Little Dorrit

Little Dorrit

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Little Dorrit Episode 13 By MEHRZAD
A Commentary by lostmehrzad
(www.9movie.co)

Tags

other
Published on: 2012-01-25
Downloads: 26
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.براتون يه چيزي از خانم "ويد" پيدا کردم قربان .اون توي "ويست استيبل" زندگي ميکنه

،اگه جاي شما بودم زودتر ميرفتم اونجا .قبل از اينکه از اونجا برن

.شما اينجا ديگه کاري نداريد - .من آدم قابل احترامي هستم -

!"يکي از دوستان آقاي "مردل .اين رفتار رو تحمل نميکنم

ميدونين من کي ام؟

،يه بار ديگه بهم بگو دروغگو !تا با همين ميله بزنمت

.تصميم گرفتم برگردم ايتاليا

...خانم "جنرال" عزيزم

...خانم "جنرال" دوست داشتني و عزيزم - . بنظر مياد انتظار نداشتين که من بيام -

.شايد بايد بخاطر اينکه برگشتم عذرخواهي کنم

!من ميخوام که با من با احترام رفتار بشه

« قــــســــمت سيــزدهـــــم »

،يه هديه ي بسيار زيبا

،که با نازک بيني بسيار هديه داده ميشه

.و از روي بخشندگي اعطا ميشه

هنوز خوابيدين پدر؟

چي؟ .نه، نه. نه، من کاملاً بيدارم

ساعت چنده؟ - .نزديک دوازده -

نزديک 12؟

چرا زودتر بيدارم نکردي؟

الان درباره ي من چي فکر ميکنن؟

.لازم نيست عجله کنيم پدر

.ميتونين استراحت کنين .شما سفر طولاني و خسته کننده اي داشتين

ما کجاييم، "ايمي"؟

.واسه چي، توي ونيز پدر

.اوه، بله

.ميدونستم

خانم "جنرال" اينجاست؟

.بله، اينجان

حالش خوبه؟ - .بله، حالشون خيلي خوبيه -

ميخوايد بيارمشون پيشتون پدر؟

.اگه لطف کنه بياد بله

،خيلي خوشحالم که برگشتين .پدر

.باشه .خب ديگه، زود باش برو

...خانمِ عزيزِ من

...خانم "جنرال" عزيز

...اُرنستيا" ي عزيز"

.آم، شايد اينطوري بد باشه

....من با اين حرکت زشت

.باعث ميشم ازم بدت بياد

!آقاي "دوريت" عزيزم

ممنونم. مطمئنم بعد از اون سفر دشوارتون، خوب استراحت کرده باشين، درسته؟

.خيلي خوب، ممنونم

خانم "اسپارکلر" حالشون خوب بود؟ - خانم "اسپارکلر"؟ -

دخترتون، "فني"؟

.اوه، بله، البته .ميدونم

.خيلي خوب، و خيلي هم خوشحال

.و الان يه زن ازدواج کرده ست - .قطعاً -

.و بنظر مياد راضيه براي چي نبايد باشه؟

اين بزرگترين سعادتمندي ايه که .خداي بزرگ براي ما رقم زده

حتي اون دسته از آدمايي که .يه مقدار تجربه شون بيشتره

قربان، به چي ميخوايد اشاره کنين؟

،شما اين مثال قديمي رو نشنيدين که ميگن

يه عروسي، يه عروسيِ ديگه رو بهمراه داره؟

."اوه، آقاي "دوريت !من نميتونم تصورش رو هم بکنم منظورتون چيه

!خانم "جنرال"، ميدونم که ميتونين !من شما رو ستايش ميکنم

!اوه، نه، نه، نه، نه، قربان !نه، بايد با نزاکت باشيد

!نه، نه، قربان - !"آه، "اُرنستيا -

.نه، ازتون خواهش ميکنم، آقا !دستتون رو بکشيد

!اين راهش نيست

آقاي "دوريت" منو ببخشيد، ميخوام خواهش کنم

اين بحث جذاب رو بگذاريد ،براي يه زمان ديگه

وقتي که تونستيم .خودمون رو براش آماده کنيم

در اين مدت، اين اجازه رو به من هم ميدين .که....هديه اي بخرم

ولي آيا اين بحث رو

،اين بحث جذاب رو بزودي ادامه ش ميديم؟

آقاي "دوريت" ميتونن روي حرف من .حساب کنن

اينجا کجاست؟

.اسم اينجا "پلاتزو فيوميه" ـست ...محل اقامت خانم "مردل"...در ونيز

،"اوه، بله ولي خانم "جنرال چرا اومديم اينجا؟

،جشن خداحافظيِ خانم "مردل" ـه پدر

.قبل از اينکه برگردن لندن

.اوه البته .ميدونستم

،"آه! آقاي "دوريت"، خانم "دوريت !"خانم "جنرال

!واقعاً از اينکه اينجا ميبينمتون خيلي خوشحالم

آقاي "دوريت"، شما آقاي "مارکِيدي" که اهل "پاجيبانسي" هستن رو ميشناسيد؟

.خوش اومدين قربان

و همينطور خانم "کامتز" اهل "کَن"؟

،خوش اومدين خانم .به کلبه ي حقيرانه ي من

آقاي "دوريت"، مطمئناً وظيفه ي منه که !به مهمان هام خوشامد بگم، نه شما

،ولي بسيار لطف کردين !واقعاً خوشحال شدم

اون زوج خوشبخت چطور بودن؟

زوج خوشبخت، خانم؟

،"يعني چي، پسرم، "ادموند اسپارکلر !"و دختر دوست داشتنيِ شما، "فني

.فني" يه رقصنده ست، ميدونين"

.اونا فکر ميکنن من نميدونم، ولي من ميدونم

،اين آدما !اونا الان نبايد اينجا باشن

!دروازه الان بسته ميشه

آقاي "دوريت"، عزيزم، کدوم دروازه ؟

ا...ا..."ايمي"؟

ميري ببيني امشب چيوِري مسئول قفل کردنه دروازه ست؟

.من حس ميکنم خودم نيستم - .من اينجام پدر -

!"نه، نه! برو دنبال "چيوِري !من نميتونم بدون "چيوِري" از پله ها برم بالا

!پدر

...خب، نه. اين، آم

،خانم ها و آقايان .من خيلي...خيلي...خيلي ازتون عذر ميخوام

اين وظيفه به من محوّل شده

که ورودتون به !زندان "مارشال سي" رو خوشامد بگم

،اينجا فضاش محدوده

،ولي هوا بسيار عاليه .و ترتيب همه چيز داده شده

.باد در تپه هاي "ساري" ميپيچه

.در تپه هاي "ساري" ميپيچه

کساني که در "مارشال سي" اقامت دارن

.خوشحال ميشن منو بعنوان پدر اونجا خطاب کنن

البته، من ديگه عادت کردم که به غريبه هايي که به اينجا ميان

.بعنوان "پدر مارشال سي" معرفي بشم

!پدر

.بچه م، خانم ها و آقايان !اينجا بدنيا اومده

!اينجا بزرگ شده

!دخترِ من

.بچه ي يه پدر بدبخت

!بدبخت ولي هميشه يه آدم قابل احترام

و براي نشون دادن تنگدستيِ من به شما

،که در اينجا هستين

اين عادت هميشه براي ملاقات کننده هاي شخصيِ من بوده

...که براي من هديه ي کوچکي ميارن

،بصورت پول نقدي ،البته حالت کلي رو ميگم

...براي دخترم

.نه براي خودم...

،خانم ها...خانم ها و آقايان .خداوند به همه ي شما برکت بره

..."اوه، "ايمي"، "ايمي

...نميدونم چه اتفاقي داره ميفته

...چه...چه

چه بلايي داره سر من مياد؟

."خانم "جنرال" ميخواد باهات صحبت کنه، "ايمي

...خب..."ويليام"...دوستِ قديمي

،برنامه هاي من بطور غيرمنتظره اي تغيير کردن ."خانم "دوريت

دو دختر جوان توي "چِلتِن هام" هستن .که به خدمات من نياز دارن

لطفاً سلام من رو به پدرت برسون و براشون آرزوي بهترين ها رو دارم

.و اميدوارم که سريعاً حالشون خوب بشه

.خداحافظ

تيپ" رفته بيرون "ايمي"؟"

.بله پدر

ايمي"، ازت ميخوام ساعت طلاي منو" .ببري عتيقه فروشي و بفروشيش

.ببين چه قيمتي روش ميذارن

.و همينطور حلقه هام...و دکمه هاي نقره م رو هم همينطور

اينکار رو ميکني؟

.بله پدر، اگه ميخوايد حتماً

.دختر خوب

."نميذارم گرسنگي بکشي "ايمي - .ميدونم پدر -

.دختر خوب. دختر خوب

.دختر عزيزم

.فکر ميکنم مُرده

!اوه...اوه، برادرم

."اوه، "ويليام"، "ويليام

.تو قبل از من مردي

.تنها رفتي

چرا من نبايد به جات ميرفتم؟

!هيچکس دلش براي من تنگ نميشد

!عمو

.عموي عزيزم، آروم باشيد

!آروم باشيد

.تو خيلي مراقبش بودي

.من باهاش ميمونم، تو برو و استراحت کن

.من پيشش ميمونم

...لااقل من

...ديگه خجالت زده ش نميکنم

.و باعث شرمندگيش نميشم

.تو برو...برو و استراحت کن

.پدر بيچاره

.قطعاً .خيلي ناراحت کننده ست

.غم انگيزه

اون زمان خيلي کمي رو توي .جامعه ي جديد گذروند

.البته .خيلي کم

.ناراحت کننده ترين خبريه که تا الان شنيدم

!و عمو "فردريک" هم همينطور

.البته .ايشون هم پيرمردِ خيلي خوبي بودن

.کوچکترين بدي اي درونشون نبود

."اون براش راحت تر شد، "اسپارکلر .نميشد توي جامعه آوردش

،و وقتي نتوني وارد جامعه بشي .پس بهتره که بميري

و حالا فکر ميکنم ،بايد عزاداري کنم

،و بين مردم نرم

و اونم درست موقعي که ده دوازده تا !لباس جديد براي ورود بين مردم خريده بودم

."فني"

بله عزيزم؟

،من الان بايد کجا زندگي کنم فکر ميکني؟

،خب...پرسيدن نداره، البته که اينجا نميتونيم بذاريم بري اتاق اجاره کني

.و هممون رو خجالت زده کني

،اينجا کلي اتاق هست نيست، "اسپارکلر"؟

!قطعاً .تعداد زيادي اتاق اينجا هست

،خيلي خيلي خوشحال ميشيم و باعث افتخاره .باعث افتخاره که اونها رو با شما قسمت کنيم

،و پدر هم خوشحال ميشه !پس بياييد ديگه درباره ش حرف نزنيم

.ممنونم، شما خيلي مهربون هستين

...اي کاش

اي کاش چي؟

."هيچي، "فني

آقا؟ - خانم "ويد" اينجا زندگي ميکنن؟ -

.بله آقا .دنبالم بيايين

اسمتون، آقا؟

."ريگاد"

.يه لحظه منتظر باشين

،فکر کردم اگه اسم واقعيم رو بگم .ممکنه نخواين منو ببينين

،من اومدم اينجا ازتون کمک بخوام ."خانم "ويد

و چطور فکر کردين که من ميتونم کمکتون کنم؟

."توي پيدا کردن همون مرد، "ريگاد ."من شما رو با اون ديدم، خانم "ويد

.من نميدونم اون الان کجاست

.فقط ميدونم تا الان ممکنه مرده باشه

."من بايد پيداش کنم خانم "ويد .آسايش خونواده ي من در خطره

چرا از دوست عزيزت آقاي "گوان" نميپرسي؟

،ريگاد" دوستِ صميميِ اون بود" مگه نه؟

More Farsi Persian subtitles for Little Dorrit

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left