The first 200 lines.
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در سايت ها فروشگاه ها و... غيرقانوني و غيراخلاقي است
براتون یکم چای آماده کردم
ممنون- ممنونم-
ما طبق برنامه اصلی پیش میریم و تا غروب تمومش میکنیم- هومم-
..آمم
خانم میشیما توی صنعت سرگرمی بزرگسالان کار میکرد درسته؟
چی؟
احمقی؟
متاسفم
خب...پیرزنهای این اطراف زیادی وقت اضافه دارن
عاشق اینن که درباره بقیه حرف بزنن
میگن شما بازیگر صنعت بزرگسال هستی که از توکیو فرار کرده
اونها میگن برای این اومدین اینجا چون گنگسترا دنبالتون بودن
نه، من بهشون گفتم این نمیتونه درست باشه
بعدشم، این چند روزی که ما اینجا کار میکردیم خانم میشیما یه همچین حسی به ما القا نکرد
ولی
این خونه- خونه؟-
قبلنا، یه خانم میانسال زیبا رو که یه گیشا بود اینجا زندگی میکرد
درست شبیه خانم میشیما اونم یه روز ناگهانی از توکیو اومد
اون یک کلاس موسیقی باز کرد
بعد، همه مردهای این اطراف دچار جنون شدن
بخاطر اینه که یچیزی مثل این قبلا اتفاق افتاده
اونو با خانم میشیما اشتباه گرفتن و حتی گفتن شما دوتا شبیه همین
آه بله
اونها تقریبا درست گفتن
ها؟
اون گیشا مادربزرگ من بود
ها؟
آن
توی این شهر شایعاتی در مورد من هست
بعدشم، کیناکو، تو یه چهره خیلی ناخوشایند داری
درمورد چی حرف میزنی؟
فقط شوخی کردم
بخاطر اینه که یه همچین موجود کیوت و نازنینی یدفعه اینجا ظاهر شده اونم تنها
هیچکس نمیدونست چیکار باید بکنه
من اصلاً هم کیوت نیستم
کیناکو همیشه کیوته
پس چرا ترکم کردی و تنها رفتی؟
آن
ممنون
تو هم بیا
صدمه دیدی؟
میبرمت خونه، کجا زندگی میکنی؟
پس،
چطوره بیای خونه من؟
همین نزدیکیاست
باشه
خب پس
اول یه دوش بگیر
آه، بخاطر اینه که
بعضی موقعها انقد دردم زیاده که نمیتونم حرکت کنم
سرما میخوری
خب پس
ها؟
....اینا
یه دقیقه صبر کن
خانم میشیما
اینجا چیکار میکنی؟
دنبال یه نفر میگردم
دنبال کسی میگردی؟- آره-
یه بچه که اینجا زندگی میکنه
احتمالا پایه اول یا دوم، با موهای نسبتا بلند
یه پسر باید باشه، درسته؟
پس اون باید بچه کوتومی باشه
خانم میشیما، نهار خوردین؟
چطوره بریم باهم مرغ تمپورا بخوریم؟ توریتن یک غذای محلی از استان اویتا است
مرغ...مرغ تمپورا؟
یه غذای مخصوص محلیه
یجای خیلی خوب این دور و بره
کوتومی اونجا کار میکنه
جاییه که مامان کوتومی کار میکنه، بیا بریم
کوتومی؟- بله-
بفرما
خوش اومدین
تو دوباره اینجایی- هومم-
ایشون خانم میشیماس
اخیرا از توکیو اومده اینجا
میخواستم بیارمش اینجا تا مرغ تمپورای خوشمزه رو امتحان کنه
کوتومی
دارم میام
ما دوتا مرغ تمپورا میخوریم- دوتا مرغ تمپورا-
فهمیدم
دفعه بعد بیشتر صحبت میکنیم
چای- چای، باشه-
اون واقعا زیباست
هومم- هومم-
توی مدرسه راهنمایی، اون خیلی محبوب بود
حتی یه آیدل توی هاکاتا شد
ولی به دلایلی
به عنوان یه مادر تنها به اینجا برگشت
بچهاش چیشد؟
من شنیدم که اون نمیذاره به مدرسه بره
تمام وقت توی خونه نگهش میداره
و اون بچه
ظاهرا نمیتونه حرف بزنه
آه، درسته
این
اوه، این من و مادربزرگم هستیم
قطعا همینطوره
من وقتی پیداش کردم فهمیدم که این تویی، خانم میشیما
اون فرد توی گوشه عکس،
مادربزرگ منه
میتونی داشته باشیش- واقعا؟-
اوه، خیلی خوشحالم
ممنون
عالیه
پس، بیا دفعه دیگه باهم بنوشیم
چرا؟- منظورت چیه که چرا؟-
سلام، من موراناکا از شرکت ساخت و ساز موراناکا هستم
خوش اومدین، آقای هوشی
بسیار خب
از همه چیز بگذریم، مرغ تمپورای اینجا
بهترینه
رئیس، اون گفت خیلی خوبه
ممنون
تاحالا املت برنج خوردین؟
نه
ممنون بابت غذا
اوه، ممنون. آقای موراناکا زودتر برگشت؟
بله
خب
این؟
به هر حال که فعلا سر کار نیستم
میخواستم چیزی ازتون بپرسم
با موراناکا قرار میذاری؟
ها؟
پس لازم نیست خیلی نگران باشی
اون یه مدت زمان طولانی منو تحسین میکرد
ولی من اون تیپ رو دوست ندارم
این خوب نیست موناکاکا دوست دخترشو معذب میکنه
من میخواستم درباره ی
پسرتون بپرسم
من هیچ بچه ای ندارم
من شنیدم شما با یه بچه برگشتین اینجا
یه بچه با موهای بلند درسته؟
اخیرا اون زیر بارون مونده بود
من نگفتم که چیزی نمیدونم؟
من هیچ بچه ای ندارم
من ازش خواستم که لباساشو توی خونم عوض کنه
بعد دیدم بدنش پر جای کبودیه
داری میگی من این کارو کردم؟
اون پسر چی بهت گفت؟
اون نمیتونه هیچی بهت گفته باشه به هر حال اون نمیتونه صحبت کنه
از اینجا برو
مثل یه موش فاضلاب
من میخوام که زیبا بشم
زیبایی که توی عکس دیده نمیشه
لیندا لیندا لیندا لیندا لیندا
لیندا لیندا لیندا
کیکو، بیا اینجا
دستاتو ببر بالا
مامان واقعا کیکو رو دوست داره
کیکو، تو مامانو دوست داری؟
پس
میتونی به بابای جدیدت لبخند بزنی؟
اگه کیکو دیگه انقدر چهرش افسرده نباشه
اگه بتونی شیرین لبخند بزنی
دیگه کتک نمیخوری
من متاسفم
مامانم دلش نمیخواد اینجوری باهات رفتار کنه
من واقعا دوست دارم
برای مامان، کیکو یه گنج خیلی خیلی ارزشمنده
تو باید همیشه طرف مامان باشی
همیشه
زیبایی که توی عکس دیده نمیشه
کیکو من واقعا دوستت دارم زیبایی که توی عکس دیده نمیشه
زیبایی که توی عکس دیده نمیشه
لیندا لیندا لیندا لیندا لیندا
لیندا لیندا
ها؟ داری خونریزی میکنی؟
هی، بذار ببینم
اوه، سس کچاپه؟
مامانت اینکارو کرده؟
متاسفم، فکر کنم فراتر از حدم رفتم
ممنون
ممنون که اومدی اینجا
اوه، درسته
بگیر
اینجوری
وقتی احساس تنهایی میکنم تا حد مرگ به این گوش میدم
این صدای یه واله
اسمش والِ ۵۲ هرتزه
این صدا خیلی خاصه
دوستاش نمیتونن بشنون
فرقی نمیکنه چقدر سخت تلاش کنه
صداش به بقیه وال ها نمیرسه
پس وال ۵۲ هرتز
توی اقیانوس وسیع تنهاست
درواقع
وقتی من بچه بودم
مادرم منم کتک میزد
همیشه یک عالمه کبودی روی بدنم داشتم
و هر روز
"از اعماق قلبم گریه میکردم و میگفتم "نجاتم بده
تو هم همین احساسو داری، مگه نه؟
دردناکه، نه؟
ولی،
من صداتو شنیدم
منم
یه روز یه نفر رو دیدم که صدامو شنید
No comments yet. Be the first to leave one.