Twelve Nights (12 Nights / Yeoldoobam / 열두밤)

Twelve Nights (12 Nights / Yeoldoobam / 열두밤)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

12 Nights E06 sunflowermag ir
A Commentary by zshkoo
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان مترجمان: مریم گلی و زهرا

Tags

TS
Published on: 2018-11-21
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 196 lines.

چي تو رو کشونده اينجا؟

.بيا بريم

.فکر کنم خونه رو اشتباه گرفتين

!!آه!اين امکان نداره

.خدايا...تو ديگه ساده لوح نيستي

...شرکتمون

کارش تمومه؟فقط همين؟

.کارش تمومه ولي ميتونه يه شروع جديد هم باشه

.ببخشيدا!ولي حالا ساعت،2نصف شبه

نميشه بيشتر مُراعات کنين؟- .معذرت ميخوام-

!خلاصَش کن- .من سئولم-

.ميخوام ببينمتون

نميدوني توي تعطيلاتم؟

. واضح گفته بودم که ديگه همچين عکسايي نميگيرم

.تعداد کمي از مردم فکر ميکنن که آدم راحتي ام

...پس تعجبي نداشت که

.به نظرم آشنا ميومد

سئول رو خوب ميشناسي؟

جايي که بشه اونجا نشست و استراحت کرد،رو ميشناسي؟

.هر وقت ميام اونجا به اون آدم فکر ميکنم

.من توماسم

گردنبندمُ پيدا کردم

...و همينطور

.نيمه گمشده امُ

.تو خوشگلي

.اونجاست،هنوزم ميبينمش

.دختر جالبي به نظر ميرسه

...بهش نزديک شدم تا کمکش کنم- چطور ميتونم کمکتون کنم؟-

...يون چان

.آه نه،من قَيم کيم چان هي ام

ميخواي چيکار کنم؟

ازم ميخواي حالا بزرگت کنم؟ همينه؟؟

.چون بهتون نياز دارم

.چون همين حالا بهتون نياز دارم

!شما بودين که بهم گفتين عکاسي رو کنار بذارم

.آره،اين وظيفه منه

...ميخواي سرزنشم کن يا بهم فحش بده؛در هر صورت

.ديگه نيازي نيس همديگه رو ببينيم

...تو واقعا خيلي

.تغيير کردي

نتيجه مصاحبه ات هنوز نيومده؟

حالا چرا يهو احساساتي شدي؟

چي شد؟خوب پيش نرفت؟

!خيلي هم خوب پيش رفت

اين جشن نوشيدني ئه

! يه جشن نوشيدني

ولي بيرون که بودي اتفاقي افتاد،مگه نه؟

.تا اومدي يه ليوان سوجو رو سَر کشيدي

بازم بخاطر چان رفته بودي اداره پليس؟

...هي

تا حالا تو زندگيت بهم نياز داشتي؟

درباره چي حرف ميزني؟

.همينو بگو

...هيچ نميدونم

.که اون چقدر بهم نياز داره

ميخواي سال ديگه همينجا همديگه رو ببينيم؟

بعد از اينکه من يه عکاس و تو هم يه رقاص شدي؟

.حالا هر چي که شديم

!سلام

منم

.منم،چا هيون اوه

ميشنوي؟

.ميخوام ببينمت

.همين حالا

خداروشکر

.لطفا اين شماره رو ذخيره کن و بعدا باهام تماس بگير

...و همين طور

.نيمه گمشده امُ

.اونجاست

...هنوزم اون دخترُ

.ميبينم

جنيفر،اين آخرين شانسته

.جدي ميگم

اونجا نيست؟

.دارم نگرانش ميشم

يعني کجا رفته؟

.براي امروز تا همينجا بسه

فکر ميکنم،حتي اگه خودمم عکس ميگرفتم .بازم همونطوري ميشد

.قبل از اينکه بري بيا يه کم چاي بخوريم

خودم برات دُرست ميکنم- باشه،ممنونم-

.به لطفت حس ميکنم دارم يه داستان دنباله دار مينويسم

.جالبه

من خيلي تغيير کردم؟

.اون دوستت هم بايد تغيير کرده باشه

.هي،تو چهارسال گذشته ازت عکس گرفتم

نبايد يه همچين چيزي رو بدونم؟

حالا که بعد از مدت ها ديديش،چه حسي داشتي؟

.نميدونم

.فقط چندثانيه بهش برخوردم

.هر چيزي به زمان احتياج داره

.حتي اين يه فنجون چاي

.خيلي ممنون

.فردا يا پس فردا که اومدي،بهم برش گردون

.اينم عوض اون بسته چايي اي که بهم دادي

.ممنونم

...اين روزا شعراي ساده و روان رو بيشتر ميپسندن

.بايد بگم که شعر هات بيش از حد سنگين و انتزاعي بود

فراموشش کن.بيا بردار ببرشون

اون حتي وقت کرد دُرست بخونَتشون؟

فکر ميکنه کيه که منو ارزيابي ميکنه؟

...شما بودين که

.بهم گفتين کارمُ رها کنم

!شما بودين که بهم گفتين عکاسي رو بذارم کنار

چطور ميتونم دوباره ببينمت

وقتي که ميگي بخاطر من از کارت استعفا دادي؟

...استاد

.تو واقعا خيلي عوض شدي

از کجا فهميدي که اينجام؟

.اومدم که بهتون يه چيزي بگم

.من از عکساتون خوشم مياد

دليل اينکه ميخواستم

تو اون استوديو باشم

.اين بود که شما اونجا بودين

.از خودت حرف درنيار

!تو داري تلاشتُ ميکني که نظر منو عوض کني

فقط امضاي منو لازم داري،مگه نه؟

.پول لازم بودم

...پولي که از عکسام بدست مياوردم کافي نبود و

بعد از طلاق والدينت

.مجبوري که از مادرت مراقبت کني

گفتي دليلش اينه

گفته بودي عکساي منو دوست داري،مگه نه؟

چرا دوستشون داري؟

چون شرکت پول زيادي ازشون بدست مياره؟

.اون روز عکساي منو ديدي

.اون نمايشگاهي بود که هر عکاسي ميتونست آرزوشُ داشته باشه

با وجود پول،هر کسي ميتونه از صفر شروع کنه

واقعي يا تقلبي

.هيچکدوم از اينا در برابر پول اهميتي ندارن

.عکسايي که اون روز ميديدي رو من گرفته بودم

.ولي اونا عکساي من نبودن

چطور ميتونستن مال من باشن وقتيکه فروش رفته بودن و با اسم خريدارشون به نمايش دراومدن؟

با اين حال بازم ميگي که عکساي منُ دوست داري؟

!فرار نکنين

.بهتون نمياد

!اينقدر گستاخ نباش

هان

چيه؟

.کارمُ اينجا تموم کردم

.جيمز بهم گفت که بهت کمک کنم

.اين کار خودمه

.خودمم تمومش ميکنم

.تو اوقات سختي داري

.هنوزم "استاد"صداش ميکني

.يه چيزي بين من و استاده که بايد حلش کنم

.چيزي نيست که تو بخواي درگيرش بشي

.اشتباهت همينجاست

.ما که پول و وقتمونُ براي روابط دوستانه ات خرج نميکنيم

.گفتم که خودم بايد اين کارُ تمومش کنم

.ديگه بيشتر از اين دخالت نکن

.غرورت اين قضيه رو حل نميکنه

!گفتم که خودم حواسم هست

اي بابا

...با اين اخلاقش

.جلوي استوديو منتظرتم

.بايد باهات حرف بزنم

!چا هيون اوه

.دليلي وجود نداره که اينجا باشه

.خيلي وقته همديگه رو نديديم

.انتظار نداشتم اينجا ببينمت

نميخواي چند لحظه بشيني؟- نه-

.در باز بود براي همين اومدم داخل

...رفته بودم سمت قلعه که

.دوستم گوشيتُ قرض گرفته بود

.ديدم که داري ميري پايين

.نميدونستم خودتي

حتما براي مسافرت اومدي؟

.آره

.ديروز اومدم

تو چي؟

...بخاطر کارم

.اومدم و فردا هم برميگردم

.من بايد به کارام برسم،براي همين زودتر ميرم

!يو کيونگ

متاسفم

که نتونستم به قولم عمل کنم

.دلايل خودمُ داشتم

.خنده داره

چيزي که داري ميگي

.مال خيلي وقت پيشه

.به نظر ميرسه تمام مدت داشتي بهش فکر ميکردي

.نيومدم که تو رو ببينم

...پس

.اگه بازم بهم برخورد کرديم،فقط به روي خودت نيار و برو

.منم همين کارُ ميکنم

...دليل اينکه اون روز نتونستم بيام اينه که

.بيا فقط باهم احوال پرسي کنيم

.اگه قبل از رفتن يه کم وقت داشتي بيا با هم غذا بخوريم

و اگه نياز بود

.ميتونيم نوشيدني هم بزنيم

واقعا مي توني اين کارُ کني؟

.دليلي وجود نداره که نتونم

.ما که با هم رابطه اي نداريم

.بهم خبر بده.خداحافظ

...نميتونم براي اومدنم برنامه ريزي

چيه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left