The first 149 lines.
"معجزه"
حفاظت از ذات
روز اول
ده تا "آبشار الماس"
بیست تا "تعطیلات برای زندگی"
شیش تا "توده پول نقد"
چند تا "آبشار الماس"؟
ده.
دو هفته تا مهمترین رفراندوم
در تاریخ سیاسی ایتالیا،
مشخص نیست که ایتالیایی ها میخواهند در اتحادیه اروپا باقی مانند.
در سرشماری که شده اظهار شده که نخست وزیر پیترومارکی دیگر
آن مرد قدرتمند برای نجات اتحادیه نیستند، موافقید؟
"مرد قدرتمند" واژه ای است که برای من اهمیت ندارد.
این واژه یک بخش زشت تاریخی را پشت سر ما گذاشته
مهم نیست که نخست وزیر قدرتمند است یا خیر،
ایتالیایی ها باید...
اره، متوجه شدم.
خیلی خب، ژنرال، بهشون میگم.
نمیشه به من بگید موضوع رو؟
خبرم کن.
سوله، آماده شدی؟
چی کار میکنی؟
هیچی.
دیر شده.
ببین. من آماده ام.
آماده ای؟
همه کارام رو کردم. آرایشم رو انجام دادم.
فقط باید لباسم رو بپوشم.
میخوام یه چیزی بهت نشون بدم. دیرمون شده.
صبر کن، یک لحظه.
ربع ساعته که اینطوری هستن.
فکر میکنی دارن چی کار میکنن؟
دارن بازی میکنن. به نظرت عادیه؟
بچه های هم سن و سالشون همش سرشون تو گوشیه، مال ما همش زمزمه میکنند.
بجنب، لباستو بپوش، بریم.
آسیا؟
مارسلو!
اینجا چی کار میکنی؟
ببین چه حال و روزی داری.
گوش کن، جای خالی داری؟
سوار شو، می رسونمت خونه.
برسونم ایستگاه مترو.
ببین، مارسلو پول نقد داری؟
نه.
همش رو سر کارتهای خراشیدنی خرج کردی.
حالت خوب نیست ها، حتی بعضیهاشون رو خراش ندادی.
میدیشون به من؟
درست رفتار کن.
بزارشون سر جاش.
متوجه ام، بزار پیاده شم.
میبرمت پیش مادرت
ماریسا، کی فالکونیری رو تلویزیون راه داده؟
نوبت اون بود. کی به نوبت اهمیت میده!
این که میگه مهم نیست من قدرتمندم یا نه عادیه؟
ووتا زنگ زد ....
ووتا؟ ژنرال ، رئیس اطلاعات.
اون گفت میخواد ببینتت.
چی شده؟
یه موضوع حساس، بهتره بری.
برنامه تغییر کرد. کار ضروری پیش اومده.
جدیه؟ نمیدونم، شام رو بزار یخچال.
آرجنزو و همسرش رو میفرستم. من میرم.
خودت تنها؟ اره.
چه طور؟
این لباس مجلل بلند کپوچی رو پوشیدم.
به این زیبایی شدم.
زیبا شدم، درسته؟ شک نکن.
من میرم.
اگر زود کارم تمام شد. بهت ملحق میشم.
مارسلو، چرا اینجاییم؟
حالا ، فاحشه شدی؟
من معتاد شدم، مارسلو
سعی کردم ترک کنم، اما نتونستم.
نمیخوام دوباره برای ترک برگردم.
ببین، پول نیاز داری؟
اره.
پس بهم نشون بده چه طور نگهش میداری.
فشار بده.
فشار بده.
نمیتونی این کار هم درست انجام بدی؟
بهم نگاه نکن، وگرنه می کشمت.
ماریسا، همه چیز رو به راهه؟ اره.
از سفیر عذرخواهی بکن
همینطور به دی گیوانی بگو اولین فرصت باهاش تماس میگیرم.
خاطرت جمع. بسپارش به من.
سوله چه طوره؟ لطفا، مراقبش باش.
اره، نگران نباش.
امشب خیلی دلربا شده. حال منو می پرسه؟
نه! نگاهش کن!
کی؟
لباسش عین مال منه! مارینو، توقف کن!
باید برگردیم، باید لباسم رو عوض کنم.
نه، نمیری خونه. همه منتظرت هستن.
هیچکس متوجه نمیشه.
هیچکس متوجه نمیشه؟ عقلتو از دست دادی!
فردا تیتر خبرها هستم. اینطوری لباس نمیپوشم.
سوله، لطفا.
مارینو، پنجره ها دودی هستن؟ بله، خانم.
چی کار میکنی؟ بلوز قشنگی داری.
نه!
دربیار!
نه، دست نگه دار!
میتونم ببینمت، مارینو.
توی اون لباس مثل چراغ خواب میشم.
خانم.
سوله، لبخند بزن.
یه لبخند زیبا بزن.
اینجا.
عصر بخیر.
عصر بخیر.
نخست وزیر. ژنرال. جریان چیه؟
نشونتون میدم.
بهتر تنها باشید.
منتظر بمونید.
متوجه نمیشم.
بیا، اینجا صحبت نکنیم بهتره.
ببخشید.
14 سال قبل ترک کردم.
سیگار میکشید؟ نه، ممنون.
خب...
حقه اش چیه؟
حقه ای در کار نیست.
میگی اون مجسمه
واقعا داره خون گریه میکنه؟
ساعتی 9 لیتر.
شوخی میکنی؟
از اون برنامه ها نیست که مردم رو سرکار میزارن؟
نه.
درسته، خیلی خب...
توی پناهگاه مولوکو ، رئیس مافیا پپیداش کردی؟
اره، طرف تو دادگاه کاتانزارو به جرم قتل هست. (کاتانزارو : شهری در ایتالیا)
همون کسی که توی آشپزخانه اش نگهش داشته ...
از کجا پیداش کرده؟ یک کلمه هم حرف نمیزنه.
متوجه هستی داری چی میگی؟
باید یک پمپ کوچک، یا یه منبع داشته باشه.
یک واکنش شیمیایی،
یا یک جور تکنولوژی.
یک حقه.
یا یه چیز دیگه، اون چیه؟
معجزه هست؟
خیلی ممنون.
بعد از ظهر خیلی ویژه ای هست
ماه کامل شده و من تصمیم گرفتم اون رو هدیه بدم به سوله پیترومارکی،
اولین بانوی نخست ایتالیا.
ترانه ای که در لیست ترانه های اماده ی اجرای من نبوده
"نوای عشق" کاری از کارلو روستیکلی
خانم پیترومارکی، سبک و شیوه شما رو دوست دارم
ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.