The first 200 lines.
واقعا تاثیر گذار بود
شما میگین که شرکت مسئول مرگ آقای کیمه
پس خانم شین دا هه چرا برای شرکتی که شوهرش رو کُشته کار میکنه؟
اگه شکی به دلیل مرگ شوهرش داشت
چطور تونست توی این شرکت کار کنه؟
موافق نیستید خانم شین؟
خب نکته اصلی اینه که
مگه شرکت اعلام نکرده که کیم یونگ سو رشوه میگرفته؟
!مدرکی دال بر رشوه گیری اون پیدا شده؟
اون برای زنش گردنبند به اون گرونی خریده
گردنبندی که قریب بر هزار دلار قیمتشه
این با حقوق اون مرد قابل پرداخت بود؟
این جز با رشوه گیری ممکنه؟
اون گردنبند قرار بود طی ده قسط تسویه بشه
من در زمینه جواهرات و جراحی پلاستیک همیشه خیلی قاطع حرف نمیزنم
به اونا نگاه کن
این برای سالگرد ازدواجتونه چطور میتونم؟
این یکی، خوب اون یکیم بد نیست
بد نمیشه؟ آخه خیلی کوچیکه
اون بغلیش چی؟
گردن زنت بلنده
... و پوستش سفیده پس
همون طور که حدس میزدم
اگه خواهر کوچیکتر داشتم
حتما تو رو داماد خانوادمون میکردم
اون داماد کوچیک خانواده میشد
!اینطوریه؟ البته
اون خیلی زیرکانه
رشوه میگرفته
این برای پوشوندن این حقیقت بود
چرا همتون انقدر مطمئنین؟
اگه بی گناهی کیم یونگ سو ثابت شد
واقعا ناراحت نمیشین؟
...این یکی
... ما فقط داریم میگیم
ولی اون چرا به پشت بوم رفت
و خودشو از اون بالا پرت کرد
...بیاین تمومش کنیم جلوی همسر اون مرحوم
خیلی زیاده روی میکنین
برای امروز کافیه
خیلیا تو این ساختمون کار میکنن
آدمای زیادی هستن که به لطف این شرکت شکمشون سیر میشه
واقعیت در مورد یه کارمند افسرده؟
کسی در موردش کنجکاو نیست
اینو نگاه کن
با اینکه شوهرش مرده اون هنوز دنبال یه راه جدیده
فکر کردم باهوشی ولی اشتباه می کردم
خیلی حرف زدی
تونستی حرفای کارگردان رو تجزیه و تحلیل کنی؟
با اینکه فقط دو سکانسه ولی نیازمو بر طرف میکنه
خلاصه میکنم بازیگر این نقش اوریون گرفته
اون عاجزانه ازت خواهش کرد که جاش رو پر کنی
تو نقش اصلی زن رو نداری
حتی اگه ردش کنی
چطوری بگم ... از نظر من ایرادی نداره
مشکلی نیست، اشکال نداره
مشکلی نیست
واقعا؟ - آره -
اشکالی نداره؟
منظورم اینه، من بعد ده سال دارم بر میگردم نقش اصلی یه کم برام زیاده
من فقط میخوام دوباره به حرفه ام برگردم
یه بازیگر مهمان بودن هم برام کافیه. آره واقعا کافیه
اگه اینطوری فکر میکنی خیلی ممنونم خانم سونگ
خواهش میکنم
پس برای فیلمبرداری آماده میشم اتاق تعویض لباس کجاست؟
...اتاق تعویض لباس.. درسته باید یکی برات آماده میکردم
...اون او
اینجاست؟
یه لحظه بذار یه چیزی بگم
بگو
...اینجا نه آخه خیلی شلوغه - چرا؟ -
تو یه کم قبل عالی رفتار کردی
تا حالا عضوی از خانوادت رو از دست دادی؟
برای آدمای پولداری مثل تو چنین چیزی مهم نیست؟
ولی اگه حتی یه ذره هم ادب سرت میشد
اینجوری نمیومدی
اونی، میدونی که من اونو اغواش کردم مگه نه؟
قیافت چرا این شکلیه؟
هنوز غروری برات مونده؟
دختری مثل تو که همیشه نقش یه زن معصومو بازی کرده بلد نیست تو صورت بقیه بزنه
من تو چنین زمینه هایی متخصصم
من کسیم که ضربه خورد ولی تغییر کرد و هرکاری به جز کارایی که تو کردی رو کرد
این دفه نوبت توئه چون من دست نمیکشم
اونی میری برام یکم آب بیاری
کارگردان فکر نمیکنین مقدار آبی که استفاده کردیم کافی نیست؟
چون مقدار آب کمه صحنه خوب از آب در نمیاد
!کات! کات
بعد پنج دقیقه دوباره شروع میکنیم
بپوشونش
یه کم باهاش بازی کردی؟
چی گفتی؟
...اگه میخوای وارث گروه سون جین بشی
تمام تلاشتو بکن
پونزده تا بچه مثل تو دارن برای این میجنگن
اگه کارت هم جواب بده آخرش مثل من میشی
اون دیوونه شده؟
! ولم کن
الان از همه چیز خسته شدم
وقتی منتظرت بودم از همه چیز خسته شدم
من به خاطر اون احساسات قلبمو سرما فرا گرفته بود
...اگه فقط من
متاسفم لطفا بعدا از سرویس بهداشتی استفاده کنین
چرا؟ چرا نمیتونیم بریم تو؟
چیزی شده؟
بهتر رفتار کن
مطمئنم که بهت گفتم نیای
اگه میرفتم چون تو بهم گفته بودی مطمئنا از رفتنم عصبی میشدی
وقتی بهت میگن گمشو و تو چنین کاری نمیکنی
همه اونا از نرفتنت عصبانین
با هان گی تاک هم همینطوری بودی؟
چی؟ چی؟ مگه من چیکار کردم؟
آخه چیه اون گیس بریده خوبه؟
منم میتونستم تو سریالی فیلمی تبلیغی بازی کنم
اون همیشه مثل دیوونه ها برای سر وقت انجام شدن کاراش بال بال میزد
اینطوریه؟
فکر میکردم فقط عاشق بوکسه
هان گی تاک همیشه تو میدون مسابقه میدرخشید
خجالت زده نیستی؟
به خاطر اینکه یه الف بچه تحقیرت کرده
اعتماد به نفستو از دست دادی سونگ لی یون؟
باید موبه مو انجامش بدی باید دونه بکاری تا محصول به دست بیاری
همکار قدیمی
باشه باشه خوبه
من... اه این دیگه چیه؟
!واقعا که
!اکشن
!کات، کات
چی باید میگفتم؟ دوباره یادم رفت
وای عالیه ده امتیاز
اون دختر پررو
عالیه ده امتیاز
آقایون و خانومای محترم
من دارم به نقطه عطف زندگیم نزدیک میشم
حس میکنم زبونم یخ زده چیکار کنم زبونم یخ زد
!هی، هی چرا ماتت برده؟ یه کاری بکن
میخوام از جهانی که محدودم کرده فرار کنم
دستم لیز خورد
از اون روزی که موقع بیدار شدن احساس زنده بودن کردم
از اون روزی که موقع بیدار شدن احساس زنده بودن کردم
...اون وروجک
مثل این بود که یه ابر بارونی میخواد بباره
! متاسفم
یه شروع جدید خیلی عالیه
متاسفم دارم به سمت افق پرواز میکنم
دارم سمت آسمونا میرم
الان نوبت توئه
! فایتینگ
من میخوام دوباره به صدر برسم
!کات! عالی بود! کافیه
خسته نباشین - ! خسته نباشین -
! عالی بود
بازیگر وانگ جویون
لطفا بشینین
خدایا میخوام همینطوری برگردم
وایسا ببینم. این چیه؟
میخوام همینطوری برگردم
حالت خوبه؟
از اون روزی که موقع بیدار شدن احساس زنده بودن کردم
مثل این بود که یه ابر بارونی میخواد بباره
...این آدم
عالی بود! جنگیدن از سر تا پات معلوم بود
یه شروع جدید خیلی عالیه
...تو چه مرگته؟ واقعا که
دارم به سمت افق پرواز میکنم
اه، گرسنمه
! خوبه! پس بریم برای غذا
شین داهه میشه چند لحظه با هم حرف بزنیم؟
نمیخوام چیزی بشنوم فقط تنهام بذار
!شین دا هه
!ولم کن
!گفتم ولم کن
نگاه کن! خیلی خوب نگاه کن اگه اینکارو نکنی کاری از دستت بر نمیاد
از چی میترسی؟ سرپرست کیم مرده و دیگه کنارت نیست
این همه آدم میخوان تو این راه کمکت کنن پس تا کی میخوای فرار کنی؟
چرا؟ چرا اون مرد؟
شماها باید بهم بگین
اون آدم... چرا باید اون می مرد؟
متاسفم
جواب اون سوالت رو
به زودی میدم پس صبر کن
اه اینم خوب نشد
جه ایل
تو عوضی خائن فکر کردی اینجا خونه خالته؟ گمشو
!گمشو! عوضی! گورتو گم کن
غذایی مونده؟
بدون غذا خوردن اینجا چیکار میکنی؟
سلام خانمای محترم
.:.ترجمه و زيرنويس:نسیم بهاری:.:.
مثل اینکه به مذاقش خوش اومد
انقدر گشنمه که میتونم برنج خامم بخورم
نه
! این قسمت فقط مخصوص کارکنانه
آشپزی کردی
بشقاب
...عالیه. این طعم واقعا خوبه
دقیقا مزه غذاهای داداش گی تاک رو میده! چطوری دقیقا مثل اون درستش کردی؟
گفتم خیلی بجوشونش
باهاش چیکار کنم سرخش کنم یا بجوشونمش؟
انقدر بجوشونش که نشه خوردش
هی آقا منو لطفا
No comments yet. Be the first to leave one.