Sword Art Online: Alicization - War of Underworld

Sword Art Online: Alicization - War of Underworld

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

[Animworld] Sword Art Online - Alicization - War of Underworld - 10 (34) [720p]
A Commentary by AnimeKhor

Tags

720p
720
Published on: 2019-12-15
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 181 lines.

دوشنبه 6 ژئیه 2026 ساعت 5:10 بعد از ظهر

آماده‌ای؟

.بله

.هروقت شما آماده بودین زحمتش رو بکشین

.آسونا سان

.تو از اکانت ویژه‌ی شماره 01، استیشیا، الهه‌ی آفرینش استفاده می‌کنی

با اینکه این اکانت بهت دسترسی مدیریت نامحدود ،دستکاری محیط رو میده

،ولی چون داده‌های زیادی بین اس‌تی‌ال و و تصویرگر اصلی منتقل میشه

.بطور جدی می‌تونه به فلاکتلایتت فشار بیاره

.پس لطفا سعی کن زیاد محیط رو تغییر ندی

اگه موقع اجرای فرمان احساس سردرد کردی سریع دست نگه دار، باشه؟

.چشم

.یوکی سان، کیریتو کون رو به خودت می‌سپرم

.البته

قلمرو تاریکی بوته‌زار یگان تدارکات ارتش انسان‌ها

استیشیا، الهه‌ی آفرینش

.پس این تاثیر جانبی تغییر دادن محیطه

کجاست؟ کیریتو کون، کجایی؟

استیشیا ساما؟

شما... خدا هستید؟

.نه. متاسفم. من خدا نیستم

!ولی... ولی الان معجزه کردین و جون ما رو نجات دادین

.شما نگهبان‌ها، راهبه‌ها و کیریتو سنپای رو هم نجات دادین

...من

.من فقط برای دیدن اون... کیریتو کون اومدم

...خواهش می‌کنم

اون کجاست؟

!بذارین ببینمش

!لطفا منو ببرین پیش کیریتو کون

.بله - .بله -

.از این طرف - .از این طرف -

.کیریتو کون

.کیریتو کون، همه چیز خوبه. دیگه کافیه

.ممنونم شما داشتین از کیریتو کون محافظت می‌کردین، درسته؟

امم... اگه شما استشیا ساما نیستین، پس کی هستین؟

.اسم من آسوناست

.منم مثل شما یک انسان هستم

.درست مثل کیریتو کون، منم از دنیای خارج اومدم

.تا همون هدف رو به انجام برسونم

از همون دنیای کیریتو سنپای؟ - از همون دنیای کیریتو سنپای؟ -

م‍ـ منظورتون سرزمین خدایانه؟

سرزمین آسمانی که سه الهه‌ی آفرینش، خدایان عناصر و فرشتگان زندگی می‌کنن؟

.با اینکه دنیایی خارج از این دنیاست ولی اون نیست

.متاسفم. نمی‌تونم با یک کلمه توصیفش کنم

می‌خوام برای افراد مسئول اینجا توضیح بدم پس میشه منو ببرین پیششون؟

.ب‍ـ بله. متوجه شدیم. لطفا از این طرف بفرمایید

.چیزی نیست. دیگه همه‌چیز رو به راهه، کیریتو کون

.بقیه‌ش رو بسپر به من

!ج‍ـ جناب شوالیه! لطفا دست نگه دارین

...این شخص دشمن نیست! آلیس ساما

آلیس؟

تو کی هستی؟

چرا به کیریتو نزدیک شدی؟

می‌پرسی چرا؟

!چون کیریتو کون مال منه

درباره‌ی چی حرف می‌زنی، زنیکه‌ی وحشی؟

.عجب منظره‌ی تماشایی‌ای شده

.دو گل زیبای در حال شکفتن

.واقعا که تماشاییه

چرا دخالت کردی؟

.اوجی ساما، اون حتما جاسوس دشمنه

.فکر نکنم

،چون همون موقع که داشتم با مرگ حتمی روبه‌رو می‌شدم

.این بانوی جوان بود که جونم رو نجات داد

.من دیدمش

.پس اومدن

،رنگین‌کمانی از نور از آسمان نازل شد

.و زمین به عرض 100 مل شکافته شد

.حتی مبارز‌ها هم گیجشده بودن چون نمی‌تونستن از روش بپرن

اینکه نزدیک بود یه شبه قلع و قمع بشیم و

.این بانوی جوان نجاتمون داد یه حقیقت غیرقابل انکار‍ـه

پس داری میگی این شخص نه جاسوس دشمنه

،نه یک حقه باز گستاخ که لباس یه موجود آسمانی رو به تن کرده

بلکه الهه‌ی واقعی استیشیاست؟

.فکر نکنم

،اگه این بانوی جوان واقعا یه خدا بود پس باید از کشیش اعظم هم ترسناک‌تر می‌بود، نه؟

.اگه آدم گستاخی بهش حمله می‌کرد درجا می‌فرستادش به اعماق زمین

.بله. همونطور که گفتین، من خدا نیستم

.منم مثل همه‌ی شما یک انسانم

.ولی اطلاعاتی از وضعیتی که الان توش هستین دارم

.بقیه‌ی شوالیه‌ها و نگهبان‌ها هم باید ادامه‌ی داستانت رو بشنون

.بیا موقع چای نوشیدن درباره‌ش حرف بزنیم

.بسیار خب

.خوبه، پس تصمیم گرفته شد

!شمایی که اونجا ایستادین

میشه یکم چای داغ و شراب برامون بیارین؟

.شما هم باید بشنوین

!اطاعت - !اطاعت -

.می‌خوام یه چیزی رو روشن کنم

.از این به بعد بدون اجازه‌ی من حق نداری وارد اون کالسکه بشی

.چون حفظ امنیت کیریتو وظیفه‌ی منه

!تو هم همینطور! انقدر خودمونی درباره‌ی کیریتو کون من حرف نزن

چیزی گفتی؟

.نه، هیچی

مثل اینکه اوضاع داره بیخ پیدا می‌کنه، ها؟

!زود باش، باید بریم آب رو بجوشونیم

کوزه‌های شراب توی اون کالسکه هستن، درسته؟ !رونیه، بیا بریم

...اون سنپای منه

.از ملاقات با همه‌تون خوشوقتم

.اسم من آسوناست

.من از دنیای بیرون به اینجا اومدم

منظورم از «بیرون» این نیست که دنیایی که شما ،درونش زندگی می‌کنین، دنیای زیرین

.بطور فیزیکی با دنیایی که من ازش اومدم ارتباط داره

.این‌ها دو دنیای کاملا مجزا هستن

در حال حاضر، در مکانی توی دنیای واقعی .دو نیرو دارن بر سر کنترل دنیای زیرین با هم می‌جنگن

.من از طرف راث، یکی از اون نیروها اومدم

پس برای حکومت بر این دنیا اومدی؟

.دقیقا برعکسش .من برای حفاظت از دنیای زیرین اومدم

و هدف نیروهای مقابل ما اینه که یک شخص خاص رو ،از دنیای زیرین خارج کنن

.و بعد این دنیا رو بطور کامل از بین ببرن

این دنیا رو از بین ببرن؟

.مسخره است

اصلا این «دنیای بیرون» چیه؟

.همون چیز همیشگیه

،خارج از امپراتوری انسان‌ها قلمروع تاریکی قرار داره

که یه ارتش عظیم ده‌ها هزار نفره خیلی وقته .در انتظار هجوم به ما بودن

.حقیقتی که هیچکس، از جمله من، زیاد جدی نگرفته بودش

حالا یه دنیای دیگه بیرون از اینجا باشه چی میشه؟

.هیچ چیز خاصی نیست

خب، این شخصی که نیرویی که می‌خواد این دنیا رو نابود کنه دنبالشه کیه؟

م‍ـ من؟

که اینطور. پس قضیه‌ی «راهبه‌ی نور» این بود، ها؟

.دیگه وقت زیادی باقی نمونده

تنها راهی که میشه از نابودی دنیای زیرین جلوگیری کرد .ینه که من آلیس رو با خودم به دنیای واقعی ببرم

،قتی بفهمن آلیس دیگه اینجا نیست .دشمن دیگه در امور این دنیا مداخله نمی‌کنه

!ح‍ـ حتما شوخیت گرفته

فرار کنم؟ من؟

این دنیا و تمام افرادی که توش زندگی می‌کنن رو رها کنم و به دنیای واقعی بیام؟

!این اتفاق هرگز نمیفته !من شوالیه‌ی صداقت هستم

!حفاظت از امپراتوری انسان‌ها بزرگترین و تنها وظیفه‌ی منه

.این خودش دلیل بیشتریه

اگه دشمن، نه سرزمین تاریکی، بلکه مهاجمان ،دنیای واقعی تو رو بگیرن

،مام کسانی که توی این دنیا زندگی می‌کنن، زمین‌ها !آسمان‌ها، همه چیز پاک میشه

!هر لحظه ممکنه دشمن به اینجا حمله کنه

.در اون زمینه اطلاعاتت یکم از مد افتاده است، آسونا خانم

.ظاهرا این یارویی که بهش میگی دشمن قبلا اومده اینجا

.حالا با عقل جور در میاد

.راهبۀ نور و خدای تاریکی وکتور که به دنبالشه

این وکتور که رهبری نیروهای تاریکی رو به عهده داره .بدون شک یه آدمه که مثل تو از دنیای واقعی به اینجا اومده

...خدای تاریکی

چطور ممکنه!؟

!اکانت‌های ویژۀ قلمروی تاریکی رو قفل نکردیم

ببخشید، میشه یه چیزی بپرسم؟

اصلاً این راهبۀ نور درواقع چیه؟

چرا مهاجم‌های دنیای واقعی دنبال آلیس دونو هستن؟

.چون مُهر چشم راستش رو شکسته

از این موضوع خبر داری، شیتا دونو؟ چطور؟

هر وقت بهش فکر میکنم ...چشم راستم درد میگیره

،سخت ترین چیز این دنیا .کلیسای جامع مرکزیِ غیرقابل تخریب

،وقتی به شکستنش فکر میکنم .برام خیلی جالبه

خب میدونم بین ما افراد دیگه‌ای هم هستن که این حس رو تجربه کردن، درسته؟

به محض اینکه به کشیش اعظم و یا کلیسای حقیقت ...کوچکترین شکی کنید

توی چشمتون یه نور قرمز می‌بینید .و به شدت درد میگیره

به صورت معمول دردش اونقدر زیاده که ...سریع افکارتون رو رها میکنید

ولی اگه به این افکار کفرآمیز ادامه بدید ...دردش همینطور بیشتر میشه

...دید چشم راستتون کاملاً قرمز میشه و در نهایت

!چشم راستتون کاملاً می‌ترکه

...آلیس دونو، پس یعنی تو

من با سناتور اول چودلکین .و کشیش اعظم یعنی مدیر، جنگیدم

به خاطر این تصمیمی که گرفتم .برای مدتی چشم راستم رو از دست دادم

...حالا که بهش فکر میکنم

،وقتی که با جناب مدیر می‌جنگیدم ...درمورد چشم راستم یه چیزی گفت

...اگه اشتباه نکنم، یه چیزی شبیه کد 87

!درسته! کد 871

کشیش اعظم، مُهر چشم راستم رو .اینجوری صدا زد

.گفت کد 871ی که اون شخص مشخص کرده

...اون موقع متوجۀ منظورش نشدم

،پس این یه کلمۀ باستانی نبود ممکنه یه اصطلاح از دنیای واقعی باشه؟

...کد 871

که یکی از اعضای راث از دنیای واقعی گذاشته؟

.ولی اینجوری که به ضررشونه

هدف واقعی راث .ساختن یه هوش مصنوعی با هوش واقعیه

هیکوکو سان و یا هیگا سان ...به همین خاطر بود که دنیای زیرین رو ساختن

.و برای چند صد سال شبیه سازی رو ادامه دادن

کیکوکا سان عمداً محیطی رو ساخت .تا ممنوعیت‌های موجود برای هوش مصنوعی رو نقض کنه

ولی قرار دادن کد برای اجبار به اطاعت .هدف آزمایش رو با شکست مواجه میکنه

...نکنه که

مُهر چشم راست برای ایجاد خرابکاری بوده؟

کار همین دشمن‌هایی ـه که الان بهمون حمله کردن؟

!این خیلی بده

پس یعنی بین کارمندای راث !جاسوس وجود داره

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left