The Miracle (Il Miracolo) - First Season

The Miracle (Il Miracolo) - First Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Il Miracolo S01 1080p Blu-ray AVC DTS-HD MA 5 1-CtrlHD
A Commentary by 9B0DY

Tags

Blu-ray
blu-ray
1080
TS
HD
Blu-Ray
BluRay
x264
720p
720
Published on: 2022-12-03
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 149 lines.

‫"معجزه"

‫حفاظت از ذات

‫روز اول

‫ده تا "آبشار الماس"

‫بیست تا "تعطیلات برای زندگی"

‫شیش تا "توده پول نقد"

‫چند تا "آبشار الماس"؟

‫ده.

‫دو هفته تا مهمترین رفراندوم

‫در تاریخ سیاسی ایتالیا،

‫مشخص نیست که ایتالیایی ها ‫میخواهند در اتحادیه اروپا باقی مانند.

‫در سرشماری که شده اظهار شده ‫که نخست وزیر پیترومارکی دیگر

‫آن مرد قدرتمند برای نجات ‫اتحادیه نیستند، موافقید؟

‫"مرد قدرتمند" ‫واژه ای است که برای من اهمیت ندارد.

‫این واژه یک بخش زشت تاریخی را ‫پشت سر ما گذاشته

‫مهم نیست که نخست وزیر ‫قدرتمند است یا خیر،

‫ایتالیایی ها باید...

‫اره، متوجه شدم.

‫خیلی خب، ژنرال، ‫بهشون میگم.

‫نمیشه به من بگید موضوع رو؟

‫خبرم کن.

‫سوله، آماده شدی؟

‫چی کار میکنی؟

‫هیچی.

‫دیر شده.

‫ببین. ‫من آماده ام.

‫آماده ای؟

‫همه کارام رو کردم. ‫آرایشم رو انجام دادم.

‫فقط باید لباسم رو بپوشم.

‫میخوام یه چیزی بهت نشون بدم. ‫دیرمون شده.

‫صبر کن، یک لحظه.

‫ربع ساعته که اینطوری هستن.

‫فکر میکنی دارن چی کار میکنن؟

‫دارن بازی میکنن. ‫به نظرت عادیه؟

‫بچه های هم سن و سالشون ‫همش سرشون تو گوشیه، مال ما همش زمزمه میکنند.

‫بجنب، ‫لباستو بپوش، بریم.

‫آسیا؟

‫مارسلو!

‫اینجا چی کار میکنی؟

‫ببین چه حال و روزی داری.

‫گوش کن، جای خالی داری؟

‫سوار شو، می رسونمت خونه.

‫برسونم ایستگاه مترو.

‫ببین، مارسلو پول نقد داری؟

‫نه.

‫همش رو سر کارتهای خراشیدنی خرج کردی.

‫حالت خوب نیست ها، حتی ‫بعضیهاشون رو خراش ندادی.

‫میدیشون به من؟

‫درست رفتار کن.

‫بزارشون سر جاش.

‫متوجه ام، بزار پیاده شم.

‫میبرمت پیش مادرت

‫ماریسا، کی فالکونیری رو تلویزیون راه داده؟

‫نوبت اون بود. ‫کی به نوبت اهمیت میده!

‫این که میگه مهم نیست من ‫قدرتمندم یا نه عادیه؟

‫ووتا زنگ زد ....

‫ووتا؟ ‫ژنرال ، رئیس اطلاعات.

‫اون گفت میخواد ببینتت.

‫چی شده؟

‫یه موضوع حساس، ‫بهتره بری.

‫برنامه تغییر کرد. ‫کار ضروری پیش اومده.

‫جدیه؟ ‫نمیدونم، شام رو بزار یخچال.

‫آرجنزو و همسرش رو میفرستم. ‫من میرم.

‫خودت تنها؟ ‫اره.

‫چه طور؟

‫این لباس مجلل بلند کپوچی رو پوشیدم.

‫به این زیبایی شدم.

‫زیبا شدم، درسته؟ ‫شک نکن.

‫من میرم.

‫اگر زود کارم تمام شد. ‫بهت ملحق میشم.

‫مارسلو، چرا اینجاییم؟

‫حالا ، فاحشه شدی؟

‫من معتاد شدم، مارسلو

‫سعی کردم ترک کنم، ‫اما نتونستم.

‫نمیخوام دوباره برای ترک برگردم.

‫ببین، پول نیاز داری؟

‫اره.

‫پس بهم نشون بده چه طور نگهش میداری.

‫فشار بده.

‫فشار بده.

‫نمیتونی این کار هم درست انجام بدی؟

‫بهم نگاه نکن، ‫وگرنه می کشمت.

‫ماریسا، همه چیز رو به راهه؟ ‫اره.

‫از سفیر عذرخواهی بکن

‫همینطور به دی گیوانی بگو ‫اولین فرصت باهاش تماس میگیرم.

‫خاطرت جمع. ‫بسپارش به من.

‫سوله چه طوره؟ ‫لطفا، مراقبش باش.

‫اره، نگران نباش.

‫امشب خیلی دلربا شده. ‫حال منو می پرسه؟

‫نه! نگاهش کن!

‫کی؟

‫لباسش عین مال منه! ‫مارینو، توقف کن!

‫باید برگردیم، ‫باید لباسم رو عوض کنم.

‫نه، نمیری خونه. ‫همه منتظرت هستن.

‫هیچکس متوجه نمیشه.

‫هیچکس متوجه نمیشه؟ ‫عقلتو از دست دادی!

‫فردا تیتر خبرها هستم. ‫اینطوری لباس نمیپوشم.

‫سوله، لطفا.

‫مارینو، پنجره ها دودی هستن؟ ‫بله، خانم.

‫چی کار میکنی؟ ‫بلوز قشنگی داری.

‫نه!

‫دربیار!

‫نه، دست نگه دار!

‫میتونم ببینمت، مارینو.

‫توی اون لباس مثل چراغ خواب میشم.

‫خانم.

‫سوله، لبخند بزن.

‫یه لبخند زیبا بزن.

‫اینجا.

‫عصر بخیر.

‫عصر بخیر.

‫نخست وزیر. ‫ژنرال. جریان چیه؟

‫نشونتون میدم.

‫بهتر تنها باشید.

‫منتظر بمونید.

‫متوجه نمیشم.

‫بیا، اینجا صحبت نکنیم بهتره.

‫ببخشید.

‫14 سال قبل ترک کردم.

‫سیگار میکشید؟ ‫نه، ممنون.

‫خب...

‫حقه اش چیه؟

‫حقه ای در کار نیست.

‫میگی اون مجسمه

‫واقعا داره خون گریه میکنه؟

‫ساعتی 9 لیتر.

‫شوخی میکنی؟

‫از اون برنامه ها نیست که ‫مردم رو سرکار میزارن؟

‫نه.

‫درسته، خیلی خب...

‫توی پناهگاه مولوکو ، ‫رئیس مافیا پپیداش کردی؟

‫اره، طرف تو دادگاه کاتانزارو به جرم قتل هست. ‫(کاتانزارو : شهری در ایتالیا)

‫همون کسی که توی آشپزخانه اش نگهش داشته ...

‫از کجا پیداش کرده؟ ‫یک کلمه هم حرف نمیزنه.

‫متوجه هستی داری چی میگی؟

‫باید یک پمپ کوچک، ‫یا یه منبع داشته باشه.

‫یک واکنش شیمیایی،

‫یا یک جور تکنولوژی.

‫یک حقه.

‫یا یه چیز دیگه، ‫اون چیه؟

‫معجزه هست؟

‫خیلی ممنون.

‫بعد از ظهر خیلی ویژه ای هست

‫ماه کامل شده و من تصمیم گرفتم ‫اون رو هدیه بدم به سوله پیترومارکی،

‫اولین بانوی نخست ایتالیا.

‫ترانه ای که در لیست ترانه های ‫اماده ی اجرای من نبوده

‫"نوای عشق" کاری از کارلو روستیکلی

‫خانم پیترومارکی، ‫سبک و شیوه شما رو دوست دارم

‫ممنون

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left