The first 200 lines.
ترجمه از عماد sasan_erf ويرايش و هماهنگي از
.من به بهشت اعتقاد ندارم
.من به درد اعتقاد دارم
.به ترس اعتقاد دارم
.به مرگ اعتقاد دارم
يه ارتش از جنازه ها زير اين رودخونه هست
.جنايتکار ها. کسايي که وفتشون تموم شده
.دوست هاشون تموم شده
دفعه بعد که بخوان رودخونه رو لايروبي کنن
.منو اين پايين پيش بقيه مي بينن
و ديگه هيچکس باقي نمونده که بگه من .با بقيه فرق داشتم
.من مي تونستم مرگ رو اون پايين حس کنم .درست زير پاهام
ميومدن بالا تا پيوستن من به اونا رو .خوش آمد بگن
.دردسر ساختن راحت بود
تمامي نتايج تحقيقاتي که توي شهر انجام شده .براي ما آورده شده
و ما همه شاهد ها رو خبر مي کنيم
،تا ببينيم اگر حرف ديگه اي براي گفتن دارن .بزنن
و اگه نتونستن چي؟
اونوقت پرونده رو به حوزه .خودشون مي فرستيم تا پي گيري کنن
.اميدت رو از دست نده
.اينجا دفتر رسيدگي به پرونده هاي غير مختومه ست
،اگه يه بار درباره يه پرونده تحقيق کني و به هيچ جا نرسي .اون مياد اينجا
.اينجا مکس مسئوليت رسيدگي به پرونده ها رو داره
،اگه پرونده به ميزش بخوره .رسماً پرونده مرده
اگه هيچ شماره تلفني از شاهد نباشه چي؟
آيا من خودم بايد پي گيري کنم؟ - .نه، نه. ما اين پايين از اين کارا نمي کنيم -
...نمي فهمم. پس چطوري
من چطور بايد راز مخفي يه مرگ رو پيدا کنم و خودمو خلاص کنم؟
...مرد، کارهاي داخلي - !بسه -
بسيار خوب، به من اعتماد کن! يه داستان غمناک ...پشت اينه که
.چرا من اينجا وايسادم و تو رو مي گردونم
.ما همه مون يه کاري کرديم، پس فقط حفظش کن
چي ميگي، بعد از کار بريم يه آبجو بزنيم؟
پس داستان اون چيه؟ - .هيچي -
...اما اون پشت گفتي - !گوش کن -
.زن و بچه اون به قتل رسيدن
.اونا هيچ وقت قاتل رو پيدا نکردن .داستان اون اينه
وقتي بچه بودي رو به ياد بيار
وقتي که ميخواستي از قبرستون رد بشي .و نفست رو تو سينه حبس مي کردي
.فقط اون مرد رو تنها بزار
.هي. اون ساعت خيلي قشنگيه
.منو ياد اوني ميندازه که گم کردم
.تو گمش نکردي. چند ساعت پيش اونو گرو گذاشتي
.از داگ بپرس. اون همراه تو بود
تعقيبمون مي کني، عوضي؟
.نه
.من فقط دارم دنبالت ميام
پليسي؟
.امشب نه
.اين خيلي بده
!حالا برو ساعتم رو بگير
.زودباش، داگ. بيا ساعتش رو بگير
فکر کنم امروز، روز بدشانسي تو باشه، نه؟
!منو نگاه کن !منو نگاه کن
!چشماتو باز کن! حالا
تا حالا اين زن رو ديدي؟
.نه
شش ماه پيش تو براي دزدي از يه خونه .توي نيو جرسي با ويليام پرستون دستگير شدي
.بيل مرده
چرا فکر ميکني من دارم با تو حرف ميزنم؟
تا حالا کسي رو ديدي که درباره اين زن حرف بزنه؟
بيل مرد چون بال هاي اون توان اينو .نداشتن که اونو بالا بکشن
.نه، اون توي يه دزدي از مغازه مشروب فروشي تير خورد
داري راجع به چي حرف ميزني؟
،بال هاي اون طلايي هستن ...پر هاي سياه روي اون هست
!هي رفيق - .بهت گفته بودم که نياي اينجا -
.ويليام پرستون يه بن بست بود
.کمک کردنم به تو تموم شده، مکس
.من بدهي ام رو به انجمن دادم
.به قدر کافي همکاري کردم
باشه؟
اونجا چه خبره؟ - .يه مهماني شامه -
.از اينکه دعوت نشدم، يه کم دلخورم
...بسيار خوب، من دعوت نامه ها رو نفرستادم
.ببين، بهت گفته بودم. برو شريک بيل رو پيدا کن
.کردم
داگ فقط مي خواست درباره پرنده ها يا يه همچين چيزي .حرف بزنه. اون تو کار بورس بود
.حالا به يه اسم جديد نياز دارم - .من نظري ندارم -
.هي عزيزم - .الان نه -
ببين! باشه؟
.بهت که گفتم، من اينجور آدما رو نمي شناسم
.من توي دنيا بالا اومدم، مکس - .معلومه -
.اين يه مهموني شامه .اونا هم دوستاي من هستن
يادت مياد؟
،گوش کن! اگه يه اسم جديد به من نگي .پدر تک تک دوستاتو درميارم
.سه سال زندگي کردن توي خيابون، مثل يه عمره
،هر کسي که دنبالش بگردي .بيرون از اينجاست
.تو روح هارو تعقيب مي کني، مکس
،اگه يه بار سعي کني بخوابي .مي توني خودت ببيني
.فکر کردم همه دوستاي تروور رو مي شناسم
.مکس، ناتاشا .ناتاشا، مکس
!خداي من
سيگار مي خواي؟
.سيگار نمي کشم
.جالبه
چي؟ - .خالکوبيت. خيلي جالبه -
.متشکرم
!لعنتي - چي شد؟ -
داري اينجا چيکار مي کني؟
.با من بيا
!هي - .به کار خودت برس -
.تو حق اومدن به اينجا رو نداري
.من پاکم
.من هيچ کار اشتباهي نمي کنم
چرا به خودت آرامش نميدي؟
!اين يه مهمونيه. يه کم بنوش
.اينا دوستاي جديد هستن
.من ديگه بقيه رو نمي بينم
!اون يه پليسه
آخه من چرا بايد خودمو توي دردسر بندازم؟
!خواهرمه
!يه جور هرزه
!مکس
!بايد بري! حالا
.اول بايد از اون چندتا سؤال بپرسم
!خداي من
.بفرماييد
کجا رفته بودي؟
.منو يه جايي ببر. بهت ميگم
.بعداً مي بينمت، لوپينو
.آروم
تازه اسباب کشي کردي؟
.پس ما الان يه جايي هستيم
توي اون اتاق جه خبر بود؟
!هي
،اون که روي صورتش خالکوبي داشت کي بود؟
بسيار خوب. اسمش چي بود؟
راجع به چي حرف ميزني؟ کي رو ميگي؟
دختر قصه کسل کننده اي که .مي خواي برام تعريف کني
.کسي که آخر داستان همينجا پيشت مي مونه
.خيلي ناراحت کننده ست
.الان بهت ميگم. منو با اسم اون صدا کن
،اين طوري مي توني عشقت رو به اون نشون بدي .انگار هيچ وقت اون ترکت نکرده
.مکس! دلم برات تنگ شده بود
!برو بيرون
ببخشيد؟
!گفتم برو بيرون
تو داري منو از تختت ميندازي بيرون؟ - !آره. آشغالاتو بردار و برو -
!اوون هستم. پيغام بگذاريد
.اوون. من ناتاشام
لوپينو کجاست؟ .من يه کم جنس بيشتر مي خوام
آره، به من زنگ بزن، باشه؟
!نه! نه! هنوز نه! هنوز نه
چيه؟ - بپر تو، باشه؟ -
داريم کجا ميريم؟ - .بايد يه چيزي رو ببيني -
چه اتفاقي براي اونا افتاده؟ - .اون. فقط يک نفر -
.باورم نميشه
چي، شما دو تا دوباره پيش هم برگشتين؟ همديگه رو بوسيدين؟
چي پيدا کردين؟
.هنوز هيچي
...مثل يه تيغ مي مونه، اما
.خون زيادي بايد باشه که نظريه ما درست در بياد
.هي، اوبرايان
چرا اينو به من نشون دادي؟ - .ما اينو اينجا پيدا کرديم -
اونو مي شناسي، مکس؟
.ناتاشا
.بيا يه دوري بزنيم
ما اينجا چيکار مي کنيم؟ - مي خوايم آبجو بخوريم، باشه؟ -
ترجيح ميدادي اين کارو توي خيابون بکني؟
!بسيار خوب
.تو شب قبل با مقتول بودي .کيف پولت توي کوچه پيدا شده
،اگه با من صحبت نکني ...اونا يکي رو ميفرستن که تو رو نمي شناسه
.و براش مهم نيست که جايگاه تو کجاي داستانه...
.من اونو نکشتم، پس نيازي به جايگاه ندارم
چه خبر شده، مکس؟ داري چيکار ميکني؟ .مي توني با من حرف بزني
مي دوني قبلاً توي بخش درباره تو چي فکر مي کردن؟
چون تو همه سؤالايي که درباره همکار قبليم .پرسيده شده رو شنيدي
خوبه که تو پشت مني، نه؟
بايد چه معنايي داشته باشه؟
يعني وقتي تو يه پرونده قتل حل نشده رو ،پي گيري مي کني
.من اميد زيادي به اون دختر توي کوچه ندارم
اين نظر توئه؟
که من دارم روي پرونده ميشل کار مي کنم؟
!من همه کار کردم! همه کار
.اون هنوز يه جايي بيرون از اونجاست .يکي از اونا هنوز بيرونه
همه اش همين بود، باشه؟
.کارمون اينجا تموم شده
!زودباش! مکس
.کارآگاه مکس پين - .لعنتي -
.پيغام بگذاريد
.مکس، منم. الکس
دلت براي ساکس تنگ شده؟
.خيلي متأسفم
...و
.من موبايلش رو چک کردم
.آخرين تماس با اوون گرين بوده
.دو بار بهش زنگ زده
.مکس، منم، الکس
ميدونم باورت نميشه اما فکر کنم ...يه رابطه اي
بين اون دختر توي کوچه و... .قاتل ميشل باشه
.الان دارم ميام آپارتمانت
الکس؟ اونجايي؟
الکس؟
الکس؟
الکس؟
دکتر اون يه پيرمرد پليس بود که .توي طبقه 45 بود
.تو رو توي اون طبقه پيدا کرديم
.بي بي
من کجام؟ - .بيمارستان سنت ماري -
.خيلي بد به نظر مياي، مکس
No comments yet. Be the first to leave one.