Through the Olive Trees (Zire darakhatan zeyton)

Through the Olive Trees (Zire darakhatan zeyton)

زیر درختان زیتون

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Zire darakhatan zeyton 1994 1080p BluRay AAC2 0 x264-EA
A Commentary by Sh1995
🔸💢 ترنسکریپت شده مناسب برای ناشنوایان transcript by mahsa_gh 💢🔸 https://t.me/YisFilm

Tags

BluRay
x264
1080
Published on: 2023-03-25
Downloads: 62
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

transcript by mahsa_gh

من محمدعلی کشاورز هستم. بازیگر که در این فیلم نقش کارگردان رو بازی می‌کنم

سایر بازیگران همه محلی هستند

ما الان در محلی هستیم به اسم کوکِر، تقریبا

سیصدوپنجاه کیلومتری تهران

که سال گذشته زلزله نسبتا شدیدی

اینجا رو به کلی ویران کرد - ببخشید آقای کشاورز، بچه‌ها گرسنه ان، راهشون هم دوره -

اگر ممکنه یه کم سریع‌تر

ما الان جلوی یه مدرسه‌ی تازه ساز هستیم

برای اینکه یه بازیگر دختر انتخاب کنیم

ببخشید که یه کمی دیر شد خیلی معذرت می‌خوام

اسم شما چیه؟

مهری ضیائی

اسم شما چیه؟ - سیما علی محمدی -

چی؟ - سیما علی محمدی -

علی محمدی

شما؟ - لیلا نقی‌پور -

اسم شما چیه؟ - طاهره لادانیان -

خانم شیوا! آدرس ایشون رو بنویسید

آدرستون؟ - پایین بازار، لاکه -

اسمتون چیه؟ (صدای خانم شیوا) - طاهره لادانیان -

آدرستون؟ - پایین بازار، لاکه - یه کم آروم‌تر بگین -

شما اسمتون چیه؟ (صدای محمدعلی کشاورز) - فریبا جعفری -

فریبا جعفری

کلاس چندمی؟ - سوم ادبیات -

خانم شیوا! اسم ایشون رو هم یادداشت کنید

اسمتو بگو

تو اسمت چیه؟ - نازیلا خادم -

خانم شیوا! اسم ایشون رو هم یادداشت کنید

آدرستون کجاست؟ (صدای خانم شیوا) - آدرس دقیق نداریم -

هر چی، هر جا که زندگی می‌کنی

رستم آباد، جلالیه - سردته؟ (صدای محمدعلی کشاورز) -

جلالیه؟ - بله -

سرده - ما یخ کردیم (صدای یکی از دخترا از دور) -

شما اسمت چیه؟

زینب حسن‌پور

صف‌تون رو هم که به هم زدین

آقا ببخشین، این فیلم رو شما پخش ‌می‌کنین؟

تا به حال فیلمبرداری کردن ...منتها

برای ما چه فرقی می‌کنه شما که فیلم ما رو می‌گیرین ولی پخش که نمی‌کنین

منظورت تلویزیونه؟ - بله -

خب حق با شماست

ولی حالا چون نشون نمی‌دن، ما هم نگیریم؟

خب پخش که نمی‌کنی برای ما

یه دونه فیلم هم که دادین، اونم شبکه دو پخش کرد برای ما نگرفت، برای ما فرقی نمی‌کنه

بچه‌ها بالاخره شما چی می‌گین؟ ما فیلم بگیریم یا نگیریم؟

!بگیرین

بگیرین ولی پخش کنین (صدای چند دختر) - بگیرین -

ولی پخش کنین

خب گفتی اسمت چی بود؟ - طاهره -

طاهره‌ی چی؟

پورصادقی

خانم شیوا! اسم ایشون رو هم یادداشت کنین

یه بار دیگه اسمتون رو بگید

طاهره پورصادقی

آدرستون؟

شما اسمت چیه؟

ما؟ زهرا جناب

منزلتون کجاست؟ - رستم آباد -

چند سالته؟ - پونزده -

پونزده سالته؟ - بله -

!خانم شیوا خانم شیوا! اسم ایشون رو یادداشت کنین

اسمتون؟ - زهرا جناب -

زهرا؟ - جناب - خب دیگه جور شد (صدای یه دختر) -

آدرستون؟ - رستم آباد، کوکِر -

خب دیگه تموم شد؟ (صدای یکی از دخترا) رستم آباد، کوکر (خانم شیوا زیر لب) -

امروز یکشنبه نهم خرداد ماه سال 1372 هجری شمسی

برابر با هشتم ذی‌الحجه سال 1413 هجری قمری

و مقارن با 30 ماه می سال 1993 میلادی است

1353سال پیش در چنین روزی هشتم ذی‌الحجه سال شصت هجری قمری

مرد) - سلام‌ علیکم) - سلام، صبح شما بخیر

- صبح شما هم بخیر - حالتون خوبه؟

خیلی ممنون، زنده باشید

پیاده می‌رفتی آقای دفاعی

- گفتیم امکان داره سرویسمون بره و ما جا بمونیم

ناچار بودیم پیاده بریم و به سرویس برسیم

- ما دیشب تا دیروقت کار می‌کردیم صبح هم خواب موندیم

بفرما، اون چیزی که می‌خواستین

گچه آقای دفاعی؟

- گچ هست ولی اون گچی که شما می‌خواستین نیست

چون خود دانش‌آموزا درست می‌کنن

در موقع درست کردن، اینا خوب الک نمی‌کنن امکان داره سنگ‌ریزه اینا توش باشه

بله

در موقع نوشتن، اگر دیدین که خوب نمی‌نویسه

می‌تونین این رو از وسط نصفش کنین که تا بهتر بنویسه

مدرسه هم که رفتین، امکان داره اونجا گچ‌های بهتر از این باشه

مدرسه نمی‌ریم

پس برای چی می‌خواین؟

برای کِلاکِت

کِلاکِت چیه؟

کلاکت، شناسنامه پلان‌هامونه

مثل همین تخته‌های سیاه مدارسه روش یادداشت می‌کنن

...(مرد) - آها، همون تخته‌ایی که

موقع فیلمبرداری

- دیدم، آره «تو فیلم «خانه دوست کجاست

- بله، یادم میاد شما خیلی خوب بازی کردین توش، آقای دفاعی

- خواهش می‌کنیم بله، من تو فیلم نقش معلم رو داشتم

- بله، یادمه خیلی هم مسلط بودین توی نقش

- این شغل ماست هر روز داریم این نقش رو بازی می‌کنیم

بله

...(مرد) - درضمن یه عرض کوچیکی خدمتتون

خانم ببخشید، اگر براتون امکان داره ما رو به این سرویس برسونین

- سرویس؟ مگه آموزش‌ و پرورش سرویس گذاشته واسه‌ی معلمین؟

نه، این سرویس مال کفشی گنجیه

بله

این ما رو تا کفشی گنجی می‌رسونه ...بعد بقیه راه رو که یک کیلومتر می‌شه

ما پیاده می‌ریم تا سرامرز می‌رسیم

در ضمن عرض می‌کردم خدمتتون که

من علاقه‌ی چندانی به فیلم و سینما و هنر و اینها ندارم

زلزله شده، دست و پامون بسته‌ست

و اگر براتون امکان داره

نقشی هم برای ما

تو این فیلمتون در نظر بگیرید

باشه چشم - خیلی ممنون -

از این میانبر بریم بهتره

از این طرف؟ - بله بله، از این طرف -

- ببخشید فراموشتون نشه - چشم حتما

خداحافظ - خداحافظ -

طاهره

طاهره

طاهره خانم

مادرجون - بله؟ -

مادر سلام - سلام -

حالتون خوبه؟ - الحمدلله -

طاهره کجا رفته؟ - نمی‌دانم کجا رفته -

با من ساعت هفت و نیم قرار داشت

قرار داشت که... از صبح تا حالا معلوم نیست سر صبح رفته که از دوستش لباس قرض بکنه

پیدا نیست - من که نمی‌دونم طاهره کجا رفته، نمی‌دونم خب -

حالا من چیکار کنم؟ - بفرما خانم. حال شما خوبه؟ -

مچکرم، شما چطورین؟ - حالا شما بفرمایین بالا -

بله - بفرما بنشین خانم -

خب بفرما بالا - بفرما پهلوی ما بشین راحتم -

نه، می‌شینم منتظرش می‌شم - اشکالی نداره رفته مدرسه -

گفته من می‌خوام برم پهلوی دوستم لباس قرض بکنم

من که نمی‌دونم که بالاخره - قول و قرار این‌ها چجوریه ...گفت می‌ره -

نمی‌شه از سر اونا به در کنه

خب چی گفت؟ گفت برمی‌گرده اینجا یا می‌ره مدرسه؟ من منتظرش باشم؟

تکلیف من چیه؟ - نمی‌دانم -

این سن، سن بیقراریه قول و قرار سرش نمی‌شه

اشتباه کردین که با این قرار دارین

صبح گفتم برو چشمه یه آب برای من بیار آب رو آورده پایین گذاشته

من با این پا درد نمی‌تونم برم پایین آبش رو بیارم بالا

غذام سوخته. نمی‌تونم برم. حرف گوش نمی‌کنه

همون تو حال خودش راه می‌ره

کتابش رو هم که اینجا گذاشته

دست شما درد نکنه خانم برای من آب آوردی - سر شما درد نکنه مادر. بریزم واست؟ -

بریز. خیلی ممنون

قربان دستتون

به‌به! الان میای؟

الان وقت آمدنه؟

رفته بودم خونه‌ی دوستم

ساعت شیش و نیمه تو هم لباس پوشیده، حاضری

رفته بودم لباس بگیرم از دوستم

خب گرفتی؟ - بله -

ببینم

این که لباس محلی نیست !تو باید لباس محلی بپوشی

دوستم گفته خوبه اینجاش رو ساسون بگیرم خوب می‌شه

می‌گم لباس محلی بپوش. می‌گه دوستم !ساسونش رو می‌دوزه، خوب می‌شه بپوش

!خانم تو باید لباس محلی بپوشی - حالا شما اجازه بدین بپوشم -

هر چی من می‌گم تو همون حرف خودت رو بزن

دختر تو باید لباس محلی بپوشی

یک بار به آدم می‌گن

دوستم می‌گه خوبه اینجاهاش رو ساسون می‌دم خوب می‌شه

گفتم نمی‌شه

حالا یه دقیقه بپوشم شاید خوب باشه

هر چی می‌گم باز این حرف خودش رو می‌زنه

می‌گم لباست باید محلی باشه طاهره خانم !فهمیدی؟ محلی

آخه الان کسی لباس محلی تنش نمی‌کنه

اینو من بریزم - بریز. دست شما درد نکنه - بسه؟ -

بسه. دست شما درد نکنه

نفهمیدم چی گفتی

خیلی ممنون

- می‌گم آخه الان کسی لباس محلی تنش نمی‌کنه

پس این مادربزرگ چیه لباس محلی به این قشنگی پوشیده

اون رو پیرا می‌پوشن نه جوونا

من جوون‌ها رو هم دیده ام که می‌پوشن و خیلی قشنگه بهشون میاد

- اونی که شما دیدین کولی‌‌ها می‌پوشن کولی‌ها هم سواد ندارن

باسوادها که نمی‌پوشن خودتون که دیدین، هیچکس نپوشیده بود

- مدرسه بله مدرسه دستوره، کسی هم نمی‌پوشه

اما تو یکی باید بپوشی

مادربزرگ این بچه چیه تربیتش کردین؟

!اینقدر بحث می‌کنه با آدم

مادربزرگ - ما تربیت نکردیم خانم

مادرش تربیت کرده خدا رحمتش کنه

این بده خانم؟

طاهره جون این که پوشیدی خیلی هم خوبه خیلی قشنگه، خیلی هم بهت میاد

اما به درد کار ما نمی‌خوره

آخه من ندارم

خب اون با من. برات تهیه می‌کنم

- ولی من نمی‌پوشم. دوست ندارم مادربزرگ - این بهانه‌جویی می‌کنه

می‌خواد پیرهن بپوشه پیرهن مادر تو صندوقه

مادر می‌تونم یکی از این گلدون‌ها رو ببرم؟

بعدا براتون میارم - از این گل ببر -

نه این یکی بهتره اون ساقش بلنده، نمی‌شه

ممنونم. خداحافظ - به سلامت. خوش آمدی -

ساعت یک میام دنبالت

باشه؟ ساعت یک

خانم شیوا

سلام - سلام، حالت خوبه؟ - همین یه گلدون رو آوردی؟

بله. دو گلدون هم بابک داره میاره

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left