The first 200 lines.
متشكرم
گرفتم
ببخشيد
زود اومدي كنار يكي ديگه نشسته بودم
واقعا؟كجا؟ نگاه نكن نگاه نكن
مواظب کتم باش
عروسي زياد شلوغ ميشه؟
نميدونم
فكر نكنم اون خيلي ها رو بشناسه
يك ساله كه فقط اون مرد رو ميشناسه
اين مدت كوتاهه؟
ببينم با كسي كه يك ساله ميشناسيش ازواج ميكني؟
نميتونم بگم كه برايه همه اين چيزها اميدوارم
خوب برايه چي ميريم اونوقت؟
بهش بايد كمك باشيم فكر ميكردم با تو حرف نميزنه
نه
من با اون حرف نميزدم ولي ديگه اين رو تموم كردم
من هيچوقت ازدواج نميكنم
چرا عينك جديدت رو نزدي؟
الن بهش زياد نياز ندارم
در حالي كه برايه خريدنش بهم التماس كرده بودي
خيلي بهت ميومد
الان لازم نيست كه بزنم
ببينم خبر دارن كه اومديم؟
اره
...تو
پائولينا به خاطر اين كه نتونست بياد معذرت خواست هنوز داره خونه رو اماده ميكنه
خيلي ناراحت شدم كه اين همه مهلت كمي مونده
من به دستم نميزنم پائولينا هامل كار ميكنه ولي اصلا به من ربطي نداره
اينگريد از من خواست بهتون بگم كه همه النگو ها رو خودش درست ميكنه
نه بعدا ميخواستيم بگيم
من فكر كردم اينطوري گفتي خوب پيش من هم رنگ هايه كنيكس هست
ائتها رنگ هايه كنيكس نيستن
خيلي زيباست اينگريد
پدرت و جاش كجان؟ بعدا ميتونن بيان
هفته اينده جاش تعطيلات بهاري داره روز جمعه و جيم هم درس داره
و اخر هفته هم گشايش خونه رو انجام خواهد داد
اومدنت پائولين رو خيلي خوشحال كرده
خوبه
لعنت دقت كن ديگه گونيه گوه
!خداي من
..اگه در شگفتيه سيبيل من هستي
نه در شگفتيش نيستم
اول سيبيل و ريش با هم قاطي شده... بودن و بعدش هم اصلاح شدم
و اين قسمط رو رها كردم ميدوني كه برايه اين كه ببينم چطوريه بهم مياد
...و
بايد خنده دار ميشد
خيلي خوش تيپي
اصلا فكر من نميومد كه ميايي اينجا
درست وسط مخمصه اومدي
ميتوني اينگريد ويزارد رو بياري تو؟
وگلسلار
همسايه هامون ميخواهن كه درخت هامون رو ببريم
نه نميشه اينها درخت هايه ما هستن
ميگن كه مريض هستن و به باغچه هاش رو بو ميده
زير اون عروسيمون ميشه
ميتوني اون تاب رو بياري پايين
پائولينا ميگه كه اين سعي اونها برايه دوست شدنشون هست
فكر كنم چيز شدن ما به زورشون ميره
و ميدونم كه چي هستيم
اينجا اتاق منه خيلي خوب
از حمام خوشت مياد يا وان؟ حمام تو؟
فرقي نميكنه
ببينم ماكولم اونطوري كه فكر ميكردي در اومد؟
...خبر نداشتم سيبل گذراست
وقتي داشت اصلاح ميكرد اونجا رو نزد
فكر ميكرد كه خنده دار ميشه
گفتش
ببخش وقتي برايه اماده شدن نداريم
واسه همين مجبور شديم تو رو به انباريه ماكوم بگذاريم
اينجا اتاق بكي بود بكي بدبخت
بكي بدبخت اينجا ديگه انباريه
ديگه اينجا رو مثل خونه خودم دارم ميبينم ولي مثل خونه خانواده ام نيست
خانواده ما
اره
ببخش ممكنه هنوز بويه رنگ بده
فكر ميكردم اون اهنگ سازه
موزيك برايه اون يك علاقه بود ولي الن داره نقاشي ميكشه
خودش هم الان برايه روزنامه ها و مجله ها مقاله مينويسه
اون خيلي دقيقه
برايه ايراد گيري از يك موزيك يك هفته وقت ميگذتره
خيلي باهوشه بلكه خيلي باهوشه ميدونم خوب با همديگه رابطه برقرار ميكنيم
خوبه بايد هم اونطوري باشه
نميدونم از كجا شروع كنم به تو چي ميتونم بگم؟
فكر كنم حامله هستم ولي هنوز خيلي زوده
به كسي نگفتم نه به مالكوم نه به انگريد
واي خدا چي گفتي؟
گفتم واي خدا
اميداورم حامله باشم ميبينيم
كارها خوبه
دو ماه پيش تو مين يكي دو تا سمينار داديم
به تو بعضي كارها دادن
ميدونم كه تو قانع نشدي ولي خيلي زود نامزد شديم
مردي كه سمينار ها رو كنترل ميكرد استريك لند يك كتاب عجيبي رو نوشت
براي عشق اگه بخواهي متونم بهت قرض بدم
باشه
ولي به شرط خوندن
چون بايد پس بگيرم كنار هاش يك سري نوشته نوشتم
فكر نكنم اين چند روزه بتونم بخونم
اگه نميخوني نميدم
اين ميون يك عروسيه خيلي ساده ميشه
...مادرم بكي و برادر مالكوم
چند تا دوست تو وكلودي فقط همين قدره
هان بكي هم ميادش؟
اره ...من يكم
تو بگو
من ميخواستم بگم كمي شراب سفيد ميخواهم
..اوه البته ما هم
خيلي خوشحال شدم كه فكرت رو عوض كردي و اومدي
بعد از اين كه دعوت نامه رو فرستادم از تو خبري نگرفتم حتي شك داشتم كه به دستت رسيده
خيلي خوشحال هستم كه اينجا با هم هستيم
ببينم دعوت نامه رو گرفتي؟ اره
متاسفم كه عصباني شدي
عصبني نشده بودم فقط مايوس شدم
ولي وقتي كه ميگم مايوس شدم ...انگار تو رو
تو نصف راه گذاشتم... يك چيز بدي مثل اين معني ميده
از يك جهت اين كار رو كردي ولي من اينطوري نميبينم
خيلي خوب احساس كردم كه بهم خيانت كردن اين كلمه خوبه؟
باز هم من رو مهاجم كردي چون اونطوري هستي واسه همين
...گوش كن بيا
من اشپز خوبي شدم
باور نميكنم هنوز اون اهنگ هايه قديمي مون رو نگه داشتي
مامان ميتوني اين رو نگه داري؟ البته
يك زماني مالكوم با ريك اوكاسك ميزد
اره اواخر دهه 80 بود
بعد از رها كردن دي كارز يك كار تك نفري بود
يعني در يك مفهوم مشهوري؟
نه باور كن كه نيستم قبلا ها ميخواستم ولي نيستم
ببينم شما ميخواهين مشهور بشين؟
كلودي خيلي ميخواهد كه مشهور بشه
نبايد مشكلي در قبول نكردن باشه ولي من داشتم
واسه من اميد به نا اميدي تبديل شد
و اخرش هم دست از كار كردن برداشتم
كلودي تو به اون نگاه نكن
يك مدت بعد همه چيز برايه همه خاموش خواهد شد ذاتا
...وقتي مادرت به نيويورك رفت
به من كتاب و پلاك ميفرستاد...
به من ار اي ام و مور مور فرستاده بود و پيكسيس
و ايكس انن خيلي با حال بود
تو فقط به توپ 40 گوش ميكردي درسته ولي ديگه ار اي ام رو دوست دارم
ديگه نميشه گفت كه خيلي دارم به اهنگ گوش ميدم
اون وقت ها با هورس بودم اون رو يادت مياد؟
همون بچه اي كه با تو بدرفتاري ميكردش؟
نه اون رو پدرمون انجام ميداد
پدرم خدمت كارهاش رو لخت ميكرد و ما رو هم با كمربند ميزد
پيچ جنسيه اون مردك شل شده بود
اين خيلي بده كه اين طور چيزهايي سر بچه ها بياد
مالكوم توسط يك پرستار مرد نوازش ده
ميخواهي كه اين رو همه جا بگم
...ببخش ولي غريبه نداريم
فكر كنم بيشتر از همه بكي از اينها نصيبش رو ديده
مگه نميشه؟ توسط مربيه اسب مورد تجاوز قرار گرفتش
الن تو تخت غلط خورد و به من گفتش كه نميتونم صورتم رو حس كنم
بعد از اوردن سه تا دكتر فهميديم كه فلج بل شده
ميگن كه ممكنه با يك حركت لحظهاي بشه
بعدا ها كم كم حسش سر جاش اومد
همه مون داريم پير ميشيم اين خيلي بده
اصلا قانون طبيعت به من ربطي نداره ديگه نميتونم اسامي رو تو ذهنم نگه دارم
من هم همينطور بعضي كلمات در من هم باطل شده
ديشب به يك كلمه فكر كردم فكر كردم ولي نتونستم پيدا كنم
ببين باز هم از ياد بردم تو شراب پيدا ميشه چي بودش؟ پوسا اره
...اون رو ميدونم بيشتر
در مورد به ياد نياوردن موتلي ... كروئين کسى که ويلون سل ميزند رو ميگم
اينگريد به كلودي و بوروس منطقه بازيت رو نشون بده
باشه
مايك مارس
توبي فكر كنم بايد بوروس رو تشخيص بدي
مارگوت نميخواهم در اين مورد حرف بزنم
اين مهمه اگه ادامه بده و به ...اون بگه كه مثل هر كسي هستي
اينده ميپرسه كه چرا اونطوري نيستش.... و عذاب ميكشه
نتايج تست خوبه تو مدرسه درسهاش خيلي خوبه
واي در خود ماندن اينطوريه
وقتي يك طرف مغزت خوبه طرف ديگه اش خرابه
اون رو تشخيص داديم مارگوت چيز بدي در نيومد
واقعا اين كار رو كردين؟
بهتره كه اين موضوع رو ببنديم من رو ببخش
ميدونم كه اين برايه تو سخته ...ولي اين رو
داري چيكار ميكني؟
واسه تو يك پيغام گذاشتم
برگرد
يا شنبه تو ورمونت همديگه رو ملاقات كنيم
نميشه شنبه عروسيه
واسه همين اينجا هستم نميتونم نرم بعدش چي ميتونم بگم؟
سالها بود كه با اون حرف نميزدي
ولي ديگه حرف ميزنيم اين ميون اون بهترين دوست منه
تو هميشه به من ميگفتي كه بهش زنگ بزنم
به كلود گفتي كه چيكار ميكني؟
جيم اين مالكولم هست
درست همونيه كه تو حدس زده بودي ولي فكر كنم كمي از كله كم داره
زشت نيست ولي تيپ هول دهنده داره
كاري هم نداره
اون قدر كه فهميدم نوشته مينويسه نميدونم
خونه خيلي برايه من عجيب مياد پائولين خيلي تلاش ميكنه
همه چيز به هم قاطي شده
و تاب رو هم نميارن پايين
الو؟
گفته بودي كه خيلي از اين مطمئن نيستي در حدود يك هفته پيش
ميتونم اونجا بيام؟
نه نميخواهم كه تو رو ببينم برايه اين كه اين كار رو كردم خوشحالم
لطفا برايه مدتي ديگه از حرف هات به كلود نگو
No comments yet. Be the first to leave one.