Fool Me Once

Fool Me Once

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Fool Me Once S01E02 1080p HEVC x265-MeGusta
A Commentary by KiarashNg

Tags

1080
x265
HEVC
web
webrip
720p
720
BRip
2CH
x264
Published on: 2024-01-01
Downloads: 56
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫کانال زیرنویس‌های فیلمکیو: ‫SubKio@

‫سلام سروان استرن. باهام تماس گرفتن.

‫ممنون.

‫الو؟

‫سلام مایا، منم.

‫- سلام جو، چیه؟ چی شده؟ ‫- مایا...

‫چیه؟ لیلی چیزیش شده؟

‫نه، لیلی چیزیش نشده. اِم...

‫اِم، خواهش می‌کنم جو، ‫بهم بگو چی شده دیگه.

‫مایا...

‫کلیر چیزیش شده.

‫خواهرت رو می‌گم.

‫اتفاق وحشتناکی افتاده.

‫- بیا بغلم. ‫- خیلی دوستت دارم.

‫ماچ.

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫«یک بار فریبم می‌دهی» ‫- اثری از هارلن کوبن -

‫حالت خوبه؟

‫الان دیگه باید دیدگاهمون رو ‫به کل عوض کنیم.

‫دو قتل اولیه بی‌ربط جلوه می‌کردن، ‫ولی الان دیگه می‌دونیم...

‫هر دو با یه تفنگ انجام شدن.

‫مایا، وقتی به خواهرت شلیک کردن، ‫خودت به خارج اعزام شده بودی. درسته؟

‫- آره. ‫- باشه، خیلی‌خب.

‫- مطمئنم خودتون بررسی کردین. ‫- آره، آره، بررسی کردیم.

‫صرفا خواستم اطمینان حاصل کنم.

‫اطمینان حاصل کنی؟

‫یعنی خودم خواهرم رو کشتم، ‫چند ماه بعدش هم شوهرم رو کشتم؟

‫اون موقع کارآهان برادرشوهرت رو ‫تحت‌نظر داشتن، اِم،

‫شوهر کلیر رو می‌گم.

‫آره، ادی رو می‌گی.

‫- درسته، ادی واکر. ‫- بیگناهیش ثابت شد. عذر موجهی داشت.

‫که این‌طور. پس چرا مطرح کردین؟

‫آخه با احتساب اطلاعات جدیدمون،

‫مجبوریم فرض کنیم ‫پای ارتباط خانوادگی در میونه.

‫دو فرد که از طریق ازدواج فامیل شده بودن، ‫با سلاح یکسانی به قتل رسیدن.

‫خب، آشنایی جو و کلیر در چه حدی بود؟

‫همکار بودن.

‫یعنی تو شرکت بین‌المللی بورکت همکار بودن؟

‫- آره. ‫- باشه، خیلی‌خب.

‫- جو استخدامش کرده بود؟ ‫- آره.

‫بابت ارتباط فامیلی استخدامش کرده بود یا...؟

‫بابت زرنگ بودنش استخدامش کرده بود، ‫دانشمند داروسازی خوبی بود.

‫ضمنا، آره، بابت ارتباط فامیلی هم بود.

‫اِم... خانواده بورکت ‫خیلی به ارتباط فامیلی اهمیت می‌دن.

‫به غریبه‌ها اعتماد ندارن.

‫آره. خودم عمرا بتونم با خواهر زنم کار کنم. ‫واقعا بدجوری رو اعصابه.

‫شرمنده. اِم، خب...

‫همکار بودن. تنشی...

‫بینشون شکل نگرفته بود؟

‫نه.

‫ولی فرض می‌کنیم تو اکثر اوقات ‫در خارجه بودی.

‫جو و کلیر رابطه نامشروع نداشتن.

‫خیلی‌خب.

‫عذر می‌خوام. ‫خودم می‌دونم حتما خیلی برات دشواره.

‫دو تن از عزیزترین ‫افراد زندگیت بودن، در نتیجه...

‫خیلی‌خب، ببین، اگه اطلاعاتی ‫در راستای خانواده‌تون...

‫و دلیل احتمالی ارتباط مرگشون ‫کسب کردی...

‫یا اگه احیانا کس دیگه‌ای ‫اطلاعاتی داشت،

‫بهمون خبر بده، باشه؟

‫ای وای.

‫ممنون. خونه خیلی قشنگی دارین.

‫متأهلی؟

‫- آره. آره. ۸ سالی می‌شه. ‫- عجب! ۸ سال.

‫آره، خب، آدم نیمه گمشده‌اش رو ‫تشخیص می‌ده دیگه. متوجهی؟

‫چهار بچه هم داریم، ‫یکی دیگه هم به زودی به دنیا میاد.

‫نه بابا. چـ...

‫مجردم. ‫مگه این که قرار امشبم موفقیت‌آمیز باشه.

‫داشتم... ‫داشتم مایا رو آروم می‌کردم کیرس.

‫پلیس خوبی‌ام.

‫لبخند زد دیگه.

‫پلیس خوب اصلا نباید دروغ بگه.

‫همه‌چی روبه‌راهه؟

‫خواهش می‌کنم بگو ‫هنوز آبجو مونده.

‫اِم، لیلی همه‌شون رو خورد.

‫- بفرمایین. ‫- بفرمایین.

‫- بفرمایین. ‫- ممنون.

‫لطفا بیا اینجا و ماچم کن.

‫- هورا! ‫- سلام!

‫بچه خوبی بودی. باز هم می‌خوریم!

‫ماچ!

‫چه دختر خوبی.

‫بیا دیگه.

‫اینجاست. بریم اینجا.

‫بریم تو.

‫تو کل اتاق‌هامون دوربین داریم، ‫پس کافیه هر موقع نگرانش شدین،

‫برنامه‌مون رو باز کنین.

‫- خودتون می‌بینین داره بهش خوش می‌گذره. ‫- باشه، خبر خوبیه.

‫ظاهرا جای خیلی امنیه.

‫بریم بازی کنیم؟

‫- برو دیگه. ‫- بریم استخر شن رو پیدا کنیم.

‫برو. ممنون. مرسی.

‫- خواهش می‌کنم. خداحافظ مامان! ‫- خداحافظ عزیز دلم.

‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ!

‫حواست به این پله باشه لیلی.

‫یادت باشه اهرم اصلی رو ‫که بالا کشیدی،

‫باید پدال سمت چپ رو ول کنی.

‫درسته.

‫- یادت نره تجهیزات رو بررسی کنی. ‫- باشه.

‫دو قتل اولیه بی‌ربط جلوه می‌کردن، ‫ولی الان دیگه می‌دونیم...

‫هر دو با یه تفنگ انجام شده بودن.

‫... یا اگه احیانا کس دیگه‌ای ‫اطلاعاتی داشت...

‫ببین، من... باید قطع کنم.

‫آره.

‫- سلام. ‫- باید باهات صحبت کنم.

‫باشه. خیلی‌خب، چرا که نه؟

‫راجع به قتل کلیره.

‫وایستا ببینم. متوجه نمی‌شم.

‫- چطور ممکنه مرتبط باشن؟ ‫- اصلا منطقی نیست.

‫کلیر رو تو خونه‌اش ‫در حین سرقت کشتن.

‫ولی ایوا... من مدت زیادی اینجا نبودم.

‫ببین، چندین هزار کیلومتر ‫با زندگی روزمره‌شون فاصله داشتم.

‫تو خیلی بیشتر از من ‫کلیر رو می‌دیدی.

‫اصلا چیزی نگفته بود؟

‫باید خوب فکر کنی.

‫هیچ اتفاقی نیفتاده بود ‫که احیانا...

‫نه.

‫ای بابا، رابیه.

‫چیکار داره؟

‫هر از گاهی تماس می‌گیره ‫که از بچه‌ها، پول و این چیزها بپرسه.

‫پول و این چیزها؟

‫آره، چیزی نیست.

‫ایوا، خیر سرت باید بذاره ‫تو حال خودت باشی.

‫مایا، واقعا دیگه نیست.

‫چیزیم نیست.

‫- بفرما. ‫- مرسی.

‫ببین مایا، باید مسئله‌ای رو ‫راجع به کلیر باهات در میون می‌ذاشتم.

‫- چیه؟ ‫- صرفا...

‫من و کلیر یه روز رفته بودیم بیرون ‫ناهار بخوریم.

‫جریان چند هفته پیش... اِم...

‫از قتلشه، ولی...

‫داشتیم گپ می‌زدیم ‫و ظاهرا حالش خیلی خوب بود.

‫عین همیشه بامزه بود؛

‫ولی بعدش گوشیش زنگ خورد.

‫تو کیفش بود، ‫ولی صدای زنگش رو شنیدیم...

‫و یهو قیافه‌اش عوض شد.

‫بگذریم، رفت تو خیابون، ‫من هم نگاه کردم...

‫و دیدم دست‌هاش رو ‫با عصبانیت تکون می‌ده.

‫تقریبا... ۵ دقیقه بیرون بود.

‫بهت نگفت کی زنگ زده بود؟

‫نه.

‫- خودت نپرسیدی؟ ‫- اصلا جواب نداد.

‫گفت مسئله کاری بودی، ‫ولی معلومه که نبود، مگه نه؟

‫آدم تشخیص می‌ده، مگه نه؟

‫نمی‌خواد چیزی بهم بگه.

‫منظورت چیه؟

‫ایوا.

‫گوشیش همون...

‫گوشی همیشگیش نبود،

‫گوشی قاب‌صورتیش نبود. ‫گوشی...

‫دیگه‌ای بود.

‫گوشی دیگه‌ای بود؟

‫- مـ... متوجه نمی‌شم. ‫- قدیمی‌تر بود... انگار...

‫- از این گوشی بنجل‌ها بود. ‫- به پلیس‌ها نگفتی؟

‫وای خدایا، ایوا!

‫- ببین، چیزی نمونده بود بگم... ‫- پس چرا نگفتی؟

‫آخه نگران بودم رابطه نامشروع ‫داشته بوده باشه.

‫مـ... می‌ترسیدم ادی و بچه‌ها ‫خیلی ناراحت بشن.

‫ایوا، گوشی سری ‫اطلاعات خیلی مهمی محسوب می‌شه.

‫شاید طرف رو می‌شناخته...

‫خواهرم پشت یه گوشی سری ‫از دست کسی عصبانی شده بود...

‫و بعدش می‌کشنش.

‫وای.

‫راستش، مرغ از نوادگان دایناسورهاست.

‫در واقع، نزدیک‌ترین گونه زنده ‫به ترانوسوروسه.

‫هوم.

‫ولی من باز هم دو لپی می‌خورمش، مگه نه؟

‫نباید این‌قدر خوشمزه درستش کنن نیکول.

‫خب، چی شده بود؟ ‫از خود بیخورد شده بودی؟

‫آره. تقریبا.

‫- تقریبا؟ ‫- خیال می‌کنی دیوانه شدم.

‫خودم می‌دونم دیوانه‌ای.

‫حصاره رو ندیده بودم. ‫با ماشینم زدم بهش.

‫منظورت چیه؟

‫داشتم خیلی شیک رانندگی می‌کردم ‫و همه‌چی روبه‌راه بود. ولی یهو تصادف کردم.

‫بیهوش شدنم رو به یاد ندارم. ‫پیچیدنم رو به یاد ندارم.

‫فقط با حصاری تصادف کردم.

‫من هم دوستتم، هم حامی ترکتم ‫و باید ازت بخوام...

‫- هیچی مصرف نکرده بودم. ‫- امروز صبح تو جلسه‌مون شرکت نکردی.

‫سرم شلوغ بود.

‫- چهار هفته است که شرکت نکردی. ‫- ای بابا، هیس.

‫مگه تو مامانمی؟

‫توضیحش از توانم خارجه. ‫آخرین بار حس می‌کردم دارم از دست می‌رم،

‫ولی این دفعه اصلا...

‫سمی، باید بری دکتر.

‫نه، نه، نه، نه.

‫- در اون صورت دکتر می‌گه بیمارم. ‫- باید آزمایش بدی. خودم می‌دونم نمی‌خوای...

‫اگه ثبتش کنم، کارم تمومه. ‫خودم شاهد این وقایع بودم، خب؟

‫پلیس‌های همسن من دچار مشکلات جسمانی می‌شن، ‫ذهنشون که خیلی اذیت می‌شه،

‫یه سال بعدش عین خرس چاق می‌شن ‫و رانندگی می‌کنن.

‫ولی من از پس همون هم بر نمیام، مگه نه؟

‫آخه حصارها رو... نمی‌بینم.

‫برو آزمایش بده.

‫تو آزمایشگاه خصوصی آزمایش بده ‫و اگه لازمه، به کسی نگو؛

‫ولی برو آزمایش بده.

‫این مسئله رو نادیده نگیر.

‫ادی، بذار جعبه‌ها رو از اینجا ببرم.

‫خودم ردیفش می‌کنم.

More Farsi Persian subtitles for Fool Me Once

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left