Release info

Chronicles of the Ghostly Tribe 2015
Chronicles of the Ghostly Tribe 2015 BluRay x264
Chronicles of the Ghostly Tribe 2015 720p BluRay x264
Chronicles of the Ghostly Tribe 2015 1080p BluRay x264
Chronicles of the Ghostly Tribe 2015 720p BluRay x264 GANOOL
Chronicles of the Ghostly Tribe 2015 1080p BluRay x264 GANOOL
Chronicles of the Ghostly Tribe 2015 720p BluRay x264 WIKI
A Commentary by N@aNa@
(نغمه)N@aNa@:ترجمه و زيرنويس

Tags

BluRay
x264
720p
720
ganool
1080
Published on: 2016-04-26
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

برگرفته از رمان ِ "شبح رباينده ي روشنايي- شهر جينگجو"

در آگوست 1934

"کشف موارد عجيب در "ليائو نينگ

سال 1956، چانگ پينگ، پکن

کونگ شيان کاخ زيرزميني ُ کشف کرد

در سال 1972، چانگ سا، هونان

هزاران جسد از بدن زناني که پوست و

گوشتشون هيچ تغييري نکرده بود، پيدا شد

در سال 1974، در کوه "کُن لون" فسيل بدن حيوانات ناشناخته کشف شد

در سال 1978، آقاي يانگ سيا لين، مدرس آزمايشگاه تحقيقاتي باستان شناسي ِ شانگهاي

به تنهايي داخل کوه "کُن لون" شد و يه کشف بزرگ کرد

در سال 1979، ماموريت نظامي 749 آغاز شد

سازمان هايي که احاطه کاملي بر روي اجراي پروژه داشتن

دو تا اسکلت قديمي از موجودات عجيب پيدا کردن

"اون سالي که رفته بودم کوه "کُن لون

همونجا، به اين نتيجه رسيدم که

سرنوشت هر کسي موقع تولدش رقم ميخوره

شياطين روستاي کُن لون

در سال 1979، کوه "کُن لون"، در چين

.:::تقديم ميکند "OPUS-SUB"تيم ترجمه :::.

اگه از کار کردن خسته شدي فقط کافي اعتراض کني

اگه اين کار طاقت فرساست، به جمعيت 25000 نفري صليب سرخ بگو

ما در ارتفاعات کوهستان جنگيده ايم، اندوه بار و مضطرب و نگرانم، بخاطر موفقيت اين کشور

..بخاطر موفقيت کشور

ما در ارتفاعات کوهستان جنگيده ايم، اندوه بار و مضطرب و نگرانم، بخاطر موفقيت اين کشور

!کارکنان صليب سرخ

هو پا يي

حالش اورژانسيه؟ - حالش بايد ثبات پيدا کنه -

!اينجا واسه خودت دراز کشيدي. بلند شو

بذار يکم استراحت کنه. نترس آسمون به زمين نمياد

منم همون قدر دارم زحمت مي کشم

بلند شو

اولين باري بود که يانگ پينگ ٌ مي ديدم

ولي حس ميکردم خيلي وقته

انگار خيلي وقت بود مي شناختمش

رفيق، ورود ممنوعه

!صليب سرخ

با احتياط - بکش کنار -

!بابا

هيچي پيدا نکردم

!عجله کنيد

!گروهان به صف

بعد از ظهر توي غار يه حادثه اي رخ داد

حق فاش کردنش ُ نداريد

از پسش بر مياين؟ - بر ميايم -

اين دفعه ته غار منفجر شد

انفجار کار ماها نبود. يه مسير جديد کشف شد

که ميره به کوهستان

بالا سريا ازمون خواستن يه جوخه مرگ تشکيل بديم

و دليل انفجار ُ پيدا و بررسي کنيم

!گزارش ميدم

سيائو ين تانگ" داوطلبانه شرکت در اين ماموريت ُ قبول مي کنم"

از صف بيا بيرون - !بله -

خودمم نمي دونم چرا، ولي حس ششمم ميگه يه ارتباطي

بين انفجار اين دفعه و خطري که در آينده منو تهديد ميکنه، وجود داره

!داوطلبانه شرکت در اين ماموريت ُ قبول مي کنم - از صف بيا بيرون - بله -

ليو لي شرکت در ماموريت ُ دريافت کرد -

!چانگ سين هائو شرکت در ماموريت ُ دريافت کرد

وانگ هونگ چاي شرکت در ماموريت ُ دريافت کرد

کانگ لي شرکت در ماموريت ُ دريافت کرد

اعلام مي کنم! يانگ پينگ تانگ از صليب سرخ در ماموريت شرکت مي کنم

از صف بيا بيرون - بله -

!اعلام مي کنم

!اعلام مي کنم

هو پا يي شرکت در ماموريت ُ دريافت کرد

از صف بيا بيرون - بله -

اعلام مي کنم! کانگ سون شرکت در ماموريت ُ دريافت کرد

از صف بيا بيرون - بله -

همگي اينجارو نگاه کنيد

به چپ چپ

!احترام بذاريد

با اينکه بنظرم داشتيم به سمت مرگ ميرفتيم

ولي بخاطر جووني ـمون مصمم بوديم

!احترام بذاريد

هو پا

اينجارو، اون پايين ُ نگاه کنيد

هيچ موجودي اينجا نيست

بنظرم اون پايين تاريکي مطلقه

بالا سر چنتا مجسمه سنگيه

ما با اطلاعات و دانش ناشناخته روبه رو هستيم

اين کشف تاريخ و آينده ـمون ُ تغيير ميده

احتياط کن

!مواظب باش

پروفسور، اينجا يه راهه

مواظب باشيد. اون پايين خيلي عميقه

!عجله کنيد

ندو - !همگي جمع بشيد -

هو پا يي، با توجه به استخوناي دفن شده توي کوه و

با توجه به افسانه ها، بنظر مياد اين کوهستان برفي، دروازه ايه به سمت يه امپراطوري کهن

افسانه ميگه در گذشته يک حکومت مخفي سرکوب شده وجود داشته

من هيچ وقت اينجا نبود ولي - چي مي بيني؟ -

حواست کجاست؟! باز رفتي تو توهم. بيا پيش باقي بچه ها - بله -

پروفسور، من دوست "هو پا يي" هستم

به حرفاش توجه نکنيد

...آهاي - !سون! پروفسور! يه چيزي اينجاست. زود باشيد بياين اينجا -

بعداً گزارش بده

تيم تحقيقاتي، ظهر امروز، در موقعيت 9،15، در کمرکش کوه کُن لون

78درجه و 6 دقيق غربي

38درجه و 14 دقيقه شمالي، آثاري از موجودات زنده ناشناخته پيدا کردن

تصميم داريم به دنبال کردن اون موجود ادامه بديم، يانگ لينگ سيا

بهشون بگو حواسشون به امنيت و ايمني گروه باشه - بله، جناب هان -

امروز کار ساختن در فولادي تموم ميشه. قراره 20 تا خمپاره ضدتانک توي غار قرار بديم

اينجا 24 ساعته و بي وقفه داره محافظت ميشه

اگه از توي کوه تماس بگيرن، مسقيماً به اينجا وصل ميشه

کوهستان آسمان

اين ديگه چه جونوريه؟ چقدر زيادن

يانگ پينگ

!جلو نرو

!نرو اونجا

!جلو نرو! وايسا

!بهمن

!فرار کنيد

!زود باشيد

داره مياد به اين سمت

!زود باشيد، فرار کنيد

...:::(نغمه)N@aNa@:ترجمه و زيرنويس:::...

بجُنب بي خاصيت

بپريد پايين! خودتون ُ نجات بديد

بابا، چرا اين کارو مي کني؟

تو بايد زنده بموني

پروفسور يانگ

!بپريد

طناب الان پاره ميشه

هو پا

خودمم درک نميکنم چجوري تونستم جون سالم به در ببرم

وقتي به هوش اومدم، ديدم يانگ پينگ داره نگام مي کنه

هو پا يي

...مرتيکه

من له و خرد و داغون شدم

بابا

بابا

پينگ، حالت خوبه؟ - بله، خوبم -

حالت خوبه؟ - خوبم - پروفسور -

حالتون چطوره؟ - حواستون به دور و بر باشه. بقيه چطورن؟

!سيائو لو - !لي سن تا -

!که هائو! وانگ که هائو! پنگ في

سيائو تانگ ين؟

!شيان لي! ليو شيان لي

همه افرادم از بين رفتن

هر چه زودتر بايد يه راهي براي خارج شدن از اينجا پيدا کنيم

هو پا يي، اينو ببين

کاخ مقدس کُن لون

توي اين برج شيطاني 9 طبقه، موجودات شيطاني راز آلود به بند کشيده شده

بالاخره مکاني که همه در جستجوش بودن پيدا شد

اين برج خيلي وقته منتظره يه آدميزاده که آزادش کنه

خيلي وقته منتظره - منتظره؟ -

بله. همراه يانگ پينگ برو توش - بيا - بابا -

بابا

هو پا يي

!سون چيان فو - واقعاً ميخواي دروازه شيطان ُ باز کني؟ -

!اين کار حماقت محضه. اصلاً فکرشم نکن اجازه بدم همچين کاري بکنيد

!يانگ پينگ, هو پا يي, سريع بياين بيرون

هو پا يي

بياين بريم

هو پايي - شماها فعلاً بريد -

!رفيق

شما ها بريد. من ازتون محافظت مي کنم - بذار منم اينجا پيشت بمونم -

!درک نميکني؟ تو بايد زنده بموني. برو

!برو

"سيائو چانگ وا...من رفتم... تمام طول مسير به سمت اون دهکده کوچک"

"گشنمه...خب با اون حرف بزن، داره نگاه مي کنه"

"...داشت يه طرف ديگرو نگاه مي کرد"

رفيق

زودباشيد بايد بريم

...رفيق - بجُنبيد -

!يدزود باش

!برو کنار! برو بيرون! بپر! مخفي شو

!يانگ پينگ

جسد بعضيا از رفقا رو پيدا کرديم. ولي جسد پروفسور يانگ و دخترش پيدا نشد

ميشه اينجوري برداشت کرد که، احتمالا تو تنها کسي هستي که جون سالم به در برده

هو پا يي؟

ازاينکه قطار مسافربري چين را براي سفر انتخاب کرديد ازتون سپاس گزاريم ايستگاهي که هم اکنون در آن هستيم "جيو شيان کيائو ژان"

نيستش

از همين الان دنبالشن

عجيبه

من "هوآ سيا" مدير کتابخونه هستم. سلامتيتون ُ کامل به دست آورديد؟

در مورد اينجا و کارتون توضيحاتي مي دم

حقيقتش کتابخونه يه کار ورز مي خواد

ولي اصلاً فکرشم نمي کردم تو رو بفرستن براي کارورزي

سال 1982، پکن، چين

بناي کتابخونه خيلي قديمي و کلنگيه، ولي پر از اشياي باستاني با ارزش و کتابه

بن غذا، کليد ساختمون، کارت مخصوص کارورز، همش حاضره

اتاق نشينم سمت راسته

دستشويي پشت درختاي کهن ـه

ناهار ساعت11:30 سرو ميشه، شام ساعت 5:30 بعد ازظهر

اينجا يکم کسل کننده ست. در قبال کارورزي پولي بهت (نميدن ولي عوضش روحت سيراب ميشه (با خوندن کتاب

اون زندگي تکراريي که داشتي ُ فراموش کن. همچي نتيجه اعمال خودته

اين زنده بودني که ميبيني، ممکنه واقعاً زندگي نباشه

فنا و نابودي که تصورش ُ ميکني، شايد واقعاً نابودي نباشه

ساعت ناهار گذشته

قربان، يه چيزي بخريم بخوريم

موافقم. بريم يه چيزي بخوريم. يه جايي هست معمولاً ميرم

هو سيائو، اين منوي غذاهاي غربيه. هر کي واسه خودش سفارش بده

من غذاي خودم ُ سفارش ميدم، تو هم غذاي خودتو

قربان، شما چي مي خوريد؟

قربان، شما با منو آشناييد - امروز چي دارن؟

پنج شنبه. استيک فوق العاده خوش مزه

استيک سرخ شده... آب دار - قيمتش 20 يوان ِ -

ميخواين غذاي گرون بخوريد يا ارزون؟ - خيلي ارزون - خوراک لوبيا ارزونه. ميخواين؟

همون خوبه - همه اقشار جامعه اينجا مي تونن غذا بخورن -

More Farsi Persian subtitles for Chronicles of the Ghostly Tribe (Jiu ceng yao ta / 九层妖塔)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left