The first 200 lines.
...آنچه در «سرگذشتِ ندیمه» دیدید
امروز صبح، یه هواپیما گیلیاد رو ترک کرد
و توی پیرسن فرود اومد
نُه تا مارتا سوارش بودن
همچنین 86 تا بچه باهاشون بودن
آفرد
این باعثِ جنگ میشه
تو اون بچهها رو خارج کردی، عزیزم
به خواستِ خدا خوابت رو میدیدم
داشتیم باهم آدم میکُشتیم
.تو باید خودت رو نجات بدی من چیزیم نمیشه
چیکار کردی؟
میخوام پیشِ دخترم باشم
یه اطلاعاتی برای گزارش دارم
زنِ من مرتکبِ جرائم سنگینی شده
شما رو بازداشت میکنم
شما رانندهتون رو مجبور کردید خانم آزبورن رو حامله کنه
تا بتونید بچهی حاصل رو صاحب بشید
خیلی دلم میخواد بهشون صدمه بزنم
به گیلیاد، به مردها
اون باهات چیکار کرد؟
اون مردهای دیگه رو میآورد خونه
میدونی... محافظها. نگهبانها
حتی بعضی از فرماندهها
این یکی از اون مردهاست؟
اسمش رو میدونیم؟ - نگهبان پوگ -
بندازیدش توی انبار
ما مِیدی هستیم
مخفی نمیشیم. میجنگیم
سربلندم کن
همین کارو میکنم
...معلوم نیست اون بیرون داره
...برای چه فجایعی نقشه میکشه
که بر سرِ کشورِ عزیزمون بیاره
پیداش کنید و بیاریدش پیشِ من
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
« ترجمه و زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
خیلی خب، برو
واسه ما اومدن اینجا
نه. فقط با یه ماشین نمیان
فقط آروم باش و به کارت ادامه بده
جونین، بیا اینجا
با من بیا - خیلی خب -
ازت میخوام فرار نکنی، خب؟
باشه - باشه -
بیا اینجا
روز بخیر، خانم
به من نگاه کن. هیچ مشکلی پیش نمیاد
آهان - خب؟ -
آفرین دخترِ خوب - خیلی خب -
حالا برو آلما رو پیدا کن - باشه -
صبر کن، تو کجا میری؟
لعنتی
اوه، اشکالی نداره
مطمئنم یه جایی پیداش میشه
یکم لیموناد میل دارید؟
ممنون، نه. کارمون زیاد طول نمیکشه
از گفتنش شرمندهام که قبلاً هم این اتفاق برای نگهبان پوگ افتاده
در طول ماه گذشته دو بار تخلفش گزارش شده
واقعاً؟
یه بار توی اصطبلِ یه نفر از هوش رفته
ما ندیدیمش
این رو بخور، عزیزم
حالش خوبه؟ - خوبه -
به تسکینِ دردش کمک میکنه
میتونیم با مارتاهاتون حرف بزنیم؟
اونا مشغول بطری کردنِ آب سیب هستن
میتونم برم بیارمشون
میتونن کارشون رو تموم کنن
برمیگردیم
البته
روز بخیر
روز بخیر، خانم. لازم نیست بدرقهام کنید
کارم چطور بود؟
عالی
کارت عالی بود
میتونم برات بشورمش
این که اومدن اینجا یعنی چی؟
یعنی من باید برم
همیشه میدونستیم یه روزی باید بریم
نقشه همونه. مِیدی بهمون کمک میکنه
ما رو میبرن به سلولی توی مرزِ غربی
نه، لازم نکرده. من میخوام از این خراب شده برم بیرون
شنیدم جمهوریِ تگزاس پناهنده میپذیره
نمیتونی بر اساس یه شایعه این همه راه رو بری
پیش شبکهی مِیدی جامون امنتره؟
اونا ما رو تا اینجا رسوندن - دقیقاً -
من نمیخوام بجنگم
اولش هیچکدوم نمیخواستیم بجنگیم
جون
خبری از مِیدی به دستت نرسید؟
رابطشون فقط با تو حرف میزنه
بریم
خب، چرا نمیتونه بیاد اینجا؟
خب، تو میتونی بری بیرون. اون نمیتونه
جون
خیلی خب
خیلی خب - مواظب باش -
بعضیهاتون همسرم رو میشناسید
،اون آدمِ خوش قلبیه کارهای بزرگی ازش برمیاد
هی، از دیدنت خوشحالم
آدمهای خیلی شجاعی تلاش کردن تا پروازِ فرشتهها به وقوع بپیونده
جون یکی از اونا بود
دوست دارید با یکی دیگه آشنا شید؟
...ریتا بلو، اون یه مارتا بود و
و سوارِ اون هواپیما بود
بیا بالا
ممنون که تشریف آوردید
کارت عالی بود - ،وقتی برای اولین بار جون رو دیدم -
...فکر نمیکردم که بتونه همچین کاری بکنه
...همهی این بچهها رو نجات بده
من رو نجات بده
پروازِ فرشتهها به خاطرِ اون انجام شد
اون ما رو خارج کرد
...و خودش اونجا موند
تا به مبارزه ادامه بده، با این که میدونست میتونه به چه معنا باشه
گیلیاد باعث میشه آدمها بدترین روی خودشون رو نشون بدن
ولی باعث شد جون بهترین روی خودش رو نشون بده
...و... و
...متأسفم
کارت عالیه، کارت عالیه
،ببیند، تا جایی که ما میدونیم جون هنوز زندهست
...و این امید چیزیه که باعث میشه پیش بریم
و باعثِ ادامه پیدا کردن رسالت میشه
پس ممنون - !ممنون، بله -
!تشویق کنید
کارت عالی بود. کارت عالی بود
الان همون لحظهست باید خیلی ملایم موضوع رو به پول عوض کنم
سلام. کارت عالی بود
...ببیند، همه میدونیم
برای چی اینجا هستیم، درسته؟ - آره -
خیلی خب
و چند نفر از کسایی که برامون ...اعانه جمع میکنن قراره بیان
...بیاید بالا، بچهها و
سلام - سلام -
و مبلغی که امروز اهدا میکنید ...به کادر و داوطلبها کمک میکنه
!داوطلبها، دستهاتون رو بلند کنید
،آره، این آدمهای خوب
بهشون کمک میکنه کاری رو که جون شروع کرده ادامه بدن
،و این رسوندنِ خانوادهها به همدیگهست
...ساختنِ خونهست و - ممنون -
ممنون
و به معنیِ تهیهی لباس و کتاب برای بچههاست
میتونید به این بچهها کمک کنید زندگیِ جدیدشون رو بیرون از گیلیاد شروع کنن
ممنون
ممنون
سلام - سلام -
کارت عالی بود
نمیدونم
لوک این کارو خیلی خوب بلده
اوه، آره، اون... اون غافلگیرم کرد
ولی ممنون... که حرف زدی
،خب، لوک ازم خواست واسه همین نمیتونستم نه بگم
البته که میتونستی
آزاد" یعنی آزادی بگی نه"
خب، اینجا بودن یه نعمته
هر روز خدا رو بابتش شکر میکنم
و بابتِ جون
خب، جون هنوز اونجاست و شَر به پا میکنه
همیشه براش دعا میکنم
برای گیلیاد دعا کن
برو عقب
محموله برای فرمانده کیز
خیلی خب
همینجا بمون
روز بخیر
روز خودتم بخیر
فرمانده کیز من رو فرستاد
یه محموله داره که باید تحویل بگیرم
چیزی در موردش نمیدونم
ولی بذار چک کنم - خیلی خب -
بیا داخل منتظر بمونیم
حالتون چطوره؟ - روز بخیر -
فرمانده. مدتی میشه ندیدمتون
دنبالم بیا
جاهایی مثل اینجا همیشه برای فانتزی بودن
اونا ساخته شدن تا مردها بتونن اَدای اربابها رو در بیارن
یه آخر هفته وانمود کنن ثروتمندن
حالا برای فانتزیهای متفاوتی هستن
فکر میکردم قدت بلندتر باشه
ندیمهای که فرمانده وینزلو رو کشت
چاقو رو از کجا آوردی؟
خودکار بود
سرت شلوغ بوده
اولش وینزلو بعدشم پروازی که راهیِ کانادا کردی
چی شنیدی؟
به طور رسمی روش سرپوش گذاشتن
ولی خبرش پخش شده
مردم دارن یه کارهایی میکنن
تایرها رو میبُرن، خطوط برق رو قطع میکنن
یه نفر یه ایست بازرسی رو منفجر کرد
همهی اون بچهها... آزاد شدن
باورم نمیشه تو اون کارو کردی
اونا دخترم رو ازم گرفتن
خونهی امنی برامون داری؟
آره. عمارتِ مارو
یه خونهی روستایی زرد رنگ ...حدود 20 کیلومتری غربِ شماست
انتهای جاده 44، توی یه بیشهی صنوبر
از کنارِ درختها حرکت کنید
اگه یه لحاف روی بند آویزون باشه یعنی امنه
No comments yet. Be the first to leave one.