The first 138 lines.
Anime Lord جهت دانلود دیگر انیمه ها به صورت رایگان دنبال کنید anime_lord_ir مارا در تلگرام به آدرس
من همیشه بهت نیاز دارم برای الان و برای همیشه
Anime Lord جهت دانلود دیگر انیمه ها به صورت رایگان دنبال کنید anime_lord_ir مارا در تلگرام به آدرس
ورمیل...
نمی تونه اینجوری باشه
به هیچ وجه...
نمیخوام باور کنم...
پروفسور ابسیدین...
چرا این اتفاق میفته؟
دخترا ناراحت پروفسور ابسیدیان هستن...
اون قطعا محبوب بود...
فقط دخترا نیستن
آخ-چرا پسرا براش عزادارن؟!
ما عزادارش نیستیم! ما عزادار ورمیلیم!
ورمیل...
امروز اینجا نیست که بهش نگاه کنه...
چرا جدیدا نمیاریش؟!
واقعا؟!
اوم، ورمیل جدیدا حال خوبی نداره...
ها؟ حالش خوبه؟
آره، چیز مهمی نیست، ولی داره استراحت میکنه
می تونم کمی تنها باشم؟
ها؟ اوه، حتما...
نمی دونم خریدن دسر براش خوبه و خوشحالش میکنه یا نه؟
پس تو یه شیطونی
آلتو به من گفت.میدونستم داری چیزی رو قایم میکنی
آره...
متاسفم که بهت دروغ گفتم که من چی بودم.
اینطوری نگو داری باعث میشی که احساس کنم یه قلدرشدم
ببخش
چی؟چرا عذرخواهی میکنی
هیچی، من فقط...
برای من فرقی نمی کنه که تو یه شیطان هستی یا یه فلووز. نیازی نیست بابتش عذرخوای کنی...
به هر حال مسئله خاصی نیست
نیست؟
هرچی
تو این چند روز با آلتو کار عجیبی کردی؟!
شاید کرده باشم
فکرشو می کردم
هرچی که هست انگار آلتو با وجود همه چی حالش خوبه
پس این بار بیخیالت میشم! اما فقط این بار، باشه؟!
از من نمی ترسی؟
چرا من باید بترسم؟
صبر کن دنبال من میای؟ خونم و بخوری یا چی؟
نه، اینطوری نیست
پس دلیلی برای ترسیدن ازت ندارم.
می دونم، ولی انسان هایی مثل تو از من می ترسن
تو خنگی
یه دیونه!
لازم نبود اینارو بگی...
جدی از شیطان بودن احساس بدی می کنی؟ این چیزی و بهتر نمی کنه
میدونم ولی چون شیطون هستم آلتو صدمه دید...
تاریخ دوباره تکرار میشه...
قسم می خورم که تو خنگی
باورم نمیشه که اینقدر نگران کسایی مثل تو بودم.
کی اهمیت می ده که یه شیطونی؟ کی اهمیت میده که تو خر زوری؟
شیطان یا انسان، مهم اینه که خوبی یا بد
چیزی که هستی مهم نیست
چیزی که مهمه اینه چه حسی به آلتو داری
من در مورد آلتو چه احساسی دارم؟
درسته. اینکه آلتو نسبت بهت چه احساسی داره
من می دونم که تو رو داستان شیطان بودن حساس شدی اما به استادت اعتبار بیشتری بده
اگه دوباره از کنترل خارج شی، آلتو کنارته تا هواتو داشته باشه
تو آشناشی،باید بیشتر بهش تکیه کنی
همه ما حاضریم هر لحظه به خاطر آشناهامون جون خودمون و به خطر بیندازیم
ممنون
خواهش میکنم
در واقع یک شخص خیلی شایسته هستی
پس فکر میکردی من قبلا چی بودم؟!
ها؟ورمیل کجا رفت؟
اون اینجا نیست. میدونم گفت میخواد تنها باشه...
ورمیل! خودت رفتی بیرون؟
آره
حالت بهتره؟
آه، آره، من خوبم.
خوب نگرانت بودم
آلتو.
من...
من خونه ام
خوش اومدی
آلتو، اوه، من...
من یه شیطانم و کارهای وحشتناکی با تو کردم...
اما وقتی اون کلمات محبت آمیز و بهم گفتی
خیلی احساس خوشبختی کردم
ولی اگه با تو بمونم ممکنه دوباره بهت صدمه بزنم...
قبلا هم اتفاق افتاده بود و... من فقط نمی دونستم بهت چی بگم.
ولی بازم، با وجود همه چی، من هنوز...
من هم می خوام با تو باشم!
میدونم شیطان هستم ولی میخوام با تو باشم!
این...
خدا روشکر...
چرا با شنیدن این حرف راحت شدی؟!
منظورم اینه که شب پیش اون حرف های بدی زدم و احساس کردم به نوعی مجبورت کردم که بگم چی کردی
مطمئن نبودم واقعا از داشتن من خوشحالی یا نه
ولی حالا می دونم
من واقعا سخت کار میکنم تا بهترین استاد برات باشم
الانشم بهترین استاد دنیایی
اینطور فکر می کنی؟
همه چی اوکیه، ورمیل.
اگه به من نیاز داری به من تکیه کن بالاخره تو آشنای منی
اگه می خوای کاری انجام بدم، هر کاری، فقط بگو من هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم!
هر چیزی؟
آره، اصلاً هر چیزی!
به عنوان مثال، اگه می خوای یه کرپ، یا دونات!
راستی تو راه برگشت یه جا وایسادم...
من...
من میخوام بوست کنم
ها؟
صبر کن ورمیل...
این تموم چیزی بود که می خواستی؟ ولی ما همیشه این کار رو انجام می دیم.
می خوام من و ببوسی.
امروز رفتم سمت رودخونه من فقط می خواستم تنها باشم
اما حتی وقتی تنها بودم...
نمیتونستم از فکر کردن بهت دست بردارم
هی، آلتو، همه چی حله؟
چجوریه؟ بزرگترین سایز رو برات گرفتم
و-و-و-وای! حداقل دکمه جلو رو ببند
من می خوام، ولی بسته نمیشه
دوباره از خجالت میمیرم جلوی استاد...
الان، من بهت یه یونیفرم قرض می دم، پس بپوشش
برای همه چیز خیلی ببخشید
بعدا بریم لباس جدید بخریم
از امروز دوباره با من میای مدرسه، نه؟
آره.بالاخره برای بعضی از کلاس هات به من نیاز داری
بعلاوه...
من آشناتم
و من به مانات نیاز دارم
درسته
خیلی خوب
بریم؟
ممممم!
می دونستم که پروفسور شکست میخوره
من بهت گفتم که فایده ای نداره که اجازه بدیم اون مرد با ما هم گروه شه
چه درد سری شد...
اوه، هیچی، فقط با خودم صحبت می کنم.
من سرم شلوغه پس باید برم
شیش.تو هم خیلی دلنازکی کوهاکومیا.
تلاش برای محافظت ازش وقت تلف کردن بود
No comments yet. Be the first to leave one.