The first 200 lines.
،برای ساخت راهآهن جهانی
توماس دورانت یک بار گفت
یک مرد باید با شیاطین خودش" روبهرو بشه و اونها رو نابود کنه
".یا توسط اونها نابود بشه
،در سال 1868 مردان خجالتی در هل آن ویلز جایی ندارند
.فریبکار، یا بیادعا
،جای مردان شلخته و کثیف نیست مست و نامرتب در
.لباس آخرتشان به سمت یک قبر زودرس
،راهآهن در این سه سال اخیر شامل منطقه غرب بوده
.با اسب آهنی و ریلهای متصل شده به زمین
،و هر روز تمدن رو با خودش میاره
.اگر که تمدن به حساب نیاد
و مردان کت شلوار پوشیده، کسانی که در حال حاضر با خودکارهایشان کار را اداره میکنند
بهجایشان قبلاً مردان خشن .با تفنگهایشان کارها را انجام میدادند
،کالن بوهانان، رئیس سابق اتحادیهی پسیفیک
.بیشتر مرد اسلحه بهدستیه تا کتشلوار پوش
،اون به شایان که در این روزها به شایان میگن
شهر شگفتانگیز این منطقه
،بعد از گذشت چندینماه مفقودی و فرض بر مُرده بودن
،با یک زن مورمن و یک بچه در آغوش برگشته
ممکنه تنها روغنی باشه که برای چرخوندنِ
،چرخهای مشغولیت ذهنهامون لازم داشته باشیم
بعد از این همه مدت خاک شده در برف
.و حالا برخواسته تا در جای خودش قرار بگیره
یا ممکنه که خودسوزی از خود سنباده کبریت باشه؟
برای آقای بوهانان همیشه صداقتش مایهی نگرانی
.مثه یه بار سنگین دور گردنش بوده
.سلام
.وایسا
میتونم کمکتون کنم؟
میتونی از سر راه بری کنار
!بوهانان برگشته
اینجا چیکار داری؟ - .به تو مربوط نیست -
ها، شنیدی معاون؟
.میگه به ما مربوط نیست
اینجا برای مورمنها بجز دردسر .چیز دیگهای پیدا نمیشه، رفیق
.دنبال دردسر نیستم
.فقط بعضی از آدما تو شهر من دنبال دردسرن
.یه دهکده کوچیک مورمن تو پنجاه شصت مایلی شمال غربیه
.اونجا ازتون استقبال میکنن
.اسبم رو ول کن
.اسبم رو ول کن
.بهم دست نزن
.من بودم به حرفش گوش میدادم
...بهت پیشنهاد میکنم برگردی و
!آه
.هنوز سر راه اسبم رو گرفتی
!آه
.ممنون
.بریم
.خواننده عزیز، کالن بوهانان برگشته خونه
،و تو دنیای کوچیکمون فقط غرب متمدنه
.به لطف اون دوباره خودمون رو پیدا میکنیم
رضــــا و مــانـــی بـا افـتـخــار تـقــديـم مـیکـنـنـد Mani Vampire - KingSlayer
داری بهم میگی که
تونل زدن تو اون کوه غیرممکنه؟
هیچ کسی نمیتونه انجامش بده؟
.نزدیک یه هفته منفجرش کردیم
.لعنتی تو خودش فرو میره
.به خاطر خدا، دلانی
.سیرا نوادا نتونست جلوی هانتینگتون رو بگیره
.این تپه کوچیک قرار نیست جلوی منو بگیره
.سیرا از گرانیت ساخته شده، آقای دورانت
.ما اینجا با یه زمین مستحکم تر طرفیم
.سنگ رسوبی و رُسی
.عذر و بهونهها تونل من رو نمیسازه
.حالا، هرکاری که باید بکنی رو انجام بده
کارگرای بیشتری بذار تا اون پارهسنگ رو از سرِ راه بردارن
.و برگه های بیشتری برای پرداخت حقوقشون بنویس
،اونا واسه هیچی کار نمیکنن .حتی بردههای آزاد شده
...آقای دورانت
.حرفم تموم شد. ممنون، دلانی
.اینجا دفتر کار راهآهنه
.نه بلیط فروشی
.پشت ساختمون
.خط آهن رو دنبال کنید تا به ایستگاه برسید
.کالن بوهانان
.اومدم دورانت رو ببینم
.مارتین دلانی
اوه
.سازنده راه و پل های رودخونه ای
.رئیس بخش مهندسی اتحادیهی پسیفیک
این روح کالن بوهانانه
.و یه...مورمن، اگر درست گفته باشم
اگه مدرکی بود که ثابت میکرد ،تو نمیتونی کُشته بشی
.همینه
،آخرین باری که تو رو دیدم داشتی توسط یه گروه ماسک زده
،قانون شکن به زمین کشیده میشدی .از اون موقع دیگه ندیدمت
.کسی که منو گرفت پدر اون بود
....شبه نظامی های مورمن که
،این زنم نائومی و .آه، پسرم ویلیامه
.ما زمستون رو تو فورت اسمیت گذروندیم
.یکم طول کشید، اما الآن برگشتم
و چندتا مورمن رو راهیِ قبرستون کردی
تا بتونی فرار کنی؟
.همچین چیزی نیست
.با تو همیشه این طوریه، بوهانان
،تو شهر من یه جنگ راه انداختی
نزدیک بود که هممون کشته بشیم، اونم بخاطر چی؟
.یه دختری که حاملش کردی
.اومدم دنبال کار سابقم مال من هست یا نه؟
.نه. نیست
راهآهنت متوقف شده، دورانت
من تنها کسیام که .میتونه دوباره اون رو راه بندازه
،حتی اگر میتونستم آقای دلانی رو اخراج کنم
.که هیچ کار تضمین داری نکرده
،از طرفی تو وایسادی اونجا و
تو فساد اخلاقی غَلت میخوری، که تازه اقرار کردی
که عدم توجهات نسبت به بنیادیترین اصلی که احتیاج داره
.تا دوباره راهاندازی بشه رو کامل کنی
.اعتماد کردن
چیزی که تو بهش احتیاج داری تا این راهآهن رو دوباره راه اندازی کنی
یه مردیه که بتونه راهآهنت رو از کوه شِرمن رد کنه، خب؟
.کار اون نیست
.من کوتاه نمیام، بوهانان
.از اون کوه رد میشم
.و اونم بدون تو
.به شایان خوش آمدید، خانم
.اونطور که فکر میکردم کارها پیش نمیره
.منم شایان رو اینطوری تصور نمیکردم
.یه کاریش میکنم
.با همدیگه یه کاریش میکنیم
.بیا
!آقای بوهانان
.نور چشم مائی
،درست موقعی که فکر کردم شانس فرار دارم
.سر و کله تو پیدا شد
چه بلایی سرت اومد؟
،یه زن مورمن گرفتم و خانواده تشکیل دادم
.و به یه کار احتیاج دارم
سوال دیگه ای نبود؟
گرنت یه فرصت طلب رو فرستاده
.تا قانون و نظم رو برپا کنه
.اون یه مرد رو تو کازینوی من دار زد
.میتونم از یه مَردی مثه تو استفاده کنم
.ممم
.نه، ممنون
.همین الآن گفتی که یه کار میخوای
.نه این کاری که میگی
.خوشحال شدم دیدمت، میکی
!بههرحال، الآن من شهردارم
.تبریک میگم
از دوستای نزدیکته؟
،برادرشو کُشته .و منم کمکش کردم که خاکش کنیم
.گمونم یه رفاقتی به حساب بیاد
.من 28 دلار برای این اسلحه پول دادم
.میتونی از حلقومش بِکشی بیرون
کِی؟
.هر وقت که بهت گفتم
.اون یه بلغارستانی کمیابه
.با یه نگاه ازتون دزدی میکنه
.یه نقشه بردار برای اتحادیهی پسیفیک
کارمند آقای آقای دورانت
کسی که تصادفاً میخواست
.شریکم تو کازینو بشه
.بوی تعفن میده
.از اینجا ببرش
.این کارو میسپرم به خودتون
.از اینجا ببرش، مک گینز
.اون حالا آشغال خودتونه
و دفعه بعدی که خواستید کار و کاسبی منو
...به یه چوبه دار تبدیل کنید
.همهچیز رو جمع و جور میکنید، بعد میرید
.آقایون
.وایسا
هی! واسه ناهار میای؟
.این واسه توئه
میدونستم که برمیگردی، خواستم نگهش دارم
.با یه کم پول که زیرش مخفی شده بود
.اون پول یه ماه شکممون رو پُر کرد
.طعم یه خماری رو هم ازش چِشیدیم
،اگه بهم یه کار بدی .در مورد اون پول یه فکری میکنیم
اونقدر جلوی آفتاب تابحال نبودی که .از اون کارا بکنی، آقای بوهانان
.الآن یه خانواده دارم که باید خرجشون رو در بیارم
،مثه بقیه کارگرا کار میکنی .مثه اونا هم حقوق میگیری
.منصفانه اس
.فکر نمیکردم یه روز بشم رئیس رئیسم
.بهش عادت نکن، سالمز
.هممم
.روث
.الآن داشتم میاومدم پیشت
.خب
امروز هممون شوک زده شدیم، مگه نه؟
.با برگشت آقای بوهانان به شایان
.بله
.تو این چندماهه برای همچین معجزهای دعا میکردم
حالت چطوره، روث؟
.هنوز دعا میکنم
گمون کنم کسی با موندنتون توی اینجا .مشکلی نداشته باشه
.همینم خوبه
.بیا
.بخور
.آره، بیا ببینم
.حالا
،اگر به مشکلی برخوردی .میتونی بانوی کلیسا رو ببینی
.اسمش روثه، کمکت میکنه
.به هیچ کمکی احتیاج ندارم
.مشکلی برام پیش نمیاد
.مشکلی برامون پیش نمیاد
نظر تو چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.