The first 195 lines.
...سينتيا - ...اوه خداي من! نه، نه -
!بهت گفتم - ...صبر کن -
...ميشه با من
!ازدواج نکني؟ .من ورونيکا رو انتخاب کردم
چي؟ - !آره -
گفتم که. - چرا ورونيکا رو انتخاب کرد؟ - .چون عاشقشه -
،خوب اگه باعث دلگرميت ميشه سامر
بايد بگم هيچکدوم اينا اهميت ندارن و اين سريال هم واقعاً احمقانه ـست
.اوکي، من يه فکري دارم ريک
تو برداشت خودت از يه تلويزيون خوب رو بهمون نشون بده، و ما هم مثل تو ميرينيم توش
چرا زودتر نگفتي؟
!هي
اي جونم! زانتونايت بلوريه؟ .اين وسيله الکترونهاي همهي ابعاد رو مديريت ميکنه
.مثل هميشه بيست درصد قضيه رو درست گفتي مورتي مهمترين قسمتش اينه که همين تازگي
پکيج شبکههاي کابلي رو با برنامههايي .از هر واقعيت که تصورش رو بکني آپگريد کردم
صبر کن، پس يعني شوتايم اگزتريم رو هم داريم؟
نظرت درباره شوتايم اگزتريمي که توش مردها ميتونن از ذرت به آدم تکامل پيدا کنن چيه؟
.ما زياد با هم فرق نداريم .هردو ذرتهاي کار درستيم
...آره. ولي يکي از ما !ذرت مُرده ـست
.چقدر چرت - .سامر -
تو سه ماه نشستي پاي يه سريالي که توش .طرف يه زن الکي رو انتخاب ميکنه
که چي؟ اگه آدمهاش ذرتي بودن بهتر بود؟
.جري، متوجه نيستي ...اين يه تلويزيون بي پايان
.از دنياهاي بي پايانه .ببين
.اين عن خيلي خوشمزه ـست
.يه فيلم درباره مردي که عن ميخوره
...يه برنامه خشن درباره عتيقه جات
.افتخار داديد - .خواهش ميکنم -
برنامه لترمن از يه تايملاني که توش ...جري يه آدم مشهوره
!وايسا - اين ديگه چيه؟ -
.موافقم آخرش که چي؟
!نه، اونيکي شبکه !بزن عقب
جدي؟ .خيلي خوب، باشه
.گلن، اين يه حکم قضاييه .ميگه ديگه نميتوني گه بخوري
.خيلي خوب جري، هرچي تو بگي .خودمم بدم نمياد
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
ريــک و مــورتــي قـسـمـت هـشـتـم
ترجمه از امـيـن و ميـلاد AminGeneral & Milad eMJey
"در قسمت بعدي "شملويِ شملوس .شملوني يه کابوس ميبينه
!شملانتا، شملونا
شگت انگيزه. يه بُعد که توش همه اسمهاي خاص .با "شمل" شروع ميشن
...شملاو، شملنجولا، شملاناتان
.خيلي خوب، ديگه حوصله ـم سر رفت
ريک، ميشه برگردي همون کانالي که من تو برنامه ديويد لترمن بودم؟
،بي نهايت عدد بزرگيه جري .يادم نيست کدوم کانال بود
!برگرد، برگرد - ...يا خدا -
.داري حرف حق رو ميزني
!اوه خداي من! بابا تو فيلم اطلس ابره
!من تو اطلس ابر هستم اطلس ابر چيه؟
بعضي وقتا حقيقتهاي کوچيک با حقيقتهاي .بزرگ فرق دارن
چطور ممکنه؟
،بينهايت بُعد زماني، بينهايت امکان شامل يه بُعد که توش جري يه سوپر استاره
ببينيد، شما داريد واسه جنبهي اشتباه اين .دستگاه هيجان زده ميشيد. نگاه کنيد
.و حالا، يک راز سريع ديگر
.فقط ميخوام بدونم کي ميتونه همچين کاري بکنه !خيلي مسخره ـست
من اينکارو کردم. اين چاقو و خوني که روشه رو ميبيني؟ .اين اثر انگشت منه
.گناهکار! من تو رو محکوم به حبس ابد ميکنم
.اين هم يه راز سريع ديگه - !مادرم مُرده -
.و من کشتمش. اين اسلحه ـم .بهم دستبند بزن، خيلي ممنونم ازت
!گناهکار .محکوم به مرگ
.اينم يکي ديگه - !من قاتلم -
واو، اين يکي واقعاً سريع بود، نه؟
حالا کي ميخواد برنامههاي رندوم خفن تلويزيوني ...از بعدهاي متفاوت ببينه
و بعد کي ميخواد بطرز خود خواهانهاي خودِ ديگرش رو ببينه؟
.من ميخوام خودِ ديگرم رو ببينم - !نارسيس دوست دارم -
بيا. اين وسيله شبكيه چشمتون رو اسکن ميکنه و بهتون اجازه ميده بُعد هاي موازي رو
.از طريق هماهنگ کردن نسخههاي چشمتون ببينيد
!بريد پي کارتون
!آره! خيلي حال ميده - !خانما مقدم هستن -
.بهت افتخار ميکنم مورتي
.هي مرد، من دوهزار واسه خودم چيزي نميخوام ريک !بزن چندتا برنامه مشتي ببينيم، يو
،من "جانسونِ مورچه تو چشم" هستم
.اينجا هم فروشگاه "جانسونِ مورچه تو چشم"ـه
!منظورم اينه، تو چشماي من کُلي مورچه هستش
و تو مغازه هم کُلي تلويزيون، مايکروويو ...و راديو داريم
،البته فکر کنم. صددرصد مطمئن نيستم اينجا چي داريم .چون نميتونم چيزي ببينم
!قيمتهامون !ناموساَ خيلي پايين هستن
!اين يخچال رو ببينيد !فقط دويست دلار
نظرتون درباره اين مايكروويو چيه؟ !فقط صد دلار! قيمتها خيلي عادلانه هستن
!من جانسونِ مورچه تو چشم هستم !همه چي سياهه، من نميتونم چيزي ببينم
،و هيچي هم نميتونم حس کنم اينو گفته بودم؟
.ولي هيچي مثل مورچه تو چشم داشتن جالب نيست
،خوب هميشه همينطوريه .پس ازش بگذريم
.من چيزي حس نميکنم .اين مرض خيلي نادريه
عصبهام اصلاَ اجازه حس کردن چيزي رو بهم .بهم نميدن
.واسه همين اصلاَ نميدونم اطرافم چه خبره .من الان وايسادم؟ نشستم؟ نميدونم
واقعآَ مطمئنيم که ميخوايم اينکارو بکنيم؟ که به زندگيِ ديگه خودمون نگاه کنيم؟
!حق با توئه. شايد بهتره فقط ياتزي بازي کنيم. بدش من
چي ميبيني؟ - .سفيدي. سفيديِ خالص -
.تو بهترين دوست مني جري اسميت .من عاشق اينم باهات کوکائين بزنم
،وهو... منم عاشق اينم باهات کوکائين بزنم !جاني دپ
فکر نميکني زيادي استفاده کردي؟
...دارم عمل ميکنم
،ولي نه روي اسب !روي يه آدم
عاليه بث! تو هميشه ميخواستي يه !جراح واقعي باشي
.من يه جراح واقعي هستم
!اه... نوبتِ سامره - !بالاخره -
.چيزي نميبينم
.خوب، بايد يه بُعد ديگه رو انتخاب کني
،اگه من و پدرت به آرزوهامون رسيديم
!پس احتمالاً تو اصلاً بدنيا نيومده باشي
.منظوري نداشتم .جداً منظوري نداشتم
باشه، يه دنيا رو انتخاب ميکنم که توش .شماها از داشتن من رنج ميبريد
.داريم ياتزي بازي ميکنيم
.ياتزي باحاله. ما عاشق ياتزي هستيم - !يه بازي باحال براي خانوادههاي باحال -
هي، ميشه اين عينک رو يه دقيقه بدي من؟
،ماشيني با 45 اسب بخار و ترمزهاي ضد قفل ...و اين ماشين رسمي آقاي عطسهايِ سه بعديه
...مدلي جديد.... عطسهاي اکس ال
،وقتي بوق رو به صدا درمياريد .صداي عطسه از خودش درمياره
...مودبانه، درست با ماشين عطسهاي
.ديزي... مک... دولوكس
!اوه، من آقاي عطسهاي هستم
هاه، مثه اينکه تلويزيونهاي ابعاد ديگه .برنامههاي جالبتري دارن
آره، تقريباَ يه حس بداههگويي .توشون جريان داره
!هم اکنون در سينماها :تابستان امسال
.دو برادر. در يک ون .و بعد برخورد يک شهاب
...و اونها سريعاَ تا جايي که راه داشت .از دست هيولاهاي عظيم گربهاي فرار کردن
...و بعد يه طوفان عظيم شروع شد .و اونموقع بود که همه چيز نابود شد
.بعد سروکلهي يه ناوگان جنگي مکزيکي پيدا شد
.با اسلحههايي که از... گوجه ساخته شده بودن ...و ميتوني مطمئن باشي که
.اين برادرها بلدن چطوري از پس اونها بربيان
در فيلم: "برادرانِ تهاجم بيگانههاي ناوگان ،هيولاي گوجهاي مکزيکي
برادرهايي که عادي هستن، و در يک ون ...از دست ستارههاي دنباله دار
"!و اين چيزها فرار ميکنن
،وايسيد !هنوز مونده
،پيرزنها تو راه هستن، و اونها هم تو فيلم حضور دارن ،و اونها ميان
.و بشدت به اين برادرها حمله ميکنن
،ولي بيايد برگرديم سر همون برادرها چون
.اونها يه پيوند خيلي قوي باهم دارن
،نبايد اينجا چيزي بهتون بگم ...ولي يه چيزي رو ميگم: ماه
.در حال برخورد با زمينه ... و اونموقع چيکار ميکنيد؟
...و دو برادر و ...و اونها رو صدا ميکنن
!"دو برادر... "دو برادر اسم فيلم فقط "دو برادر" ـه
،يا جد ننه بزرگ .دارم جايزه نوبل ميبرم
!يالا !وقتت تمومه
!دارم يه شير رو رام ميکنم
.نه وايسا... دوربين فيلمبرداري هم هست .بايد يه رام کننده شير تو يه فيلم باشم
.ديگه بقيشو خودتون حدس بزنيد .دارم با شيرها کار ميکنم
،اوه، ياتزي بازي نميکنيم .بجاش مار و پله بازي ميکنيم
...بنظر مياد وقتي من باشم زندگي يذره، نميدونم قابل پيش بيني ميشه؟
،وقتي دو نفر تشکيل يه زندگي ميدن
زندگيهاي قبليشون رو بعنوان يه .چيزي شخصي ميذارن کنار
بزن بغل! ما چون توي جشن پايان تحصيل .سکس غير امن داشتيم قهرمان نيستيم
اوه، فهميدم. حالا که فهميدي ممکن بوده ،زندگي بهتري داشته باشي
.واسه اينکه جلوت رو گرفتم ازم دلخوري
حالا که ميدونيم داري فکر ميکني ،ورقها دارن به سمتت برميگردن
ميدونيم فکر کردي ورقهايي هم بودن !که به نفع خودت برشون نگردوندي
چي داري ميگي؟ - ،تمام اين مدت داشتي به اين فکر ميکردي -
اگه جريِ بازنده منو از سقط جنين" "منصرف نکرده بود چي ميشد؟
.خوب الان ميدوني که دکتر ميشدي
و همينطور تنها تو يه خونه پر از پرندههاي .غيربومي مشروب ميخوردي
و منم ميشدم رفيق گارد ديکاپريو !که باکريستن استوارت سکس ميکنم
به سقط جنين هم فکر کرده بوديد؟
همه دربارش فکر ميکنن. واضحه که من نسخهاي از .خودمم که اينکارو نکردم
.پس... قابلي نداشت - .آره، قابلي نداشت -
آره، بسي ازتون ممنونم. واقعاَ باعث دلگرميه که توسط والديني بزرگ بشي
،که بجاي شاد بودن .خودشون رو مجبور کردن باهم باشن
هي، ويفر داريم؟
اوه پسر. مثل اينکه زندگيهاي ديگه ـتون رو چک کرديد و متوجه شديد
.وضع الانتون زياد خوب نيست، آره؟ خيلي بد شد .ميدونيد، من و مورتي داريم کِـيـف ميکنيم
همين الان يه برنامه به اسم .نوازش کنندههاي توپي" پيدا کرديم"
منظورم اينه، نميخوام به رُختون بکشم .ولي واضحه که اون موقع تصميماي بدي گرفتيد
نوازش کنندههاي توپي
.من الان تو بهشتم - .اين بهترين روز زندگي منه -
حالا چيکار کنيم؟
.اين برنامه "نوازش کنندههاي توپي" بنظر جالب مياد
!بابا - چيه؟ -
!اونا دارن خوش ميگذرونن از جون من چي ميخوايد؟
همه خانوادههايي که تو اين محله زندگي ميکنن .بايد تو فکر اين باشن که طبق انتخاب باهم هستن يا نه
حالا خانواده ما يه عينک ميانبعدي داره .که بهمون نشون داده ما طبق انتخاب باهم نيستيم
!خوب من ميرم - !نميتوني بري، تو هفده سالته -
.آره، و حامله هم نيستم
ميخوام تصميم بهتري نسبت به شما وقتي .همسن من بودين بگيرم
.ميخوام برم جنوب غربي و... نميدونم، بزنم تو کار کريستال
!ساتردي نايت لايو
...با شرکت
!يه تيکه نون تست !دو مرد با سبيلهاي دستهاي
!يه مرد نقرهاي که صداي روبات درمياره
!گار مانارنار
...سه... اه ...بعداَ ميگم چيه
يه سوراخ تو ديوار که مردم ميتونن ...همه چي رو ازش ببينن
و در آخر ميريم سراغ کسي که 25 سالِ !پياپي برنامه اجرا کرده: بابي ماينيهان
يه چيز جالب بگم، ماينيهان و اون نون تست .از همديگه متنفرن
مثل اينکه يه سري تفاوت جدي .سر تصميم گيري دارن
آيا از درهاي واقعيِ خونه ـتون خسته شديد؟ اونايي که وقتي بازشون ميکنيد يطرف ميرن و شما ميريد يه اتاق ديگه؟
!"يه سر بريد مغازه "درهاي قلابي واقعي .جايي که پُره از درهاي قلابي
.ميبينيد؟ نگا، اينو داشته باشيد! باز نميشه .باز نميشه
،اينم باز نميشه .اينم باز نميشه
پس اگه ميخوايد کُلي در قلابي بخريد !يه سر به ما بزنيد
.يه ديقه وايسا ريک. فکر کردم اين تبليغاته ...جريان چيه؟ منظورم اينه
.آروم باش مورتي. بيخود خودتو درگير نکن .بيا ببينم آخرش چي ميشه
!راه بريد ديگه، بايد برم
!حرومزاده
.ببين، اينجا بايد خونه ـش باشه... اوکي
هاه، داره واسه خودش ساندويچ درست ميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.