The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
کالیفرنیای جنوبی
خانهی بسیاری از افراد آمریکای شمالی، با مناظر
و حیات وحش شگفتانگیز و بسیار متنوع
خانهی هومو سَپییِنس
باهوشترین گونهی انسانهای نخستین
گونهای جذاب
با هوش بسیار پیچیده و
کنجکاوی بیپایان در مورد جهان طبیعی
پرنده شناس زن کالیفرنیای جنوبی
زیبا. با شکوه
از اون مدل پرنده شناسها که
میتونی ببری خونه دیدن پدر و مادرت
خیلی واضح که یه جفت
خیلی ضعیفتر دنبالش
چه خبرا؟
بدون من شروع کنین
با شناختی که از کارول دارم، کیک هویج به خوردمون میده
این ببین
یه عالمه کرم لومبریکوس ترستیک اینجاست
باید برم
چون سرم شلوغ باشه؟ باید برم
کجا بودیم عشقم؟
نه
چه غلطی دارن میکنن؟
اونجا جای امنی نیست
چی؟_ باید از اونجا برین_
اونجا جای امنی نیست
مرکز گفت که یه درخت افتاده رو قربانی؟
اره، اما احتمالا شبیه چیزی که تصور میکنی نیست
زیر ریشهی یه درخت قطع شده ایستاده بود
و وقتی درخت برگشت سر جاش، روی اون افتاد
اینجوری میشه؟
بعضی وقتا بعد از طوفان
یا هر اتفاق دیگهای که باعث از بین بردن ریشه بشه
تنش ناشی از باقی ماندهی ریشه
میتونه باعث بشه درخت دوباره به سمت بالا بره
مثل یه تیرکمون از جنس بلوط_ اره، یکی که چند تن وزن داره_
زودباشین صداش رو از زیر درخت میشنوم
باشه خوبه...این خبر خوبیه
یعنی هنوز زنده است بذار کمکت کنم از اینجا بری
یکم جا برای تیم باز کنیم تا کار کنن
باشه
ادی، چیمنی، شروع کنین به کندن چاله از اطراف تا بتونیم به داخل دسترسی داشته باشیم
اطاعت
باشه، مرکز کاپیتان گروه ۱۱۸ صحبت میکنه
یه قربانی داریم که زخمهای زیادی داره
یه آمبولانس هوایی در نزدیکترین
محل به ما نیاز داریم
دریافت شد، کاپیتان ۱۱۸
اَره لازم دارم تا ریشه رو از درخت جدا کنم
گروه ۱۱۸، مدواک۳ هشت دقیقه با شما فاصله داره
باک، میندازم
یه تکیهگاه و
لولا لازم داریم تا بتونیم ریشهی مرکزی رو ثابت کنیم
تکیه گاه امن
سرش رو میبینم
منم پاش رو دارم
باشه، قرقرهها امن_ باشه_
الان نباید بالا کشیدنش کار سختی باشه
نبضش میزنه، ضعیف اما هست
راه هوا بسته شده، به خاطر فشار درخت
به سختی نفس میکشه
باشه چیم، از مچ پاهاش بهش سالین بزن
وقتی فشار درخت رو از روش برداریم
بدنش باید بتونه اون رو جبران کنه
باشه_ اون کت بده به من_
باهاش از راه هوایش محافظت میکنم
کپ، اینم اَره
زدم، کپ
باشه، همه سر موقعیتشون باشن که بکشن
باید راه هواش رو باز کنیم
وقتی این ریشهها رو ببرم میتونیم درخت رو جابهجا کنیم
باشه
باشه، با شماره ۳
۱...۲
۳
زودباش
تقریبا تموم
باک، برین کنار
تیمبر
نفس نمیکشه
نبضش خیلی کم، انگار خونریزی
داخلی داره...باید ببریمش
با شماره ۳ ۱..۲..۳
سیپیار رو شروع میکنم
ادی، پکها رو بهش بزن
خواهش میکنم برادرم رو نجات بدین
برادرت؟_ اره، از وقتی بچه بودیم_
باهم پرندهها رو تماشا میکردیم
باشه، براش شوک آماده باشین
دستهاتون رو بردارین
تغییری نداشت...دوباره میرم
دستهاتون رو بردارین
علائم عادی، نبض داریم
خدا رو شکر
مراقبش باشین تا برای انتقال آمادهاش کنیم
با شماره ۳ ۱..۲..۳
بالا
اگر هلیکوپتر جا نداره
و نمیتونی باهاش بری، خوشحال میشم
ببرمت بیمارستان دیدنش
مطمئنم تو هلیکوپتر انقدری جا هست
که بتونی با برادرت بری
خب پس
شاید شماره تلفنم رو بخوای؟
اینجا برای یه پرنده شناس زن
کالیفرنیای جنوبی میتونه خطرناک باشه
واقعا داری ازم درخواست دوستی میکنی
وقتی برادرم همین الان داشت میمرد؟
فکر کردم وقتی گفت برادرش
معنیش اینکه باید شانسم رو امتحان کنم
...خب
فکر کنم غرایز بدی داری
دفعهی بعد موفق باشی
پس به همه چیز جواب اره میدی؟
اره بهش میگه پذیرش رادیکال
یعنی چی؟
...خب تفکرش اینکه
با زندگی روزمرهمون همه خیلی راحتیم نه؟
هر روز میریم سر کار همیشگیمون
با یه گروه خاصی از ادمها وقت میگذرونیم
تو یه رستوران خاص غذا میخوریم و از مغازههای مشخصی خرید میکنیم
هر کاری که برامون ناراحت کننده باشه رو انجام نمیدیم
یا کارهایی که ازشون میترسیم
رفتن تو ساختمونی که داره آتیش میگیره چی؟
اون حساب نیست چون کار
قبل از اینکه بیام الای، خیلی ماجراجویی داشتم
میدونی، جاهای جدید میرفتم
کارهای جدید رو امتحان میکردم ادمهای جدید رو میدیدم
به خاطر اینکه دنبال یه چیزی بودی
الان دنبال چی هستی؟
همین میخوام بفهمم
با قرار دادن خودم در برابر اتفاقهای ممکن
خب، این چی؟
استعفا میدی، پرستار بچهی من میشی
منم دیگه به این همه رزومه نگاه نمیکنم
جوابش قطعا نه
نه، عصر مطلق، دربارهی تغییرات چشمگیر زندگی نیست
و پرستار بچهی تو شدن
شبیه یه تغییر بزرگ توی زندگیه
استخدامش هم همینطور همشون ۱۲ سالن
یا قاتل سریالی
بیخیال محدودشون نکن...میتونن هردوش باشن
ببین باید برم
امشب قرار هم اتاقی قبلیم کانر
و زنش رو برای شام ببینم_ اون پسر که تو خوابگاه بود، کانر؟_
اون ازدواج کرده؟_ دو سال_
یه چند وقتی باهم ارتباط نداشتیم اما
جدیدا باهام تماس گرفت و ازم خواست باهم غذا بخوریم و منم گفتم
حتما؟
دقیقا
موفق باشی
این برند سس اشتباه
تخفیف خورده بود
میدونی چیه بابا، بعضی وقتا همون چیزی رو میگیری که براش پول میدی
عالی شد، دارم یه لوس و ننر بزرگ میکنم
و کسی که بدون فکر خرید میکنه
این چیه؟
غلات صبحانه
فکر نکنم یه متخصص غذایی باهات موافق باشه
اون سالم رو هم گرفتم
تعادل
شانس آوردی که بامزهای
مدرسهات
صبر کن بابا، خریدها رو تموم نکردیم
بله؟
بله، دیاز هستم
واقعا؟
نمیدونستم
و چند وقت که کریستوفر نمیره سر گروه علم و دانش؟
زنگ زدم تعمیرکار، اگر بتونن فردا میان
عالی شد
باشه، شیفت خوبی داشته باشی
ممنون
یکم وقت داری، کپ؟
به این اسم صدام نکن
بیخیال، همین یه بار؟
نه
اگر اینجایی معنیش اینکه
ساموئل حالش بهتر؟_ اره، بهتر_
بالاخره داره جاش رو تو خونه پیدا میکنه
و آتنا داره دنبال یکی میگرده
تا وقتی نیست، مراقب پدر و مادرش باشه
کی میشه؟
احتمالا آخر هفتهی دیگه
تو چطوری؟
خوب
امروز همه چیز رو تو فایرست آپلود کردم
فهرست وظایف_ در مورد کار نپرسیدم_
همین الانم میدونم کارت رو عالی انجام دادی
کی بهت زنگ زد؟ چیم؟
کرن
چه قدر سرت داد زد؟
تمام مدتی که بهم میگفت احمق
لحنش کاملا مودبانه بود
متاسفم هن نباید تو رو درگیر میکردم
خودم داوطلب شدم
تقصير تو نیست که از دانشکدهی پزشکی اومدم بیرون
خب شاید من بتونم باهاشون تماس بگیرم بگم چی شده
No comments yet. Be the first to leave one.