The first 200 lines.
میخواستی منو ببینی؟- .آره،اسکار،بیا داخل-
.درو ببند.اگه میشه
.خیلی ممنون که اومدی صحبت کنیم
.آره،البته
.میخوام امروز واسه یه عمل جراحی برم
همهچی مرتبه؟
.آره،چیز مهمی نیست .فقط یکمی ترسیدم
.مطمئنم که همهچی مرتب پیش میره
اگه ناراحت نمیشی میشه بپرسم عمل ِ چیه؟
.کلونوسکوپی ـه عکس برداری از روده بزرگ با فرستادن دوربین) ( !به داخل روده
با تجربیات تو،باید توقع چه چیزی رو داشته باشم؟
...توی اصطلاحات حسی
یا احساسی؟
...کاری هست که
بتونم بکنم که لذت بیشتری بده؟
به خودم یا دکتر "شاندری"؟
دغدغه اصلیم اینه که به نظرت باید یه کلمه واسه متوقف شدن داشته باشم یا نه؟
"اداره" قسمت دوم فصل ششم "جلسه"
:مترجم سینارجبی.........................King_Sina
به نظرت میتونی بهم تا دوشنبه گزارش وضعیت مشتریهای شعبه بوفالو رو بهم بدی؟
میدونی چیه؟ .یه کار بهتر برات میکنم
.یکشنبه.یکشنبه شب
.باشه،تا دوشنبه میگیرمش
!وایسا آقا گندهه
یکشنبه برات پستش میکنم .تا چهارشنبه میرسه دستت
جیم،میتونی یه سر بیای اتاق کنفرانس؟
!موفق باشی
.آها! اون موضوع .الان یادم اومد
جریان چیه؟ .جریان فقط بین من و دیوید ـه.مشکلی نیست-
.واسه من که مشکلی نیست .میخواد منم بیام داخل
.نه،مشکلی نیست مایکل .خودمون از پسش برمیایم
واقعاً؟
برات مشکلی نیست که تو این یکی شرکت نداشته باشم؟
آخه اینقده کار دارم که میخوام .مغزمو بترکونم
آیا من نگرانم که جیم و دیوید بدون من جلسه دارن؟
.چون ما "سه دوست" هستیم
و گهگاهی،یکی از دوستها ،میره دستشویی
.درحالی که دو دوست دیگه ،جلسه مخفیانه دارن
.بزار تا میزت همراهیت کنم
.... میزم
.سه چهار قدم فاصله داره،ولی ممنون
تو و جیم بهم نزدیکین،آره؟
آره،به نظرم حاملگیم خیلی مارو .بهم نزدیک کرده
به نظرت اون و دیوید دارن درمورد چی حرف میزنن؟
!نمیدونم- !تو که وقتی جیم داشت میرفت تو اتاق بهش گفتی موفق باشی-
واقعاً؟
.به نظر شبیه حرفهای من نمیاد .من خیلی هم خرافاتی نیستم
...،اگه الان بهم دروغ بگی پَم
!بچهات دروغگو به دنیا میاد
!اینجوریه ها
.بچه ها از شیر سینه ،این چیزها رو به ارث میبرن
!خواهشاًَ درمورد شیر سینه من حرف نزن
.فقط نمیخوام بهم دروغ بگی
.نمیخوام هیچوقت بهم دروغ بگی مگه من تاحالا بهت دروغ گفتم؟
.نمیخوام تو هم بهم بگی
.عجله داشتم که یه سفارش رو بار کنم
نردبون رو گذاشتم بالا که یه جعبه سه سوراخ .از قفسه بالا بردارم
،بعدش یادمه که رو زمین افتاده بودم .نردبون هم افتاده بود روم
و اینجوری قوزک پات رو شکستی؟
!جالبه
،چطوری نردبون افتاد بالات
اگه تو از روش افتاده بودی؟
به تو چه ربطی داره؟ .برو پی کارت
واقعاً؟شرمنده،فکر کردم اینجا .یه کشور آزاده
!نمیدونستم توی رژیم کمونیستی سوئد ـیم
اگه ما توی سوئد زندگی میکردیم .دیگه نیاز نبود که نگران این چیزها باشم،چون بیمه عمومی داشتیم
.ساکت باش- ...دارم حرف میزنم-
من اینها رو میفرستم واسه شرکت.مطمئن شو .که رسیدهای داروییت رو نگه داری
.زودم خوب شو
.ممنون رفیق
.تا بعد
.فعلاً دریل
!زود خوب شو
.داره دروغ میگه
.گواهی پزشک داره
از طرف کی؟دکتر جِی؟
.واقعاً لازمه که ته و توی این جریان رو در بیاری
.ملت همینحوری از روی نردبون نمیوفتن
یکی از همسایه هام وقتی داشت خونش رو رنگ میکرد .از روی نردبون افتاد.تو اخبار هم گفتش
از کی تا حالا دیدی دریل واسه کاری عجله کنه؟
به غیر از اینکه بخواد بیاد این بالا که کیک تولد بخوره؟
"بینم کیک تولد دارین؟"
.اصلاً اداش رو خوب در نمیاری
چندتا سرکارگر میشناسی که دست به جعبه بزنه؟
.اصلاً با هم جور در نمیاد
.خُب،یه تحقیقی انجام دادیم .دوایت درست میگفت
.نردبون به قفسه بالایی نمیرسید
....نمیدونم که باورش کنم یا نه،ولی
.ولی طرفدار رمانهای کاراگاهیاَم
"میزنم خمیرت میکنم!فهمیدی؟"
خُب،اگه خوشش نمیاد میتونی به اون ...مادر به خطا بگی
که اخراجه،ببخشید الان دارم میرم .به یه جلسه
.منم دوست دارم....فعلاً
کی بودش؟- بابت این شرمنده،چی رو از دست دادم؟-
مایکل،ما میخوایم بقیه این جلسه رو .خصوصی ادامه بدیم
.خواهشاً اگه مشکلی نداری- !نه مشکلی ندارم-
!چرا دارم! نه ندارم! چرا دارم
.نه،مشکلی ندارم .بعداً بهم بگین چی شد
....این
.انتظار مکالمه
خُب،به شهردار بگو همین الان .6رای رو از دست داد
.یه مدتیه اونجان
.نمیتونه خوب باشه
فکر میکنی دارن در مورد من حرف میزنن؟
.نه،فکر کنم دارن در مورد من حرف میزنن
.آره،اینجوری خیلی بیشتر با عقل جور در میاد
.خیلی خُب،ممنون رئیس
جیم داره بهش چی میگه؟ که نمیتونم از پس این شغل بر بیام؟
!خیلی چرنده
.اگرچه این اواخر خیلی بینظمی زیاد شده
،شرکت،شعبهی بوفالو رو تعطیل کرد
که در آخر همه مشتریهاشون رو .جذب کردیم
... بهتون میگم که هر روز
....اونقدر کار بوده که
.که مجبور بودم که روز تعطیل هم بیام سر کار
....که دوباره بدست بیارم
!تلفنم رو جا گذاشه بودم
!سلام کلی- .خیلی به سینه هات حسودیم میشه-
.فقط میخواستم که تایید کنم که به عروسی نمیای
.که کاملاً قابل درکه و بهتر از عالیه
رایان هم میاد؟
.نمیدونم،هنوز دعوتنامه رو نفرستاده
.ما همه رو از اداره به عروسیمون دعوت کردیم
اگرچه میدونستیم که بیشتر این آدمها نمیتونستن ...با ماشین بیان
.تا آبشار نیاگارا
که بخاطر همینه که توی آبشار نیاگارا .برگزارش میکنیم
...بعدش مایکل
به همه گفت میتونن جمعه .و دوشنبه رو تعطیل کنن
.اگه بیان
حالا هم مردم باید تصمیم بگیرن که ...بیان به عروسیمون
.یا اینکه کار کنن
.جریان اینه .واقعاً دوست دارم بیام
.ولی اگه رایان نیاد ،منم نمیام .چون یجورایی وقت تلف کردنه
.منظورم رو اشتباه رسوندم
،خیلی عالی میشه که مجبورش کنی که بیاد .چون خیلی دوست دارم که بیام به جیم کمک کنم
چیکار میتونم برایت بکنم رئیس؟
فروشت چطوره؟- فروشم چطوره؟-
!مُچ ـم رو گرفتی
،رقم هام یکمی پایین ـند
.ولی بخاطر وضعیت اقتصادیه
.باورت نمیشه .کارت درسته
...خیلی خُب،حقیقتش اینه که
.این اواخر واسه تمرکز کردن مشکل داشتم ....یه مشکل عجیب
....لاس زدنی
....تیره و تار
.... با
.این دخترعموم داشتم
!و کاملاً مُخت رو به گا میده
.دوباره داستان دخترعمو
.ببخشین فیلیس
میشه این ایمیل رو واسم توضیح بدی؟
....هی،اندی،بیا بریم مامان بزرگ رو ببینیم"
"و بعدش با هم مست کنیم.ها ها ها...
هیش! دارم فکر میکنم توی اون اتاق چه خبره.باشه؟
....والاس حتماً باید توی
دوره چهار ماهه ای میومد که .کاملاً وضعم خرابه
شنیدی وقتی میگن: اونقدر مسخرست که شاید عملی بشه؟
.خُب،من باورم نمیشه .میگم از غیر قابل نفوذ ترین راه پیش برو
....و بخاطر همینه که اندی رو مجبور کردم
که منو توی یه چرخ دستی غذا .وارد اتاق کنفرانس کنه
...نقشهش
....کاملاً
.با سلیقه است
.مواظبم باش .حتماً-
چی داریم اینجا؟
.دارم میرم عقب و دور میزنم
....میخوام همچین
!مال تو نیست
!شرمنده قربان
....این اجازه رو به خودم دادم که براتون
....یه پنیر پهن شده آماده کنم.که میخوام
اینجا کنار دیوار شرقی .اتاق کنفرانس قرارش بدم
پنیر پهن شده؟- !بله اقا-
.از منطقه ویسکانسین .پنیر چَدر خیلی عالی
....همینطور از شهر بزرگ ویسکانسین
. یه پنیر پارماژان....
،اینجا یه تزئین از پنیر چَدر میبینین
که با هوا بسیار زیبا ...واکنش نشون داده
.که یه پوسته خارجی کوچک تشکیل بده
.که به نظر من میتونین هم باهاش به مبارزه برین .هم خوشمزست
...در این لحظه،بهتون توصیه میکنم
که یه مسافرت به جنوب مرز بکنین .به ایالت بزرگ ایلیویز
.جایی که میتونین این پنیر آبی تزئین شده رو پیدا کنین
...اگه بخوام خیلی با شهامت صحبت کنم
خیلی خوش میگذره
...که بزارین ماهی قرمز
!یه شنای کوچیک توی پنیر آبی بکنه
.نوش جان
.من باید برم
.ممنون بخاطر این .خیلی بهم ایده دادی واسه فکر کردن
خواهشاً بهم قول بده که تا زمانی که صحبت نکردیم .کاری نکنی
.نمیکنم
.ممنون که وقت گذاشتی- .خواهش میکنم.ممنون جیم-
اِرین،مایکل اینجا نیست؟- .فکر کنم.... همین دوروبر بودش-
.احتمالاً از بغلم رد شدی چطوری؟
میشه یه ثانیه توی دفترت صحبت کنیم؟- .بله،حتماً-
.... به نظرم از روی صداش،یه
.EMD P40"ـه" یه
.ـه GE نه،یه
.خیلی بلندتره P40صداش
No comments yet. Be the first to leave one.