Jun Jiu Ling

Jun Jiu Ling (君九龄)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

 Jun Jiu Ling EP02 🌹Asiam ir🌹
A Commentary by asiamovie
🌹@asianmovie ترجمه حرفه ای با تیم 🌹

Tags

other
Published on: 2021-09-13
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت دوم

=عمارت نینگ=

برو

دوهزار تیل بیار

یه لحظه صبر کنین

دوهزار تیل قیمت قبله

الان فرق کرده

پنج هزار تیل

تو

چطور جرئت میکنی قیمت رو ببری بالا؟

پدربزرگم سال ها پیش

جون ارباب نینگ رو نجات دادن

اینکار ارزش

سه هزار تیل رو داره نه؟

اون دو هزار تیل دیگه هم

برای اینه که شما مادربزرگم رو ناراحت کردین

و من با این مسئله مشکل دارم

خب؟

خانم نینگ، نمیخواید بخریدش؟

یا اینکه فکر میکنین

جون دهمین اشراف زاده ی نینگ

پنج هزار تیل نمی ارزه؟

تو

مامان، نباید به حرفش گوش بدی

بیخیال. بس کن دیگه

مامان

چطور تونستی بهش قول بدی که اون پول رو بهش میدی؟

باید بدون اینکه هیچ پولی بهش بدی

ولش کنی بره

مثلا میخواست چیکار کنه؟

قشقرق به پا کردن اون

میتونه به شهرت برادرت آسیب بزنه

اون بهار آینده، باید آزمون بده

که مهم تر از این مسئله ست

ما داریم این پول رو

برای شهرت و آبروی برادرت میدیم

بانوی من

مامان

من پول رو میدم بهش

هی

پنج هزار تیلی که خواسته بودی

بگیرش

اگه بندازیش زمین

پنج هزار تیل دیگه هم ازتون میگیرم

بانوی من

فکر میکردم

وقتی گفتین باید چندبرابر هزینه رو بهتون بدن، شوخی میکردین

ولی اشتباه میکردم

واقعا پنج هزار تیل گرفتیم

من فقط داشتم سعی میکردم عدالت رو در حق خودمون اجرا کنم

ترجیح میدادم این پول به دستم نرسه

تا اینکه مادربزرگم اونجوری عذاب بکشه

شما تمام تلاشتون رو کردین

بانوی بزرگ هم درک میکنه

بانوی من

با این همه پول میخواین چیکار کنین؟

میرم پایتخت

ژن‌ژن

واقعا میخوای نامزدی رو بهم بزنی؟

بله

خاندان نینگ اشتباه کردن که من رو تحقیر کردن

مطمئنا تقصیر اونا بود

ولی کاری که کردی

میتونه کاملا این نامزدی رو بهم بزنه

مادربزرگ

چیزی رو از دست ندادم

و پشیمون هم نیستم

اگه من با

همچین خانواده ای ازدواج میکردم

خوشحال نمیشدم

چطور تونستی

به خاطر احساساتت

این نامزدی رو بهم بزنی؟

باید قبل از تصمیم گیری

با ما مشورت میکردی

اونا به پدربزرگ تهمت زدن

و مادربزرگ هم به خاطر اون ها مریض شد

من نمیتونستم

به این راحتی بیخیالشون بشم

ژن‌ژن

اگه انقدر دلت میخواست که

نامزدی رو بهم بزنی، باید یه راه دیگه پیدا میکردی

واقعا کار هوشمندانه ای نکردی

که ازشون پول خواستی

اون ها باید

این پول رو بهمون میدادن

مادربزرگ

من با خاندان نینگ مصالحه نمیکنم

بیاید این نامزدی رو

فراموش کنیم

این دستبند برای توئه

مادربزرگ، نمیتونم قبولش کنم

این برای شماست

فکر کن

این هدیه ی من به مادرته

اون با دستبندی مرد

که باید به تو میرسید

پس واسه جبران، اینو میدم به تو

بهت میاد

بگیرش

این حسن نیت من رو میرسونه

انقدر هم اینجا رسمی رفتار نکن

فکر کن اینجا خونه ی خودته

ممنونم مادربزرگ

=عمارت ارباب چنگ=

پسر ارباب چنگ، ژو زان

ارباب چنگ، ژو شان/ مادر ژو زان، خانم یو زان ار هنوز نمیخواد زره‌ش رو در بیاره

زان ار

بابا

مامان

اومدین

زان ار

آماده ای که با

اعلی حضرت ملاقات کنی؟

شما میدونین که چرا اونکار رو کردم

اعلی حضرت فکر میکنن که من

نقشه ی پایتخت رو فروختم

و اسرار ارتش رو فاش کردم

اینا جرم های سنگینی هستن

باید حسابی حواست رو جمع کنی

زان ار

تو قراره برگردی پایتخت

من و پدرت

خیلی نگرانتیم

مادر

من دیگه بزرگ شدم

و

تو جنگ های زیادی با پدر شرکت کردم

تجربه ی زیادی کسب کردم

میدونم چطور از پس این موقعیت بربیام

احساسات انسان ها قابل درک نیستن

تو و پدرت

تو میدون جنگ، خوب عمل میکنین

ولی اونایی که تو پایتخت زندگی میکنن

میتونن خیلی راحت بر علیه هم نقشه بکشن

نگران من نباشین

پدر دوستان زیادی تو دولت داره

که مطمئنا از من محافظت میکنن

راستش، چیزی که بیشتر از همه نگرانشم

اینه که پدر قراره به تنهایی

به مسائل ارتش رسیدگی کنه

نگران مسائل ارتش نباش

تمام چیزی که ما میخوایم اینه که تو سالم برگردی

زان ار

ما نمیدونیم که

این بار جونت به خطر میوفته یا نه

حواست باشه که گاردت رو پایین نیاری

بذار بائوتانگ باهات بیاد

میتونه تو راه ازت محافظت کنه

اگه اتفاقی افتاد

بذار مثل همیشه

عمارت آسمان بهش رسیدگی کنه

سانبینگ

باید تو دشت شمالی بمونه

تا به مسائل ارتش رسیدگی کنه

زان ار

اعلی حضرت تصمیم گرفته که جیولینگ با کی ازدواج کنه

تو به عنوان یکی از

مقامات رسمی پادشاه، کار دیگه ای ازت برنمیاد

مادر

این هدیه ایه که

برای عروسی جیولینگ آماده کردم

من دیگه بزرگ شدم

اونجا رو بهم نمیریزم

خیلی خب

زان ار به زودی راه میوفته

بذار وسایلش رو جمع کنه

بریم

پدر

مادر

من دارم میرم

لطفا اجازه بدید بهتون تعظیم کنم

برو

برو

به سلامتی، برادر دوم

به سلامتی

بنوش

خوشمزه ست

اره

برادر دوم

برادر قسم خورده ی ژو زان، ژانگ بائوتانگ پادوهای سازمان امنیت

شدیدا

زیرنظر گرفتنمون

پیشخدمت

برامون غذا بیار

گرسنمونه

یه لیوان دیگه، برادر دوم

بیا. این رو امتحان کن

به سلامتی

اره اره

آقا، بفرمایین غذاتون

آقا، خیلی عذرمیخوام

آقا

آقا

خیلی عذرمیخوام

آقا، عذر میخوام

این پیشخدمت تازه اینجا استخدام شده

هنوز دستش راه نیوفتاده

لطفا بهم بگین

چه کاری میتونم براتون بکنم؟

More Farsi Persian subtitles for Jun Jiu Ling

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left