Devil May Cry

Devil May Cry

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Devil May Cry S01E04 WEB-DL
A Commentary by Stephell
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | مهدی ابوئی ◄◄🟨

Tags

webdl
Published on: 2025-04-03
Downloads: 118
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 172 lines.

‫غیرممکنه.

‫ما شکارچی‌های اهریمن هستیم.

‫کشته شدن به دست غیرممکن، ‫بخشی از کارمونه.

‫این دفعه فرق داره.

‫هیچ مورد ثبت شده‌ای ‫از اهریمن‌های بالاتر از رده 2 نداریم.

‫ولی این اهریمن‌ها، کاری که می‌تونند بکنند...

‫سطح قدرتشون اون‌ها رو ‫توی رده 4 قرار میده.

‫اونم حداقل.

‫سوال اصلی اینه که ‫این آخرالزمان کجا داره رخ میده؟

‫بعد از این همه تعریف، ‫تا حدی ناامید شدم.

‫منظورت چیه؟

‫آخه خرگوش شمشیر اسپاردا ‫و جفت نیمه‌های سنگ طلسم رو داره.

‫با همین‌ها می‌تونه دنیای ما رو ‫با خاک یکسان کنه.

‫پس چرا این دیوار هنوز نابود نشده؟

‫خودت می‌تونی ازش بپرسی.

‫سنگ طلسم چند کیلومتر به سمت شمال، ‫متوقف شد.

‫این شیطان‌زادۀ احمق خبر نداره ‫که داریم ردش رو می‌زنیم.

‫هر چیزی لازمه رو بردارید. ‫تا 60 ثانیه دیگه راه می‌افتیم.

‫اعتراف می‌کنم که بهت شک داشتم.

‫اما اون‌طوری که تنهایی ‫حمله‌ور شدی تا جلوی خرگوش رو بگیری،

‫حسابی دل و جرئت داری. ‫می‌تونی بلند بشی؟

‫بله، ستوان. حتماً. ‫آمادۀ رفتنم.

‫شاید یه کوچولو دیگه.

‫بشین سرجات. ‫میگم بیان از اینجا ببرنت.

‫من می‌تونم جاشو پُر کنم، ستوان.

‫ضربۀ شمشیر خرگوش، منو بیهوش کرد ‫ولی الان حالم خوبه.

‫می‌خوام این ماموریت رو به سرانجام برسونم.

‫اگه منو کنار نزده بودی،

‫می‌دونم.

‫فقط این دفعه بیشتر مواظب باش ‫که کُشته نشی.

‫حله؟

‫قول نمیدم.

‫بیایید بریم سراغ ‫این حرومزادۀ هویج‌خور.

«امپایر بست تی‌وی در شبکه‌های اجتماعی» @EmpireBestTV

‫«شیطان هم می‌گرید» ‫«قسمت چهارم - فارغ از هرگونه امید»

‫مـــتـــرجـــم ‫ .:: مـهـدی ابـوئـی ::.

‫همیشه باید از این محافظت کنی.

‫قول میدی؟

‫قول میدم.

‫مال من کو؟ منم می‌خوام.

‫- ورجیل، قول میدی که... ‫- آره، قول میدم. بده بهم.

‫بفرما.

‫دو نیمۀ بی‌نقص.

‫فکر کنم مال من بزرگ‌تره.

‫نه، نیست. بذار ببینم.

‫هی.

‫خیلی‌خب، بچه‌ها، دیگه کافیه.

‫گفتم کافیه!

‫هنوز خوابم نمیاد.

‫تو هیچ‌وقت خوابت نمیاد.

‫چرا نمی‌تونی بیشتر شبیه برادرت باشی؟

‫باشه، امشب چه داستانی می‌خوای؟

‫دربارۀ بابا بهم بگو.

‫به‌زودی قراره ببینیمش؟

‫خیلی‌خب، ‫یه داستان از بابا برات تعریف می‌کنم.

‫ولی بعدش باید بخوابی.

‫بابات...

‫بابات...

‫پسر اسپاردا.

‫چرا سرم همچین حسی داره؟

‫باید بگم معجزه‌ست که ‫اصلاً چیزی رو بتونی حس کنی.

‫انزو؟

‫هی، خبر خوب دارم، بچه‌جون.

‫به نظر میاد که هنوز زنده‌ای.

‫خبر بد اینه که دوباره زندانی شدیم.

‫پس، از بمب جون سالم به در بردی.

‫خداوند هر چیزی رو ممکن می‌سازه.

‫من صدا و چهرۀ تو رو می‌شناسم.

‫اون یارو توی تبلیغات تُشک نیستی؟

‫نزدیک گفتی.

‫- معاون رئیس‌جمهوره. ‫- اوه.

‫بیدار شدی.

‫یه بار دیگه بهم بگید،

‫کدومتون نسخه بدل «هیومن تورچ»، ‫و کدوم یکی برگ‌روبِ سخنگوئه؟ ‫ (هیومن تورچ: یکی از اعضای چهار شگفت‌انگیز در مارول)

‫مطمئنی الان می‌خوای ‫به ما توهین کنی؟

‫و مشخصه که اون برگ‌روبه. ‫بیخیال!

‫اگنی، اون فیلم.

‫درسته. خرگوش یه فیلم برات داد.

‫بهم اعتماد کن. ‫فیلم خوبیه.

‫- باید بذاریش توی.. ‫- می‌دونم!

‫تقصیر من نیست که انسان‌ها ‫این سوراخ رو کوچیک ساختند.

‫دانته، به چیزی که گفتم فکر کردی؟

‫منظورت اون چیزی که دربارۀ ‫کثیف بودن روحم گفتی؟

‫گفتم که خدا ممکنه برخلاف ‫اصل و ریشه‌ات، تو رو ببخشه.

‫حتماً متوجه شدی که ‫برنامه‌ای برات داره،

‫که تو رو از مرگ حتمی نجات داده.

‫بی‌ادبی نباشه جناب معاون، ‫ولی این‌ها موقعیت دقیق شما رو می‌‌دونستند

‫و جوری هواپیما رو دزدیدند که ‫انگار براشون آب خوردن بود.

‫فکر کنم مرگ هنوز ممکنه ‫سراغ ماها بیاد.

‫نه.

‫من اینجا قرار نیست بمیرم.

‫از کجا می‌دونی؟

‫چون تا وقتی به هدف خلقتم نرسم،

‫خدا اجازه نمیده بمیرم.

‫ما همگی چه بخوایم و چه نخوایم،

‫خدمت‌گزاران بارگاه خداوندیم.

‫درست شد!

‫به هواپیمای ایر فورس 2 خوش اومدید!

‫ازتون خواهش می‌کنیم ‫که به صفحه نمایش توجه کنید،

‫چرا که اطلاعیه امنیتی مهمی داریم.

‫همه‌تون قراره بمیرید.

‫مگر اینکه پسر اسپاردا بتونه ‫شما رو نجات بده.

‫پسر چی؟ هان؟

‫به نظر میاد که سنگ طلسم ‫توی طبقه بالایی باشه.

‫شرط می‌بندم خرگوش هم اونجاست.

‫جای عجیبی برای قایم شدن ‫یه اهریمن خرگوشیه.

‫انتظار چیو داشتی؟ ‫یه حفره زیرزمینی بزرگ؟

‫نمی‌دونم.

‫یه جورایی آره.

‫پشتیبانی هنوز چهار دقیقه دیگه می‌رسه.

‫نمی‌تونیم صبر کنیم.

‫اون می‌تونه شمشیر و سنگ طلسم رو ‫کنار همدیگه بذاره

‫و هر وقت که خواست، دنیا رو نابود کنه.

‫همین حالا می‌ریم داخل.

‫از پله‌ها برید و حواستون جمع باشه.

‫باید آمادگی هر کسشر اهریمنی‌ای رو...

‫داشته باشیم.

‫نینجا صحبت می‌کنه. ‫مقر فرماندهی، صدامو داری؟

‫کسی نیست؟ لعنت بهش.

‫همگی ساکنین توجه کنید.

‫گروهک تروریستی‌ای به اسم «دارک‌کام» ‫همین الان وارد ساختمون شد.

‫اهداف آنها شدیداً خصمانه است.

‫درخواست نمی‌کنم که باهاشون بجنگید.

‫اتفاقاً دارم شما رو تشویق به انجامش می‌کنم.

‫هرکسی که برخوردی دوستانه ‫یا عادی باهاشون داشته باشه،

‫فوراً محکوم به اعدام میشه.

‫روز خوبی داشته باشید.

‫لعنتی.

‫دیگه کی‌ها رو اینجا زندانی کرده؟

‫پا گذاشتیم توی قلعۀ شخصی‌اش.

‫ماموریت تغییری نکرده.

‫می‌ریم طبقۀ بالایی، سنگ طلسم رو ‫برمی‌داریم و بیرون می‌آییم.

‫به هر طریقی که شده.

‫همراهتیم. بیایید بریم.

‫حتی خطوط ارتباطی رو هم قطع کرده.

‫تا حالا ندیده بودیم که از همچین ‫تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای استفاده کنند.

‫این چه جور اهریمنی‌ـه؟

‫یکی که کمی از صاحب‌خونه‌ات بدتره.

‫سنتری؟

‫یه شمشیر انرژی.

‫محشره.

‫آتش!

«زیرنویس پارسی اختصاصی و‌بـسـایـت ا‌مـپـایـر‌بـسـت‌تـی‌و‌ی»

‫لعنت بهش.

‫من...

‫پیشم بمون. لطفاً.

‫نه!

‫نه!

‫آره، شاهد مرگشون باش.

‫ناسلامتی این تو بودی که اون‌ها رو ‫به آغوش گرم ما فرستادی.

‫گلوله نوش جان کن.

‫لعنتی.

‫آره دانته، مدتی میشه که ‫ریشۀ حقیقی‌ات رو فهمیدم،

‫و اگه با خودت هم روراست باشی، ‫تو هم می‌دونی.

‫تا حالا باید باهاش کنار اومده باشی ‫که خون اهریمنی داری.

‫هر دو رگه‌ای،

‫بچۀ یه انسان وحشی ساده‌ای،

‫می‌تونست کارهایی رو بکنه ‫که تو می‌کنی؟

‫چرا نیمی از سنگ طلسمی که اسپاردا ‫استفاده کرد تا شکاف بین واقعیت‌ها رو ببنده،

‫سر از جواهرات تو در آورده؟

‫پدر عوضی‌ای که هرگز نداشتیش،

‫کسی که بدون لحظه‌ای تأمل ‫خانواده‌ات رو رها کرد،

‫شوالیۀ اهمرینیِ عالی‌مقام و شریف، ‫اسپاردا بود.

‫صحیح، اسپاردا.

‫حتماً.

‫- حرف اینو باور می‌کنی؟ ‫- هان؟

‫می‌تونم یک عالمه شواهد رو برات ‫لیست کنم، ولی یه نگاه به خودت بنداز.

‫سر تا پای وجودت داد می‌زنه ‫که اشراف‌زاده‌ای.

‫هیچی از درد و رنجی که ‫توی دنیامون وجود داره نمی‌دونی.

‫اینکه پدرت با حفاظ سادیستی‌اش، ‫چطوری ما رو محکوم به فنا کرده.

‫بر علیه طاغوتی بی‌رحم شورش راه انداخت،

‫و بعد همه‌مون رو توی زندان انداخت

More Farsi Persian subtitles for Devil May Cry

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left