Richard Hammond's Workshop

Richard Hammond's Workshop

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Richard Hammonds Workshop S05E01 720p WEB H264-JFF
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 1 Richard Hammond's Workshop 2021 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 22
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 199 lines.

ریچارد هموند: نه، من این کارو نمی‌کنم.

این چطور می‌تونه به کار کمک کنه؟

مرد: یه پست از این بذاری، پخش می‌شه. شبکه‌های اجتماعی محشری به پا می‌شه.

مردم میگن: "این دیگه چیه؟" روش کلیک می‌کنن، اسمش هم Smallest Cog.

آخر گرند تور در موردش صحبت کردن.

فکر کنم اون رفیقا می‌گفتن اونا کارای حسابی دارن یا همچین چیزی.

و تو هم احتمالا می‌تونستی روی صحنه در نقش باتنز ظاهر بشی.

محشره!

الان دارم می‌بینمش. پخش می‌شه.

بله رئیس. محشره!

ریچارد هموند: "بعد از چهار سال پر از فراز و نشیب"

"در کار بازسازی ماشین‌های کلاسیک..."

جواب داد! من میگم خودم به همه‌چیش فکر کرده بودم.

"...به نظر میاد بالاخره از پسش براومدم."

مشتری راضی. چه حس خوبیه.

"ما بخش روابط عمومیمون رو کشوندیم..."

باید خیلی سریع خودتون رو برسونید اینجا.

«...وارد قرن بیست و یکم بشیم.»

در اون روز، دسترسی ما به ۳۱۷ هزار نفر بود.

«و به عنوان سفیر برند...»

اگه یه وقت تو بریتانیا ماشینی داشتید...

«...من دارم رهبری می‌کنم.»

هی‌هی! این محشره!

«حداقل من این‌طور فکر می‌کردم...»

اگه زیاد قول دادی، نباید کم کاری کنی.

«...تا وقتی که مامانم رسید.»

اونا به حرف من گوش نمیدن. اونا به حرف من گوش میدن.

«و معلوم شد که، دوباره حسابی تو دردسر افتادم.»

باید یه کاری بکنم.

باید یه کار بزرگ بکنم. وای خدای من!

خب، پس واقعاً لازم نیست کار خاصی انجام بدم.

شما فقط برنامه رو پوشش میدی؟ آره، دقیقاً همین.

لازم دارم اونجا باشی، خودتو نشون بدی.

بذاریش تو شبکه‌های اجتماعیمون و همه چی خوب میشه.

باشه. و منو ضایع نمی‌کنی. نه؟

ریچارد، اگه ضایع شدی، پای من نیست.

آها، اوکی. خوبه. ممنون.

اونجا می‌بینمت. فعلاً، رفیق. به زودی می‌بینمت.

لوئیس بود. چند سالیه می‌شناسمش. راستش،

وقتی تو کارفست غرفه‌مون رو برپا کرده بودیم،

مسئول اداره غرفه ما بود.

و تو کارای رسانه‌های اجتماعی و اینا حسابی وارد بود.

واسه همین، الان مسئول بخش رسانه‌های اجتماعی اسمِ آلِست کاگ شده.

و امروز اولین بارشه که یه رویداد بزرگ رو امتحان می‌کنه.

موضوع لندرووره. تمِ مراسم اینه.

مردم از سراسر کشور میان.

و همه با هم می‌ریم یه کاروان کوچیک.

و بعد تو کارگاه دور هم جمع می‌شیم،

با کلی آدم دیگه که اومدن.

لوئیس کلی براش زحمت کشیده. وعده‌های گنده داده.

اگه خوب پیش بره، اسم ما رو تو رسانه‌های اجتماعی مطرح می‌کنه.

اگه جواب نده، کلی وقتمون رو گرفته.

همه شنبه‌شون رو فدا کردن و ما هم مثل احمق‌ها به نظر می‌رسیم.

هیچی.

واقعاً کار تمیزیه. چرا صورتیه؟ نمی‌دونم.

و ریچارد هنوز ندیده‌اش. فکر کنم ازش خوشش بیاد.

اوه، ایزی، من استرس دارم. چرا استرس داری؟

این اولین رویدادِ درست و حسابی و بزرگِ کارگاهه.

وای خدا!

دارن سعی می‌کنن با گذاشتنش روی این سنگ، شبیه ماشین آفرودی کننش.

این چیزیه که من از آفرود سر در نمی‌آرم.

فقط ماشینتو کثیف می‌کنی و داغونش می‌کنی... واسه چی؟

چطور به نظر میاد؟ خوب شده؟

آره. به نظر میاد می‌دونم چیکار می‌کنم؟ نه.

هیچی.

وای!

خب، باید بگم که پسرک کارش رو خوب انجام داده.

تأثیرگذاره!

تنها چیزی که نیست، خودِ پسرکه.

مسئول رسانه‌های اجتماعی ما کجاست؟

می‌بینمشون. وای!

اوه، آخه این چه وضعشه!

چیکار کردی؟

خب، آبرومون رفت!

نگاهش کن. به نظر نمیاد خیلی تحت تأثیر قرار گرفته باشه.

صبح بخیر. شما دیوانه‌های نمایش‌باز!

چی کار کردین؟ محشره! نگاهش کن!

چراغ‌های چشمک‌زن داره. می‌دونم!

عاشقشی، نه؟ کاملاً عاشقشی!

تو ماشین اسکورت هستی. این خودش سوشال مدیای ماست.

این باعث میشه مردم عکس بگیرن و صورت تو هم حتی بیشتر توشون باشه.

اول از همه، خیلی ممنونم که اومدید

قراره چند دور دورِ راس‌آن‌وای بزنیم

یک مسیر آفرود داریم و بچه‌ها توی کارگاه منتظر رسیدنتونن

اوه، بزن بریم!

خب، فکر کنم دیگه راه افتادیم.

تا اینجا کارت عالی بود، لوئیس. این واقعاً محشره!

محشره!

سلام، راس. اینها بچه‌های منن. (صدای بوق ماشین)

عاشق لندروورم.

اینم از این. اینو ببین.

کلی سر و صدا، کلی آژیر. این برای ویدئوهای شبکه‌های اجتماعی عالیه.

نگاه کن چراغ‌های چشمک‌زن‌شو! (خنده نفس‌نفس‌زنان)

خب، بریم. حالا کجا داریم می‌ریم؟ جلو!

همه می‌دونن کجا داریم می‌ریم؟ شما که به همه نگفتین کجا همدیگه رو ببینن.

همه‌شون دارن دنبالمون میان. همه‌شون پشتمونن؟ آره. ولی واقعاً؟

لوئیس، ما فقط سه تا لندرور داریم، که شامل تو و من هم میشه.

ای وای. باشه.

همه‌چی تبدیل به یه کابوس شد!

به این یارو بگو. به این یارو بگو. مرد: دور بزنم؟

آره، الان داریم برمی‌گردیم جاده اصلی. اوه، یکی دیگه هم هست.

دارن میان. ایناهاش، اومدن. خب، پس، ۱۱:۳۵.

فکر کنم تا ساعت دوازده اونجا باشیم.

کجا باشیم؟ تو کارگاه.

نه، تو نمی‌فهمی این آفرودبازی چقدر طول می‌کشه.

باور کن. و مردم کارگاه رو ول می‌کنن می‌رن. وای خدای من.

صبح بخیر. صبح بخیر. صبح بخیر.

فکر کنم دیگه چیزی نمونده.

همه لندرورها کجان؟ توی راهن.

پس تکلیف اون همه آدم بدبخت اون بیرون چی میشه؟

باید تو این سرمای یخبندان وایستیم تا اونا برسن. کسی نمی‌دونه...

الو؟ لوئیس؟

چی شد؟ ما الان تو راهیم.

حدود نیم ساعت دیگه اونجاییم.

ببین، وقت تلف نکن.

از نظر روابط عمومی، فوری خودتونو برسونین اینجا.

وگرنه باید پول همه این مردمو پس بدیم.

باشه، فعلاً.

خداحافظ. خداحافظ. خداحافظ. خداحافظ.

بفرمایید داخل و روز فوق‌العاده‌ای داشته باشید همگی. خوش اومدین!

چیزی برای دیدن زیاد ندارن.

جاذبه اصلی لندروورها هستن و اونا خیلی دیر کردن.

ایزی: اوه، اینه همون نما! محشره.

برین بالای این تپه، بعد همه‌شون رو می‌بینیم.

آخ جون! داریم خوش می‌گذرونیم!

هورا! (ریچارد می‌خندد)

اونا دارن میان. نرید! (خنده)

نرید! ازشون فیلم بگیرید. از رفتنشون فیلم بگیرید و کلیپ‌ها رو تو اخبار نشون بدید.

اوه، آره! هوو!

اوه، داره کج می‌شه!

این چقدر پخته‌س.

یالا! آره!

وای! نمی‌خوام گِلی بشم! (جیغ می‌کشد)(می‌خندد)

"این سرویس پیام صوتی وودافون برای شماره ۰۷۵۸۴ است..."

می‌دونه

می‌دونه که قراره حسابی از خجالتش دربیان.

حدوداً ۴۵ تا تماس از دست رفته از زاگ زیگلر دارم.

اما ارزشش رو داشت. منظورم اینه که خیلی خفن بود.

ولی آره، کارم ساخته‌ست. بریم.

ده به یک.

آه. لندرور، بالاخره.

هیچی.

سلام رفقا. ببخشید دیر کردیم. ببخشید دیر کردیم.

سلام. حالتون چطوره؟ من خیلی... متاسفم. خیلی، خیلی متاسفم.

عالیه که اینجا دور هم جمع شدیم.

در اِسمالست کاگ، فقط برای جشن گرفتن لندرورها.

در تمام اشکال و ظاهر‌های مختلفشون، همونطور که فکر می‌کنم اینجا خوب نشون دادیم.

ممنون که اومدید. دیدن همگی‌تون عالیه. بعد از ظهر خوبی داشته باشید.

این واقعاً یه وسیله‌ی افسانه‌ایه.

این یه تیکه از بهشته. می‌تونم برم داخل؟ آره.

این خیلی باحاله، نه؟ (می‌خنده)

این واقعاً شروره، مگه نه؟

این اوورلندر اونه. چطور سوار و پیاده میشه ازش؟ نردبون.

اون واقعاً هشت فوت قدشه. (می‌خنده)

اون روز واقعاً روز مهمی بود و کلی هم خوش گذشت.

و این قسمت شبکه‌های اجتماعی بهش جون میده و به اشتراک میذارتش.

ما پر از این انرژی و اشتیاق جدیدیم برای کاری که می‌کنیم.

و می‌تونیم با مردم به اشتراک بذاریمش که بعضی‌هاشون ممکنه مشتری باشن.

کار کرد. می‌خوام بگم که همه چی ایده خودم بود.

سه، دو، یک. (هورا کشیدن)

دمتون گرم. ممنون. کار کرد. بریم بعدی.

این هفته می‌تونی یه بیسکویت اضافه داشته باشی. آره!

برنده! فقط یکی. فقط یکی. قبول می‌کنم.

بذار همین الان یه چیزی رو روشن کنم. اِم...

اخیراً یه تغییر کوچیک توی شرایط من پیش اومده.

اِم... (صدایش را صاف می‌کند) طلاق گرفتم.

که یعنی من الان اینجا زندگی می‌کنم. و دوستش دارم.

منظره‌های فوق‌العاده‌ای داره، یه جایی هم هست که می‌تونم بعضی از ماشین‌ها و موتورامو نگه دارم.

و از همه بهتر، به کارگاه نزدیک‌تره.

None

دارم سعی می‌کنم جنبه‌های مثبتشو ببینم.

چند سال سختی بود. ولی خب، همه‌اش هم بد نبود.

اینکه به کارگاه نزدیک‌ترم، یعنی...

می‌تونم با بعضی از ماشین‌های قدیمی جالب‌ترم رفت‌وآمد کنم.

ماشین‌هایی مثل این یکی

و وقتی می‌رسم کارگاه

همه چی داره رو به راه میشه

دوباره به کارگاه خوش اومدید

حسش می‌کنی؟ فرق کرده.

مرتبه. روی دیوارا کار هنری داریم و کار هم هست.

اون مرسدس اِس‌اِل دبی مک‌گیه. اون فضای داخلی کهنه و درب و داغونش رفته.

یکی جدید داره نصب میشه. مازراتی ایندی.

واقعاً خیالم راحت شد که دیدم کار روی اون ماشین داره انجام میشه. دیگه چیزی نمونده.

تنها چیزی که نمی‌بینید، تیمه، ولی اونا اینجا هستن.

نکته مهم اینه که اونا واقعاً اونجا هستن. هر روز صبح حدود ساعت ۹.

اونا روز رو با یه جلسه شروع می‌کنن. در مورد کاری که دارن انجام میدن صحبت می‌کنن. ما با هم ارتباط برقرار می‌کنیم.

این کوچکترین چرخ‌دنده ۲.۰ هست.

داره کار می‌کنه.

شماره شونزده، کجایی؟

هفده؟

خودم رو سروته تو مرسدس دبی مک‌گی پیدا کردم.

خیلی اتفاقا برای این ماشین افتاده.

دیسک‌ها زنگ زده، لنت ترمزها تموم شده.

کفشک ترمزها از بین رفته.

راستشو بخوای، این لیست تمومی نداره.

ما مرسدس دبی رو تحویل گرفتیم،

بعد از اینکه آسیب ناشی از آب‌گرفتگی باعث شد غیرقابل تعمیر اعلام بشه.

اوه! نه، نه، نه، نه، نه، نه!

من عاشق همه چیز اون ماشینم.

Richard Hammond's Workshop subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Richard Hammond's Workshop

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left