The Resident

The Resident

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

The Resident S03 E16 ReverseCinderella HDTV XviD-AFG
The Resident S03 E16 ReverseCinderella HDTV XviD-RMX
The Resident S03 E16 ReverseCinderella HDTV HEVC x265-MeGust
The Resident S03 E16 ReverseCinderella HDTV x264-KILLERS
The Resident S03 E16 ReverseCinderella 480p HDTV x264-mSD
The Resident S03 E16 ReverseCinderella 720p HDTV x265-MiNX
The Resident S03 E16 ReverseCinderella 480p HDTV x264-RMTeam
The Resident S03 E16 ReverseCinderella 720p HDTV x264-KILLERS
The Resident S03 E16 ReverseCinderella HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
The Resident S03 E16 ReverseCinderella HDTV HEVC x265-RMTeam
A Commentary by sarvin
Sarvin Instagram: @Farsiimdb

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
x265
HEVC
2CH
720p
720
480p
480
Published on: 2020-03-30
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

... آنچه در رزیدنت گذشت فقط برای این که بدونی

. تو آدم یک ساعت آخرمی

، اگر فقط یک ساعت دیگه زنده باشم

. میخوام اون یه ساعتو با تو بگذرونم

. قبولش میکنم

این احمقانه س که عشق زتدگیتو زیر سوال ببری

برای یه چیزی که . فقط...احمقانه س

پس جسیکا

عشق زندگیته ؟

. اون مویامویا داره

ممکنه قبل از این که 30 سالش بشه از سکته مغزی بمیره

مگر این که من یه بای پس . مغزی براش انجام بدم

فشارداخل جمجمه ای و آزمایشای بعد از عملت

نشون میده توی روند . درستی قرار گرفتی

. متشکرم

دکتر پراویش، قبلا تا حالا هیچ پرنسسی رو نجات داده بودین ؟

. این یه کار تیمی بود

. پادشاه میخوان از شما تشکر کنن

. فکر میکنم یه زودی باهاتون تماس بگیرن

خب، چی باید صداشون کنم ؟ - . علی حضرت -

. خب، تو یه سورپرایز خوشایندی

. هی - . سلام -

. اه، امروز پر از سورپرایزه

. پدرم داره میاد اینجا

پدرت ؟ پادشاه ؟

منو پرت کرد وسط یه مهمونی بزرگ لحظه آخری

، واسه تولد 25 سالگیم هفته ی دیگه

و ازم خواست تیم دکتر هایی که جونمو نجات

. دادن دعوت کنم - . یه مهمونی -

. بنظر پر زرق و برق میاد

. خیلی پر زرق و برقه

. باید کراوات مشکی بزنی . میدونم درخواست زیادیه

. نه، من هستم

مخصوصا اگر قرار باشه تو رو توی

. مدل پرنسسیت ببینم

. عالیه

. اه، یه چیزی

. پدرم میخواد وقتی رسید ببینتت

. خیلی چیز بزرگیه - . چیز دیگه ای نگو -

فقط به پادشاه بگو که مشتاقم ببینمشون، باشه ؟

. هی، تو

. اوه

. سلام - . سلام -

. زود باش. باید بریم

. دو دیقه

. خوب بنظر میاد - . باشه -

. حالا نوبت توئه

. خیلی جلوتراز توام

. حالا داری تقلب میکنی - . بریم بیرون. دیر میکنیم -

. سلام. اه، منو پیج کردن اینجا

. قرار بود یکی رو اینجا ببینم

. ایروینگ

چه خبره ؟

. راستی کل دنباله دار قشنگیه

"...اجازه ندهید "

اجازه ندهید "

ازدواج ذهن های راستین مانعی " بر سر راهشان باشد

عشق آن عشقی نیست که وقتی ، تفاوتی را پیدا کرد آن را تغییر دهد

یا با حذف کننده آن را ." خم کند تا از بین ببرد

" ! اوه، نه "

"... این یک علامت همیگیست "

...شکسپیر ؟ عزیزم، این . خیلی رمانتیکه

اگر بذاری تموم کنم . رمانتیک ترم میشه

. اوه، درسته - ...اه، این -

میدونی چیه ؟ . ولش کن

. فقط بهت نشونش میدم

چی ؟

...جسیکا مور

! اوه خدای من - ... با من ... -

! نذاشتی تمومش کنم

. مهم نیست ! اره، اره، اره

. اره ؟ بیا اینجا

اره ؟ - ! اره -

! ما داریم مزدوج میشیم، عزیزم

مترجم: SARVIN Instagram: @Farsiimdb

. یک هفته بعد

. امشب موعوده

. اولین بازی سلطنتیه پراویش

این بوی چوب صندله که دارم حس میکنم ؟

. فقط یه جشن تولده

جایی که قراره برم پدرِ دوست دخترِ ، پرنسسمو ملاقات کنم

. پادشاه رو، برای اولین بار

اوه، راست میگی. بنظر میاد فقط . یه جشن تولد مثل بقیه جشنا

مهمونیه خیلی خوبی نمیتونه باشه

. با توجه به این که من دعوت نشدم

تو توی تیم درمان نادین . نبودی، مرد

. درضمن، تو خیلی ادم مهمونی نیستی

هی، باید بدونید من تو . زمان خودم حیوونی بودم واسه خودم

. یه...یه مرد وحشی

یه بار در حالی که تو سنت لوئیس . داشتم بالا میاوردم به هوش اومدم

خب ؟ - . اون شبو تو کنوشیا شروع کردم -

، اه، یادم انداخت بگم . گریسون زنگ زد گفت مریضه

. و تو باید جاش شیفت وایتسی

. اه، داستان بامزه ای بود، نولان، اما نه

یه شیفت شب رداشتم که بتونم . امروزو داشته باشم که آماده بشم

. خیلی بد شد که اینجا لازمت دارن

بنظر میاد ممکنه اخرش . به سیندرلا نرسی

میدونستی میشه پوست زیر بغلتو با حلقه های

سیب زمینی خام روشن تر کنی ؟

. اره، در واقع

. نپرس چجوری

تو راهی ؟

میای دم سالن دنبالم، درسته ؟

.اره، قضیه همینه

به پدرت که هنوز درباره ی خودمون نگفتی

گفتی ؟ - نمیای ؟ -

...اگر بهش نگفتی

. خیلی دیره. قبلا بهش گفتم

. باشه، نگران نباش

. یه کاریش میکنم

. فعلا جای من کسیو جایگزین نکن

خب، من پرنسسه زاموندارو . تو آب نمک نگه داشتم

. دیدم کیا اومدن آمریکا

. زاموندا کشور واقعی نیست

. به زودی میبینمت

یادته وقتی غش کردی چه اتفاقی افتاد، ماری ؟

. توی کلاس ورزش بودم

با مدرسه سر این الزامه آموزش های

. فیزیکی خیلی بحث کردم

ماری تنبیه درسی شد بخاطر نداشتن انرژی

. برای ورزش حلقه

معمولا زیاد خسته میشی ؟

. فک کنم

. دوباره اینجا

30ساعت پرواز از پکن تا آتنلانتارو . امتحان کنید. این خسته کننده س

. سلام، عزیزم

عسلم، من که بهت گفتم . ازش مراقبت میکنم

، من عاشقم شوهرمم اما اون هر درد و مرضی رو

. به اون تلقین میکنه - . مامان من غش کردم

، میدونم، عسلم و متاسفم که این اتفاق افتاده

اما باید این که هی خودتو مریض میکنی تا از زیر

مسئولیتات فرار کنی . رو تمومش کنی

شاید بخاطر این مریض شده . که تو خیلی بهش فشار میاری

. خب، تو به اندازه کافی بهش فشار نمیاری . اون 17 سالشه

، اون باید برای کالج آماده بشه

اما تو همه ش اون وابسته . به خودت نگه میداری

. باشه، چرا یه معاینه ی کامل نکنیمش

، این بهمون یه جوابایی میده

و میتونیم از این . وضعیت جلوتر بریم

، متشکرم. بالاخره میتونیم یک بار برای همیشه

. این بحثو تموم کنیم - . باشه، من الان بر میگردم -

تونستی کسیو جای خودت پیدا کنی ؟

. باتلر از شهر رفته بیرون

. وارد رفته مرخصی زایمان . هیچی ندارم

، نادین نهایتش . منو میبخشه دیگه

. من جات شیفت وایمیستم

واقعا ؟

اره، واسه خاستگاری . تو اومدی کمک

، به علاوه، اگر الان برم خونه جس منو مجبور میکنه بین دستماله

. رنگ سبز آبی و آبی یکی رو انتخاب کنم

. خطر اسپویل

. جفتشون یه رنگن

فقط بفهم اون چی دوست داره و بگو

. که اون مورد علاقه ی تو هم هست

دیدی؟ بخاطر همین راه حل هاته که . میخوام جات شیفت وایستم

خیلی خب، یک ساعت دیگه بهم وقت بده بعدش . برو به مراسم رقصت برس

چیز هست که بتونم کمکت کنم ؟

اگر اشکالی نداره . درو ببند

رد راک داره بخش

. زنان و زایمان رو جمع میکنه

. از الان تا شیش هفته ی دیگه

میخواین همه شونو بذارید برن ؟

فکر میکنی این عاقلانه س

که همینجوری از شرِ یه بخش کامل خلاص بشین ؟

. قبلا تصمیمش گرفته شده . یه سیاه چاله س

مرخص کردنشون به . خط پایانمون کمک میکنه

، با احترام خط پایانمون اینجا

. تنها نگرانیمون نیست پس مادرای باردارمون چی ؟

اون بیمارا توی آتنلانتا جنرال ازشون مراقبت میشه

جایی که یه بخش . زایمان پر بازده دارن

. ما هم اینجا یه بخش زایمان پر بازده داریم

. نه برای مدت طولانی

صد ها نفر از پرسنل مهممون . شغلشونو از دست میدن

درمورد پرسنل، تو باید . بهشون خبر بدی

رئیس بخش زنان و رئیس رزیدنتاشون

، رفتن یه کنفرانس . پس تو چاره ای نداری

. رزیدنتام همینطور

، اگر بذاری برن اونا توی هیچ برنامه رزیدنتی

، هیچ جای دیگه نمیتونن وارد بشن ، حداقل امسال نه

نه وقتی اینجا وسط آموزششون

. توی چستین هستن

و با این حال بازم میخوای اونا یه قدم اینجوری برگردن عقب ؟

. این یه تجارته

تو این عنوان " رئیس رزیدنت" رو . میخواستی

. وقتشه به دستش بیاری

. به رزیدنتای بخش زنان خبر بده

جما، من دکتر پراویش هستم ...من اینجام

بهم اعتماد کن. بخاطر همینه که من انتخاب شدم

که واسه مراسم . امسال لباستو طراحی کنم

. تو تنها اولویت منی

، لباسه عالی میشه . قول میدم

، خانم لین . اومدم اینجا معاینتون کنم

میشه اون تلفنو بعدا جواب بدین ؟

. جن، این بحثو بعدا ادامه میدیم

. به زودی باهات حرف میزنم

. سه سال، من رئیس بودم

یه وقتایی یادم میره من . همه جا تصمیم گیرنده نیستم

. پروندت میگه که درد شکمی داری

به علاوه استفراغ و . از دست دادن وزن

. اما این بخششو دوست داشتم

More Farsi Persian subtitles for The Resident

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left