Queer As Folk

Queer As Folk

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Queer as Folk S03E09 720p WEB-DL x264-Pahe
A Commentary by RainbowSubs

Tags

webdl
Published on: 2025-03-16
Downloads: 63
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- * یک، دو، سه، چهار

‫* یک، دو، سه، ‫چهار، پنج، شش *

‫* تکونش بده، رفیق

‫* یک، دو، انجامش بده!

‫* یک، دو، سه

‫- * چهار، چهار

‫- * تب دارم، آیی

‫* تب دارم، آیی

‫* تب دارم، آیی

‫* از عشق بیمارم

‫* از عشق بیمارم

‫* تب دارم، آیی

‫- آیا چیزی که می‌بینم ‫همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

‫- آره، داری همونو می‌بینی.

‫این تاریخی‌ترین اتحاد دوباره‌ست ‫از زمان آلمان.

‫- چی شد به نوازنده ویولن؟

‫- از پشت‌بوم افتاد.

‫- هی، بیا حالا، ‫چرا نمی‌ریم تکون بدیم

‫یه پر دم روی ‫پیست رقص؟

‫- امم، کمرم ‫هنوز اذیتم می‌کنه.

‫ولی تو برو جلو. ‫خوش بگذرون.

‫- اشکالی نداره اگه ‫شوهرت رو قرض بگیرم؟

‫- فقط مطمئن باش دستات رو ‫بالای کمرش نگه داری

‫همیشه.

‫- تو همه لذت‌ها رو ‫خراب می‌کنی.

‫- دو تا آهنگ، ‫بعد بیا نجاتم بده.

‫- * دوباره همه‌جامو ببوس

‫* این روز هیچ‌وقت تموم نمی‌شه

‫* این شب ‫دور پیچ بعدیه *

‫- یه معمولی دیگه برام بیار. ‫- داره میاد.

‫ودکا... و ویکاست.

‫- اینا قوین. ‫بهتره آروم بری.

‫- خب... انگار که ‫باید صبح برم سر کار

‫باشم.

‫اصلن انگار که ‫باید برای چیزی بلند شم.

‫- * واقعاً منو آزاد کن

‫- باشه، من می‌رم بگیرمش.

‫تو همین‌جا منتظر باش. ‫- باحاله.

‫- هی، شاید باید برگردیم ‫خونه تو.

‫همه می‌گن اینجا ‫پلیسای مخفی پره.

‫- اوه، لعنتی. ‫این چیزیه که جذابش می‌کنه.

‫- همیشه زمانایی که ‫با بابام گذروندم رو عزیز می‌دارم،

‫ساختن ماکت هواپیما، ‫گوش دادن به داستان‌هاش،

‫نصیحت‌هاش.

‫یکی از مهم‌ترین درسایی که ‫تا حالا یاد گرفتم اینه که...

‫"اگه چیزی می‌گی، جدیش بگیر."

‫درسته، پسرا؟ ‫هر دو: درسته، بابا.

‫- وقتی می‌گم قراره ‫پیتسبورگ رو

‫دوباره برای خانواده‌ها مناسب کنم،

‫مطمئن باشین جدی می‌گم.

‫- و کات!

‫خوبی؟ ‫- آره.

‫عالی بود، جیم. ‫شماها هم همین‌طور.

‫- پسرا، قراره ‫برای بسکتبال دیرتون بشه.

‫- خداحافظ، بابا. ‫- خداحافظ، بابا.

‫- هی، بازی رو ببرین! ‫- چطور بود؟

‫- امیدوارم زیادی خشک نبوده باشم.

‫- نه، تو هیچ استخون خشکی ‫تو بدنت نداری.

‫- من یه دونه دارم. ‫کمر دردم داره منو می‌کشه.

‫- چی، مصدومیت قدیمی ورزشی؟ ‫- از کجا حدس زدی؟

‫- عزیزم، چرا نمی‌ری ‫تو جکوزی خیس بخوری؟

‫- ایده خوبیه. ‫هی، می‌خوای باهام بیای؟

‫- ام... معمولاً ‫با خودم مایو نمی‌برم.

‫- ما فقط دو تا پسریم. ‫چه فرقی می‌کنه؟

‫بیا دیگه.

‫- کلی مزیت داره ‫برای عضو بودن

‫خانواده کیو-مارت.

‫حقوق بازنشستگی کارمندا هست.

‫البته، باید 50 سال اینجا ‫کار کنی تا بگیریش.

‫بعد تخفیف کارمندا هست.

‫- اوه، خب، خیالم راحته ‫که دیگه لازم نیست

‫قیمت کامل ‫برای دستمال توالت بدم.

‫فقط... خیلی انتظار نداشته باش، باشه؟

‫این دقیقاً چیزی نیست ‫که بهش عادت داری.

‫- هیچ شرمی نداره ‫تو اینکه یه روز صادقانه کار کنی

‫و یه دستمزد صادقانه بگیری،

‫و این که تو زحمت کشیدی ‫تا به من کمک کنی

‫تنها چیزیه که مهمه.

‫- تریس!

‫- مایک! ‫- نگاهت کن، مدیر!

‫- باورت می‌شه؟

‫- هیچ‌کس بیشتر از تو ‫لایقش نیست.

‫- آوو. ‫- تریسی، این تده.

‫- سلام. تد اشمیت. ‫خوشبختم، تریسی.

‫- منم همین‌طور، تد. ‫مایک می‌گه تو آدم خوبی هستی.

‫- اوه، خب، مایک رو می‌شناسی. ‫همه قلب، بدون سلیقه...

‫ولی ممنون که منو ‫برای کار در نظر گرفتی.

‫- برای ‫دستیار حسابداره.

‫از رزومه‌ای که برام فرستادی،

‫به نظر میاد ‫کمی بیش از حد واجد شرایط شده باشی.

‫- مهم نیست. ‫همون‌طور که به مایکل گفتم،

‫هیچ شرمی تو این نیست که ‫یه دستمزد صادقانه

‫برای یه کار صادقانه بگیری.

‫- خب، ‫این یه نگرش عالیه.

‫پس چرا نمی‌ریم ‫به دفترم--

‫یا باید بگم کابینم؟ ‫- آره.

‫- و در مورد ‫جزئیات موقعیت صحبت کنیم.

‫- برام خوبه. ‫- باشه.

‫- پرونده تاگارت، ‫احتمالاً می‌ره به دادگاه

‫درست وقتی که من زایمان می‌کنم.

‫- من می‌گیرمش. ‫یه چیز کمتر

‫که موقع زایمان ‫داد بزنم سرش.

‫- مرسی، دی.

‫- و من پرونده مورتیمر رو می‌گیرم،

‫ولی شاید لازم باشه ‫ازت مشورت بگیریم.

‫- هی، من که بازنشسته نمی‌شم، ‫فقط کم می‌کنم.

‫چی؟

‫- هیچی. ‫- هیچی.

‫فقط اینکه ‫تصور کردن تو،

‫از بین همه آدما... ‫- آروم کردن.

‫- خب، خوشحالم ‫که همتون نشستین.

‫همین الان خبر رو گرفتم.

‫دیوان عالی ایالت ‫درخواست تجدیدنظرمون رو پذیرفته

‫برای آرلن علیه آرلن. ‫- اوه!

‫- فکر کردی این روز ‫یه روزی میاد؟

‫- داشتم شروع می‌کردم ‫به شک کردن.

‫- نمی‌تونم صبر کنم به موکل زنگ بزنم ‫و بهش بگم.

‫- شایدم بخوای ‫بهش بگی

‫من قراره به‌عنوان وکیل اصلی ‫بگیرمش.

‫- ببخشید؟

‫- خب، تو از شرکت خواستی

‫حجم کارت رو کم کنه، ‫پس نگرانش نباش.

‫دی، اریک، اوم، ما ‫دوباره تو دفترم جمع می‌شیم.

‫باید برنامه خلاصه رو مرور کنیم،

‫شروع کنیم به نقشه کشیدن استراتژی‌مون. ‫- صبر کن، صبر کن.

‫من سه سال آخر عمرم رو صرف کردم

‫تا این پرونده رو ‫به دادگاه برسونم.

‫قراره یه تصمیم تاریخی بشه.

‫- و همین‌طور قراره ‫تموم توجهت رو

‫و تمرکز کاملت رو ‫از حالا تا دادگاه بخواد.

‫نمی‌تونی همه کارایی که لازمه رو

‫فقط پاره‌وقت انجام بدی.

‫باشه.

‫- آه. ‫گرمه.

‫- یه کم طول می‌کشه عادت کنی، ‫ولی وقتی می‌ری توش،

‫حس لعنتی خوبی داره.

‫آره.

‫- من ازت خوشم میاد، کینی.

‫- اوم، مرسی... ‫جیم.

‫تو هم همین‌طور.

‫- می‌دونی برنامه‌م چیه ‫بعد از اینکه انتخاب شم؟

‫- زیر همه قولای کمپینت بزنی،

‫حقوق شهر رو بدزدی، ‫و فرار کنی به آمریکای جنوبی.

‫- قراره تو رو به هر گربه چاقی ‫معرفی کنم

‫که از کمپینم ‫حمایت کرده.

‫- خب، حتماً امیدوارم همین‌طور باشه.

‫وگرنه فکر می‌کنی ‫برای چی این کارو می‌کنم؟

‫- منم از استایلت خوشم میاد.

‫رک و راست، ‫بدون چرت و پرت.

‫تو جربزه داری.

‫- اوه، متوجه شدی.

‫- برای همین قراره یه چیزی ‫بهت بگم

‫که به هیچ موجود زنده‌ای، ‫جز زنم، نگفتم.

‫من می‌ترسم.

‫خیلی می‌ترسم. ‫- از باختن؟

‫- از بردن.

‫به هر حال، من فقط یه پلیسم. ‫بابام پلیس بود.

‫برادرام پلیسن.

‫وقتی به درجه گروهبانی رسیدم، ‫فکر کردم، "همینه."

‫هیچ‌وقت انتظار ‫چیز بیشتری نداشتم.

‫و حالا، ممکنه ‫یه شهر کامل رو اداره کنم.

‫مردم قراره به من تکیه کنن ‫که براشون کار انجام بدم.

‫سوال می‌کنم آیا ‫من اون چیزی که لازمه رو دارم.

‫- این هیچ‌وقت یه سیاستمدار رو ‫قبلاً متوقف نکرده.

‫در ضمن، ‫همه شک دارن.

‫- حتی تو؟

‫- گاهی.

‫- همم.

‫فکر می‌کردم تو یکی از اون ‫پسرای طلایی باشی،

‫که هیچ‌وقت یه لحظه خوابش نبرده ‫از نگرانی

‫که آیا می‌تونی ‫از پسش بربیای یا نه.

‫- اوه، من همیشه ‫می‌تونم از پسش بربیام.

‫تو هم می‌تونی.

‫- بشقاب صورتی ویژه...

‫برای پسر ویژه‌م.

‫ماهی و چیپس، ‫سس تارتار دوبل.

‫- داغ و خوشمزه،

‫و من در مورد ناهار ‫حرف نمی‌زنم.

‫- بهتره بذاری ‫یه کم خنک شه.

‫نمی‌خوای ‫زبونت رو بسوزونی.

‫- و تریسی بهم گفت ‫تنها کاری که باید بکنه

‫اینه که منو تأیید مدیر منطقه کنه،

‫ولی گفت این فقط ‫یه تشریفاته.

‫- اوه، تدی، ‫من خیلی خوشحالم.

‫- البته، فقط یه موقعیت ‫دستیار حسابداره،

‫و اونم اعتراف کرد حقوقش ‫مسخره‌ست، ولی...

‫خب، همون‌طور که بهش گفتم،

‫هیچ شرمی تو این نیست ‫که یه دستمزد صادقانه

‫برای یه کار صادقانه بگیری.

‫- چی می‌گی امشب بریم بیرون ‫و جشن بگیریم؟

‫فقط من و تو. ‫- امم.

‫- فقط من و تو ‫و امیدوارم،

‫500 تا از دوستای نزدیکت.

‫مسابقه "تیز برای تینز" امشب ‫تو وودیز

‫برای جمع‌آوری پول برای خط ‫پیشگیری از خودکشی، ها؟

‫کیکی، گارسون جدید-- ‫قبلاً کنی، گارسون قدیمی بود--

‫مجری مراسمه.

‫شنیدم خیلی بامزه‌ست، ‫قراره دلت پاره شه!

‫- اوه... لعنتی!

‫- کنی؟

Queer As Folk subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Queer As Folk

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left