The Tin Drum (Die Blechtrommel)

The Tin Drum (Die Blechtrommel) (Die Blechtrommel)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Tin Drum 1979 720p DC Bluray Pahe
The Tin Drum 1979 480p DC Bluray Pahe
The Tin Drum 1979 1080p DC Bluray Pahe
A Commentary by Ibrahimz
تنظیم برای نسخه بلوری دیرکتورز کات

Tags

BluRay
480p
480
1080
720p
720
Published on: 2020-09-20
Downloads: 144
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

طبل حلبي

از خيلي وقت پيش شروع مي کنم من از اولش بوده م

وقتي زمان تولد مادر بيچاره ي من رسيد

مادربزرگ من، آنا برونسکي

که هنوز جوون بود و معصوم چهارمشقي کنار يک

مزرعه سيب زميني نشست

سال 1899 بود

وسط کشوبيا

چيزي در افق حرکت کرد

چيزي اونجا پريد

لطفا

کسي ازين طرف اومد؟

به اسم کولجايچک؟

يک اتش افروز

کوتاه قد، چارشونه

ديدمش مثل تيري که از چله کمون رها شده باشه مي دويد

از کدوم طرف؟

بهش باور نمي کنم

رفته

احتمالا رفته بيسائو

اگه اينجا نيست

Has to be one or the other.

جاي ديگه اي نيست

و داره بارون هم مياد

بسيارخب کولجايچک

اسم من جوزفه

پدر بزرگ من عمدا ايجاد حريق کرد

عمدي تکرارش کرد

چرا که در تمام غرب پروس

آتش زن ناسيوناليسم فروزان بود

جوزف و آنا به کمک يه جاشو مخفي شدند

براي تقريبا يک سال

به همين خاطر انقد طول کشيد تا پليس پيداشون کرد

با پدربزرگم

!بدويد

تيراندازي نکنيد

بعد از اون شيرجه

کولجايچک ديگر ديده نشد

بعضيا ميگن غرق شده

بقيه ميگن

به آمريکا فرار کرده

جايي توي شيکاگو

به اسم جو کولچيک

ميليونر شد

اونا ميگن اون توي کار الوار و

کبريت و

بيمه آتش سوزي بوده

اما مادربزرگم

سال پشت سال همونجور نشست

جنساشو توي بازار مي فروخت

غاز

نه خيلي چاق نه خيلي نحيف

و اون پيرتر هم شد

جنگ جهاني اول شروع شد

و به جاي غازها فقط شلغم براي فروش داشت

شلغم

مادر بيچاره من هم پيرتر شد

اون نگران پسرعموش جان بود

جان به جنگ فراخوان شده بود

اما اون مي خواست پيش دخترعموش باشه

اسم؟ - برونسکي، جان -

متولد؟ - 1898 -

سرفه کن

دوباره

رد شد

نه کون نه گردن به درد ارتش نمي خورم

براي اولين بار مادرم

پسرعموش جان رو بغل کرد

و من شک دارم

که هيچ وقت شادتر از اون وقت همديگه رو بغل کرده باشن

اين عشق جوان دوران جنگ پاک باقي ماند

تا آلفرد ماتزراس اومد اهل راينلند بود

و توي بيمارستان سيلبرهامر

به روش بذله گويانه خودش محبوب پرستارها بود

اون چي گفت؟

اون گفت تو يه آشبز بالفطره اي آقاي ماتزراس

مي دونين چه حسي رو به سوپ بدين

جنگ داشت خودشو تموم مي کرد

دانزيگ منطقه آزاد اعلام شد

اداره پست لهستاني ها پس داده شد

جايي که جان برونسکي کلکسيونر تمبر رفت کار کند

آلفرد ماتزراس هم در دانزيگ ماند

ما کشوبيايي ها هميشه اينجا بوديم

خيلي قبل تر از لهستاني ها

و طبيعتا خيلي قبل تر از آلمان ها

اين حرفاي قديمي رو فراموش کن جان حالا ما توي زمان صلحيم

آلماني ها، لهستاني ها، کشوبيايي ها

همه با هم در صلح زندگي خواهيم کرد

من نمي دونم

بسيار خب، خواهي ديد

دو مرد متفاوت

با وجود علاقه مشترکشون به مادرم

همديگه رو دوست داشتن

و از اين مثلث

من رو به وجود آوردن اسکار

خورشيد توي برج فلکي سنبله بود

نپتون به خانه دهم از نيمه عمرش حرکت کرد

اسکار سرگردان بين حيرت و بيداري

زور بزن

زور بزن اگنس

داره مياد

روشنايي اين دنيا را اولين بار

به شکل يک لامپ 60 وات ديدم

آلفرد

پسره

مي دونستم پسره

گرچه بعضي وقتا ميگفتم دختره

خيلي داغ نيست

Crying and impersonating a meat-coloured baby,

I listened keenly and with a critical ear

to my parents' first spontaneous reactions.

وقتي بزرگ بشه شغلي رو عهده دار ميشه

حالا مي دونيم براي چي سخت کار مي کنيم

وقتي اسکار کوچولو سه سالش شد

يه طبل حلبي براش مي گيرم

فقط دورنماي طبل حلبي بود که مانع از

بيان قوي تمايل من

به برگشت به رحم مادرم ميشد

گذشته از اين بند نافم هم بريده شده بود

کار ديگه اي نمي شد کرد

و اين هم بود که من خيلي انتظار کشيده بودم تا نوبت تولد سومم بشه

اه، اين اسکار کوچوله

يک کم ديگه کيک ميخواي؟

دهنت کثيفه

يه جرعه ديگه مادربزرگ؟

بايد ياد بگيريم به انسان احترام بذاريم

آلکس

مهم يه پول ثابته

و نوشيدني فراوان

پس اينجاس که بايد گفت به سلامتي پول ثابت

به سلامتي جووني

و زيبايي

ميشه شما رو به اسم کوچيک صدا بزنم؟

پس منم لينا صداتون ميزنم

ما خيلي جوون نمي مونيم دفعه بعد که همديگه رو مي بينيم کي خواهد بود

دوازدهم سپتامبر

1927.

سال ديگه انقد بزرگ ميشي

و سال بعدش انقد و سال بعدش انقد

و بعدش قد من ميشي

تازه، مال انبار

ليوان ها اينجان

بازي ميکنين آقاي شفر؟

شما بازي کنين من تماشا مي کنم

تازه الان ساعت خواب منه

اون هميشه خسته س

تو نبايد با يه نونوا ازدواج مي کردي

خيلي از اون وقتا که مادربزرگ هرکي رو زير دامنش جا مي داد گذشته

من اين بازي رو بلد نيستم

بذار ببينم سربازا دست کي ان

هي، عمو، تو خشت نداري پس

بحث نکن بازي کن

من دو تا خشت دارم

از کجا بدونم؟

اون روز

در پاسخ به جهان بزرگ شده

و آينده ام

تصميم گرفتم که

رشد خودم رو از اونجا به بعد متوقف کنم

و سه ساله باقي بمونم

همينطور کوتوله يکبار براي هميشه

...يک، دو، سه

خداي من اونجاس

داره ازش خون مياد

چرا در انبار باز بود؟

آلفرد تقصير تو بود تو در انبارو باز گذاشتي

من فقط مي خواستم براي بقيه آبجو بيارم

بدو دکتر رو بيار

تو، تقصير تو بود

تو در انبار رو باز گذاشتي

بسه

آروم باش

...اسکار کوچولو من

چي شده؟

دو هفته استراحت بعدش اسکار مثل روز اولش ميشه

فقط يه ضربه کوچيک بوده

از کمپرس يخ زياد استفاده کنين

سقوط من يک موفقيت بزرگ بود

:داستان خانواده اين بود

در سومين تولدش

اسکار کوچولوي ما از راه پله انباري افتاد

هيچ کدوم از استخوناش نشکست

اما بعد از اون ديگه رشد نکرد

حتي چند ميليمتر

دوباره اون طبل

اسکار کوچولو اينجاس دوباره خوب شده

Morning!

It's Poland's very first stamp,

over 100 years old.

وقت ناهاره

من بايد برم

Stay, he's cooked mushrooms.

I'm on duty at the post office.

Not in the house, I said.

Besides, it's broken. You'll hurt yourself.

You staying for lunch?

Post office time.

Let me have that.

اگه کاري دست خودت بدي باز تقصير منه

ديدي؟ بهت گفتم

More Farsi Persian subtitles for The Tin Drum (Die Blechtrommel)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left