The first 200 lines.
.بالاخره وقتش فرار رسیده
!خواهش میکنم، این بار همه چی به تو بستگی داره
... با ... با این مقدار
... مطمئناً میتونم ...
.لباس ملوانی رو بپوشم ...
... ولی ... ولی
.... قبلش باید
!یه سوتین بخرم ...
Trapped in an endless pitfall of love and crazy about you
Don't let your eyes wander darling, that's a no-no
Pain pain, fly away, until only love remains
My heart is stirring with affection
I hate being alone, just a touch is enough
To be connected y'know, it's a nice feeling y'know
The negative opinions of others don't matter
Like the saying goes, love is blind
I will never have the ultimate fashion sense
Is it envy? Or misery? In this story
Feelings communicated in mentions
C'mon, I want it communicated in words
Trapped in an endless pitfall of love and crazy about you
Don't let your eyes wander darling, that's a no-no
Pain pain, fly away, until only love remains
Although it's also stressful
Cheating and drowning in dreams
There's no realistic romance anymore
Trapped in a pitfall of love and crazy about you
My heart is stirring with affection
La la la la la
Compulsive, I need you
La la la la la
Loneliness is a disease
La la la la la
Blind, I need you
Now and forever, I wanna be crazy about you
ای بابا، بخاطر نظافت کلاس مجبور شدم !تا دیر وقت توی مدرسه بمونم
.به گمونم یه صدایی شنیدم
!کی اونجاست؟
.خیلی عجیبه
!هی
... دارین چه غلطی
!مخفی شید
!چه افراد خطرناکی
!لعنتی
!دستمون رو شد
!بیایید مخفیانه تعقیبش کنیم
!باشه
!ای وای خدا، اونا هنوزم دنبالم هستن
!ریونوسکه کون
!هی
!ازم چی میخوای؟
... برای انجام دادن کاری داشتم اونوری
لطفاً، چند دقیقه همینجوری .پیشم بمون
!اوی، اون پسر دیگه کیه؟
!اونا حتی دست همدیگه رو گرفتن
.احتمالاً باید دوست پسرش باشه
.یه دست آدم خل وضع دارن تعقیبم میکنن
!میشه کمکم کنی تا از شرشون خلاص بشم؟
.از بابتش متاسفم، ولی من الان حال و حوصله دعوا کردن رو ندارم
!آخه چرا؟
!این اواخر اصلاً سرحال به نظر نمیرسی
... آره ... قضیه اینکه
... امروز قصد داشتم
!برای آخرین بار از شر این بانداژها خلاص بشم
بنابراین با خوشحالی وارد فروشگاه .لباس زیر زنانه شدم
.خوش اومدید
... .بیـ .. بیـ .. بیـ
!بی زحمت یه سوتین بهم بدید
.به روی چشم
.این یکی دو هزار ینه
.این یکی سه هزار ین
.و این یکی پنج هزار ین میشه
!پنـ ... پنـ ... پنج هزار ین؟
.بله
!گندش بزنن
!هرگز فکر نمیکردم یه سوتین اینقدر گرون باشه
!چقدر پول همراهته؟
!سوال خوبیه
.در حدود 400 ین
!اونقدارم کم نیست، مگه نه؟
.ولی با این حال هنوزم کافی نیست
.همینطوره
اگه 100 ین دیگه داشته باشی شاید بتونی .یکی از سوتینها تخفیف دار رو بخری
!صد ین دیگه، ها؟
!خیلی بد شد
!اون حسابی شاد و شنگول به نظر میرسن
.که اینطور
.پس قضیه از این قراره
!حالا چه خاکی باید به سرم بریزم؟
.نمیدونم
!هی بزغاله
... میشه
!دست از دل دادن و قلوه گرفتن بردارید
!واااق
!شماها دیگه کدوم خری هستید؟
!ما دانش آموزهای دبیرستان بوسومتسو هستیم
!و تو هم باید میاکه شینوبو باشی، درسته؟
!درسته !و این چه ربطی به شماها داره؟
... رئیس باندمون
!خیلی علاقه مند که با تو قرار بذاره
!رئیس باندتون؟
!من از گانگسترها بدجور متنفرم
!بیخیال،اینقدر صریح نباش
!هی، داداش
یه لطفی در حقمون بکن و همین جا .و همین الان از شینوبو جدا شو
!چی زر زدی؟
!چرا من باید بخاطر درخواست شما باهاش بهم بزنم؟
.باهاش موافقم
،از اعتراف کردن متنفرم
ولی ما هیچ حقی نداریم که !دوتا زوج خوشبخت رو از همدیگه جدا بکنیم
!زوج خوشبخت؟
!منظورت از زوج چیه؟
!من یه زنم
!چــــــــــــی؟
.خب، این یه چیز بی سابقه ای هم نیست
.هر کسی علاقههای خاص خودش رو داره
!ولی حالا چیکار کنیم؟
!هی، در مورد چی داری پچ پچ میکنید؟
!راستش باید بگم که ما بدجور تو هچل افتادیم
!رئیس ما حسابی لج بازه
،گفته اگه نتونه با شینوبو سرقرار بره .دلش میخواد بمیره
!عجب
اگه اینقدر ازم خوشش میاد، علیرغم ،اینکه از یانکی ها متنفرم
.بد نیست یه بار ببینمش
.اینم از عکس رئیسمون
!با این یارو هیج جوره امکان نداره
!بیا بریم
.باشه
!یه دقیقه صبر کن
در واقع یه موضوع دیگه ای هست که باید .در موردش حرف بزنیم
!چیه؟
!من عاشقتم شینوبووووو
!دوست دارم! عاشقتم
!عزیزم، دوست دارم
!رئیس، خونسردیت رو حفظ کن
میدونم قبول کردنش سخته .ولی شینوبو سان دوست پسر داره
!بنابراین ما میریم و برات یه دسته عکس میگیریم
وقتی عکسها و شواهد رو دیدی .دیگه باید ازش دست بکشی
!شینوبو، عاشقتـــــــــــــــم
!هی، رئیس! یه حرفمامون گوش میدی؟ !شینوبو، عاشقتـــــــــــــــم
!هی، رئیس! یه حرفمامون گوش میدی؟
!چـــــــــی؟
!شینوبو و ریونوسکه دارن باهم میپرن
!آخه چرا؟! چرا یهویی اینجوری شد؟
.آخه چاره دیگه ای نداشتم
... بچههای دبیرستان بوسمتسو گفتن
اگه شما به سرقرار رفتنتون ادامه بدید
!ما هم کلی ازتون عکس میگیریم و به رئیسمون نشون میدیم
با دیدن عکسها بدون شک متقاعد میشه .و از خر شیطون پایین میاد
.این چیزی که گفتن
چرا باهاش موافقت کردی؟! فکر میکردم از !اینکه مثل پسرا رفتار کنی متنفری
.خب، منم دلایل خاص خودم رو دارم
،اگه طرف حسابم ریونوسکه کون باشه
!خیالم راحته
!شوخیت گرفته؟
!شینوبو
چرا صادقانه عمل نمیکنی و با من سرقرار !نمیری؟! هنوز دیر نشده
!با دقت درموردش فکر کن
!خواهش میکنم! لطفاً دوست دختر من شو !عزیزم! دست از این کارهات بردار
... من هر چی نباشه در عوض نقش بازی کردن قرار
!با من سرقرار بیا، شینوبو
.خدا رو شکر که امروز هوا آفتابی ـه
!بسیار خب، ریونوسکه سان
!بعد از اتمام معامله مون این کوپن هدیه مال تو میشه
!باشه! بهتره که سر قولتون باشید
بسیار خب، برای شروع بهتره .دست همدیگه رو بگرین
!آره، خیلی عالیه
!شما دوتا واقعاً شبیه زوجها هستین
!روت حساب میکنم
!سوتین
.تنها چیزی که بهش نیاز دارم اون کوپن خریده
!با داشتن اون میتونم به آرزوی همیشگیم برسم
!یکی از اسالتهای زنانه که بهش نیاز دارم ... سوتین ـه
!درسته
برداشت اولین قدمم به سوی چیزی که آرزوش رو دارم
!فقط با سوتین میسر میشه
نقش دوست پسر بودن رو فقط باید .یه کار پاره وقت قلم داد کنم
برای بدست آوردم سوتین هر کاری .باشه انجام میدم
.بسیار خب، یکم دیگه بهم نزدیک بشید
!سوتین
!ریونوسکه کون خدایی خیلی باحاله
.سوتین
!عالیه! خیلی خوبه
!سوتین
!خیلی خب، نظرتون در مورد صحنه یه بوسه کوچیک چطوره؟
!هی، رفیق! دیگه اینقدر زیاده روی نکن
!ســـوتـــیـــن
!ریونوسکه کون، بهم نگو که واقعاً منو دوست داری؟
!ابله! معلومه اکه اینطور نیست
!بیخیال، باهمدیگه بحث نکنید
!لعنتی
اینقدر فکرم درگیر سوتین بود .که یهویی زدم جاده خاکی
.بیایید بریم سر صحنه دوم
!خب این طرف رو نگاه کنید
!آفرین، عالیه !همینجوری لبخند بزنید
.شینوبو سان، تو بیش از حد داری سخت میگیری
.لبخندت یجورایی الکی به نظر میرسه
... آخه
.هی. در مورد اتفاق قبلی بد برداشت نکن
.فقط بیش از حد توی نقشم فرو رفته بودم
No comments yet. Be the first to leave one.