Back To 1989 (1989一念間 / 1989 Yi Nian Jian)

Back To 1989 (1989一念間 / 1989 Yi Nian Jian)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

念間 Back To 1989 E15 720p
A Commentary by KOreanFaTeaM
► « تیم ترجمه کره فا ‌| مترجم: « ســــارا ◄

Tags

720p
720
Published on: 2016-09-16
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

امشب کاری مهم تر از سفر در زمان داریم

چی؟- مراقبت از یاجوان-

من حتماً از یاجوان محافظت میکنم

!من تسلیم نمیشم

!تو باید الان تسلیم بشی،تا اون بتونه از تو دل بکنه

!تا بتونه بره دنبالِ آینده ای که مناسبشِ

!جین چین

یاجوان،من خیلی وقتِ که دوستت دارم

میشم بهم یه فرصت بدی؟

!جین چین

من از آینده اومدم ولی بازم نمیتونم کاری بکنم

مگه بهت نگفتم مراقب یاجوان باش؟

!من قدرت پیش بینی اتفاقاتی که هرلحظه میافته رو ندارم

حتی نمیدونستم اون شب قراره چه اتفاقی بیافته

چی شده؟- !بهم دست نزن-

!مامان ترس وحشتناکی رو تجربه کرده

یه دزد موتور سوار به یاجوان حمله کرده

یاجوان،خوبی؟- !چیزی نپرس-

اما بگو ببینم خوبی؟

!همش دارم فکر میکنم که...اتفاق هایِ امشب یکم عجیب وغریب بود

یاجوانم گفت چیزی در موردِ اتفاقات امشب به جین چین نگیم

وگرنه من دیگه دوستش نیستم

!من نتونستم جلویِ عاشق شدنمُ در سال1989 بگیرم

تا وقتی همدیگرُ دوست داریم،چرا نتونیم در کنار هم باشیم؟

،در این لحظه،من به آینده اهمیتی نمیدم

فقط میخوام تو حال زندگی کنم

چرا من انقدر خسته ام؟

من وچن چه واقعاً...داریم باهم قرار میزاریم؟

!سالگرد قرار با چن چه

،خوب حالا که دوست دختر چن چه شدم،نباید بزارم اون

قایفه بدون آرایش و وحشتناکی از من ببینه

،باید از شرِ این لکه هایِ سیاه راحت بشم

وبعد برم چن چه رو ببینم

وای کارم ساخته ست.دیرم شد

حالا باید چکار کنم؟

تموم شد!فقط کافیه صورتمُ با آب بشورم

الان،حتماً چن چه رفته پایین صبحانه بخوره

اگه بدوم فکر کنم بتونم موفق بشم

هیچکس اینجا نیست

چه بلایی سرِصورتت اومده؟

چرا؟

چرا تو همیشه منُ تو ضایعترین حالت میبینی؟

برو کنار

دیرشده،آخه چرا ماسک صورت گذاشتی؟

چی شده؟

از امروز صبح،انگار حالت خوب نیست

معلومه که حالم بده،کی دوست داره تو اون حالت دیده شه اونم توسط دوست پسرش

!یه ژن ژن اینجوریه

اوه،که این طور

هی

به نظر من،دوست پسرت که خیلیم بامزه ست

واقعاً؟

ئی؟

سوار شو

محکم بشین

ببخشید،که مهمونی به اون خوبی رو خراب کردم

!اما..اما همش به این خاطر بود که من دوستت دارم وخیلی بهت اهمیت میدم

برای همین برای لحظاتی کنترلمُ از دست دادم،میشه یه فرصت دیگه بهم بدی؟

اشکال نداره،من درک میکنم،عشق همیشه باعث میشه آدما کارایِ احمقانه ای انجام بدن

!ولی تو خیلی دیونه ای که این جذابه

!یه ژن ژن اینجوری جواب نمیده

من فقط دارم به شائولانگ اعتماد به نفس میدم،اون باید توان این کارو داشته باشه

!آها

!نگران نباش،ژن ژن قهرمانت تا آخر کنارتِ

!واو.برادر لانگ تو خیلی خوش تیپی

اگه دختر بودم حتماً عاشقت میشدم

داری چکار میکنی؟

هی،اومدن

اومدن

هنوز نه

...من

ئه..ژن ژن

من میخوام بابتِ دیشب ازت عذرخواهی کنم

،من واقعاً غافلگیر شدم

!اما جدی نمیگیرمش

،من خیلی سالِ که دوستتم

همیشه میخواستم بهت بگم که دوستت دارم

اما میترسیدم تو منُ دوست نداشته باشی ودوستیتُ بامن قطع کنی

وقتی بالاخره به این نتیجه رسیدم که لیاقت تو رو دارم

و بهت احساسمُ گفتم ولی خوب اعترافمُ خراب کردم

شائولانگ

ممنونم

ممنون که خیلی وقتِ منُ دوست داری

من واقعاً تحت تاثیر این علاقت قرار گرفتم

پس،میشه یه فرصت دیگه بهم بدی؟

ما دیروز همه حرفامونُ زدیم

،واینکه

!من الان با چن چه ام

تا وقتی شمادوتا باهم ازدواج نکردین،من هنوز شانس دارم

شائولانگ

اشکال نداره که نمیخوای احساساتِ منُ بپذیری

اما لطفاً بهم یه فرصت عادلانه بده

بهتره قبولش کنی

وگرنه شائولانگ همینجا وایمیسته ونمیره

چن چه،ژن ژن موقتی تو رو انتخاب کرده

!من هیچوقت تسلیم نمیشم

میدونم

پس بیا سرِ ژن ژن باهم بجنگیم

از همین ماه هم شروع میکنیم،حقوق من این ماه قطعاً از حقوق تو بیشتر میشه

!یه ژن ژن،یه ژن ژن،من واقعاً باید تو رو جدی بگیرم

!فکر نمیکردم تو بتونی به افزایش درآمد تای یوان کمک کنی

،رقص دیشب تایید میکنه که چه اتفاقی افتاد

حتی ازبرنامه های تلوزیونی هم جالبتر بود

!من واقعاً نمیتونم بدون تو ادامه بدم

!من حتماً سخت تلاش میکنم تا برمشکلات غلبه کنم

هی،شائوچی

مشتری چن یاجوان مشکل داره،لطفاً تو بهش رسیدگی کن

اوه،چرا همش من؟ مدیر خواسته باهم بهش رسیدگی کنیم

چی شده؟

،اوه،مادر یاجوان زنگ زد

وگفت قبل از اینکه بخواد بره خارج میخواد یه مدتی استراحت کنه

!مدیرم کاراشُ داد به ما

مگه قرار نبود یاجوان تا آخر ماه کار کنه؟- دقیقاً-

!فقط چند روزِ دیگه مونده،چقدر ناامید کننده واقعاً

مگه روز مهمونی حالش خوب نبود؟یکدفعه چی شده؟

ژانگ ان،به موقع اومدی

خاله یه کاری داره که باید بره بیرون

میشه یکم پیش یاجوان بمونی؟

یاجوان بخاطر اتفاق دیروز خیلی ترسیده

!تمامِ بعدازظهر زیرپتوش قایم شده بود ودوست نداشت از تختش بیاد بیرون

خاله،نگران نباشید،من مراقبشم

ممنون

مشکلی نیست

یاجوان،ژانگ ان اومده

!خاله خیلی زود برمیگرده

خدافظ خاله- خدافظ-

!یاجوان

یاجوان،منم برادر بزرگتر

یاجوان،خوبی؟ من خیلی نگرانتم

یاجوان،میخوام درُ باز کنم

یاجوان

یاجوان،میشه درُ باز کنی؟میخوام ببینمت

من واقعاً گفتم،دوستت دارم

یاجوان- !نزدیکم نیا-

دیشب،تو بودی درسته؟

یاجوان فکر میکنه من اون کارو کردم؟

درسته؟

...دیشب من

اگه یاجوان بفهمه یکی دیگه بوده،میتونه تحمل کنه؟

!حالا که این اتفاق افتاده،من مسئولیتشُ برعهده میگیرم

تو زندگیمُ نابود کردی،میخوای مسئولیتِ چی رو برعهده بگیری؟

فقط خودتُ بسپُر به من،تا آخر عمر ازت محافظت میکنم

اینجوری میتونی همه چیز فراموش کنی و منُ دوست داشته باشی میتونیم باهم بریم آمریکاو اونجا باهم زندگی کنیم

نمیخوام به حرفات گوش کنم!برو گمشو

تمامِ زندگیم بخاطر تو نابود شد،مثلاً میخوای برام چکار کنی؟

چطور تونستی این کارو بامن بکنی؟

!دیگه هرگز نمیخوام ببینمت

هیچکس اینجا نیست،عجله کن

!فقط میخوایم غذا بخوریم،این مخفی کاریا برای چیه

بقیه تو کارمون فضولی میکنن و برامون حرف درمیارن

باشه،اینجا قشنگه

!بهت کمک میکنم تیکش کنی

خودم میتونم این کارو بکنم

...باشه

تو بجز مادرم تنها زنی هستی که

بهش کمک میکنم میگو رو تکه کنه

...پس تو

...پس

بیا نزدیکتر

چکار میکنی؟

!کلی ادم اینجاست

من برات میگو تکه کردم،نمیخوای بهم جایزه بدی؟

چی شد؟

!نگران یاجوانم

از دیروز،رفتارش عجیب شده

!حتی امروزم نیومد سرکار

فکر میکنم ژانگ ان ویاجوان دارن یه چیزی رو مخفی میکنن

جین چین چی؟

اون گفت برادربزرگتر،یاجوان دوست داره

واینکه برادر بزرگتر میخواد مهاجرت کنه

حرفی جین چین زده حتماً حقیقت داره،چون معلوم بود که خیلی ناراحته

،دیروز،ژانگ ان از جین چین خواست که برم بیرون باهم حرف بزنن حتماً ازش خواسته تسلیم بشه

اما بعدش چی شد؟

ای بابا،خیلی بهش فکر نکن بعد از کار میریم از خودِ یاجوان میپرسیم

وببینیم اون چی میگه

غذاتُ بخور

،من فقط امیدورام هر اتفاقی که بیافته

!ما بتونیم باهم دیگه باهاش روبه رو بشیم

!تا اخر عمرم،فقط چن یاجوان دوست دارم

چن یاجوان،با من ازدواج میکنی؟

چرا منُ دوست داری؟

من یه پسرِ فقیرم که فقط بلده بخونه

من خانواده خوبی ندارم وحتی نمیدونم میتونم در آینده خوشبختت کنم یانه

مهم نیست مردم چی میگن

فقط منم که تورو یه جورِ خاصی تویِ قلبم میبینم

،میتونی منُ

همینجوری که الان هستم بپذیری؟

حتی اگه...تو نخوای منُ بپذیری

نمیدونم چطوری باید باهاش روبه رو بشم

یاجوان

!چن یاجوان!چن یاجوان

چرا ازم فرار میکنی؟

بخاطر ژانگ انِ ،درسته؟

"بازگشت به 1989"

چرا ازم فرار میکنی؟

بخاطر ژانگ انِ ،درسته؟

اون شب...تو وژانگ ان...همشُ دیدم

چی دیدی؟

...اون

اعتراف کرد که دوستت داره،درسته؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left