The first 200 lines.
عجیبه
این دیگه چیه؟
قسمت اول
اون بالاست
موبایل زنگ میخوره
ولش کن
ساگا ست - یا اون یا من -
هانس پترسون. در حال حاضر نمیتونم جواب بدم. پیغام بذارید. ممنون
ساعت هفت و سی وهفت دقیقه است. طبق قرارمون بعد از هفت میتونم باهات تماس بگیرم
.الان تو صحنه جرمم. به محضی که تونستی تماس بگیر
.ساگا.عکسای محل قتل رو دارم
."احتمالا اونا فقط عکسای "صحنه ی جرمند اون جای دیگه ای به قتل رسیده
باشه. عکسا رو دارم
فیلم های دوربین های نظارتی هست؟
.تو راهند.چیزی که میخوام بگم اینه که شناساییش کردم
هله آنکر". شهروند دانمارکی"
گم شدنش دیروز تو کپنهاگن توسط "ناتالی آنکر" گزارش شده
خواهرش؟ - همسرش -
از کجا شناختیش؟
این عکسو تو اینترنت پیدا کردم
این تو یه مراسم خیریه است. مچ دستشو میبینی؟
آره
این کار یه آدم ماهره. این همون تتوئه
سلام ببخشید دیر کردم
کجا بودی؟جوابمو تو 7:37 دقیقه ندادی،زنگم نزدی
خونه بودم اما خیلی خوابیدم. پیامت رو گرفتم
ما قربانی رو شناسایی کردیم
دو دقیقه بهم وقت بده
میخوای چکار کنی؟ - دو دقیقه بهم وقت بده -
هر چی درباره اش میدونیم رو پرینت کن. عکسارو هم همینطور
حتما
"هله آنکر". مالک یه کلینیک باروری به اسم "آنکرفرت"
.سال 2000 فروخته شده سرمایه گذار و سخنگو
با ناتالی آنکر یه پسر دارند به اضافه ی یه بچه از ازدواج قبلیش
مورتن آنکر".پدرش "ویلی بارترام" که مرده"
دیروز 3 بعد از ظهر رفته به یه جلسه ای تو "مالمو"*، اما دیگه بر نگشته شهری در سوئد*
برگشتنی از پل رد شده؟
هنوز چیزی پیدا نکردیم
.احتمالا تو سوئد دزدیده شده الان میخوام برم همسرش رو ببینم
ساگا، مهم نیست کجا دزدیده شده،اون یه شهروند دانمارکیه
باید یه همکار دانمارکی همراهت باشه
ساگا نورین؟
شنیدم که آدم درستی برا مامور پلیس بودن نیست
از کجا شنیدی؟ خیلی شایسته است
...یه شخصیت خاص، اما- نباید دوسش داشته باشی -
آدرس
کسِ دیگه ای نیست بخوای این کارو بهش محول کنی؟
به تو دادمش
ساگا همون کسی نیست که مارتین رو لو داد؟
ریکارد؟ - اینجام -
تو رخت خواب بودی؟ - آره-
گردنبند منو ندیدی؟ یه زنجیر نقره است که شبیه یه دستنبنده
آره، میدونم کدومو میگی اما نه متاسفانه، ندیدم
وقتی خواب بودم افتاده
می گردم که پیداش کنم
"لیس فریس آندرسِن"
اگه همکار شما پالتو تون رو مینداخت تو دستشویی
فقط ناراحت میشدید که اینطوری شده؟
.اونا تو محیط کار سنجیده رفتار میکنند - اینجا هم محیط کارِ دختر منه -
اینکه بچه اند، این رفتارو توجیه نمیکنه
نه مسلما
خب. چکار میخواید بکنید؟
با معلما صحبت میکنم و به دانش آموزا گوشزد میکنم که صبرمون به سر رسیده
چرا باید با همه ی دانش آموزا حرف بزنید؟
نمیدونیم کار کی بوده - بله که میدونیم -
درسته که "مالی" مشکلات رفتاری داره و سابقه ی اینجور کارها رو داره
اما نمیتونیم برا هر چیزی که تو مدرسه اتفاق میوفته متهمش کنیم
حواستونو جمع کنید که دیگه این قضیه تکرار نشه
حتما
خودم شخصا حواسم هست که "کارن" مشکلی نداشته باشه
اون یه محیط خانوادگیِ با ثبات و والدینی که دوسش دارند رو داره
باید پالتو شو از تو آب دربیاره و خوشحال باشه چون خانواده ی خوبی داره؟
.منظورم این نبود - امیدوارم نبوده باشه. بیا عزیزم -
هانه تامپسون" پلیس کپنهاگن" - ساگا نورین،پلیس مالمو -
کجا میریم؟ - میخوای ماشینت رو اینجا ول کنی؟ -
مشکلی داره؟ - آره راهو بند میاری -
نه منظورم خودته،شخصا مشکلی داری؟
نه
خیلیخب، پس بیا بریم-
میدونی هِله آنکر یه جورایی سِلِبریتی(مشهور) بوده
جدا؟
اون خیلی تو چالش سوال های جنسیتی فعال بود
جنسیتی بجز انسان وجود نداره". اون یه جورایی سوئدی بود"
قبول داری برداشت سوئدی ها یه کم بیشتر انسانی تره؟
یه کم بیشتر؟
تهدیدش کرده بودند؟ - قطعا -
اون تو بعضی حوزه ها بیشتر ملاحظه میکرد
هشت سال پیش باهاش آشنا شدم
خیلی شجاع بود
اما خیلی هم منفور بود،نه؟
اوه،آره چوت ما خیلی آدمای شجاهی هستیم
جسد همسرتون تو وضعیت عجیبی قرار داشت. عکساشو دارم
اون دور یه میز با سه تا مانکن بود
یه مرد و دو تا بچه. مثلِ یه خانواده
برخلاف ما، متوجهی؟ - نه منظورتو نگرفتم؟ -
غداهای اسباب بازی و کارد وچنگال رو میز بود. یه ماشین آتش نشانی و یه روبات هم بود
این برام معنی خاصی نداره - تهدیدش کرده بودند؟ -
آره، در واقع خیلی زیاد
اون تازه یه مهدکودک فارغ از جنسیت رو تاسیس کرده بود
ببخشید؟
اولین مورد تو دانمارک
تهدیدها نوشتاری بود؟ - بیشترشون-
بعضیا تلفنی، بعضیا هم تو خیابون بهش پرت میکردند
داری چند تا از اون نوشته ها رو؟
ممنون،اونا میاند تا اثر انگشتت رو بگیرند
مامان؟
میشه الان برید؟
یه چیز دیگه هم هست، "مورتن ". اون با مادرش صمیمی بود؟
اون با هیشکی صمیمی نیست. خودشو بعد افغانستان ایزوله کرده
کجا زندگی میکنه؟ - تو یه جنگل تو وارلوسه
تو یه ماشین کاروان - بدو، مامان -
دارم میام،عزیزم - الان بیا مامان -
چی باید بهش بگم؟
چند سالشه؟ - چهار -
اکثر بچه های چهار ساله موضوعات انتزاعی ای مثل مرگ رو نمی فهمند
بیشتر به عزاداری بازمونده ها واکنش نشون میدن تا مرگ خود طرف
برو پیش بچه ات. کار ما تمومه. ممنون
میشه چندتا سوال بپرسم؟ - الان نه-
تو مهدکودک های فارغ از جنسیت رو دوست نداری،از صدایی که درآوردی معلوم بود
این منو مامور بدی جلوه میده؟
نه، چطور مگه؟
تو داشتی عکس همسرش رو با اون لبخند وحشتناک بهش نشون میدادی
آره. بنظرت کار اشتباهی بود؟
بنظرم خیلی قضاوت ضعیفی از خودت نشون دادی
ساگا نورین، پلیس مالمو
ممنون
از پزشک قانونی بود،قلب "هله آنکر" در اومده بوده
چکارش کردن؟ - !قلبشو ازش دزدیدند -
ما داریم "آلکساندر داور" رو روبه روی آپارتمان تو لانبرگزگاتان هفت پیاده میکنیم
موفق باشی امیدوارم همو دوباره نبینیم
منم همینطور
اون دره. اولی از سمت چپ با پرده های سفید
سلام عزیزم، خوب پیش رفت؟
جی شده؟
کارن .. پاشو بهم بگو چی شده؟
اون بیرون منتظرم بود.اصلا نباید بهش میگفتم
بیا
نباید اونجا بریم، این فقط قضیه رو بدتر میکنه
اونجا نمیریم - نه -
باهام بیا. بدو
این صورت مالیه.میخوام با تمام توانت بزنیش
.نزدیک چشما و دماغش نه تو دهنش دندوناش ممکنه به انگشتات صدمه بزنه
معلممون میگه که یکی رو نباید جواب داد
پس باید اونور صورتت هم بذاری بزنه اون میگه زدن چیزی رو حل نمیکنه -
به این بستگی داره که اولی رو چقدر محکم بزنی
یالا
محکم تر
یالا
انگشتاتو مشت کن و مچت رو صاف نگه دار. همه ی وزنتو بنداز روش. بجنب
بهتر شد اما باید خیلی محکم تر ضربه بزنی
محکمتر. بهتر شد
همینطوری، خیلی بهتر شد
خوبه، اینجوری خوبه کارن
بنظرت چرا اونا قلبشو در آوردند؟
برا قاطی کردن با یه قربانی، حفظ کنترل یا یادگاری داشتن
یا شاید میخواستند بگند که اون بی احساسه
این نوع از نمادگرایی(سمبولیسم) خیلی نا معموله
تو سرگرمی ای هم داری؟ - سرگرمی؟ نه -
کجا زندگی میکنی؟ - کپنهاگن -
کدوم منطقه؟ - فِرِدِریکسبِرگ.میدونی کجاست؟
آره. اونجا رو خوب بلدم. اونجا خوشحالی؟
زندگی خانوادگیت چطوریه؟
چکار داری؟ - یه گپ کوچولو -
ما فقط با هم،همکاریم، نه چیز دیگه. حله؟
... دادن اطلاعات شخصی میتونه موجب بهبود
اگه یه همکار میخواستی که بشه باهاش رفیق بشی
شاید هیچ وقت نباید مارتین رو مینداخی گوشه زندون، اوهوم؟
مورتن آنکر؟ - شاید باشم. شما کی باشید؟
ساگا نورین از پلیس مالمو این همکارم هانه تامسِنه
و چی میخواید؟
ما خبرای خیلی بدی داریم
مادرت مرده
کشته شده
باشه. ممنون
الان فهمیدم. ممنون
آخرین بار کِی دیدیش؟
چرا میخوای بدونی؟ - چون من مسئول بخش تحقیقاتم -
یادم نمیاد
اومدش اینجا،بهار یا تابستون بود
دوسش داشتی؟ - اون مادرم بود -
این چیزی رو درباره ی رابطتتون نشون نمیده من مادرمو دوست نداشتم
چرا میپرسی؟ نمیشه تنهام بذارید؟ - دیشب کجا بودی؟ -
من همیشه اینجام
کسی نیست که حرفتو تائید کنه - میدونم چی فکر میکنید -
...شما ..شما میخواید کاریش نداشتم
دیگه بیشتر از این حرفی نمیزنم - شاید ترجیح میدی تو اداره پلیس اینکارو انجام بدی؟ -
پس بهتره که سعی کنی یه کم بیشتر همکاری کنی
یادم نمیاد کِی دیدمش
حدس میزنی کی میخواسته بهش صدمه بزنه؟ - از کجا بدونم - اگه فهمیدی .. -
تلفن ندارم - به هر حال داشته باشش -
میشه داخل ... ببینیم؟ - نه،ماله خودمه نمیخوام -
یه دستور تجسس میگیرم - باشه -
خب، بنظرم دیگه باید برم
دارم میرم
امیدوارم خوب پیش بره
همینطوره
سلام
سلام
ازش خوشت میاد؟ام. ام. برانت
نمیشناسمش
No comments yet. Be the first to leave one.