The first 200 lines.
با افتخار Opus Sub تيم ترجمه تقديم ميکند
اين تو رو ياد پروندهي ديگهاي نميندازه؟
آقاي وکيل، دارم ميگم اين دفعه واقعاً کار من نبود
،من ميدونم قتل کيم سونهي تو اونسو گو
کار هان جونگگو نيست
من براي اثباتش مدرک دارم
من بايد چيکار کنم؟
يه راهي پيدا کن که هان جونگگو تقاص کار پنج سال پيششُ پس بده
پنج سال پيش شما يانگ اِرانُ در يه محل ...ساخت و ساز در اونسو گو به قتل رسوندين
و بدنشُ زخمي کردين؟
!آره
من کشتمش - اين اتفاق بيسابقه است -
...کارشناسان ميگويند، با وجود اقرار به قتل
احتمالاً وي براي قتل ...محاکمه و مجازات نخواهد شد
.چون در ابتدا قاتل شناخته نشده است
من اعتراف کردم که يه نفرُ کشتم ولي بازم تبرئه شدم
به کمکتون احتياج دارم
!هان جونگگوي کثافت. بگيريدش
پنج سال پيش هان جونگگو، يانگ اِرانُ کشت
پس اوني که کيم سونهي رو کشته کجاست؟
کجا ديدمش؟
!بابا
کيم سونهي ده سال پيش تو جلسهي محاکمهي بابام بود
...آخه کي و چرا
اين کارُ کرده
چرا ميخواستي منُ ببيني؟
زندوني واسه چي ميخواد وکيلشُ ببينه؟
...حتماً بهت گفتن که
تو اين پرونده وکالتتُ قبول نميکنم
قسمت چهارم
...کنجکاو نيستي بدوني
چرا دوباره تو رو به عنوان وکيلم انتخاب کردم؟
نه، نيستم
اگه حرف ديگهاي نداري من برم
چوي پيلسو
...چوي پيلسو
بابات
يا بايد بگم استوار چوي پيلسو؟
اگه ميخواي بازم بشنوي تصميمتُ بگير
وکيلم ميشي يا نه؟
حتماً تو هم يه دليلي داشتي که اومدي ديدنم
خيلي خب، پس
بيا آروم پيش بريم، آروم
قدم به قدم
...تو ده سال پيش
تو جلسهي محاکمهي بابام بودي، نه؟
اِ، اين منم؟
عکس به اين قديمياي رو از کجا پيدا کردي؟
يه چيزي بگين
وقتي حرف نميزنين خيلي ترسناک ميشين
اونجا چيکار ميکردي؟
حتماً يه دليلي داشتم ديگه، نه؟
ولي تو اين مرحله وقت گفتنش نيست
گفتنش چند مرحله طول ميکشه؟
شايد يه سه چهار مرحلهاي
...بسته به اينکه چيکار ميکنين
مرحلههاش ميتونه کم و زياد بشه
اول شما بايد بگين که ازم دفاع ميکنين
تا بعد من بگم چي شد
اين پا و اون پا کردن نداره
...وکيلم
ميشين يا نه؟
نه، نميشم
من رانندهي ماشينهاي ارتش بودم
... تو يگان تامين دفاع رانندهي سرهنگ دوم
چا سونگهو بودم که بابات به ضرب تير کشتش
آخ
نبايد به اين زودي مرحلهي اولُ لو ميدادم
من آروم و قرار ندارم
...دوهيون، از اين به بعد باباتُ
مرده فرض کن
از اين به بعد فقط به خودت فکر کن و زندگي کن
!من اصلاً تا حالا اون کفشها رو نديدم
"کفش فروشي جونگ"
اين مردُ يادتون مياد؟
راسته که اين مرد از اينجا يه جفت کفش کتوني خريده؟
باز سر و کله ـتون پيدا شد
چيه؟ کارا خوب پيش نميره؟
پس يادتون مياد
اي خدا - کدومش بهتره؟ -
زندون يا جريمه؟
چي؟ - ...به لطف جنابعالي -
نزديک بود يه آدم بيگناه به قتل محکوم بشه
چطوري ميخواي جبران کني؟ - قتل؟ -
منظورتون چيه؟
...گفتم چون شهادت دروغ دادي
...نزديک بود يه آدم بيگناه
به قتل محکوم بشه
نميدوني جرم شهادت دروغ چقدر سنگينه؟
شهادت دروغ؟
...نه، من که نميخواستم
...اصلاً راستشُ بخواي
من هيچي يادم نمياد
نگاه کن
من هر روز با 100 تا مشتري سر و کله ميزنم
چطور ممکنه يادم بياد؟
پس چرا به پليس گفتي که اين همونيه که کفش خريده؟
...نه، اون
پليسها مدام ميومدن و ميرفتن و مزاحم کار و کاسبيم ميشدن
...همه ـش اين عکسُ نشونم ميدادن
و ميپرسيدن خودشه يا نه
...از بس اومدن و رفتن
...منم دست آخر
دست آخر چي؟
،اطلاعيهي انتصاب وکيل مدافع) (هان جونگگو
من ميرم دادگاه و برميگردم
باشه، به سلامت
يوري، کارت جايي گير کرده؟
شب بريم يه نوشيدني بزنيم؟
واقعاً؟
،اطلاعيهي انتصاب وکيل مدافع) (هان جونگگو
من رانندهي ماشينهاي ارتش بودم
...تو يگان تامين دفاع رانندهي سرهنگ دوم
چا سونگهو بودم که بابات به ضرب تير کشتش
بهبه
انگار دل تو دلتون نيست، آقاي وکيل
اين خانمُ ميشناسي؟
!اوه! چه خوشگله
حالا کي هست؟ چرا از من ميپرسي؟
اين خانم هم تو دادگاه رسيدگي به پروندهي قتل چا سونگهو بوده
منظورت همون دادگاهيه که بابات توش به مرگ محکوم شد؟
...ديديش
يا نه؟
به نظر آشنا مياد
خودشه، نه؟ همون کيم سونهي که کشته شده
تو عکس شبيه يکي ديگه است
اونُ يادت مياد؟
من اصلاً نگفتم اونُ يادم مياد
قبل از اون
چند سال برام ميبُرن؟
نميشه تبرئه ـم کني؟
...من پنج سال پيش تبرئه ـت کردم چون
هيچ مدرکي نبود که نشون بده گناهکاري
ولي اين دفعه فرق ميکنه
اين دفعه مثل روز برام روشنه که گناهکاري
مدارک محکمي هم براش وجود داره - اي بابا -
راستش، اينکه کار من بوده يا نه مهم نيست
ميدونم که اين دفعه هم ميتونين کاري کنين که آزاد شم
آخه قبلاً يه بار با وجود قاتل بودن تبرئه ـم کردين
شايد نخوام ازت دفاع کنم
وکيل چوي، هنوز نفهميدين چه خبره؟
فکر ميکنين اين زن چرا اون روز تو دادگاه بود؟
ربط اون به من چيه؟
و ربطش به باباي شما چيه؟
منم دارم از فضولي ميميرم
آه، چقدر خسته ـم
تو سلول که آدم نميتونه درست بخوابه
واسه امروز کافيه
من مشتري دائم اينجام
بچه که بودم هميشه با بابام ميومديم اينجا
با بابات؟
چه جور آدميه؟ باباتُ ميگم
...يه باباي خيلي خوب
و يه خبرنگار خيلي خوب بود
ولي ده سال پيش فوت کرد
متاسفم
نه بابا
واسه همين خبرنگار شدي؟
آره
بچه که بودم دلم ميخواست تو همه چيز مثل بابام بشم
حتي دلم ميخواست از شراب برنجم مثل بابام لذت ببرم
يه پيک بزنيم؟ - آره -
حالم جا اومد
حالا شما يه کم از خودتون بگين
شما بچه ندارين؟
يه پسر دارم
واقعاً؟ پسرتون چه جور آدميه؟
...خب، پسر من
يه لحظه
بذارين من حدس بزنم ...اگه به شما رفته باشه
...بايد خيلي خوش قيافه و
قد بلند و باهوش باشه
همه دوستش دارن، نه؟
حتماً خيلي بهش افتخار ميکنيد صبر کنيد با هم بخوريم
با هم، با هم
...چوي پيلسو
بابات
يا بايد بگم استوار چوي پيلسو؟
من رانندهي ماشينهاي ارتش بودم
...تو يگان تامين دفاع رانندهي سرهنگ دوم
چا سونگهو بودم که بابات به ضرب تير کشتش
چرا تو همي؟
هيچي
انگار داري همهي نگرانيهاي دنيا رو تنهايي تحمل ميکني
اولين باري هم که همديگه رو ديديم قيافه ـت همينجوري بود
مياي پايين يا نه؟
تو فکر کار احمقانهاي که نيستي؟
...اگرم هستي
لطفاً جلو چشم من اين کارُ نکن
اين بابامه
...آوردمش يه کم هواي تازه بخوره
پس لطفاً روزمونُ خراب نکن
منم فقط اومده بودم هواي تازه بخورم
تو تو اتاق 1204 هستي، نه؟
چند باري موقع رد شدن ديدمت
بابا، شنيدم اونم مثل تو مريضي قلبي داره
اميدوارم هم تو خوب بشي هم اون
حرف بزن
چي داره اذيتت ميکنه؟
هيچي - آها -
No comments yet. Be the first to leave one.