Dark

Dark

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Dark S03E08 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-NTG
Dark S03E08 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-GHOSTS
Dark S03E08 720p WEB H264-GHOSTS
Dark S03E08 GERMAN DL 1080P WEB X264-WAYNE
Dark S03E08 WEB H264-RBB
Dark S03E08 WEBRip x264-ION10
Dark S03E08 WEBRip XviD-AFG
Dark S03E08 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Dark S03E08 720p WEB HEVC x265-MeGusta
Dark S03E08 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Ali99
▓░╠⫸ پایان سریال ¦ علی اکبر دوست دار و سینا صداقت ⣿ FilmoGen.Org ⫷

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
x265
HEVC
TS
2CH
XviD
Published on: 2020-06-27
Downloads: 55
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ هر سفری از یه جایی شروع میشه

‫ ولی سفر تو، پایانی نداره

‫ تا ابد ادامه داره

‫من اینجام تا بالأخره مهر ختامی بر سفرت بزنم

‫امکان نداره

‫تو مُردی

‫من سپُردم بکُشنت

‫هنوزم قاعده‌ی این بازی رو یاد نگرفتی

‫تو می‌خوای گِره رو از بین ببری،

‫ولی با تمام کارهات داری ازش محافظت می‌کنی

‫محاله

من نابودش کردم

‫من مارتا رو کُشتم و ‫سرآغاز رو از بین بُردم

‫دنیای تو و دنیای حوا

‫هیچ‌کدوم نباید وجود می‌داشت

‫تو خیال می‌کردی سرآغاز

‫در اتصال بین دو دنیا قرار داره

‫ولی در واقع، خارج از هر دو دنیاست

‫دوگانگی‌های ما تفکرات‌مون رو شکل میده

‫سیاه، سفید

‫روشنایی و سایه

‫دنیای تو و دنیای حوا

‫ولی این اشتباهه

‫بدون بُعدِ سوم، همه چیز ناقصه

‫سه‌گوش

‫دنیای...

‫سومی وجود داره؟

‫ دنیایی هست که گره رو به وجود میاره

‫ محل خلق کائنات

‫ در اونجا فقط یک اشتباه رُخ داد

‫ تن‌هاوس... در دنیای اصلی...

‫ مثل تو، یک نفر رو از دست داد

‫ و مثل خودت، سعی کرد ‫ یکی رو از مرگ برگردونه

‫ ولی به‌جاش، شکاف ایجاد کرد ‫ و دنیای خودش رو از بین بُرد

‫ و به این ترتیب دو دنیای ما ایجاد شدن

‫ولی راهی برای نابود کردن گره وجود داره

‫اونم اینکه همون اول ‫توی دنیای اصلی، جلوی

‫اختراع روش سفر در زمان و فضا رو بگیریم

‫« بهشت »

‫می‌خواستم همه‌شو بدم بهت

‫ولی مسیرت نباید تغییر می‌کرد

‫باید مو به مو عین قبل عمل می‌کردی

‫تا این موقع

‫این...

‫این اتفاق قبلاً هم افتاده؟

‫تو بی‌نهایت بار تلاش کردی که ‫دنیای اصلی رو از بین ببری

‫ولی اولین باره

‫که من و تو اینجاییم

‫وقتشه از ارتباط واقعی بینِ ‫همه چیز سر در بیاری

‫ تمام کارهایی که کردی،

‫ تمام کارهای حوا،

‫ باعث شده که تا ابد در هر دو دنیا ‫ هیچ گزندی به گره وارد نشه،

‫ تو دوباره خودت رو به وجود میاری

‫ اون هم خودش رو

‫اونها باید بمیرن

‫همه‌شون باید بمیرن

‫تا بتونن از اول به دنیا بیان

‫هر دو دنیا در شکم توئه

‫چی؟

‫پسرت

‫اون سرآغازه

‫و پشت سر هم همه رو ‫در هر دو دنیا به وجود میاره

‫اون مدت‌ها منتظرت بوده

‫و باز هم بارها و بارها انتظارت رو می‌کِشه

‫ تو می‌خوای پسرت، و ‫ به همراهش گره رو نابود کنی

‫ حوا می‌خواد اون زنده بمونه،

‫ و به همین خاطر باید ‫ از گره محافظت کنه

‫ دستِ خودش نیست

‫ بازم بارها تمام تلاشش رو می‌کنه ‫ تا مطمئن بشه اون زنده می‌مونه

‫ هر کاری که تو و حوا ‫ توی این گره کردید،

‫ و هزاران بارِ دیگه تکرارشون می‌کنید،

‫ از روی عشق بوده

‫ با این همه تنها ثمره‌‌ی کارهاتون درد و رنج بوده

‫اگه مي‌خواین جوناس زنده بمونه،

‫اگه می‌خواین همه‌شون زنده بمونه،

‫باید به روال سابق عمل کنیم

‫تو هم همینطور

‫ هر دوی شما توی سفرتون ‫ کارهای غيرقابل‌تصوری انجام دادید

‫ چون نمي‌تونین از شدیدترین امیال‌تون دل بکَنین

‫سفر شما اینجا و الان تموم میشه

‫منظورت چیه؟

‫شما رو برای یه هدف به این دنیا فرستادن، ‫و به این هدف رسیدین

‫ما به هیچی نرسیدیم

‫اون گفت که باید جلوی آخرالزمان رو بگیریم

‫- بشکه‌های توی نیروگاه... ‫- همه چیز رو به وقتش می‌فهمی

‫ شما در تلاش بودین از آینده‌تون فرار کنید

‫ ولی این امکان نداره

‫ دست آخر، همیشه با خودتون روبرو میشید

‫تو کی هستی؟

‫من متأسفم

‫دو دنیای شما هرگز نباید وجود می‌داشت

‫تو و حوا،

‫شما دو نفر هیچ‌وقت نباید وجود می‌داشتید

‫از کجا تمام اینها رو مي‌دونی؟

‫از کجا راجع‌به دنیای اصلی خبر داری؟

‫من ۳۳ سال آزگار توی دنیای تو و اون، ‫دنبال جواب می‌گشتم

‫ سعی کردم تکه‌های پازل رو کنار هم بذارم

‫تا بفهمم چطور امکان داره همه چیز بارها و ‫بارها از یک درخت خانوادگی به وجود بیاد

‫ تا اینکه فهمیدم همه‌ی ما ‫ بخشی از اون گره نیستیم

‫ هر دو دنیا حکم سرطان رو دارن

‫ برای رشد نیازمند بسترن

‫ با از بین بردنشون، تمام چیزهایی که ‫ داخلشون به وجود اومده رو هم نابود می‌کنی

‫ولی تمام چیزهایی که از قبل توی ‫دنیای اصلی بودن، از بین نمیرن

‫این همه سال فکر می‌کردم

‫اون دختر منه

‫سال‌های سال آرزو داشتم پدرش تو بودی

‫ولی اینطوری بهتره

‫« رجینا »

‫اون جزئی از گره نیست

‫زنده می‌مونه

‫ اما درست مثل تو و حوا،

‫ باید همه چیز رو حفظ می‌کردم تا

‫ امروز توی جایگاه فعلیم باشم

‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی

‫سریع انجامش بده

‫نذار عذاب بکِشه

‫زندگیِ اون که زندگی نیست

‫باید این اتفاق بیفته،

‫تا بتونم با هزار زحمت جلوشو بگیرم

‫ درست مثل تو، من بارها و بارها ‫ باعث رنج و عذاب بقیه شدم،

‫ تا دست سرنوشت امروز ‫ من رو به تو برسونه

‫ من هر کاری کردم

‫ به‌خاطر رجینا بود

‫ این همه سال، توی هر دو دنیا، ‫ دنبال راهی بودم که اون زنده بمونه

‫ دنبال راهی برای قطع کردن ‫ زنجیره‌ی علت و معلول

‫ هم توی دنیای تو

‫ و هم در دنیای حوا،

‫ در تلاش بودم که از ‫ ارتباط بین همه چیز سر در بیارم

‫ ارتباط واقعی بین‌شون

‫ تا بالأخره فهمیدم که این دو دنیا، ‫ از یک دنیای دیگه به وجود اومدن

‫ که رجینا همیشه توی ‫ هر دو دنیا می‌میره

‫ فهمیدم که اون فقط می‌تونه توی دنیایی که ‫ همه چیز از اون به وجود اومده، زنده بمونه،

‫ دنیای اصلی

‫ من به تو و حوا...

‫ دروغ گفتم

‫ ولی گره باید صحیح و سالم باقی می‌موند

‫ باید مطمئن میشدم که ‫ چیزی دستگیر شما دو نفر نمیشه

‫ مطمئن میشدم که تمام آدم‌های ‫ توی این گره، خبردار نمیشن

‫ اولش، همه چیز توی ‫ دنیای تو و اون باید...

‫ به روال سابق پیش می‌رفت

‫ هر قدم توی این هزارتو باید ‫ مثل سابق برداشته میشد

‫ یه زنجیره‌ی بی‌نهایت از علت و معلول

‫ که باعث میشد ‫ سرنوشت همه‌ی ما، در هر دو دنیا،

‫به یک شکل رقم بخوره

‫عذر مي‌خوام

‫همین الان یه نفر از اینجا رد نشد؟

‫یه پیرمرد؟

‫ ما توی هیچ‌کدوم از این دو دنیا، ‫ از خودمون اختیاری نداریم

‫ هر بار کارهای گذشته‌مون رو تکرار می‌کنیم

‫سلام

‫تو هلگ داپلری، مگه نه؟

‫هلگ

‫در یک دنیا، سرنوشت‌ها

‫ یکی از یکی بدتره

‫امروز چندمه؟

‫۸ نوامبر

‫سال چند؟

‫۱۹۸۶

‫۱۹۸۶

‫ من می‌تونم تغییرش بدم، می‌دونی؟

‫می‌تونم گذشته رو عوض کنم

‫و ایضاً آینده رو

‫کمک!

‫اگه تو نبودی، هیچ‌کدوم از این اتفاق‌ها نمی‌افتاد

‫نه!

‫چی اون داخله؟ ‫همون پسره؟

‫- چه بلایی سرش آوردی؟ ‫- ولم کن!

‫ تا وقتی اون گره وجود داشته باشه،

‫ همه‌مون محکومیم که ‫ در هر دو دنیا باز هم

‫ ذره ذره عذاب بکِشیم ‫ و رنج به بار بیاریم

‫ این دو دنیا با هم هیچ فرقی ندارن

‫ شاید روند یا زمان وقوع اتفاقات مثل هم نباشه،

‫ اما همون اتفاقات رخ میدن

‫توی این گره، هیچکس نمی‌تونه ‫از تقدیرش فرار کنه

‫کار تو بود

‫ هر تکه‌ی پازل مکرراً

‫ جای خودش رو پیدا می‌کنه

‫ درست مثل خودت، من مهره‌ها رو ‫ روی تخته‌ی شطرنج حرکت دادم،

‫ و به ناچار بارها و بارها ‫ شاهد اتفاقات بودم

‫ ولی بالأخره فهمیدم ‫ چطور گره رو باز کنم

‫می‌دونم اون روزنه‌ای که این همه وقت ‫دنبالش می‌گشتی، کجاست

‫زمان

‫در آخرالزمان، چند صَدُم ثانیه متوقف شد

‫و اون قضیه همه چیز رو ‫از تعادل خارج کرد

‫ولی هر موقع که زمان از حرکت بایسته،

‫زنجیره‌ی علت و معلول هم در یک آن قطع میشه

‫یه روزنه می‌تونه...

‫شرایط رو تغییر بده

‫حوا این رو می‌دونه

‫حوا توی دنیای با استفاده از اون روزنه

‫خودِ کم سن و سال‌ترش رو به ‫سمت و سوهای مختلفی می‌فرسته،

‫تا چرخه متوقف نشه

‫منم با اون روزنه خودم رو ‫به جهات مختلفی فرستادم

‫تا امروز اینجا باشم

‫باید باهاش جوناس رو ‫به یه مسیر دیگه بفرستی...

‫تا یک بار برای همیشه ‫اون چرخه به هم بریزه

‫تقصیر جوناس و مارتا هست که ‫این اتفاقات بارها و بارها می‌افته

‫باید بفرستی‌‌شون به دنیای اصلی، تا بتونن ‫بالأخره تمام این قضایا رو تموم کنن

‫بهت قول میدم

‫درستش می‌کنم

More Farsi Persian subtitles for Dark

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left