The first 200 lines.
آسومیدین توهیروف؟
تو آسومیدین توهیروفی؟
من دیروز رفتم.
الان سومین باره که من میرم.
میخوای من برم؟
نه، خودم میرم. تو میتونی بخوابی.
به به... بیا.
- داغه؟ - نه، داغ نیست.
من که گفتم میتونی بخوابی.
نتونستم.
خوبی لئو؟
خیلی داغه؟
آره.
اینجوری میتونم ببینمت.
این روزها زیاد مامانی رو نمیبینیم.
بریم پیش مامانت یا همینجا ؟
امشبه ؟
ویرجینی ، تو یه سردرد خالصی
شوهرتون نمیاد؟
نه.
کسی نیست که همراهیتون کنه؟
نه.
امشب آنتی بیوتیک مصرف کنین...
که در حین عمل عفونتی رخ نده.
روز خوبی داشته باشین.
مرسی.
مشکلت چیه؟
تو هول هولکی کارهات رو انجام میدی.
- دقت نمیکنی، احتیاط نمیکنی. - موقع عملیات چی؟
پلیس خوبی هستم؟
جواب بده دیگه. موقع عملیات پلیس خوبیم یا نه؟
هستی.
خب؟ واسه چی غر میزنی؟
من که دانشجوی آکسفورد نیستم!
پلیسم. من که نیومدم اینجا رمان بنویسم.
همه چی مرتبه خانم نروژ؟
چی شده؟
ویرژینی؟
کار نداری؟
نه، چطور؟
که بریم وسایل این خانمه رو تحویل بگیری. شوهرش دست بزن داره.
الان خونه نیست. میتونی بیای؟
درست میشه خانم.
ما پیشتونیم.
- چه غلطی میکنین؟ - برین کنار.
برین کنار.
سونیا، اذیت نکن...
قربان، اونجا وایستین.
- نمیتونم باهاش صحبت کنم؟ - نه.
برین عشق و تکون نخورین.
زنیکه عوضی.
کثافت آشغال.
برو کثافت وجودت رو بشور.
الان حالت بهتر شد؟
خیلی لذت بردی، مگه نه؟
با لباس فرمت خیلی حال می کنی.
انقدر وانمود نکن که جیگر داری.
دیگه بسمه.
ولم کن! گفتم ولم کن!
ولم نمی کنی؟
زنیکه عوضی!
خانم نروژ!
آریستید، انقدر من رو اینجوری صدا نکن.
چیه؟ ترجیح میدی خانم سنگال صدات کنم؟
سوال مهمی دارم.
خیلی مهمه.
ناهار چیکار کنیم؟
کباب بزنیم یا کباب؟
خوشحال باش دیگه. بهت حق انتخاب دادم.
نمیتونم بیام. کار دارم.
بی وفا شدی؟
میخوای با کس دیگه یا ناهار بخوری؟
باشه پس.
لب رودخونه نیروی کمکی لازم داریم.
ناحیه 36 تو خیابون کای داسترلیتز.
صدام رو دارین؟
ایول.
وقتشه بریم کتک کاری.
احتمالش هست.
دیشب خیلی خوب خوابیدم.
امروز هم یه زد و خورد حسابی داریم.
کمک نمیکنی؟
بی حرکت!
تمرین خوبی بود!
چی شده؟ لباست خراب شده؟
هجده ماهه که نخوابیدم.
خب که چی؟
خانم ها اینجورین دیگه.
خودتون برابری میخواین...
ولی بعدش بهونه بچه داری یا بدحال شدن میارین.
بی شوخی.
- خب با کارت کنار بیا دیگه. - ولم کن.
امروز حوصله ندارم، تو دیگه اذیتم نکن.
واسه چی میگی "من دیگه"؟
- مگه چیکار کردم؟ - کاری نکردی.
پس چی شده؟
دارم بچم رو سقط میکنم.
یه مقدار ذهنم درگیره. عذر میخوام.
به تو ربطی نداره. مشکل خودمه.
واسه همین اعصابم خرده.
چطور قبل از طلاق نفهمیدیم؟
چه بدونم.
مهم نیست. قراره سقطش کنم دیگه.
- اینجوری نمیشه. - چرا نشه؟
نمیشه تو یه ماشین پلیس بیش از یه زن باشه.
میدونم.
فعلا قانون اینجوریه، ولی ممکنه عوض بشه.
دوتا پلیس زن نمیتونن بدون پلیس مرد گشت بزنن.
درست نمیگم ؟
این قانونه
- نیروی پلیس چجوری تشکیل میشه؟ - خودت بگو.
حداقل باید یه مرد باشه.
یه مرد از یه زن قوی تره.
- از دوتا زن چی؟ - حتی از دوتا زن هم قوی تره!
باورم نمیشه!
هنوز هم انقدر مردسالاری هست؟
دارم راست میگم دیگه. حداقل باید یکیشون مرد باشه!
دو نفر داوطلب میخوام.
ماموریتش تو ناحیه خودمون نیست...
و براتون اضافه کاری حساب میشه.
آتش سوزی زندان باعث شده تیم اسکورت پخش و پلا بشه.
گرگوار؟
نه، شرمنده.
آریستید؟
راه نداره.
من برعکس بقیه کار و زندگی دارم.
اریک؟ پایه ای؟
خیلی خب، ولی چقدر جیگر دارن.
من میرم. من باهاش میرم.
به من هیچ ربطی نداشت.
نه، بهم نمیخوره.
من که گفته بودم مطمئن نیستم.
کار ضروری ضروریه دیگه!
الو؟
- خوبی؟ - خوبم.
باید ماشین رو بگردم.
از کجا معلوم؟
دیدی؟
از این میشه به عنوان سلاح استفاده کرد.
از هرچیزی میشه به عنوان سلاح استفاده کرد.
هروه داره چیکار میکنه؟
- - کجا گذاشتیشون؟
اونجا نیست.
خیلی رو اعصابی مارتین.
واقعا بدجوری رو اعصابی.
نمیشه انقدر اذیتم نکنی؟
خیلی سرده.
نه، یه کم سرده.
وقتی سرطان گرفتی برام گریه نکنیا.
رو من حساب نکن که ببرمت شیمی درمانی.
چرا همیشه انقدر بی اعصابی؟
چرا خودت رو سر من خالی میکنی؟
اگه بچه داشتیم، سر اون خالی میکردم.
ولی تو که فقط هیکل گنده کردی، عرضه بچه دار شدن نداری.
یقه طرف رو گرفتم و گفتم:
"اگه دوباره بهم بگی داداش..."
"دخلت رو میارم."
بهت گفت داداش؟
آخه ما کی داداش شده بودیم؟
میشه آروم تر صحبت کنین؟
ناراحتی؟
آره، ناراحتم!
میدونی چرا؟
چون گزارش سرقتت کلی اشتباه داره.
انقدر ریزبین نباش. غلط تایپی بود دیگه.
میخوای گزارش هام رو غزل واره بنویسم؟
بسه دیگه.
مشکلت چیه؟
همه کارهات رو هول هولکی انجام میدی.
دفت نمیکنی، احتیاط نمیکنی.
موقع عملیات چی؟
پلیس خوبی هستم یا نه؟
جواب بده دیگه. موقع عملیات...
پلیس خوبیم یا نه؟
هستی.
خب پس چرا غر میزنی؟ من که دانشجوی آکسفورد نیستم.
پلیسم. نیومدم اینجا رمان بنویسم که.
ببرش خونه خودش. همه وسایلش اونجاست.
خیلی خب، میبرمش.
ویرژینی،
کار نداری؟
نه، چطور؟
بریم وسایل این خانم رو برداریم.
شوهرش دست بزن داره.
الان خونه نیست. میشه باهام بیای؟
اینجا رو.
طبق معمول خرابه. خیلی رو اعصابه.
چطور میتونیم با چنین لگنی کار کنیم؟
حتی گاهی اوقات قفل خودکارش هم کار نمیکنه.
میخوان بازداشتی های بیشتری داشته باشیم که آمار بره بالا،
ولی ملت میتونن راحت در رو باز کنن و فرار کنن.
مسخره است.
- برین عقب. - چه غلطی میکنین؟
برین عقب.
سونیا، اذیتم نکن.
قربان، اونجا وایستین.
- نمیتونم باهاش صحبت کنم؟ - نه.
برین عقب و تکون نخورین، شنیدین؟
No comments yet. Be the first to leave one.