Release info

Glorious Day E23 XviD HDTV H264 720p-iPOP-WITH-BarosG-LIMO-HANrel
A Commentary by StarTak
Saman76 ll Starmovie.xzn.ir

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
XviD
HD
Published on: 2014-10-26
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

دا جئونگ،دا اين

بهتر نيست من باباتون باشم؟

چي؟ چي؟

مامان چه خبره؟

چيز ديگه اي هست که بهم نگفتي؟

تو

عموي هتل،مادر منو دوست داري؟ هي همچين مزخرفاتي نگو

هي زود باش بريم

چرا دوباره داري زياده روي ميکني؟

من فقط ميگم که ميتونم پدر خوانده شون باشم

دا اين تو گفتي که آرزو داشتي بابايي مثل من داشته باشي درسته؟

منم دوست دارم دخترايي مثل شما داشته باشم

هنوزم مادرتون،20 سال بدون پدر

دختراشو خوب بزرگ کرده

اگه مادرم اونطوري منو گول زده باشه

ديگه نميخوام ببينمش نويسنده هان

به واکنش هات فکر کن

آه

دا اين کل روز گشنه اش بود بهش غذا بده

دا جئونگ و دا اين،اگه روزي بياد که نخوايد مادرتون رو ببينيد بيايد سمت من

بريم

قسمت بيست و سوم من ميخوام برم با جائه يو براي همين بعد از اينکه حرف زدن بيارشون خونه

باشه

آهجوسي

منظورت از آهجوسي چيه؟به جاش بايد بهم بگي پدرخونده

متشکرم

برگرد و حرفاي خوبي بزن

باشه

بهتر نيست اول من برم؟

بذار با هم بريم

بعد از اينکعه حرفات تموم شد بهم زنگ بزن من امروز معرفي ات ميکنم

امروز؟

فکر نکنم بتونم

چي ميخواي راجب نرفتن به مغازه بگي؟

به بابابزرگ ميگم پس صبر کن و آماده شو

بهتر نيست فردا دوباره چادر بزنم؟

باشه برو زنگت ميزم

آره اين يو،به نظر مي ياد جائه يو امروز بمب نازل ميکنه

باشه زود بيا خونه

چادر؟

ما راميون خورديم

راميون

هي

جائه يو ما خيلي بزرگ شده

تو دانشگاه قبل از اينکه نام نويسي کنم اولين باري بود که ديدمت

موقعي نبود که تو راهنمايي بودي؟

هفت ساله بودم،وقتي که تو مهد کودک مي گذروندم

با چشماي گرد و اون موهاي مجعد،خيلي خوشکل بودي

مامان منو وادار کرد که يه پرم بگيرم

براي همين فکر کردم يه دختري

تو نويسنده هان رو دوست داري؟

دوست؟

تو گفتي محبت هم دوست داشتنه

اون...نويسنده هان نيست

احساسات من براي بچه هاست

من احساس بدي واسه دا جئونگ و دا اين دارم

براي همين ميگم که دوست داشتنمو تقسيم ميکنم

عمو،درسته که نويسنده هان رو دوست داري

هي

چرا تو بايد رو احساساتم تصميم بگيري؟

نويسنده هان پيره،اون يه زن نيست

بذار به راحتي بريم

ميدوني که مامان ميخواد بياد بيرون درسته؟ براي همين کمکم کن

پس منم کمکت ميکنم

کمک به چي؟ اين بي مصرف مزخرف ميپرونه

اگه ميخواي چرت و پرت بگي ماشين رو وايسون

اين عشقه عمو

مزخرفه ولي نميتوني متوقفش کني

هي هي

چرا قلبم اين قدر زياد ميزنه؟

جائه يو غير قابل دسترسه

اون تصادف کرده؟

مامان

عاليه،فکر کردم اتفاقي افتاده چون نتونستيم بهش دسترسي پيدا کنيم

ها؟جائه يو؟

باشه

کارتو زود ول کن،عروسک بيچاره

اين يو باهاش حرف زد جائه يو با يئونگ ــه

اين يو گفت؟

دا ئه! دا ئه

دا ئه

دا ئه

مامان تازه زنگ زد و گفت با دا جئونگ و دا اين سرقراره

به نظر مي ياد مشکلات دا اين حل شده

واو اين يه نعمته

اون چان قبلش زنگ زد و گفت نويسنده هان اوقات سختي داره

براي همين نگران بود

اون چان؟

بله

شايد چون بخاطر دا اين ناراحت بوده از اون چان خواسته که کنارش بشينه

و دستشو محم بگيره

چقدر سخت بايد بوده باشه

مامان دست اون چان رو گرفت؟

آره اوه خداي من

چيکار بايد بکنيم؟

دکتر،اين مشخصه که طول روز يه خورشيد هست

همونطور که بايد باشه نور مي تابه

ولي تو تاريکي،تنها نوري که هست ميگه که کجا بايد رفت

براي همين سه تامون هم،تو،من و اون چان هم اون نور رو داريم

تو اين وقت بذار بکشيمش

اين چيه؟

دارم ميکشمش

يه نامه ي عشقي

نامه ي عشقي؟

يه دختر؟

باشه،آفرين

اگه ميخواي رسماً قرار بذاري پس بهتره معرفي اش کني

براي همين دارم ميپرسم که مشکلي نيست اول من خودمو بهش معرفي کنم؟

بابا،حتي با وجود ايتکه بهش ميگم که اين قاعده ي کاراست

گوش نميکنه

تو حتي ازدواج نکردي،از کجا قاعده اش رو ميدوني؟

چيکار بايد بکنيم؟به نظر مي ياد که برادرزاده قراره زودتر از عمو ازدواج کنه

ولي تو خيلي مشغول خنديدن براي جواب دادن به جائه يو هستي

اين قدر دوستش داري؟

البته

باشه برو اول خودتو به خوناده ي دختر معرفي کن

اون کي ميخواد بياد به خونمون؟

امروز امروز؟

سريعتر بهتر

البته،گرفتن راه مستقيم

يه چادر بزن و راميون بخور

عمو

برو لباسات رو عوض کن و برو

باشه

داماد بله

اون ميخواد دخترشو بياره تو خونه

ميخوام معرفي اش کنم

بهت گفتم راجبش خوب فکر کني چرا عجله؟

چون اون بهم وقت نداد که فکر کنم و گفت بايد بهم بزنيم

در نهايت بخاطر منه؟چون من مخالفشم؟

ميخواي نشون بدي که هنوز ميخواي انجامش بدي؟

نمي تونيم گول زدن و تظاهر کردن جلوي بزرگترا رو ادامه بديم

و نميتونم ببينم دا جئونگ خيلي محتاطه

ميدونم که مخالف مايي چون نميخواي اوقات سختي داشته باشيم

ولي با اين وجود،ميتونم از پس همه چي راجب خونواده اش بربيام ولي

بهم زدن با دا جئونگ سخت تره

بابا

مامانت چي؟ واضحه که اونم مخالفش ميشه

من واسش آماده ام

بايد با خواسته ي مادرت پيش برم

تنها چيزي که ميتونم بهت بگم همينه

جائه يو،بابا بزرگ ميخواد بره چون نميتونه صبر کنه

داماد،از اونجايي که همه ي سفارشات امروز رو انجام داديم،بريم

باشه

اون داره يه مهمون با ارزش رو مي ياره پس بايد بريم و آماده شيم

امروز روز خوبيه

بهش بگو من کارا رو تموم ميکنم و و ميرم

واو

بابات داره قوي ميشه من مخالفشم

خودشه درسته؟

از اونجايي که من خوشکل تر از خواهرامم،البته که نگرانم

راجب اين حرف نزن

چطور منو ديدي؟چطور تونستي تصور کني که يه باباي متفاوتي باشه؟

کي ميخواي بزرگ شي و منو درک کني؟

مامان من مي بخشمت،با اين وجود بابا رو نبخش

اون به طور فني باباي من نيست،فاميلمون باهم فرق ميکنه

من کسي ميشم که ازش متنفرم،براي همين شماها بهتره فراموشش کنيد و زندگي کنيد

به اين دليله که من تا حالا به شماها نگفتم

تو ظالم تري که وقتي که ميدونستي بهم نگفتي

کي ميخواي بزرگ شي و منو درک کني؟

دا جئونگ،چرا امروز به مغازه ي کيک فروشي نرفتي؟ چي؟

اوه

تو خونه بهت ميگم

من خونه ام

جائه يو

اين چيه؟شماها واقعاً باهم بوديد؟

چرا؟مشکلي هست؟

چيزي براي فکر کردن راجبش داشتم براي همين عمو رو ديدم

پس...دا جئونگ چي؟

چرا بحث دا جئونگ رو پيش ميکشي؟

چطوره شده که شماها اين قدر زود اومديد خونه؟

جائه يو امروز دوست دخترش رو مي ياره

واقعاً؟ چي؟

مامان بزرگ،پاهات درد ميکنه؟

من فقط خوابم برد

حالا که دوست دخترت رو مي ياري خونه احساس بهتري دارم

تو بالاخره اونو بهم نشون ميدي؟

ايگو عروسک من،اين خونه بيارش خونه

يه لحظه صبر کن

آماده شو

باشه چيرو آماده کنم؟

خواهرشوهر،خواهرشوهر بيا

بهتره اول از همه آرايش کني

صورتت اون پيشوني بند رو سرت چيه؟

اونو دربيار و غذا رو آماده کن

ميتوني لباسام رو دربياري؟

لباسايي که داماد سئو واسم آورد و رنگاي خوبي داشتن

چجور غذايي بايد آماده کنيم؟

نميدونم،اين کار خودته

عمو عمو

عمو شماها واقعاً با هم بوديد؟

براي همين باهم اومديم،حتي با ماشين جائه يو اومديم

پس

عمو عمو،ميدوني درسته؟

کدوم دختره که جائه يو مي بينه؟

اون از چجور خونواده ايي ــه؟

خوب

اگه اسم خونواده رو بدوني،احتمالاً خونواده رو هم ميشناسي

اوه خداي من واقعاً؟

کي کي کيه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left