The first 200 lines.
...آنچه گذشت - ،محض رضای خدا -
تو ارباب جهنمی
مگه نباید الان وقت با ارزشت رو صرفِ
کارای باارزش کنی؟
من بازنشستهام، مِیز. جز زمان هیچی ندارم
تقاضا شده تو به دنیای اموات برگردی
به بابایی بگو که من از جهنم بیرون اومدم
چون از کار کردن برای اون، مریض و خسته شدم
ما باید اون بیرون باشم و یه پروندهی قتل رو حل کنیم
و قاتل رو به سزای عملش برسونیم
ما؟ اصلاً چطور میتونی کمکم کنی؟
من این قدرت رو دارم که
تمایلات شیطانی مردم رو بیرون بکشم
فهمیدم، فهمیدم، این اسم
همهی این لوسیفر بازیا
و شهوت که مثلاً قدرت استثنایی توئه
راستش بیشتر مثل یه نعمت خدادادیـه
داری درموردش فکر میکنی، مگه نه؟
من که توصیهاش نمیکردم
من مثل راه روی هروئینم
تو همون شیطوونی
درسته
یه لحظه بهم وقت بده
خواهش میکنم. خواهش میکنم منو نکش
آرزو میکنی کاش فقط این بلا رو سرت میاوردم
فقط درک نمیکنم که
چرا باید زندگی یه بشر رو نجات بدی
یه چیز متفاوتی درموردش وجود داره
که دقیقاً درکش نمیکنم و این موضوع اذیتم میکنه
شاید این اون نیست که متفاوته
صحیح. شرایط اینه
میتونم هر قدر که بخوای لخت هم رو نوازش کنیم
ولی تو باید به حرفام هم گوش کنی
میدونی، فقط یه معضل وجودی شایدم دوتا، قبوله؟
بله
ReSync To BluRay BY : AMiR SPB AMiR SalehiPoor
تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط " امــــیر صالحـــــی پـــــور "
!روحتون رو نجات بدید !این به شما مربوطه
!از شما میخوام توبه کنید
قبل از اینکه خیلی دیر بشه !از گناهانتون توبه کنید
!اون همون آخر الزمانه
!شیطان در بین ما راه میره
پدرروحانی، اصلاً خبر نداری که چقدر حرفات درسته
ولی لزومی نداره که از این موضوع عصبانی باشی
از زندگی لذت ببر
خدا خیرت بده
چهرهی شیطان رو دیدین؟
هر روز صبح توی آینه میبینم، رفیق
!دقیقاً
!شیطان درون همهی ماست
در تک تک لحظات ضعف و سستی ما
!به این دنیا نگاه کنید
!گناه، شهوت
این تأثیر شیطانه
نه نه، همهی اینا رو گردن من ننداز
شما انسانها همهاش رو خودتون انجام میدین
مشکلت چیه، رفیق؟
ببخشید؟
خب، چرا داری باهام کل کل میکنی
اگه قصد داری صدقهها رو با سهیم بشم
پس کور خوندی
صحیح. پس این یه نمایشه؟
پس تو مثل شیباکا و مردعنکبوتیِ توی خیابون هستی؟
باید بگم کارت خیلی درسته
آره، پس چرا نمیری اونا رو اذیت کنی
به کسب و کارم ضرر میزنی
...توبه کنید! شیطان
هنوز کارم باهات تموم نشده
متوجهی، چیزی که بیشتر از همه چی ازش متنفرم، دروغگوها هستن
شارلاتانها، کسایی که به حرفی که میزنن اعتقادی ندارن
پس راجعبهش میتونی چیکار میکنی؟
خب معلومه، ازت یه معتقد میسازم
!نزدیک نشو
!اون شیطانه
!شماها درک نمیکنین
!این یه نمایش نیست! اون شیطانه
!اون شیطانه
درسته. درسته
بله، ممنون از همه
من درحقیقت تا آخر زمان اینجام
پس تو همون شیطانی - بله -
بله. خب همون ابلیس، بلزبوب، همون جناب اسکرچ پیر
راستش، مخصوصاً این یکی رو دوست دارم
ولی اونا اسمهای قدیم منن
این روزا، فقط اسم سادهی لوسیفرو دارم
و جهنم رو ترک کردی تا تعطیلاتت رو توی لس آنجلس بگذرونی
خب، دیگه کجا باید میرفتم؟
به نظر از شاهزادهی تاریکی بودنم
خیلی ناراحت و اذیت نمیشی
دوست دارم مطابق استعارهات کار کنم
صحیح
گاهی وقتا راحتتره مسائلی درمورد
چیزی بزرگتر از خودت رو مطرح کنی
خب، چیزای کمی بزرگتر از منن
کاملاً متوجهم
آخرین باری که صحبت کردیم، از احساسات انسانی ناراحت شده بودی
درسته، بله. ولی درجواب حرفتون یه خبر خوب هم دارم
من خوب شدم
پس که اینطور؟
بله، بله، الان مثل حالت عادیم هستم خودِ شیطان صفتم
الان از ناراحتی و دلسوزی خالیم
اگه توله سگی برقصه شوتش میکنم
شوخی کردم. تولهها نمیرقصن
دوست داری حس تزلزلت رو توی شوخ طبعی مخفی کنی
مگه نه؟
من احساس تزلزل ندارم
همه دارن
بسیار خب. با سازت می رقصم
به نظرت به خاطر چی تزلزل دارم؟
اینکه داری تغییر میکنی
ولی نمیدونی دلیل این تغییر چیه
یا کی
ملاقات بعدی این بحث رو ادامه میدیم
چی؟ خیلیخُب
قرار، قراره. ولی چرا احساس میکنم که
تو بیشتر از من توی قرارمون زیاده روی میکنی؟
!سلام
ممنون. بگیر
دونالد - حالتون چطوره، قربان؟ -
من نوشیدنی سفارش ندادم - به حساب صاحب اینجاست -
لوسیفر اینو داده؟
ازم خواست که یه چیزی که دوست دارین براتون درست کنم
اشتباه برداشت کردم؟
به نظر تو و لوسیفر خیلی نزدیکین
من بین دروازههای جهنم دنبالش اومدم
اینو به عنوان یه "بله" در نظر میگیرم
سلام کاراگاه
چطور نظارت مخفیتون
از کارها و حرکات من تا اینجا پیش رفته؟
من پروندهت رو بررسی کردم
اسم واقعیت لوسیفر مورنینگاستاره
،و تا اونجا که میتونم بهت بگم تو تا پنج سال پیش اصلا وجود نداشتی
در سیارهی زمین، نه نبودم
هیچکی از ناکجاآباد پیداش نمیشه
کی بودی؟
چطور از اون 6 تیری که جیمی بارنز بهت شلیک کرد زنده موندی؟
این واکنش طبیعیت به کسیه که زندگیت رو نجات میده؟
درموردشون تحقیق و بازرسی میکنی؟ - وقتی چیزی که نمیتونم توضیحش بدم رو -
به چشمم ببینم، اونوقت آره دنبال جواب میگردم
خب، من بهت جواب دادم، کاراگاه تقصیر من نیست که جوابمو قبول نداری
میدونی نظرم چیه؟
دیگه زحمت حدس زدن به خودم نمیدم
به نظرم تو ازم خوشت میاد
چی توی صورتمه که این احساس رو ازش برداشت میکنی؟
نه، نه، نه، صورتت نه. از روی چشمات
چیزی که پشت اوناست. به نظرم تو چیزی رو
...میبینی که واقعاً میخوایش و تو
و نمیدونی با خودت چیکار کنی
درسته؟
واقعاً؟
اینطوری خیلی بهتره
کاراگاه، اصلاً نمیدونستم که علاقهمندی
جلیقهی ضدگلوله هم نداری که
چی؟
نمیتونستم تصور کنم که چطوری
زیر اون لباس پوشیدیش، ولی باید بررسی میکردم
چیه؟ چیه؟
راز مخفیت رو پیدا میکنم، لوسیفر
وقتی دارم جوابش رو بهت میدم که رازی در کار نیست
...این
چرا روی تو اثر نمیذارم، کاراگاه؟
چی باعث میشه تو متفاوت باشی؟
به گمونم هردومون اسرار خودمون رو داریم
خب، اگه تو رازت رو بهم نشون بدی منم رازم رو بهت نشون میدم
خدایا، دیگه بسه
دکر
مطمئنی؟
بله
بله، لطفاً آدرسش رو برام بفرست
یکی طلبت
آخیش
ولی اون روت اثر کرد. چی گفت؟
کاراگاه؟
کاراگاه؟
بیخیال. صحنهی جرمه
یه عکاس مزاحم قربانی رو دنبال میکرده
میخواست ردش رو گم کنه
درعوض، کنترل ماشینش رو از دست داده
به خاطر فشار وزن ماشین مرده
...عکاسی که دنبالش میکرده
نیک هافمایستر بود، آره
قربانی کیه؟
رابی راسل جونیور
پسر همون ستارهی سینما؟
اون که توی کار بازیگری نبود، نه؟
همه یه بند ازش عکس میگیرن
خیلی حریصن
از نیک بیانیه گرفتی؟
تا وقتی مرخصی پزشکی نداشته باشی نمیتونی توی یه پروندهی در حال بررسی باشی
گوش کن، متوجهم که چرا خواستی بیای اینجا، واقعاً میگم
ولی مجبور بودی اونو هم بیاری؟
شوخیت گرفته
اینجا چیکار میکنی؟
حال شوهر سابقت چطوره؟
به خاطر اون نبود که سریع اومدی اینجا، نه؟
به سوالم جواب بده
میخوام معمای خودم رو حل کنم، کاراگاه
اگه روی تو اثر نزارم، کنجکاو میشم که چی روی تو اثر میزاره
و به نظرم جوابمو پیدا کردم
اون کیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.