The first 200 lines.
تقديم به تمام عاشقان سينما
دکمهي صدفي
.ما همه، جريانهايي از يک آبيم رائول زوريتا
اين قطعهي کوارتزي در ...صحراي
.آتاکاماي شيلي کشف شد ...
...از عمر آن سه هزار سال ميگذرد
.و دربردارندهي يک قطره آب است ...
...صحراي شيلي
.خشکترين نقطهي روي زمين است ...
... ،اخترشناسان
... ،تقريبا در سراسر کيهان ...
.آب را از اينجا کشف کردند ...
.در سيارهها آب هست
در برخي سحابيها .بخار آب يافت ميشود
در ديگر اجرام آسماني .يخ وجود دارد
... ،بر روي زمين و جاهاي ديگر
آب، عنصري ضروري ... .براي موجوديت حيات است
...هر شب
... ،سيارهاي جديد کشف ميشود ...
.که ممکن است آب داشته باشد ...
... ،در حالي که ستارهها را تماشا ميکردم
.به اهميت آب، علاقمند شدم ...
به نظر ميرسد که آب ...از فضاي بيروني آمده است
و حيات به دست ستارههاي دنبالهدار ... ...به زمين آورده شد
.که درياها را شکل داد ...
... ،آب
... ،طولانيترين مرز شيلي
دهانهاي را تشکيل ميدهد که ... .با عنوان پاتاگونياي غربي شناخته ميشود
... ،در اينجا
رشته کوههاي کورديلراي آند ... ...در زير آب فرو ميروند
و به صورت هزاران جزيره ... .پديدار ميشوند
.اينجا مکاني بيانتهاست
.مجمعالجزاير باران
تعدادي از اقوام دور من .در اينجا زندگي ميکنند
...سقف ما از فلز روي بود
،که در برخورد با قطرات باران ... ...صدايي توليد ميکرد
.که به من قوت قلب ميداد و از من محافظت ميکرد ...
در تمام طول زندگيام .آن صدا همراه من بوده است
... ،زماني که آب به جريان ميافتد
.کيهان، پا به ميان ميگذارد ...
... ،آب، نيروي سيارات را دريافت ميکند
و آن را به زمين و ... ...تمامي موجودات زنده
.منتقل ميکند ...
...آب يک نيروي ميانجي
.ميان ما و ستارههاست ...
... ،پيش از ورود سفيدپوستان
... ،اولين ساکنين پاتاگونيا ...
.در صميميت و همدلي با کيهان به سر ميبردند ...
،براي اطمينان از آيندهشان .سنگها را ميتراشيدند
.از طريق آب سفر ميکردند
.در پيوند با آب زندگي ميکردند
از آنچه آب در اختيارشان ميگذاشت .تغذيه ميکردند
.ده هزار سال پيش به اينجا وارد شدند
.آنها کوچنشينان آب بودند
...زندگيشان به صورت قبيلهاي بود
.و از طريق آبدرهها کوچ ميکردند ...
.جزيره به جزيره ميرفتند
...هر خانواده در ميان قايقش
.مشعل آتشي را نگاه ميداشت ...
:آنها پنج دسته بودند
کاوِسکار
سلکنام
اَونيکن
هاوش
.و يامانا
.اينها از طريق دريا سفر ميکردند
...دريا
...دريا يکي از جاهاييه که من
... ،من نزديک دريا بزرگ شدم
.واقعا دوستش دارم
...دلم ميخواد بتونم با قايق سفر کنم
.همونطور که قبلا اينکار رو ميکرديم ...
... ،ولي الان محدوديتهاي زيادي هست
.به سختي اجازه ميدن که به دريا بريم
چرا؟
خواستههاي نيروي دريايي از ما بيش از اونه .که بتونيم از دريا استفاده کنيم
.يه قايق دارم که خودم ساختمش
.قايق به اين کوچيکي اونها رو ميترسونه
اونها با قايقهايي که .به اين شيوه سفر ميکنن آشنايي ندارن
...بخاطر همين
ادعا ميکنن که با اين کار دارن از ... ...ما محافظت ميکنن
.ولي من اينطوري فکر نميکنم ...
...به من گفتن
که شما و پدرتون از ... .دماغه هورن گذشتين
... ،اولين باري که از دماغهي هورن گذشتيم
.هوا خراب بود ...
.باد شديدي ميوزيد
...دريا خيلي خطرناک بود
.ولي به سلامت رد شديم ...
چند سالتون بود؟
.دوازده سال
...از پونتا آرناس به دماغهي هورن
.رفتيم و دوباره برگشتيم ...
،پاروها کوتاه بودن .به اين اندازه
.چون به سمت پايين پارو ميزديم
اينطوري پارو ميزدين؟
پارو روي قايق نصب نميشد؟
.نه، توي دستامون ميگرفتيمش
جريان آب، قايق رو نميکشيد؟
.نه، نميکشيد
توي دماغهي هورن؟
... ،جريان آب کمي عقب نگهش ميداشت
.ولي باز هم به جلو حرکت ميکرد ...
...ما هنوز نميدانيم
که چگونه قادر بودند ... .هوا را پيشبيني کنند
برآورد شده است که در ...قرن نوزدهم
...هشت هزار نفر به همراه سيصد قايق ...
در اين مجمعالجزاير وسيع ... .سفر ميکردند
،گابريلا خودت رو شيليايي احساس ميکني؟
.نه اصلا
پس چي احساس ميکني؟
.کاوِسکار
...به شما نگفتم
...يه بار با مادرم
...تو يه جزيره بوديم، نزديک
.نزديک ناتالس ...
.دقيقا نميدونم کجا بود
من فرستاده شده بودم اونجا .چون آب نداشتيم
،نه چاهي بود نه رودخونهاي .هيچي
.ما رفته بوديم آب بياريم
.اون طرف يه رودخونه بود
.پارو زدن رو کمي بلد بودم
.واسه پارو زدن بايد نيرو داشته باشي
.کار آسوني نيست
.وقتي باد مياد آسون نيست
...باد، قوت ميگرفت
و ما هم نميتونستيم ... .به چادرهامون توي جزيره برسيم
.بخاطر همين بايد پارو زدن ميدونستيم
.اينطوري بايد از دردسر خلاص ميشديم
... :نميتونستيم بگيم
"نميتونم پارو بزنم"... .اصلا امکانش نبود
.بايد قدرت انجام اينکار رو داشته باشيم
.غواصي کردن رو ياد گرفتم
.بايد ياد ميگرفتم
.هفت يا هشت سالم بود
.توي اولين غواصيم يه صدف گرفتم
...اين مال زمانيه که به من گفتن
.ميتونم از صدفها تغذيه کنم ...
.اين غذاي ما بود
.اون موقع ما فقط صدف ميخورديم
...براي گابريلا
.آب بخشي از خانوادهاش بود ...
...او خطر را به جان ميخرد
.و غذا از جانب دريا به او پيشکش ميشود ...
،ولي من ... ،به عنوان يک شيليايي
.با دريا احساس نزديکي نميکنم ...
،در مقابل اقيانوس ...دچار حيرت و شگفتي ميشوم
،و در همان لحظه ... .ترس نيز بر من غالب ميشود
.اين جريان بخاطر خاطرهاي از روزهاي کودکيست
... ،در يک تابستان
يکي از دوستانم را ... .دريا در خود کشيد
... ،از صخرهاي به صخرهاي در حال پريدن بود
... ،در ميان امواج ...
که پنجهوار ... .در بين صخرهها بر او هجوم آورد
.جسدش هيچوقت پيدا نشد
او اولين شخصي بود که .از زندگي من ناپديد شد
...مردم بومي پاتاگونيا
اولين و تنها ساکنين ... .دريايي شيلي بودند
،ما مردمان شيلي ...امروزه
.صميميت خود را با دريا از دست دادهايم ...
،از دوست نقاشم ...اِما ماليگ
...درخواست کردم ...
تا چيزي نشانم دهد ... .که هرگز نديدهام
...از زماني که بچه بودم
...هرگز نتوانستم نقشهي کاملي ...
.از کشورم را ببينم ...
...در مدارس
ديواري به اندازهي کافي عريض ... ...وجود نداشت
.که چنين کشور بزرگي را دربرگيرد ...
:شيلي بايد به سه بخش تقسيم شود
.شمال، مرکز و جنوب
.که آنگاه سه کشور ميشد
به نظرم اين کشور داره .راهشو اشتباه ميره
ما چهار هزار و دويست کيلومتر .خط ساحلي داريم
احتمالا طولانيترين .خط ساحلي جهان باشه
با يه رشته کوه بزرگ که اون رو .از قاره جدا ميکنه
،صحرايي که در شمال هست ...ما رو
،از تمدن غرب و قارهي يخزده در جنوب ... .جدا ميکنه
... ،در مفهوم جغرافيايي
.ما يه جزيره هستيم ...
. ...از نظر جغرافياي انساني و ...
...ما سنت دريايي نداريم
.و درون مرزي زندگي ميکنيم ...
و وادي ما واسه کشاورزي .خيلي تنگ و محدود هست
بخاطر همين ما ...آيندهي خودمون رو بر امکانات
.اقتصادي خيلي کمي قرار داديم ...
که به مرور زمان .تقريبا به هيچ رسيده
اين کشور استفادهي مناسبي .از درياي خودش نکرده
.اقيانوس وسيعي که در مقابلش قرار گرفته
تعداد کمي از مردم به دليل افتخار ...اقيانوس رو دادن
.تبديل کردن به دريا که تحسينش کنن ...
،نه فقط تحسينش کنن ...بلکه بهش اذعان کنن
.به عنوان بخشي از هويت ما ...
،کشور من .اقيانوس آرام رو نميپذيرد
.بزرگترين اقيانوس
.که از وسعت خودش اطمينان ندارد ...
.معادل نيمي از سطح سيارهي زمين
،با اين حال ... ،براي مردم بومي و اخترشناسان
... ،اقيانوس يک ايدهست ...
.يک مفهوم جدانشدني از زندگيست ...
No comments yet. Be the first to leave one.