقعی
!عجب بابایی دارم من
واو...بابات چقدر دشمن داشته
اما اصلا نمیتونم اسمای دشمنه پدرم رو بخونم
نمسس؟
نماسیسیسون؟
نمسایز؟
آخه...چجوری اینو میخونن؟
اوه این یارو اسمش هیولاس
نه اون بیشتر از یه هیولای اجتماعی بود
توی طوله فیلم صحبت میکنه دماغشم میماله به وسایل عمومی
چیزای حال بهم زنی مثل این
اه بچه ها؟ ما الان توی راه گرنویل رو دیدیم
...و اون بنظر - خیلی شنگول بود -
منظور؟
آزمایشگاهو مرتب کنید
!بازرس داره میاد
درضمن باید اونا رو یجا قایم کنید
خب حالا بازرس کیه؟
لیو آمارا
!لیو آمارا - وایسا ببینم -
لیو آمارا لیو آمارا؟
بنیان گذاره سایکورکس؟
الان دیگه کلماته گوگو بری من
کاملا قابل درک و فهمه
لیو آمرا 23 سالشه و کمپانی زیست فناوری راه انداخته
به عبارت دیگه خیلی کارش درسته
"کاملا کارش درسته" معلومه
اهسف و اون قراره برای ساختمون جدیده کمک مالی بهمون بکنه
قراره تا آخره هفته یه مراسم اهدائی داشته باشیم
اوه! پس اون چادر بزرگ برای همینه
آخی تو فکر کردی قراره سیرک بیاد بجاش آره؟
آره
لیو آمورا راجب بیمکس یه چیزایی شنیده
و میخواد اون رو ببینه
و شمارو
!اووووه ایولا
!الان دیگه میرسه
هوشیار و باهوش بنظر برسید
من دیدم لیو آمورا با هلیکوپترش اومده
!و اومدم که حالا اونو ببینمش
!اون قهرمانه منه !من عشقشم اون اینجاس؟
نفس بکش خواهرم
کارمی هه اون اومده منو ببینه
و اون قراره بخاطره من کلی غافلگیر بشه
دانش اموزان با خانم امارا آشنا بشید
بیخیال گریس میتونی بهم بگی لیو
گِریس؟ - گِریس؟ -
لیو ایشون هیرو هامادا هستن
!یعنی کسی که این بیمکس کوچولو رو ساخته
من نسبتا در قد و قامتم بزرگ هستم
خب راجبش بهم بگو
آه دوربین های فوق طیفی داره
اسکلت بندی عالی - !اینا رو که میدونم - چی بهت گفت که اینو بسازیش؟
اوه من...ساختمش
برادرم ساخته - اوه خب از دیدنت خوشحال شدم -
اما...سرپا کردنش و تغییراتش همش با من بوده
...و من یه سری چیزای - ببخشید خانم آمارا؟ -
من کارمی هستم اجازه بدید بهتون
آمپول گیرنده نانویی رو معرفی کنم
کوچیک و بدون درد بدون نیاز به سوزن
یه تحول توی سیستم آینتو دلفریک؟
و کار میکنه؟ - بعله! سه بار امتحانش کردم -
آخرین آزمایشم روش واقعا امیدوارکننده بود
کارمی این شگفت انگیزه
هی چطوره که تو بیای تا
ساختمان جدید زیست فناوری رو ببینی؟
پرفسور گرنویل شما گفتید اون میخواست منو ببینه
میخواست آقای هامادا
اما کارمی شگفت زده ش کرد
کارمی فقط یه برچسب اختراع کرده
رنگ سبز اصلا بهتون نمیاد آقای هامادا
هیرو که لباس سبز نپوشیده
منظورش اینه که اون به کارمی حسودیش میشه
جالبه
به به به به
ایولا
!ببخشیدا اون بیرون چخبره؟
الو؟
آه باهم قرار ملاقات داشتیم؟
ها ها بادیگاردهام
بله آقای کارمی
!آه با شش ابرقهرمان تماس بگیر همین حالا
با این معضل تاریکی
!من خودمو باهاش قانع میکنم
!اصلا نمیدونم این یعنی چی
این موجود همه چیو فقط بهم ریخت
!یه چیز عجیب گفت و رفت
!به سختی تونستم باهاش مبارزه کنم
!اوووه! این چایی خیلی داغه
اوه اون پشت کابینت فایل ها قایم شده بود تا وقتی که رفت
کاملا شجاعانه
چه شکلی بود؟
فرض کن یه نهنگ و
یه دایناسور و یه خورده مو رو باهم قاطی کردن
بعد یجور حالت انسان مانند داره
و منجمدش کردن و چندوقت بعدشم یخشو آب کردن
!بهتون که گفتم همون هیولاس
چه چیزه عجیبی اونوقت گفت؟
"با این معضل تاریکی خودمو باهاش قانع میکنم"
نمیدونم یه همچین چیزی بود
!خیلی قر قر میکرد
....چرا اینجا؟
چرا اینجا بوی میگوی ترد میاد؟
اوه من الان یه شکارچی هیولام
!بخاطر همین آماده اومدم
فردی میدونی که سیر برای خون آشاماس نه؟
اره
مزه ش مثه...پیتزاس
بیاین سره بحثمون وقتی حمله کرد داشتی چیکار میکردی؟
!هیچی
من بلاخره موفق شده بودم با اورسو ناکس یه قرار ملاقات بزارم
اورسو ناکس؟
یکی پولدارترین مردانه سانفرانسوکیو
وایسا اورسو ناکس؟
این همون کسیه که مامانم دعوتش کرده بود برای شام
اما اون شب هیولا حمله کردو کنسلش کرد
اون واقعا برای من اسطوره س
و ناگهان سرو کله ی لیو آمارا پیدا میشه
و حالا اون میخواد روی کمپانیه جدیدشون سرمایه گذاری بکنه
!با اون مو های درخشانش
حسود هرگز نیاسود
چی؟! خب مو های منم درخشانه
این یه پروژه ی روباتیک نیست
نه این فناوریه زیستیه
من با یه چیزه بهتر اومدم وسط
تا کارمی و با اون برچسب هاش شکست بدم
و فکر مکنم این ترفندم کار میکنه
بزار فرض کنیم که تو فقط میتونی روی یه موضع برای همیشه کار کنی
چه نتیجه ای میگیری؟ - !آه شیمی ارگانیک -
وایسا نه باکتری های بیماری زا
!اه ایولا
سلام آه خانم آمارا
میخوام چیزی رو که دارم روش کار میکنم رو نشونتون بدم
الان؟ اخه وسط ناهاریم
اما باشه
!چیکاره ای دادا؟
این یه دستگاه گرادیان درجه ی حرارتیه
اجازه هست؟
همونطوری که میبینید به راحتی در گرما تغییرات فیزیکی انجام میده
که ارزش های عددیش توی اینجا قابل درکه
و کاملا برای کاربرد عملیه
پزشکی قابل استفاده س
خب این یه دما سنجه؟
یه دماسنج خیلی بزرگ
...این دستگاه گرادیانیه
No comments yet. Be the first to leave one.