Safe Conduct

Safe Conduct (Laissez-passer)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

SAFE CONDUCT
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian laissez-passer 2002 زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2025-11-23
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

گذرنامه امن

او دارد می‌آید. بجنبید!

گل‌ها را آوردی؟

داشتم می‌بردمشان بالا

تمام طبقه را خالی کنید

همه از جلوی چشم دور شوید! عجله کنید!

پنج دقیقه دیگر برگردید!

فقط یک دقیقه

مثل سه‌شنبه گذشته

گل میخک؟ برای یک بازیگر؟ بهت گفته بودم!

مرا خواهد کشت! مارسل، کمکم کن!

او اینجاست، خانم‌ها! لطفا به اتاق‌هایتان بروید!

او و آن خانم همراهش! چه سروصدایی به راه انداخته!

تو نمی‌دانی این "خانم" کیست!

همه می‌دانند. سوزان ریموند است. فیلم‌هایش را دیده‌ام.

لطفا، همه از جلوی چشم دور شوید! بروید!

اگر سیگار خواستی...

شاید بعداً. برو داخل. مراقب سرفه‌ات باش.

از جلوی چشم دور شوید! ممنون! بروید!

باز هم نه!

شامپاین را آوردی؟

بجنبید!

چه آشفتگی‌ای! من چه کار کردم که لایق این هستم؟

او را می‌بینی؟ آن آلمانی اتاق ۲۵.

بیا تو

دوباره مرا تهدید کرد.

یک روز یک مشت می‌زنمش.

چقدر زیبا هستی!

این چیزها... همیشه برای تو اتفاق می‌افتد.

عالی، عالی.

چقدر خوشبو هستی.

چه بینی قشنگ و کوچولویی، چقدر هم سرد است.

درست است، دارم یخ می‌زنم.

خدایا، چه زمستانی!

چه زمستانی!

اینطور فکر می‌کنی؟

دیدی چطور یواشکی آمدم تو؟

هیچ‌کس مرا ندید.

اما با این حال...

خیلی غمگین بودم.

خیلی غمگین.

نقش را نگرفتم. کدام نقش؟ چرا؟

فیلم کایات. معشوقه دروغین.

می‌توانم کمی چای داشته باشم؟ چای داغ و بخاردار؟

بهتر از چای.

شامپاین!

شامپاین خیلی سرد است.

اما سردی‌ای است که گرم می‌کند.

چای.

چای؟

پس چای.

نقش به دارویو می‌رسد. گفتند یا اوست یا من.

مزخرف است! نباید خودم را به زحمت می‌انداختم.

این نقش برای دارویو ساخته شده بود.

همه چیز برای او ساخته شده. از همان برداشت اول عالی است.

من هیچ‌وقت از خودم مطمئن نیستم. هیچ چیز برایم آسان نیست.

خسته شده‌ام. خسته شده‌ام!

چقدر احمقم!

چطور می‌توانی این را بگویی؟

آیا من برای یک احمق می‌نوشتم؟

صبر کن.

معشوق پرشورت. فرانسوا پریه کوچولو خواهد بود.

نامه‌ای درباره تفریحات عاشقانه شما را می‌خواند.

شاید شوهرت آن را رهگیری کرده باشد.

تو: "واقعاً همه این‌ها را نوشتی؟"

او: "بله، عشق من."

تو: "آیا باید همیشه درباره کارهایی که با هم انجام دادیم حرف بزنی؟"

"چه فایده‌ای دارد؟ من خودم آنجا بودم!"

چه خوب است!

این کاملاً منم.

عاشقش شدم.

عاشقتم!

این را پشت در بگذار.

در می‌زنی، بعد فرار می‌کنی!

خب، حالا!

شامپاین.

بمان.

خب، برو پس.

اما مراقب باش. و چای!

چای را بپرس.

چای دارید؟ بله، چای.

ندارید؟ اشکالی ندارد. ممنون.

هیچ کدام را ندارند... چای، قهوه. چرا شکر واقعی نیست؟

این را کجا بگذارم؟

لعنتی!

چه شده؟

خرابکاری کردم!

فیلمنامه "نامه‌های عاشقانه" رولان توال.

او فردا انتظارش را می‌کشد.

مثل کاغذ خشک‌کن همه را به خودش جذب می‌کند! نگاه کن!

می‌شنوی؟

صدای غرش.

رعد و برق است.

بیا اینجا!

رعد و برق نیست، هواپیماست. تعداد زیادی.

فقط آلمانی‌ها هواپیما دارند.

پاریس را که بمباران نمی‌کنند، خودشان آنجا هستند!

نه، بیرون هوا خیلی سرد است!

باید ببینم!

دورند، بالای حومه‌ها هستند.

چیه؟

از بالاست

عجب منظره‌ای!

اون نور...

اون نور چیه؟ چه قشنگه

حمله هواییه، حتماً

ببندش! یخ زدیم! دارن بمبارون می‌کنن!

پنجره‌تون رو ببندید، آقای ژان!

انگلیسی‌ها دارن رنو رو بمبارون می‌کنن!

ببندش، ژان!

بریم پایین!

هیچ وقت آدم خلوت نداره!

اول شامپاین، بعد تلفن، حالا هم هواپیماها!

من حاضر نیستم تو پناهگاه دیده بشم!

ما با آرامش کاری رو که واسش اومدم انجام میدیم

با آرامش؟ دارن بمبارونمون می‌کنن!

و اگه دارن بمبارونمون می‌کنن، من هیچ کاری نمی‌تونم بکنم

بذارید من رسیدگی کنم

به پناهگاه‌ها!

دکتر هست؟

برق اصلی رو قطع کنید!

نه، آقای دواویر! به پناهگاه‌ها!

میرم پسرمو بیارم

اون سالمه. خانمتون اینجاست

تویی! چراغ قوه داری؟

من بیارم؟ عجله کن!

یه چیزی واسه پوشوندنشون پیدا کن. ملافه و پتو

سیمون!

حالت خوبه؟

خوبم

دکتر پلتیه رو دیدی؟

حمله تموم شد

من خیلی مطمئن نیستم

منورها اولش شبیه آتیش‌بازی بودن

چیکار می‌کنی؟ میبرمش

اینجا با پنجره‌های بسته ۶۰ درجه‌ست. خونه ۳۴ درجه‌ست

مطمئنی؟

بچه رو ببر!

خواهش می‌کنم، می‌تونید کمکم کنید؟

کوچیکا نه، روژه!

اونا که گنده هستن، جلوی چشمت!

بمبای انگلیسی‌ها بهتر از کرم کار می‌کنن!

چیکار می‌کنی؟

ماهی‌گیری! "معجزه ماهی‌ها!"

ما باید صحنه رو امشب تموم کنیم

الان میایم تو. برق رفته

یکی برات نگه می‌داریم

ما همین الانش هم عقبیم

دوباره تا ۶ صبح اینجا می‌مونیم

بیرون چطوره؟

صحنه جالبی نیست. همه جا جنازه ریخته

خیلی نزدیک منفجر میشدن! واقعاً نزدیک!

زود شروع می‌کنیم. کسی به شرکت برق زنگ زد؟

تلفن اشغاله. جورج یه دوچرخه‌سوار فرستاد نیروگاه

پل‌ها خراب شدن

چطوری برم خونه؟ شوهرم از نگرانی مریض میشه

ماهی بگیرید، رفقا! واسه همه هست!

ماهی؟

اگه کابل‌ها آسیب دیده باشن، خیلی باید منتظر بمونیم

چک‌شون کنید. اگه برق وصل شد، منتظر نمی‌مونیم

طول می‌کشه

ما هم همین کارو می‌کردیم

رنو کامیون و موتور تولید می‌کنه... میان بمبارون می‌کنن، بازی جوانمردانه‌ست

بازی جوانمردانه، نه! قواعد جنگی هست

کشیش‌های زخمی یا هنرمندها رو بمبارون نمی‌کنن!

بولون پر از هنرمند و استودیوهای فیلم‌سازیه

همه می‌دونن. دنیای متمدن که می‌دونه

انگار دنیای متمدنی هنوز وجود داره

من بعدیش تئاتر دارم

خانم‌ها و آقایان،

ما باید این صحنه طولانی رو تموم کنیم

فیلم خیلی کمی برامون مونده

فردا دکور رو جمع می‌کنن

پس هر چی دارید رو بذارید. ممنون!

شمع‌ها رو اسراف نکنید! باید با هم جور دربیان

آقای لو شانوآ بالا منتظره

من دارم میرم بالا

بچه‌تون چطوره؟ زیاد نترسید...؟

خودتو خسته نکن. اون هیچ وقت ساکت نمیشه

بهش میگم اسپیدی

داشتم میرفتم

ساندویچ

برات کاغذ کاربن هم آوردم

این یه حماسه است!

بعداً بخونش

اگه زنم نتونه رمزگشاییش کنه چی؟

اینم دیالوگای سالو

برق! باید برگردم

وایستا!

رفقا دارن دستگیر میشن. همه جا خبرچین هست

من اونا رو میشناسم. نه همه‌شون رو!

نیکولا هایر قبل از اینکه آلمانیا سروکلشون پیدا بشه، فرار کرد

میکی بولادو دستگیر شد. بوی گند میده!

میکی؟

خب؟

کلوزو به من کار پیشنهاد داد

اورانش از اقتباس یه داستان از نروال دست کشید

کلوزو منو گذاشت سرش

تورنور یه دستیار میخواد. تو!

ولی کلوزو مال کنتیننتاله و کنتیننتال آلمانیه!

Safe Conduct subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left