The first 200 lines.
.:: TV CENTER PRESENT ::.
...مامان, منم. شيفتم داره دير ميشه
اما, زودي ميام اونجا
زنبوره...نه, نه
!نه, نه, نه, نه
!نه
!آه
باشه , من هم يه زنبور کارگرم
نميخوام بهت صدمه بزنم اگه تو نخواي بهم صدمه بزني
!اوه
اوه, خداي...اوه...اوه , خداي من ,اوه , خداي من
اوه , خداي من . اوه , خدايا
اووه , شما خوبيد ؟
عقب واستا . نميخوام فکر بدي بکني
اوه, خداي من . شما خونريزي کردين؟ چقدر بده ؟ شما صدمه ديديد
شما....اوه! شما لختيد
بهت اخطار داده بودم
شما لخت رانندگي ميکرديد
...خب خب, اين خلاف قانون که نيست
من کمربند ايمني بسته بودم- !اوه-
ببخشيد. من هنوزم دارم سعي ميکنم تو ذهنم واقعيت رو درباره لخت رانندگي کردن شما بفهمم
معلومه, من خيلي تحت تاثير قرارت دادم
ببين, اين يه عادت نيستش
فقط قبلش قهوه خيلي داغ روي شلوارم
ريخته بود بنابراين لباسم رو گذاشته بودم خشک بشه
پس تو اولين تصادف امروز من نيستي
اما خوشگلتري
من بايد برم
واستا, من اطلاعاتي ازتون ندارم
لازم نيست, تو به من زدي
اگه مساله بزرگي شدي, من باهات تماس ميگيرم
آماندا واين, سانتا باربارا, کاليفرنيا شماره گواهينامه 3215260
چطور اينکارو کردي؟
من فوق العاده هستم...و ديرم شده
من خيلي احساس راحتي تري ميکنم ....اگه اسمتون رو ميدونستم
و چطوري باهات در ارتباط باشم
!هي
!تو...شلوارت رو انداختي
دايي بورل , من فقط نميتونم باور کنم
خاله بيتسي خيلي پر نشاط بود, خيلي هم سرزنده بود
اون فقط...خيلي زود رفتش
فقط فکر نميکردم بتونم احساس به اين بدي داشته باشم
بورل , کارلن, ريپ
من حتي نميدونم چي بگم
فقط احساس بدي دارم
مطميناً ميتوني, توي بيچاره
من نميتونم حتي تصور کنم که مثل چي ميتونه باشه
که يه نفر تو خونه آدم در حالي که داره غذا ميخوره, بميره
کارلن خوردن دنده زياد اتفاق افتاده
اما به لطف خدا
اون تونست اونو خفه کنه
آره
به ذهن منم خطور کرده بود
ببخشيد, دير شد, ماشين خراب شده بود
آروم باش. هيچي نشده آروم باش, فقط ناراخت باش
مامانت فوق العاده ست
اون حتي صداشم شبيه زنهاي سفيد پوست نيستش
عاليه, درسته؟
بليک کجاست؟- بابا تو دامداري در گيره-
بالاخره تونست يه سرکارگر جديد پيدا کنه بخاطر همين داره سوراخ سمبه هارو نشونش ميده
خانم شارون کجاست؟
.....من فکر کنم
شال آبي بهتره
با چشماتون
و موهاتون
و با تن رنگ پوستتون
من دارم سعي ميکنم مطمين شم شما براي خطبه آماده ايد
من کار خوبي ميکنم؟
آره, اما,اوه آبي براي مراسم تولده ,شارون
سفيد براي مراسم عذا داريه
اوه, خطبه هاي منو داري؟
اوه, بله
من اونو تو يه کاغذ خوشگلتر گذاشتم
!هيس
من چيزاي خبلي جالبي از تايپ کردنشون ياد گرفتم
اوه, غسل تعميد؟ اين براي غسل تعميده, شارون
خب, من دوباره تايپش ميکنم يه دقيقه بيشتر طول نميکشه
من تو هر دقيقه 12 تا کلمه تايپ ميکنم
شارون, برو, اوه, برو با خانواده ـت بشين
اوه, و با اونا تو اين فقدان همراه باش
اوه, اونها خوبن اونها تا الان زنه رو نديده بودن
باشه...اوه ممنون. ممنون
خطبتون چي ميشه؟
من يه نسخه ازش دارم
کارلن, من خيلي متاسفم اين خيلي غم انگيزه
من براي غم از دست دادتون متاسفم
ممنون از هر دوي شما
ريپ, اندرو ريمينگتون رو يادت مياد؟
آره, تو همون يارو, اوه, يانکي ـه
هستي که پروژه "آپارتمانهاي مسيحيان" رو از زير دست ما در آوردي. خوش اومدي
يانکي يه کم زيادي خشنه
حالا کي شرکتت منتقل ميشه به شهر؟
خب, 30 تا از بخشامون آماده ان بيان اينجا
....اوه, هدر براشون خونه پيدا کرده
و براشون آمادشون کرده
اون فقط خيلي خارق العاده ـست
آفرين ,هدر
اومـ.....ـم- کلي کمسيون تونستي-
از رابطه دوستيت با اندروي شيرين و ستودني به جيب بزني
تو فقط يه کم بيش از حد سرت شلوغه
منظورم اينه, اون خيلي رابطهاي زيادي داره
کي ميدونست هدرِ کوچولوي ما ميتونست بزرگ بشه
و مثل, پر قدرت ترين زن تو دالاس باشه؟
اوم
خب....من هدر نيستم
,اما من صاحب مراکز تناسب اندام ,ايستگاههاي تلويزيوني,هتلها
کمپانيهاي لباس, رستورانها هستم
اي واي, من تموم روز رو اينجا ميمونم
بليک و من عاشق اينيم که به کسايي که ميان به شهر خوش آمد بگيم
هي, پيشي, چرا يه خوراک گزار شکار شده براي اندرو و آدم با قدرتش
توي مزرعه راه نميندازي؟
اوه, خيلي خانوادگي ميشه
هيچي بقدر گفتن: خوش اومدي به تگزاس
مثل يه ضربه کشنده و کاري خوب نيستش, ها؟
اوه, ريپ...کارلن
در واقع, من داشتم به يه مهموني چيزي فکر ميکردم
منظرم اينه که, بعد از همه چي, اندرو.....با منه
و کجا ميتونه پرقدرت ترين زن دالاس
اينکارو انجام بده, توي.... خونت؟
من فکر ميکنم ساختمان تو يه چيزاي
مشترکي داره با.... فکر کنم, اون چيز مرطوب استخره
آره
اوه, تو احتياجي به پذيرايي کردن نداري ديگه
همه چي تو اون ماشينهاي سکه اي دوست داشتي گير ميادش
گرفتم
ما ميتونيم دوستاتو دعوت کنيم به مراسم خيريه کليسامون
....خب, غذاها عالي ـن, اوه
سرگرمياشم جالبن
ما جلوشون رو با کمک هزينه مسيحيان ميگيريم
اونا همشون مسيحي نيستن
نه هنوز
چطوري موندي؟
تمام اين مدت
من چي فکر ميکردم؟
فکر کردن به چي, عزيزم؟
اوم
اومـ...ـم! اوم
بورل لُرد
اوه, اوه. نه, نه, نه, نه
نه, نه, نه و کوفت. اون بيرون مراسم تشيح جنازه زنته
اوه, بهشت منو ببخشه
خب, من ممکنه, اما اون نميبخشتت وقتيکه تو بهشت بهش ملحق بشي
اون تخماتو تا ابد تو چنگش ميگيره
...جي جي, من
من خودم نبودم
بهونه اي قبول نيست
اونجا که هستي مردم تعجب ميکنن
!تخماتو با هم نگهشون دار
آماندا, آماندا, آماندا
خيلي برام مهمه که تو اينجايي
پسر, من ميدونم چقدر معني داره
.پشتيباني کردن تو اينجور مواقع رو
ما بايد فراموش کنيم که چقدر زندگي شکنجه دهنده ـس
سامولک
حالا چرا قباي گشاد پوشيدي؟
اوه, شلوارم رو گم کردم
چي؟- شلوارت دست منه-
خوبه
واستا بينم يه دقيقه
چرا تو شلوار داداش کوچيکم دست تويه؟
داداشت؟
ارايه اي ديگر از TV CENTER
ترجمه .:: احـسـان و پـــويـــا ::. Poya_lb & EsiAnj
لوک لُرد. من حتي يادم نمياد که کارلن
داداش کوچيک داشت. ما هرگز همو نديديم, ديديم؟
يجورايي
آره, من اونجا بودم وقتي داشتي گل ميريختي روش
.براي اينکه تو دبيرستان هاولينا بکنيش
من تو دلم ميخنديدم
من خيلي عوضي بودم, اما ديگه نيستم, بهم اعتماد کن
.....به نظر مياد
تو خيلي با کارلن فرق داري
....پس- مهربون ؟ آره-
خب, تو ديدي, تفاوت ....بين من و خواهرم رو
اون يه پديده ي بدجنسِ
من فقط پديده ايي هستم برا خودم
خب, من بايد برم تشيح جنازه عمه بيتسي. تو ميخواي بياي؟
من خوبم
بگيرش اومد
!زک ما قراره که کمک کنيم
صندليها رو تو سالن خيريه چيديشون؟
درست بعد اينکه 3 بار گفتي
مکيني, عزيزم به کي اس ام اس ميدي؟
الکساندرا, دارم ميگم که اون زنگ بزنه
به سازمان حمايت از کودکان يا حالا هرچي
چونکه من دارم از گرسنگي ميميرم و مامان و بابام اهميت نميدن
آره, عزيزم, ناهار چي داريم؟
هنوز نميدونم
زک! عزيزم
دست بردار از خراب کردن خونه خدا
... ميدوني
تو بيشتر به اينجا اهميت ميدي تا به خونه خودمون
تو هيچوقت اين مدلي نبودي
مثل اينه که ما رو ول کردي
بس کن. بس کن
بس کن. بس کن در حال حاضر کشيش تيودور بهم
اين امتياز رو داده تو کليسا کار کنم
اين يه کار عادي نيستش
در هر صورت, قراره که بصورت پاره وقت باشه
....مامان, من خيلي گرسنمه کم کم دارم
No comments yet. Be the first to leave one.