The first 200 lines.
دنبال چی میگردی؟ - .«معاهدهی «نوتکا سوند -
شاید مجبور بشم به دادگاه ثابت کنم که زمین بهوسیلهی معاهده بهدست اومده
و نه بهوسیلهی تسخیر
"پتيفر" گفت اگه "دليني" ،بخواد با سرخپوستان «نوتکا» داد و ستد کنه
تنها کالاي ممکني که ميتوني ازش استفاده کني باروتـه
کدوم گوري هستيم؟ - .کارخانهي جديد من -
خب، من يه نظريه دارم که وارد کردن چندين بشکه
پتاسيم نيترات ميتونه مرحلهي تصفيه خاکستر رو به چهار هفته کاهش بده
تنها يک جا هست که انسان ميتونه پتاسيم نيترات تصفيهشده پيدا کنه
«انبار کمپاني «ايست انديا» در «واپينگ وال
.و دارم نقشهي يه دزدي رو ميچينم
.به "کارلسبد" اسم من رو بگو - و "کارلسبد" کیه؟ -
کارلسبد" رئیس"
انجمن مکاتبات مخفی آمریکا در لندنـه
در تمام اوقات .جون شما در دستان ماست
."همانطور که نام تو در دستان منـه. "کارلسبد
،و اگه اونها هر دوي ما رو دعوت کردن .پس احتمالاً خبر دارن
کي خبر داره؟
من "جيمز دليني" رو به دوئل دعوت ميکنم، تا پای مرگ
!قبول ميکني؟
ترجمه و زيرنويس از مرتضي ريواز و محمد ريواز
~ Enjoy !
Taboo » Episode Five
.صبح بخیر
زن کولی صاحب این جزیرهی بین دو بخشـه
رسم اینـه که اون یادبودی کوچک برای خوششانسی به دوئلکنندهها پیشنهاد کنه
سه شیلینگ هم برای خلنگ و هم برای پر غاز
.اینجا که بازار نیست
،آقایان
،توهینی مشاهده شده
و یکی از شما دنبال تلافیـه
کدام؟
.اینم از تپانچهی من برای بازرسی
،ایشون کمکدست من هستند .«جناب "هوپ" از «ترینیتی لین
امکانش هست تپانچهی شما رو ببینم؟
میشه لطفاً تمومش کنیم بره؟ .این مه مضرـه
کمکدست شما کجاست؟
.کمکدستی ندارم
قانون نیاز دونسته که شما یه کمکدست داشته باشین
.کمکدستی ندارم
بذارین فرض کنیم این خانم کمکدست شماست و دیر کرده
نمیتونستی مثل یه آدم عادی قایق پیدا کنی؟
حوصلهام سر رفته بود و قبلاً هیچوقت ندیده بودم یه مرد تیر بخوره
چرا نمیری و اونجا کنار آتش واینمیستی و خودت رو گرم نگه نمیداری؟
دوئلکنندهها، دو طرف بایستید با وکیل وسط شما
،نه که به طرفین ایمانی نداشته باشم .اما به پیشپرداخت نیاز دارم
با فرمان من، دوئلکنندهها در نقاط مشخصشده جایگیری میکنن
هر کس که بیش از حد شلیک کنه .سزاوارـه که تیر بخوره
...تا ریختهشدن اولین خون دوئل میکنین
!تا پای مرگ
.تا ریختهشدن اولین خون
،براساس قانون 1777 ایرلند
هر مردی که جراحت برداشت توسط دکتر بهش رسیدگی میشه
و تیر دومی از هیچکدوم از اسلحهها شلیک نخواهد شد
.آقایان، جایگیری کنین
،طرف صدمه دیده .در نزدیکترین نقطه
،وقتی من این دستمال رو میاندازم .شما به سمت همدیگه قدم برمیدارین
،و، در زمان دلخواه شما
تبادل گلولهی محترمانهای صورت خواهد گرفت
.خدای بزرگ، به روح من رحم کن
تلافیات رو گرفتی؟
.معذرت میخوام
.شلیک معرکهای بود
فقط میتونم فرض بر این بگیرم که کمکدست تو از کارمندان کمپانی باشه
از اونجایی که نتونست تپانچهی تو رو فشنگگذاری کنه
!خدای بزرگ
بهنظر میرسه جون من از جون تو باارزشترـه
.روز خوش
.روی دستهات خاکستر داری
خدمتکار کجاست؟
.فرستادمش بیرون
برای شامپاین؟
یا سیبزمینی؟
یا هر دو؟
خب، موضوع چطور حل شد؟ هر دو سرعقل اومدین؟
.نه
.من بهش شلیک کردم
.بین چشمهاش
و گروهی از شیاطین گریزان از سرش فرار کردن و در رودخانه فرو رفتن
در این صورت، انتخاب سیبزمینی میشد، مگهنه؟
.خوراکی ساده
.زندگی ادامه پیدا میکرد
،قبل از اینکه شراب بیشتری بالا بکشی میتونی بهم بگی چه اتفاقی افتاد؟
...اما در صورتی
که یه پیغامرسان میومد تا بهت بگه
،که اون من رو کشته
،خب
!شامپاین
.فرصتهایی چشمگیر
.در حقیقت، هیچکدوم این حالات اتفاق نیوفتاد
.بیفایده بود
چطور؟
.برو و دستهات رو بشور
.دیگه نیازی به سوأل بیشتر نیست
نه وقتی که نصف لندن ماجرا رو بازگو میکنن
پس من باید از طریق شایعات بفهمم؟
.همانطوری که من درمورد تو فهمیدم
خب، مهماني چطور بود؟
خب، سرگرمکننده بود
و چطور شما سر از برکهی اردکها درآوردین؟
مست کرده بود. سعی کرد با پا ماهی بگیره
اگه میموند تخممرغهایی که من براش آبپز کرده بودم رو بخوره
داستان من از دیشب رو میشنید
.سربازان قرمزپوش. سربازان آبیپوش
.که از پشت پنجره میدویدن
حوالی لب دریا
به کشتیهای رودخانه ایست میدادن و هر قایقی که به سمت شرق میرفت رو میگشتن
،"میدونین، خانم "بو .دیشب دزدی شده بود
«از انبار اسلحهی «ایست اندیا
،ترکیبات ساخت باروت
.از زیر دماغ کمپانی دزدیده شده
شورشیان، میگن
.فرانسویها
.گرچه یکیشون هم فرانسوی حرف نمیزد
کمپانی قبلاً اعلام کرده کسانی که در دزدی دست داشتن بهدار آویخته میشن
خانم و من امروز صبح صبحانهی خودمون رو
لبدریا میخوریم، ممنون
.و، وقتی اومدن، راهشون بده .میتونی هر دری رو باز کنی
.ما اینجا چیزی برای مخفیکردن نداریم
.دارت میزنن
.اونها میگیرنت و دارت میزنن
ازت میخوام صندوق متعلقات پدر من رو امروز بیاری
توضیح بده چطوری دارت نمیزنن
تو توضیح بده چرا از یه رودخانه رد شدی تا تیرخوردن من رو ببینی
کمعمق بود و من هم دید بهتری میخواستم نوبت توئه
پتاسیمنیتراتی که ما دزدیدیم از قبل به نیرویدریایی سلطنتی فروخته شده بود
پس مال سلطنت بود
پس در نتیجه، شاهزاده نایب السلطنه بهانهای داره تا کمپانی رو بهخاطر
سهلانگاری تحتپیگرد قرار بده، چون باروت در زمان وقوع دزدی زیردست اونها بود
کمپانی میتونه مشکلات زیادی رو برای من بوجود بیاره
اما فقط پادشاه میتونه دستور بده من رو دار بزنن
.سلطنت تصمیم میگیره تا دست به یه معامله بزنه
.در نتیجه، من رو دار نمیزنن
ببین، من خیلی خوشحال میشم تا اقرار کنم که دلم نمیخواد "جیمز دلینی" بمیره
ولی تو هم میتونی اقرار کنی که دلت نمیخواد "جیمز دلینی" بمیره؟
،تو امروز صندوق من رو برام بیار .کارت همینـه
خب؟
من هم دلم نمیخواد "جیمز دلینی" بمیره
تو کی هستی؟
.من "وینتر" هستم
،اونها میگن که اون شیطانـه
.اما برای من نیست
.قول داده که من رو به آمریکا ببره
.آره، اگه تا بعدِ غروب آفتاب زنده بمونه
!بشکهها رو بررسی کنین !همهشون
.باید یهچیزی اینجا باشه
!همهجا رو بگردین
تکون بخورین! بجنبین! قایق رو بگردین !بجنبین
!پیادهشون کنین! بجنبین
.پائین رو بررسی کنین. تو، ته کشتی رو بررسی کن
.چیزی نیست - خب، نمیتونه ناپدید شده باشه -
این چیه؟
زیرزمین خالیـه. بهجزء موش و آب رودخانه، قربان
!بازم بگردین
.ادامه بده
.تو از روی اسب افتادی زمین
،احتمالاً یادت نمیاد کی هستی پس بذار من بهت یادآوری کنم
تو من رو تعقیب میکردی، مگهنه؟
حالا. از طرف پادشاه هستی یا از طرف کمپانی؟ هوم؟
.مهم نیست
حالا چیزی جزء مرگ برای تو و امثال تو
.توی این مسیر نیست
پس دوان دوان برو و به دوستانت بگو
که چطور نزدیک بود قلبت رو از دست بدی
،به شوهر خویش عشق بورز
،به چاکران خویش نظر کن .مهمانان خویش را گرامی بدار
حالا، «هال»، اخبار در دست درمورد پسرک دزد
به این سوأل چه جوابی داده میشه؟
به این سوأل چه جوابی داده میشه، جناب "دلینی"؟
کمپانی داره میگرده
.بهنظرم شاید شاهزاده سرگرم شده باشه
.هوم
...تمام این مواد شیمیایی که میبلعم
گاهیاوقات ناخواسته قصارهایی از شکسپیر" از دهنم میزنه بیرون"
که من رو به خانم زیبارویی
که باهاش در مهمانی بودی میرسونه
.یک بازیگر، بهم گفت
...اون مال توئه یا
یه شیمیدان میتونه ندایی بهش بده؟
برای چایی چیزی؟
.محموله رو نشون من بده
!"بریس"
بریس"، میتونی بیای و به من کمک کنی؟"
چه بلایی سر اینجا اومده؟
.سربازهای لعنتی به خونه حمله کردن
صدای داد زدن من رو شنیدی؟
مگه نمیبینین سرم شلوغـه
جیمز" کجاست؟"
من از کدوم جهنمی بدونم؟
..."بریس"
چی شده؟
فکر میکردم اون صندوق لعنتی رو لبدریا با
باقیچیزها سوزونده
شناور میموند
توی جزر بذاریش و بذاری رودخانه ببردش
.یا میشه سوزوندش
میدونی داخلش چی هست؟ - .آره -
.حقیقت
.اگه دست من بود، میسوزوندمش
بدون این احتمال که رودخانه شاید برشگردونه
No comments yet. Be the first to leave one.