The first 200 lines.
"ديوانگي"
"آوارگي"
"ديوانگي"
"آوارگي"
"يه تيرگي همراه من هست"
"من در تاريکي ويران شدم"
"...راه نجاتي براي من"
"وجود نداره"
"زندگي هيچ ارزشي نداره"
"مسير وجود داره ولي مقصدي نيست"
"براي پيدا کردن تو من در به درم"
"تو چطور از من بيخبري؟"
"تنهايي"
"رسوايي"
"غربت همراه من هست"
"جنون"
"آوارگي"
"يه تيرگي همراه من هست"
"من در تاريکي ويران شدم"
"راه نجاتي براي من نيست"
...آناند
!ببين
قيمت بنزين دوباره زياد شد بهت نگفتم؟
اول صبحي اعصاب من رو بهم نريز
قيمت بنزين زياد ميشه طلا ارزون ميشه
لايحه مجلس رد ميشه همه چي رو ميدوني؟
با ادعا حرف ميزني
ولي پاي عمل که ميرسه شکست ميخوري
مشکل من با آدمهاي مثل تو همين هست
ما ميتونيم مشکلات پيچيدهاي هرکي رو حل کنيم
!به جزء مشکلات خودمون رو
ها
آناند کرايه خونه رو پرداخت کردي؟
آره چک بهش دادم
..پارول ميدوني
از وقتي اومديم تو اين مجتمع بزرگ زندگي ميکنيم
سطح اعتماد بنفسم رو بالا بردم
سطح؟ سطح-
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه
سلام آقا
تو الان با سمير خانا قرار ملاقات نداشتي؟
بله
ولي ديروز برادرش رو توي تصادف از دست داده - احمق
پشت مُرده اينجوري صحبت نکنيد
به تو ميگم اين شانس تو بود
ميتوني به بهونهي تسليت ...خودت بري
...بهش بگي
ميتونه به جاي برادرش باشه
چه اتفاقي براي زن و بچهي اون مياُفته؟
..ولي آقا اين
آناند اگه اين ماه ظرفيتت رو کامل نکني چي؟
ميشه
من ميخوام يه فرداد بزرگ بگيرم
يک ميليون يک ميليون؟-
با يک ميليون هيچ اتفاقي نمياُفته راوي
ورما من يکم ديرتر ميام
نه دخترم از خوابگاه اومده
کي کانال رو عوض کرد؟
اوه عالي به نظر مياد
مياي صبحونه بخوري؟ بله-
مسواک زدي؟ آره-
ها کن
بله
بزن بريم
پرنسس کوچولو ميره که صبحونه بخوره
بشين
اگه اجازه ميدين من ميتونم با آقاي کانوجي صحبت کنم؟
من امشب با جناب کومار صحبت ميکنم
...هي سلام
چي شده داداش؟
نفهميدي بهت چي گفتم؟
چي شده؟
من چند بار بهت گفتم که ماشين رو داخل محوطه پارک نکن
بيرون پارک کن
نميفهمي؟
نميتونيد مودب صحبت کنيد؟
هي به زنت بگو دخالت نکنه
سريع ماشين رو ببريد بيرون پارک کنيد
اين چه طرز حرف زدن هست کاملاً درست ميگم-
من باهاش حرف ميزنم
...ببينيد
...جناب شرما
اين قسمت محوطه جاي پارک خالي هست جاي خالي هست-
يه کاري کن دو کاميون آجر اينجا بيار براي چي؟-
اينجا رو بگير واسه خودت يه خونه بساز
حرفهاي گنده ميزنه
از کي اينجا اومدي؟
يک ماه پيش
يعني 10 ماه ديگه باقي مونده
ميخواي 10ماه ديگه اينجا زندگي کني يا نه؟
تو مستاجري بايد ماشينت رو بيرون پارک کني فهميدي؟
فوراً ماشينت رو ببر بيرون نگهبان ماشين رو ببره
چي با خودش فکر کرده؟
الان اوضاع خوب نيست وگرنه مي دونستم چطور تلافي کنم
زندگي ما از سگها هم بدتر شده
...اين عوضي
چون مدير اينجاست فکر ميکنه صاحب خونه ست
چه کار ميشه کرد
ما به سختي ميتونيم همين اجاره رو پرداخت کنيم
...حالا اين حقارت
متخصص جنسي
...تريسي
اين چيه؟
...خودت فکر نميکني
که به اين نياز داري؟
نياز من به خاطر نياز توست
...اگه تو نياز من رو ميفهميدي
نيازي به اين حرفها نبود
منظورت چيه؟
...وارن
مرد اوني که همون جوري که ... بيرون از خونه مرد هست
توي تخت هم باشه
هي زود باش حرکت کن
هي ماشين رو نگه دار
مرد اوني که همون جوري که بيرون از خونه مرد هست توي تخت هم باشه
از کجا مياي؟ کشمير-
قربان از کشمير اومدن
وايسا
پياده شو
بله؟ چي به اون دختر گفتي؟-
هيچي
چه کار ميکنيد؟
پياده شو چرا پياده بشه؟-
اسمت؟ زارا-
بگردينش
قربان اين کار وظيفه خانمهاست
اگه يه بمب انتحاري داشته باشه چي؟
ولش کن
ولي شما چطور ميتونيد بگردينش؟ برو اونطرف-
برو اونور خواهش ميکنم-
پالاو وايسا
من فکر ميکنم يه چيزي اشتباه هست
!هي قهرمان
تازه واردي؟
بله دو روز پيش اومدم
خدايا کمکم کن
..خدايا
هي تو وايسا
مگه مرد نيستي پس نميتوني اون رو بگردي
تو انجامش ميدي؟
خودت رو ديدي؟اصلا عقلت سرجاش نيست چطور ميتوني اون ر و تفتيش کني؟
يه دقيقه صبر کن
ببخشيد
هي ببخشيد
لطفاً ما به کمک نياز داريم ...فقط يک دقيقه
...گوش کنيد بيا بريم-
مطمئني؟ فقط برو-
لطفاً گوش بدين برو-
...هي
اين ديگه مست نيست چي؟-
اگه شما به اون شک داريد اين تفتيشش ميکنه
!نه تو
بيا
!هي قهرمان
کجا ميموني؟
هنوز جايي رو پيدا نکردم به خاطر همين کنار جاده ايستادم
قيافهت که خوب ميزنه
چطور نتونستي جايي رو پيدا کني؟ يه جايي توي چاوي پيدا کردم-
اما وقتي فهميدن که من يه هندو هستم بيرونم کردن
خب باشه
شماره من رو بنويس اگه جايي پيدا نکردي بهم زنگ بزن
990 8896 499
اسمم شابو هست بازرس بهم پيام داده بريم
متشکرم
يه قهوه با شکر اضافي
شکر گرون شده
اهووم
ميتونم برسونمت؟
نه ممنونم
اون تازه به بمبئي اومده جايي براي رفتن نداره
دختر خوبي ام بهت تجاوز نميکنم
...فردا صبح يه جايي پيدا ميکنم
ممنونم تا اون موقع بمبئي رو بهت نشون ميدم-
من کاويام پرنس-
خوانندهاي؟ بله-
عاليه
پس اولين اجراي زندهت توي بمبئي رو براي من ميري، حله؟
تانيا دو دقيقه ديگه ميام
تانيا چطوره؟
خوبه
بابا چرا باهاش ازدواج نميکني؟
...چون ميترسم
اونعشق بين من و تو رو کم کنه
اون بايد بترسه که من عشق بين شما کم نکنم
اين که امکان نداره
مي دوني چرا؟
...چون که تو هميشه
ميخواي من خوشحال باشم
و خيلي من رو دوست داري
اونم داره
يعني چي؟
اون با خوشحالي تو خوشحال ميشه
شايد
چرا بهش اعتماد نداري؟
چون در مورد احساسات هست چطور ميتونم بگم؟
چطور احساسات من رو ميدوني؟ چون تو دخترم هستي-
مگه اون دوست دخترت نيست؟
آره ولي دختر با دوست دختر فرق ميکنه
اما بابا و دوست پسر شبيه همديگه هستن
تو عين مامانت حرف ميزني
No comments yet. Be the first to leave one.