The first 200 lines.
درش نیار
از خونریزی میمیرم
چیکار باید بکنم؟
داری میری؟
تو و بیکسبی بهخاطر اون موجودی که دنبال من اومدهبود
تقریبا مرده بودین
اگه کوچکترین اتفاقی برای تو میافتاد
نمیتونستم خودمو ببخشم
همین خب که چی؟ داری خدافظی میکنی؟
فعلا
طاقت بیار میکائیل، طاقت بیار
فقط تلاش کنیم وضعیتش ثابت بشه
خیلی داره خون از دست میده حالش خوب میشه
اونو از اینجا ببر بیرون... اونو از اینجا ببر بیرون
من همینجام میکائیل بجنب، بریم
من همینجام فقط بیرون منتظر باشین
لنون
بله؟
تو بازداشتی
چی؟ برای چی؟
ترک خدمت
نه، من باید اینجا باشم، باید اینجا باشم
نه، نه میکائیل
میکائیل
جلو
لباساتو دربیار برو جلو
لباساتو دربیار
نه
دستشو بذار رو اسکنر بندازش رو زمین
لباساتو دربیار، گفتم لباساتو دربیار
لباساتو درمیاری یا میندازمت تو سیاهچاله
از اینجا ببرش
بعدی
لباساتو دربیار
به چی نگاه میکنی؟ زود لباساتو دربیار
باشه
لنون
غیبت بدون اجازه، دزدی از اموال دولت
تو مشکلی با وگا داری؟
وقتی باهات حرف میزنم جواب میدی حرف بزن
و منم دارم با تو حرف میزنم
این کثافتو بندازین انفرادی
بیاین از اینجا ببریمش
برو
Translated By ELAHE & Fireamin
تو زندهای
اینطور بهنظر میاد
،ما نتونستیم جلوی خونریزی رو بگیریم برای همین من آوردمت اینجا
اون شمشیر از جنس فلز آسمان هفتم بود
باید منو میکشت
کجاست؟
نمیدونم، اصلا ندیدمش
باید اون تیکه شمشیر رو پیدا کنیم
باید الکس رو ببینم
باید استراحت کنی
فکر کردم از دست دادمت
خیلی بد میشد؟
میکائیل
تو لیاقتت بهتر از ایناست، بِکا
نباید زندگیای داشته باشی که سراسر مخفیکاری باشه
مردای خوبی در وگا هستن
مردایی که میتونی باهاشون یه زندگی معمولی داشتهباشی
من یه مرد خوب نمیخوام
من بهترینشونو میخوام
مردی که دوسش دارم
چی باعث میشه فکر میکنی من توانایی دوستداشتن دارم؟
میدونم که داری
باید واقعا دوسش داشته باشی
تو هنوز درستو یاد نگرفتی؟
آروم باش، فقط میخواستم بترسونمش
بدون شک رادارها شناساییت کردن
سربازا تو راهن
اوه، پس دوسش داری
یوریل، بس کن
چرا اومدی اینجا؟
تو یه چیزیو از بقیه ما مخفی کردی
و اون مثلا چیه؟
خودتو نزن به اون راه
تو فرد برگزیده رو پیدا کردی
باید حرف بزنیم، داداش کوچولو
منو شمال ببین
بیکسبی
سلام
بهم گفتن بالاخره از اتاق عمل آوردنت بیرون
برای همین یه دوست برات آوردم که پیشت باشه
خوشگله نه؟
آره، اون اینجا بود
کی اینجا بود؟
فرد برگزیده
کی؟
دیشب، میکائیل رو آورد
اون اینجا تو بیمارستان بود؟
حالش خوب بود؟
سربازا بهش دستبند زدن و بردنش
اونا خبر ندارن اون فرد برگزیدهست
سلام، ببخشید
باشه
خب الان باید برم اما حتما برمیگردم
و بهت سر میزنم
تو خیلی زود حالت بهتر میشه، باشه؟
این ازت مراقبت میکنه
باشه
امروز حالت خیلی بهتره
خیلی زود میری خونه
کارمون تموم شد سناتور فراست
ممنون
فرد برگزیده به شما برکت بده
موارد زیادی هست که باید دربارهشون بحث کنیم
بیاین با درخواست سناتور بلیک
برای افزایش بودجه دفاعی شروع کنیم
راستش ژنرال تو همه این مدت، از پول
و انرژی ما میتونست استفاده بهتری بشه
اگه فرد برگزیده فقط خودشو نشون میداد
میشد دیگه کلا نیازی به بودجه دفاعی نداشته باشیم
خوب بله و اگه فرشته دندون
امشب میاومد پیشمون
مشکلات کمبود بودجه ما هم حل میشد
بحث بعدی
من اینطور فکر نمیکنم
ما وسط بحرانیم فراست خواهش میکنم
شایعهها میگن که اون بچه اینجا تو وگاست
زمان صبر کردن ما میتونه خیلی راحت تموم بشه
برگردیم سر کارمون
بله سناتور فراست درست میگن
فرد برگزیده اینجاست
منم
امید شما مثل همیشه برای ما مثالزدنیه، سناتور
بیاین دعاهامونو تو قلبمون نگه داریم
و برگردیم سر اداره شهر وگا
موافقم موافقم
من صرفنظر میکنم
تو به "فیوریاد" دستور دادی منو بکشه
اوه من میخواستم، حتی آرزشو داشتم
اما فیوریاد عزیز ما مثل همیشه سرخود عمل کرد
کنترل اون خلق عصبیش واقعا سخته
خب کنترل خشم من هم داره یواش یواش
سخت میشه
پسرا، آروم باشین
یه نفس عمسق بکشین
الان زمان صحبته نه دعوا کردن
،باید قبل اینکه ما دو تارو تو یه اتاق قرار میذاشتی فکرشو میکردی
اول از همه تو هرچقدر از انسانها رو که میخوای بکش
اما وقتی نوبت میکائیل میرسه بهش دست هم نمیزنی
بهت گفتم من هیچ نقشی توی اون حمله نداشتم
فیوریاد سرباز توئه و اون تقریبا برادر ما رو کشته بود
اگرچه من سرزنشش نمیکنم
چطور تونستی اون بچه رو از ما مخفی کنی؟
سوال عجیبیه از طرف یه خواهری که بهمون نمیگه
بیست و پنج سال گذشته کجا بوده
علامتهای پدر برای همه ما مهم بوده نه فقط تو
باید از اون دربرابر جبرئیل محافظت میکردم
مگه پدر یادمون نداده اسباببازیهامون رو با هم تقسیم کنیم؟
ساکت باش جبرئیل
شما احمقا تا حالا هزارانبار با هم دعوا کردین
اما نه هیچوقت اینجوری
باید تمومش کنین
تو میتونستی تمومش کنی
برای همین بود که ما رو با حضورت مفتخر کردی، یوریل؟
بالاخره انتخاب کردی کدوم طرف باشی
یوریل تو هم به اندازه من انسانها رو دوست داری پس ازشون محافظت کن
من اومدم اینجا تا یادتون بیارم
ما همه چیزی هستیم که باقی موندیم
برای همینه که هیچوقت طرف کسیو نگرفتم
من هردوتاتون رو دوست دارم
حتی میکائیلو؟
که دو دهه گذشته رو
مشغول شمشیر کشیدن به روی فرشتهها بوده؟
تظاهر نکن که چشمسیاهها برات اهمیتی دارن
تو اونا رو خیلی راحت فدا میکنی
منظورت از این حرف چیه؟
برادرمون یه حقه جدید یاد گرفته
میتونه اونا رو تسخیر کنه
این نفرتانگیزه
این فرقی با کاری که میکائیل با اون بچه کرده نداره
من هیچوقت اونو مجبور به کاری نکردم
اما میکنی
اون بچه درباره گذشته رنگارنگت میدونه؟
داری تهدید میکنی؟
من دارم کار درستو انجام میدم
صبر میکنم تا اون بچه ماهیت درستشو پیدا کنه
،و خودش با پای خودش بیاد اینجا همونطوری که براش مقدر شده
ازش دور بمون جبرئیل
از وقتی که با این پسر برات باقیمونده نهایت استفاده رو ببر
اون برای تو مُرد
لنون
ملاقاتی داری
چی؟
دیگه میتونی ما رو تنها بذاری
بانو رایسن، شما اصلا خبر ندارین این مرد چه کارایی ازش برمیاد
من مشکلی ندارم
درو ببند
کلیر
اونا باهات چیکار کردن الکس؟
هیچکاری که مستحقش نباشم، نکردن
باید خالکوبیها رو مخفی میکردم
من حتی نمیفهمیدم تو اینجایی
اگه بهخاطر بیکسبی نبود
حالش چطوره؟
حالش خوبه
و میکائیل؟ آره اونم خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.