The first 200 lines.
منو پدر بیولوژیکیت با هم توافق کردیم
که هیچوقت باهات تماس نگیریم
من اون توافق رو زیر پا گذاشتم
شاید بتونی باهاش تماس بگیری
و ازش بپرسی که دلش میخواد منو ببینه یا نه
...ونسا- میتونم سعی کنم پیداش کنم-
سری قبل که این دور و بر بودیم
وارد یه یه سری الگو ناسالم شدیم
میدونم که ما با هم یه گذشته ای داریم، ویل
اما دیگه گذشته
کارای گروهم هنوز تموم نشده
راستش، یکیشون به کار میاد
اگه تو میخوایش پس مال تو- مرسی-
پاملا، چه خبر شده؟
دستم تحرک نداره، مثل سنگ سفت شده و تکون نمیخوره
...اما وقتی انگشتامو به هم فشار میدم
دستم یه چیزیش شده، کراکت
،من نمیخوام این تحقیقاتو به خطر بندازم
چون تو نمیتونی بی خبر موندن رو تحمل کنی
من بهت اهمیت میدم، میلنا
نمیتونم صبر کنم تا این پرونده تموم بشه
آره، منم همینطور
مرکز صحبت میکنه همه تیم ها گزارش بدن
وضعیتتون چطوره؟
،28تیم چارلی، هدف خانه
مجرم دستگیر شد
تیم ویکتور، هدف 64 دستگیر شد
تیم دیوید، هدف 52 دستگیر شد
!تیراندازی شده! تیراندازی شده
!یه افسر زخمی شده! آمبولانس خبر کنید
پیشم بمون، سم ...پیشم بمون، س
باید برم ببینم چه خبر شده- نه، تو مامور مخفی هستی-
نباید خودتو درگیر این قضیه بکنی
مهم نیست، فقط برو
باید بری بیمارستان، باشه؟
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
صبح بخیر
صبح تو هم بخیر- گفتم قبل از مشاوره دادن-
اینو برات بیارم
مرسی- آره-
ام.آر.آی مو گرفتم- اوه، عالیه-
میلوپاتی اسپوندیلوزیس پیشرونده ی گردنی
نیاز به جراحی داری- فکر نکنم انجامش بدم-
داری چی میگی؟ ...این
قضیه جدیه...این فشردگی ستون فقراته
من فیزیوتراپی انجام میدم. با همین روند درمان میشم
،بهبودی بعد از عمل شش تا هشت هفته طول میکشه
و من یه لیست بلند بالا از بیمارا دارم
...من
نمیتونم اونا رو انقدر طولانی ول کنم به امان خدا
شاید لازم باشه دوباره روش فکر کنی
از همین تصمیمم کاملا راضی ام
باشه
هی، دیلن یکی تو راهه
ژولیت، من میرم بغداد
اطلاعاتش "سم دیورز" 45ساله
از قسمت راست قفسه سینه به پشت راست گلوله خورده
گلوله از پشت جلیقه اش بیرون آورده شد
92فشار خون 98/66،ضربان قلب روی
سلام، "سم" من دکتر چوی ام ایشونم دکتر اسکات
چه اتفاقی افتاده؟- حمله به مواد مخدر-
منتظرمون بودن
کمین کرده بودن
بسیار خب، بیاین برش گردونیم
خب، حاضرین؟ بچرخونیدش
خب، جای دوتا زخم رو میبینم
احتمالا ورودی و خروجی گلوله هستش
برگرد
!سم؟ سم! اوه، خدای من
خوبی؟- من خوبم، آلیس-
مطمئنم خوب میشه- هیچ هم خوب نیست-
!تو تیر خوردی- خواهش میکنم، خانم-
...اگه امکانش هست بیرون منتظر بمونین، داریم
من زنشم هیچ جا نمیرم
بسیارخب، همه برای عکسبرداری حاضر شین
ردیفه
تجمع خون در سمت راست
خیلی خب، بیاین برای لوله گذاری سینه آماده ش کنیم
فقط یه زخم ورود و یه زخم خروج دیدین، درسته؟
آره
یه گلوله هم سمت راستش توی مویرگ های خونی دیده میشه
سم، قبلا تیر خورده بودی؟
وای نه- مطمئنی؟-
مطمئنم
خودت میدونی که اون رستوران دریایی
روی رودخونه رو میگم یه مخزن پر از خرچنگ داره
پس ازم میخوای یه حیوون انتخاب کنم بعدم بخورمش؟
مطمئنم که تو میتونی سالاد سفارش بدی
سلام، بابا، فکر میکنم ممکنه امروز این لازمت بشه
اوه، خدای من
...عزیزم- بله-
خیلی ممنونم ازت
اممم
ایشون همکارم دکتر ریچاردسون هستن
دخترم آنا
قبلا...همو دیدیم
مشاوره خونوادگی انجام دادیم، یادته؟
البته
آره- راست میگی-
خوشحالم دوباره دیدمت، آنا
به هر حال، واسه اولین دوره دیر کردم پس دیگه میرم
مرسی، عزیزم بازم ممنون
وای
پس اون نمیدونه؟
راجب ما؟
حدس میزنم خبر نداره
گمون کنم زمان مناسبی واسه گفتنش پیدا نکردم؟
واقعا همینطوره که میگی، دنیل؟
منظورت چیه؟
خب، بعضی وقتا آدم سعی میکنه با اجتناب
از گفتگوهای سخت از افرادی که دوستشون داره
محافظت کنه- آها-
از مزایای قرار گذاشتن با مشاور
نه، مسئله این نیست
به هر حال، من باید برم دفتر رئیس
پس فرداشب بریم غذای دریایی بخوریم؟ همه چی اوکیه؟
به نظر که ایده خوبیه- ایول-
هی
تو اون گیاه ها رو برای ساختمون گرفتی؟
!معرکه ست- مرسی-
تا عالیه6
میدونستی نیلوفرهای صلح واقعا صدا رو جذب میکنن؟ *گیاه اسپاتی فیلوم*
آره، دارم سعی میکنم سر و صدای توی خیابون رو کم بکنم
نگاهش کن، جناب آقای گوگل
باید بگم که متوجه شدم هنوز
چک اجاره منو نقد نکردی
خب، من...نه، نکردم
خب، قضیه چیه؟
راستش، از طرف بانک برگشت خورد
چرا بهم نگفتی؟- موضوع مهمی نبود-
معلومه که چیز مهمیه از پس بازپرداخت برمیام
...میدونی- دکتر هالستد؟ دکتر اشر؟-
تو بیرون کردن ملاقاتی از اتاق بیمار
به دردسر خوردم
مشکل چیه؟- مادرِ بیمار-
ما الان میایم ممنون
،سلام، من دکتر هالستد ـم و ایشونم دکتر آشر از بخش زنان و زایمان
چه کمکی از دست ما ساخته ست؟- ...خب-
بهشون بگو، مامان که چقدر من یه شکست کاملم
،22سالمه مجردم و حامله
درسته، اون حامله ست
نباید به عنوان مربی گرم کن یوگا کار کنه
از حال رفته
میبینی؟ همیشه...وضع همینه
از پس هیچ کاری درست برنمیام
میخوام اون بره بیرون
مشکلی ندارین؟
تا وقتی داریم با دخترتون صحبت میکنیم
ترینی میتونه شما رو ببره یه جای راحت
بیرون منتظرم
متاسفم
به هر حال، من کت ـم توی هفته26ام هستم
سلام، کت. خب، امروز چه اتفاقی افتاد؟
از حال رفتی؟
یکم سرگیجه داشتم، و بعدش آره
قبلا هم اینجوری شده بودی؟
گمون کنم اخیرا اصلا خودم نبودم
،مثلا، حالت تهوع داشتم، بدنم ورم میکنه
حس میکنم درب و داغونم
،امروز یکم وضع بدتر بود
ولی همش از عوارض طبیعی بارداریه
شاید
هر چند حالت تهوع ـت یکم زیادی طول کشیده
آره، فشار خون و دمای بدنت هم یکم بالاست
فکر میکنین مشکلی هست؟- لزوما نه-
ولی باید سونوگرافی بگیریم
و یه سری آزمایش انجام بدیم
خیلی خب- یکم بهمون زمان بده-
تا به یه سری جواب برسیم، باشه؟
اه، و مامانم؟
میخوای بهش بگم بیاد؟
نه.نه
سلام، خانم رید. من دکتر تیلور هستم
سلام، خوشحالم میبینمتون
امروز صبح یه مقدار بیسکوییت توی گلوش گیر کرد
هنوز احساس میکنم یه چیزی اونجا هست
ببخشید
قبلا هم این اتفاق برات افتاده بود؟
...فکر میکنم
چند هفته پیش یه قرص داکسی سایکلین توی گلوم گیر کرد
برای بیماری عفونی ازش استفاده میکردم
بسیار خب، چه مدت این مشکل رو داشتی؟
معلوم شد اصلا مشکلی نداشتم
،همینطور روماتیسم
ام اس یا سندرم خستگی مزمن هم نداشتم
هر چقدر بیشتر بری دکتر ببینی لیست بیماری هاتم طولانی تر میشه
میتونم بپرسم چه اتفاقی افتاد
که باعث شد از همه ی این دکترا وقت بگیری؟
خب، یه سال و نیم پیش
من دچار...پرش پلک چشم شده بودم
و خیال میکردم
"لیدیا، تو داری سالانه 200جا سخنرانی میکنی"
من یه سخنران انگیزشی ام "به خودم گفتم تو فقط خسته ای"
اما بعد تشخیص داده شد که دوستم به اسکلروز جانبی آمیوتروفیک مبتلا ست
ترسناکترین چیز ممکن. پس رفتم پیش یه متخصص مغز و اعصاب
اما اون امکان ابتلا اسکلروز جانبی آمیوتروفیک رو رد کرد
این که خوبه- درسته-
اما بعد دچار سرفه شدم ...بعدش هم سفت شدگی بدن
و خستگی مزمن
و هیچکس نتونست دلیلشو پیدا کنه
No comments yet. Be the first to leave one.