The first 200 lines.
یه دختر خوشگلی بود که همیشه اینجا می نشست
اجازه نداری بهش نگاه کنی،نمیتونم اجازه بدم کسی تو رو داشته باشه
،با گذر زمان فهمیدم که
همه لحظاتی که با تو گذروندم سرشار از عشق وخوشبختی بود
من هرسال میام اینجا ویه روبان زرد به درخت آویزون میکنم
وقتی بیست وششمین روبان آویزون کردم،ما دوباره بهم میرسیم
همه دقایقی که باهم گذروندیم،فراموش نشدی بود
نگران من نباش،من همینجا هستم
کنار بقیه به زندگیم ادامه میدم
ممنون که در این چند ماع ازم مراقبت کردین
چن جوان،وقتی زمانش برسه که تو آماده باشی
من همون لحظه برمیگردم پیش تو
این گاز به عنوان یه قرض از من داشته باش
دفعه بعدی که همُ دیدیم یادت باشه ازم پسش بگیری
یه ژن ژن،بیا همو تو سال 2016 ببینیم
...فقط ما دوتا حقیقت رو میدونیم
...ومیتونیم چن چه رو به یاد بیاریم.بقیه
دارن کم کم اونُ فراموش میکنن
من خواب ندیده بودم،این درخت واقعاً اینجاست
من وژن ژن واقعی بودیم
چرا فقط سه تا روبان اینجا بسته شده؟یعنی ژن ژن منُ فراموش کرده؟
مامان- ...کجا رفته بودی؟چرا گوشیتُ جواب-
یه ژن ژن کجاست؟
و لی جین چین ولین هائو
اونا کجان؟
چرا داری درمورد اونا ازم میپرسی؟
مگه ژن ژن بهترین دوستت نبود؟
خانوادش بالاخره یه مغازه کت وشلواری باز کردن،درسته؟
چرا من یادم نمیاد که شما چیزی درمورد اونا بگی؟
اون کجاست؟- ...تو-
فراموش کردی؟- چی-
چی رو فراموش کردم؟
ژن ژن با یه ماشین تصادف کرد
مگه بهت نگفتم؟تنها کسی که نباید تو زندگیت فراموش کنی،خاله ژن ژنه
اگه بخاطر اون نبود،تو الان تو این دنیا نبودی
فراموش کردی
این زخم مالِ تصادفیه که تو سه سالگی با ماشین داشتی
2016
1993
اروم برو
برو..زود باش
یعنی من وچن چه یه روزی اینجوری باهم خواهیم داشت؟
خاله ژن ژن،داری چکار میکنی؟
اونا دارن عکس عروسی میگیرن
دو نفر اینجوری باهم ازدواج میکنن
بعد از ازدواج،باهم خوشحالند
پس منم وقتی بزرگ شدم دوست دارم با خاله ژن ژن ازدواج کنم
من خاله ژن ژن خیلی دوست دارم
باشه،وقتی بزرگ شدی،من عروست میشم
باشه..قول بده
قول میدم
بادکنک دوست داری؟- اره دوست دارم
باشه..بیا بریم برات بخرم
چن چه،بادکنک باید محکم بگیری وگرنه میره هوا
چن چه جایی نرو..من میخوام کفشمو درست کنم
چن چه
کجایی؟
خاله ژن ژن،کجا رفتی؟
خاله ژن ژن
اون روز،من تو رو دربیمارستان پیدا کردم
راننده گفت تو بخاطر فداکاریِ یه دختر بود که زنده موندی
اما از اون زمان به بعد،کسی نتونست ژن ژن پیدا کنه
انگار اون یکدفعه از این دنیا ناپدید شد
فکر میکنم این خاطره رو تو ذهنم دارم
شما سعی کردین که پیداش کنید؟
هنوزم نمیتونم باور کنم.چطور یه نفر اینجوری یکدفعه ناپدید میشه؟
بیست سال از اون ماجرا گذشته،دیگه نمیشه پیداش کرد
دیگه اون رسما مرده اعلام کردن
مهم نیست چقدر تحملش سخت باشه،ما باید قبول کنیم که اون دیگه رفته
اون مرده اعلام کردن؟
چرا تاثیرات پروانه ای برای ژن ژن اتفاق افتاد؟
چی داری میگی؟- ممکنه این بهایی باشه که من باید پرداخت میکردم-
برای اینکه رفته بودم یه 1989؟
مامان،این زخم بعد از رقص کریسمس رویِ بدم ظاهر شد
وقتی ظاهر شد که من تصمیم گرفتم با ژن ژن باشم
این چه مزخرفاتیه که داری میگی؟
من واقعا نگران وضع ذهنی الانتم
هی...کجا داری میری؟
باید برم پدربزرگ پیدا کنم..برو خونه..منتظر من نباش
هی..هی..چن چه
چرا؟
چرا اینجوری شد؟
یعنی رفتن من به 1989،یه ژن ژن اسیب زد؟
اگه نمیرفتم به سال1989 چی؟
اگه ژن ژن عاشقم نمیشد چی؟
اینجوری دیگه ناپدید نمیشد؟
نه نمیتونم این پایان قبول کنم..نمیتونم قبولش کنم
من باید برگردم سال 1989 ونذارم این اتفاق ها بیافته
ژن ژن،سال 2016 بدون تو نمیشه،من بدون تو باید چکار کنم؟
پدربزرگ
پدربزرگ،بیدار شو
باید چکار کنم که برگردم سال 1989؟
تو..تو برگشتی؟
شما یادتونه...درسته؟
پدربزرگ..پروفسور...شما یادتونه که من اومدم سال1989؟
شما کسی بودین که بهم گفتین،دوتا ورژن از یه نفر نمیتونه در یه زمان باشه
اگه شما میدونستین که من چطوری برمیگردم،الانم میدونید چطوری دوباره میتونم برم به گذشته
تو میدونستین..شما فهمیده بودین
شما میدونید من باید چطوری برگردم سال1989؟بهم بگید
پدربزرگ خواهش میکنم..عجله کنید
من باید به ژن ژن هشدار بدم...من باید نجاتش بدم
تو نمیتونی این کارو بکنی
تو نمیتونی تاریخ عوض کنی
این تاریخ نیست
اینا بها،تغییراتیه که من ایجاد کردم
اگه من به 1989 نرفته بودم،هیچکدوم از این اتفاق ها نمیافتاد
من باید برم تغییرش بدم..من باید برم اشتباهاتم رو درست کنم
اوه..پس تو بودی که تاریخ عوض کرد؟
...تو نمیدونی
که تاثیرات پروانه ای چقدر وحشتناکه؟
تو باید مراقب باشی،فهمیدی؟
فهمیدم
الان فهمیدم
پس باید چکارکنم؟الان چکارمیتونم بکنم؟
پدربزرگ،زودباش بهم بگو
من غذا خوردم؟
!!پدربزرگ
من غذا خوردم
پدربزرگ..نمیشه یه لحظه تمرکز کنی؟
...تو این دنیا،به جز ژن ژن
...فقط شما بودین که میدونستین چه اتفاقی افتاده وحالا شما هم دچار جنون شدین
ژن ژن با ماشین تصادف کرد
...ممکنه
ممکنه همه این اتفاق ها بخاطر من افتاده باشه؟
همونجور که اومدی..همونطورم میتونی بری
منظورتون..اون تونله؟
همونجور که اومدی..همونطورم میتونی بری
همونجور که اومدی..همونطورم میتونی بری
همونجور که اومدی..همونطورم میتونی بری
میخوای بیای..یا میخوای بری؟
یادم میاد
چن چه،تو پسر یا جوانی
داری کجا میری؟
!تو نمیتونی برگردی
من باور نمیکنم که نمیتونم برگردم 1989..باور نمیکنم
،از اونجایی که اون دفعه اینجوری تونستم در زمان سفر کنم
پس امکان داره که دوباره هم بتونم این کارو بکنم
همونطور که اون دفعه پدربزرگ گفت،شکاف زمانی
باید بشه..باید بشه
ژن ژن،صبر کن تا بیام
صبر کن تا بیام
چن چه
اگه این واقعا همون شکاف زمان باشه
پس باید همین کارو بکنم تا دوباره تو رو ببینم
کجا این دو شکاف زمان بهم میرسن؟
یعنی واقعا این شکاف زمانی وجود داره؟
میخوام هرروز بیام اینجا وبگردم
ومنتظر ملاقات بعدیمون باشم
چن چه،حالت چطوره؟
واقعا دلم برات تنگ شده
....امروز یه شعر تو روزنامه دیدم که نوشته بود
"یه ماهی میگه بخاطر اینکه من تو آب زندگی میکنم"
"تو نمیتوینی اشک های منُ ببینی"
"آسمان گفت من همیشه آبی ام"
"ماه گفت من همیشه میچرخم"
"با رفتن یه روز افتابی،بارون میاد"
"گردش ماه باعث میشه اون همیشه پابرجا بمونه"
"ملاقات کوتاه ما،اخرش به جدایی طولانی ختم شد"
یعنی ملاقات ما در 1989 برای این اتفاق افتاد که اینجوری طولانی از هم جداشیم؟
،اگه ژن ژن اینجا بود
حتماً جیغ میکشید
اگه چن چه اینجا بود
ازم مراقبت میکرد
"1990" یه ظرف دیگه نودل برام بیار- پاشو برو بیرون...زود باش-
منظورت چیه برو؟- من کسب کارم کوچیک وکمه-
نمیتونم به کسی صدقه بدم- فقط یه ظرف دیگه نودل بده-
نودل..من هنوز مغازه ام رو باز نکردم
اینجوری برام بدشانسی میاری- اقا-
گفتم برو- اقا-
لطفا دو تا ظرف نودل بهم بدین..من این اقا رو مهمون میکنم
باشه..چند لحظه صبر کنید
زود باش برو
خانم
مشکلی هست؟
خانم،به نظر میرسه که اخیرا اتفاقات عجیب وغریبی براتون افتاده
و این اتفاقات عجیب رو نمیشه هیچجوره توضیح داد،درسته؟
شما از کجا میدونین؟
در اصل،شما الان نباید زنده باشید
خانم،میشه یه لحظه دستتون بدین به من؟
سال گذشته،شما قرار بود با مرگ روبه رو بشین
در یه مکان تاریخ وطولانی این اتفاق قرار بود بیافته
دارین درمورد یه تونل حرف میزنید؟
اون یه برخورد با مرگ بود(مواجهه،روبه رو شدن)
اگه بخاطر دیدن یه ادم خاص نبود،شما حتما میمردین
ادم خاص؟...اون چن چه بوده
خانم..هرعملی یه عکس العمل ونتیجه ای داره
اگه یه عملی اتفاق بیافته،حتما نتیجه ای به دنبال خودش داره
شما نتیجه این قلب مهربونتون میگیرید
ممنون که برام شام خریدین
نول اماده نشد...زود باش دیگه
دارم میام..دارم میام
پس تو بودی که جون منُ نجات دادی
اگه بخاطر تو نبود،من خیلی وقته پیش مرده بودم
...چن چه،میدونی
اون لحظه ای که تو اومدی به سال1989
تاریخ رو عوض کردی؟
اگه اون منُ نجات نمیداد
الان هنوز زنده بود
اگه میدونستم دوست داشتن تو،جونتُ به خطر میندازه
هیچوقت،تحت هیچ شرایطی قبول نمیکردم که باهم قرار بذاریم
No comments yet. Be the first to leave one.