The first 200 lines.
ترجمه و تنظیم از ":" فــــــــری هانتـــــــر ":"
کمکم کنین
کمک، یکی کمکم کنه از اینجا بیام بیرون
کمک
بیارم بیرون
کمکم کن
کمک
بزار بیام بیرون
ما از زنانی مثل شما مراقبت میکنیم
مری، دیگه تا اینجا بیشتر نمیتونم برسونمت
آگاتا
بله؟
این آدرس رو به من داده بودن
همیشه خیلی عالیه وقتی که یه چهره جدید میاد اینجا
اسم من پائولا هستش
مری
همه ی کسایی که به این صومعه میان
باید زندگی سابق و هرچی که داشتی رو ترک کنن
اگه بابت این موضوع مشکلی هست یه دری اونجا هست که
تو میتونی از اینجا بری
نه
هروقت که تصمیم گرفتی ما رو ترک کنی
اموالت بهت برگشت داده میشه
ما کارمون رو تویه سکوت مطلق انجام میدیم
این باعث میشه حواسمون پرت نشه
و به خداوند نزدیکتر باشیم
ما ساعت پنج صبح دعا داریم و ساعت هفت صبحانه میخوریم
تا ساعت 10 هم کارهای روزمره رو انجام میدیم
...تو برای شروع میتونی
سلام، چی داری میخونی؟
لازم نیست اینکارو بکنی
تو خودت متوجه میشی که اینجا
مهم نیست که کسی ازت خوشش بیاد یا نه
وقتی که باهات حرف میزنه بهش نگاه کن
اون کجاست؟
مادر تاکید کرده که همه باید سرشون تو کار خودشون باشه
ممنونم،پائولا
فکر کنم سارا کارها رو انجام میده
عجیبه که تو نمیبینی اون داره مجبورشون میکنه
سارا شیرینه اما یه زن جوون ساده ـست
کسیه که داره گناهاش رو با اینجا موندن و
کمک کردن به ما پاک میکنه
من فکر میکنم که اون از دیدن
تصاویر مقدسات خوشش میاد
درواقع فکر نمیکنم که اون متن هاش رو بخونه
اسم من مری هستش
مری
معلومه که همينطوره
در حالیکه ما بیشتر روزهامون رو در حال دعا کردن یا کارهای الهی میگذرونیم
در همون حال زمانی رو هم برای
فعالیتهای تفریحی اختصاص میدیم
از قبیل خواندن متن های مقدس تویه این کتابخونه
ممکنه یکی دو روز زمان ببره تا تو به روال ما عادت کنی
اما اگه تصمیم بگیری که بمونی
برنامه ی ما هم بزودی تبدیل به برنامه خودت میشه
اگه بنظر میرسه که من بیش از حد
احتیاط میکنم روی قفل بودن درها و میله های رو پنجره ها
به این دلیله که کلاً اهل احتیاط هستم
ما تازگیا یه سری ماجراها داشتیم
لازم نیست که بهتون بگم که نیرو های شر تو جهان چقدر زیاده
دوریس الان هفت ماهشه
چه دعایی برای بچه میکنی؟
دعایی که به درد این مادر پایان بده
اوه دوریس
چه موقعی متوجه میشی دردی که داری
تو رو نسبت به اون نزدیکتر میکنه؟
تو اینطور فکر میکنی که اون خودخواهانه
برای پایان دادن به رنج خودش دعا میکنه؟
البته که نه
اون برای پایان دادن به رنج دیگران دعا میکنه
حالا
زانو بزن
همانطور که میبینی
ما در حال گذروندن یه سری تغییرات هستیم
کلیسای رم، در حالیکه با در نظر گرفتن افرادی
مانند شما موافق هستن
با روشهای من موافق نیستن
مقداری سختگیرانه هست اما خیلی عادلانه است
بنابراین اونا تصویری از خودشون روی پاپ گذاشتن
و رشته های مالی واتیکان به ما رو قطع کردن
حفظ شیوه زندگی ما در خصوص کمک های مالی
کم کم به چالش کشیده شد
به همین دلیله که شما جایگاه مقدس ما رو
در این حالتی که هست میبینی
با این وجود،من میخوام که شما
بیشتر حواستون روی خوابتون باشه
شما بنظر باید استراحت خوبی داشته باشی
تمرکز و نظم و نظافت
مهمترین اصول ـه یه مادر باید باشه
خوب بخوابی
چیزی نیست
اوه یا عیسی مسیح
اونا صدات رو میشنون
و تو اصلا نمیخوای که اونا کاری انجام بدن
ما تنها کسایی هستیم که اینجاییم؟
ما اینجا نیستیم
اون بیرونیم
اونا گاهی اوقات حرفامون رو گوش میدن
داری جدی حرف میزنی؟
اونا اینکارو میکنن
و اونا اجازه حرف زدن تو خوابگاه رو نمیدن
اونا اینجوری ورونیکا رو گرفتن
کی؟
همون دختر که تو الان از تختش استفاده میکنی
من کاترین هستم
مری
میاد و میره
من فکر میکنم موش ـه
بعد از مدتی صداش رو نمیشنوی
بد بنظر نمیرسه
و هروقت که دوس داشتی میتونی باهام حرف بزنی
فقط نزار مُچت رو بگیرن
خدا لعنتش کنه
مری لو
همونقدر که من زندگی میکنم و نفس میکشم خدا لعنت کنه مری لوئیس آچیسون رو
چیکار میکنی؟
اینجا چیکار میکنی؟
این باباته؟
نه هنوز
اوه شرمنده، دارین بازی میکنین
من خیلی بی ادبم
خب من بهتون میگم چیه، منم هستم
دارین مینوشین؟
داریم مینوشیم ما همه مینوشیم
تو میتونی از شر اون خلاص بشی
اون همیشه پولش رو صرف تاس و مشروبات الکلی میکنه
بنظر یه مهمونیه عالیه
اوه لعنتی
چیکار میکنی؟
شیپور میزنم
تعریف از خودم نباشه من تو اینکار بد نیستم
آره
من مدت زیادی بود ندیده بودمت
عالی بنظر میای
خب، یا میری بزگ میشی یا اصلا نمیری
...چیزی که مامانم همیشه
اوه، لعنت بهش،شرمنده
همش تقصیر من بود
لعنتی
شما دوتا فکر میکنین من خدای احمقها هستم
این تقصیر من بود
اون نمیخواست اینکارو بکنه
ببین، بیا، اینو داشته باش
و میتونی همش رو داشته باشی
همش رو
این یه شروعه،اینطور نیست؟
تو ازدواج نکردی،فرد؟
من در عجبم که اون چجوری حس میکنه
...تو
بدش به من لعنتی رو
باشه
بیا
و همین الان گمشو بیرون
دیر کردی
خب، تو نبودی، بودی؟
همه چیزهای لعنتی از زمانی که من
اومدم اینجا شروع شد
خیله خب، ما الان کجاییم؟
تقریبا رسیدیم
خیله خب، منو نگاه کن
لعنتی
من نمیدونم که چرا تو نمیزاری پدرت رو بکشم
اینشکلی حرف نزن
خب مری لو متاسفم
...اما کسی که میخواد به دختر خودش صدمه بزنه مثل
خب، ترجیح میدم که خودم باشم تا ویلیان
به هرحال من باهاش صحبت کردم
وقتی که زمانش برسه خودم آمادش میکنم
واقعا؟
آره
اون درک میکنه؟
به اندازه کافی میدونم
که اون و خواهرش دارن میرن به یه تعطیلات مخفی
تعطیلات مخفی؟
تا از بابای عوضی تو فاصله بگیرن
اوه، ورونیکا، من بیش از ده بار بهت گفته بودم
که هر کُنشی یه واکنش و عواقبی داره
اونو از جلوی چشمام دور کن
هیچ صدای دیگه ایی نباشه
میدونی که اینجا تو نه منحصربه فردی و نه یه آدم ویژه؟
تو هرچقدر هم که طول بکشه باید ازش لذت ببری
چی؟
بهش علاقه داره
اون میخواد تو رو تویه دفتر کارش ببینه
یکم به خودت برس
فضولی موقوف.
...من فقط دارم میگم، فکر نمیکنم که این
مری، پدر اندرو یادت باشه
واقعا خوشحالم که دوباره میبینمت مری
...تویه راهرو، اونجا
خون؟
بله
یه تصادف نسبتا بدی بود
آدمهای دست و پا چلفتی اشتباهات نادرستی انجام میدن
ما تمیزش میکنیم
...اما دختره
سیاست من سختگیرانه ـست اما بنا به دلایلی اینجوری هستن
و من میدونم که شما تویه چه وضعیتی هستین
تو حامله بودی؟
...و بچه ـت، کجاسـ
No comments yet. Be the first to leave one.