F is for Family

F is for Family

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

F is for Family S02E10 720p WEBRip x264
A Commentary by thetrueali
Sub by: Thetrueali Telegram: @thetrueali

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Published on: 2020-05-16
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ساعت توی کوئینت سیتی ‫شیش صبحه

‫و بوی بهار به مشام میرسه

‫امروز روز ملی زانوبنده ‫پس بیایید

‫تلاش کنیم و کسانی که تو مسیرشون ‫بهاری ندارن رو به یاد بیاریم

‫و درد زجرشون میده

‫و این هم ونیتی فیر

‫هنگامی که صبحی آفتابیست

‫از پشت پنجره روز طلوع میکند

‫وقتی هوا را نفس میکشم ‫حس میکنم زندگی با من خیلی خوب است

‫میدانی

‫پرنده ای بر روی بالشم است

‫میتوانم بید مجنون بامزه را ببینم

‫وقتی هوا را نفس میکشم ‫حس میکنم زندگی با من خیلی خوب است

‫میدانی

‫در آسمان رنگ زرد زیادیست

‫چیزی در چمنزار صبحگاه

‫میگوید به من که امروز ‫در مسیرت هستی

‫و به خانه بازمیگردی

‫به خانه پیش من

‫موفق باشی سو

‫جفتمون میدونیم که از ‫ته دل نمیگی اینو

‫میخوای شکست بخورم

‫میخواستم

‫ولی الان واسم مهم نیست ‫یه هواپیمایی بهم نیاز داره

‫خب شاید هواپیمایی بتونه ‫بچه هاتو بزرگ کنه

‫مشوقت باشه

‫و وقتی هفته هاست حموم نرفتی ‫بازم باهات سکس داشته باشه

‫اونم بعد از اخراج شدن روز کریسمس

‫هی شاید امسال سورپرایزت کنن ‫و این دفعه عید پاک اخراجت کنن

‫ممنون سو. ‫خیلی ممنون

‫فرانک صبر کن.

‫قبل از اینکه اینجوری ‫هم رو ترک کنیم

‫چیزی هست که بخوای به من بگی؟

‫هر چیزی؟

‫صبحانه خیلی کیری بود

‫خب این خیلی سنگ دلانه بود

‫ru

‫true

‫etruea

‫hetrueal

‫Thetrueali

‫Telegram: @thetrueali

‫بجنبید. ‫کجایید بچه ها

‫آقایون. هیچ شکی نکنید که ما ‫در شرف انجام یه جرم بسیار بزرگیم

‫و همون طور که بنجامین فرانکلین ‫میگفت

‫به حتم یا همگی باید ‫با هم باشیم

‫یا هر یک جدا از یکدیگر باشیم

‫ممنون باب ‫اینو گفتم یادم افتاد

‫برادر زن من استن ‫عضو انجمن شهرداریه

‫و اگه این قضیه خراب شد

‫من توانایی معامله کردن ‫زودتر از همه ی شما رو دارم

‫نه اگه من زودتر رودتو عین یه آهو بریزم بیرون ‫باشه باشه

‫بیایید یه بار دیگه نقشه ی ‫از شر اسکوپ راحت شدن رو مرور کنیم

‫الان ساعت دقیقا 11 و 13 دقیقه ست

‫پرواز دولوث 3 و 57 دقیقه بلند میشه

‫من زودتر از 3 و 10 دقیقه نمیام ‫که دستگاها رو پر کنم

‫ما ترتیب اسکوپ رو میدیم

‫رابط مشترکمون به قصد بیهوش کردن ‫اون میاد به دیدنت

‫وقتی اون ماده رو رسوند به من ‫من میرسونمش به فرد مناسب

‫ما یه کم مشروب واسه ‫اسکوپ ترکیب میکنیم و میفرستیم بره

‫و سخت ترین کار به عهده ی منه

‫آروم

‫اینم قهوه ای که میخواستی

‫من آبمیوه ی قهوه نمیخواستم

‫حالا آبمیوه ی قهوه مو بده بهم

‫کاسه ی پلاستیکی ‫یه درپوش روش

‫دخترای پر حرف ‫یه درپوش روشون

‫دهنتو ببند ‫یا واست میبندمش

‫میزنمت از جایی که ‫بلوزت میپوشونش

‫پادشاه عاشقانه ‫آقای تامی تاهو

‫تو عالی ای تامی ‫تامی

‫و حالا هیجان انگیزترین بخش ‫مراسممون

‫اختراع جدیدی که این شرکت رو ‫برمیگردونه به سیاه بودن

‫سیاها؟ نه ‫زنا رو قایم کنید

‫منظورم برمون میگردونه به سود دهی ‫اوه آره

‫محصول پرچم دار پلاست ا ور ‫برای سال 1974 چیزی نیست جز؟

‫لیوان رنگین کمونی

‫ساخته شده از مخلوطی از ‫38 ماده ی شیمیایی معین مختلف

‫که تبدیلش میکنه ‫به تنها لیوانی که تغییر رنگ میده

‫به رنگ هر چیزی که دارید میخورید

‫یعنی مثل لیوان شیشه ای شفاف؟

‫کیر توش

‫خب خدا رو شکر که اون لیوان ‫احمقانه رو توی خط تولید نبردیم

‫داریم صد هزار تا ازش میسازیم ‫به گا رفتیم

‫شما دو تا به چی میخندید؟ ‫اوه به زودی میفهمید

‫پسر امیدوارم کارای لزبینی باشه

‫کوین مورفی ‫میدونم که اونجایی

‫ای کیر توش. کیر توش

‫کوین دارم میام پایین

‫صبح پنج شنبه بود. هیجان زده بودم ‫دختر آرایشگاهی واقعی بود

‫و دوبار آبم توی شلوارم اومد

‫پیرهن نداشتم. ‫و ممه هاش بیرون بود

‫و نمیدونم

‫هی هی مرد کوچک ‫سخت نگیر

‫تقصیر تو نیست ‫نیست؟

‫میدونی وقتی ‫همسن تو بودم

‫مامانم یه دوستی داشت ‫خانم اندرسون

‫اون از صندلی ماشین توی ‫ماه آگوستم داغ تر بود

‫عین یه گربه ی خوشگلی که میتونه روی ‫پاهای عقبش راه بره بدون اینکه کسی پنجه شو بگیره

‫حرکت میکرد

‫یه شب اومد دنبال مامانم بود. ‫ولی مامانم خونه نبود

‫و یه چی دست به یه چی دیگه داد

‫و در آخر اولین کف دستیمو از یه

‫خانوم مسئول عوارضی جاده ی ‫پنسیلوانیا گرفتم

‫این منطقی نیست

‫وقتی کیرت سیخ شه ‫هیچ داستانی منطقی نیست

‫خیلی متاسفم که ‫مهمونیتو خراب کردم

‫اون هر جور شده خراب میشد

‫این چند ماه اخیر کور بودم

‫نگرانم که نکنه شغلمو از دست بدم ‫اوه نه

‫بدتر از اینم میشه ‫معلوم شد قندعسل به همه میداده

‫پسر دختر حتی اسکی بال ‫[یه نوع بازی که توپ رو باید تو ‫سوراخای مخصوص انداخت]

‫خب به اون که البته نداده. ‫فقط روش شاشید

‫شاید بخوای یه پنی سیلین تزریق کنی

‫فکر کنم کائنات در تلاش بودن ‫که یه نشانه واسم بفرستن

‫پیام دریافت شد

‫باید زندگیمو جمع و جور کنم

‫اولین قدم ترک مواده

‫درسته. میخوام صد در صد پاک بشم

‫هیچی

‫فقط ویسکی و علف

‫و شایدم روز پرچم ‫یه چند خط کوک زدم

‫البته. لیاقتشو داری.

‫ممنون پسر. خب

‫کوین نمیخوام بی ادب باشم ولی ‫وقتشه که ویک پیر یه کم بخوابه

‫نه روزه که نخوابیدم

‫باشه. بذار در رو ببندم

‫دوست دارم خانوم اندرسون

‫ممنون که اجازه میدی واسه دفعه ی آخر ‫کامیون رو سوار شم اسموکی

‫نجات دهنده ای ‫هر چی بخوای فرانک

‫تو مثل پسری هستی که ‫هیچوقت نگه نداشتم

‫ممنونم که کمکم میکنی ‫حتی با اینکه اگه این جواب بده

‫به این معنیه که دیگه نمیتونم ‫واست کار کنم

‫مشکلی نیست ‫داری کار درست رو انجام میدی

‫باید به اون زن زیبایی که ‫داری اهمیت بدی

‫نه این مربوط به اون نیست

‫باید شغلمو پس بگیرم

‫فرانک تو همچنان باید حواست ‫به کسایی که حواسشون بهت هست باشه

‫به اون آسونی که به نظر میرسه نیست

‫از از دست دادنش که آسون تره

‫من میدونم در مورد چی دارم حرف میزنم

‫من به میویسم توجه نکردم ‫وقتی داشتم این امپراتوری رو درست میکردم

‫اون همه چی بهم داد

‫و تنها چیزی که در ازاش میخواست یه ‫روز مسافرت با هم دیگه بود

‫دنیا رو ببینیم

‫و من مدام میگفتم ‫آره البته. یه روز میریم. یه روز میریم

‫ولی اون روز هیچ وقت نیومد

‫حالا به پستچی میده. فقط به خاطر اینکه ‫تمبر های با عکس اون ور آب رو بهش نشون میده

‫اسموکی نشو فرانک

‫ممنون اسموکی. ‫ولی فکر میکنم بدونم دارم چیکار میکنم

‫بهتره برم

‫هیچوقت فراموشت نمیکنم

‫چرا میکنی

‫ولی من بابتش ممنونم

‫خرابش نکن. فرانک مورفی

‫اسموکی زنت پشت خطه

‫به اون جنده بگو که از اون پستچی ‫بخواد که نودلشو بیاره

‫پس نقد پولمو بده

‫IRS فکر میکنه من مردم

‫ممنون

‫یه بانک خصوصیه رفقا

‫هیچ مشکل فدرالی نداره

‫خب سو وقتشه

‫وقتشه دنیا نبوغ تو رو ببینه

‫حالا میتونی امشب بری خونه ‫و موفقیتتو بکنی تو چشم فرانک

‫این درباره ی اون نیست ‫درباره ی منه

‫اینم از همون غریزه ی کشنده

‫حالا بیایید جلسه مون رو با ‫سنت همیشگیمون خاتمه بدیم

‫اومدن ضروری مقطعی ‫سازنده ی پلاست ا ور

‫خانوم هنریتا ون هورن

‫خیلی خب. خیلی ‫خوبه. ممنون هنریتا

‫سال دیگه میبینیمت اگه خدا بخواد

‫تریسی و تامی اگه مشکلی نیست

‫منم میخوام یه محصول که ‫خودم ساختم رو معرفی کنم

‫این تو دستور کارمون نبود

‫خب میدونم سخته که یه اختراع

‫به نبوغ لیوان رنگین کمونی ‫خیلی سخته

‫اون چیز خیلی کیری بود

‫اجازه بدید یه چیز کوچیکی ‫بهتون معرفی کنم به نام سالاد خشک کن

‫یه دستگاه جدید انقلابی ‫که کاهوی خیس رو میچرخونه و خشک میکنه

‫خب خب خب

‫دوست نداری که یه مرد ‫نظر مستقیمشو

‫راجع به آشغالت بگه. واسه همین ‫مستقیم میبریش پیش بالا بالایی

‫آره

‫اون وقت من از پستونات ‫نعریف کردم

‫من مورچه ایوس هستم ‫و یه خدای بی ثباتم

‫چاقال

‫سلام جیمی

‫خب ببین کی اینجاست. بیل ‫بی خایه ی دلسوز

‫اومدی اینجا جون کسی رو نجات بدی؟

‫ببین جیمی. واسه کل قضیه ی ‫چوب هاکی متاسفم

‫و اگه میخوای کتکم بزنی ‫بفرما

‫خایه کردی. پری کک و مکی

‫خیلی باحال بود جیمی

More Farsi Persian subtitles for F is for Family

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left