Sunny

Sunny

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Sunny S01E06 1080p WEB H264-ETHEL
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2024-08-07
Downloads: 89
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 177 lines.

‫اگه جات بودم بیشتر حواسم رو جمع می‌کردم

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫خب؟

‫این زیر بالش شما بود؟

‫بله. با این یادداشت

‫کی بهمون گفته بود اینجا نیایم

‫ ‫

‫کار درستی کردین که اومدین پیش ما

‫فقط عجیبه

‫معمولا شهروندان عادی رو هدف نمی‌گیرن

‫عکسی از دوستتون اوردین؟

‫الان همراه‌م نیست

‫در اینصورت، فقط کافی توصیفش کنین

‫میشه ازتون بخوام یه کم بیاین اینطرف؟

‫در مورد سانی بهم بگید

‫قدش، هیکلش، رنگ چشم‌هاش

‫زیاد توی این کار خوب نیستم

‫سانی حدود یک و نیم متره

‫بیشترش سفیده و چشم‌های بزرگی داره

‫خوبه، باشه

‫و سانی چند سالشه؟

‫خدای من

‫خیلی متاسفم

‫چیه؟ میکسی

‫خیلی متاسفم. میکسی هستم

‫- شرمنده. ‫- شوخی می‎‌کنی؟

‫عجب. میشه گزارش گم شدن اونم بدم؟

‫توی راهروست

‫آفرین بهت، کارآگاه

‫ممنونم

‫خب

‫داشتی در مورد سن سانی می‌گفتی

‫نمی‌دونم

‫نمی‌دونی دوستت چند سالشه؟

‫باشه، قبوله

‫فکر کنم آخرین مدل ایماتک باشه. ‫همین یه ماه پیش گرفتمش

‫- سانی یه ربات خونگیه؟ ‫- بله. وقتی اومدیم اینجا بهشون گفتم

‫روی ربات‌های خونگی کار نمی‌کنم

‫نه، نه، نه. ‫ولی فقط به ربات خونگی ربط نداره

‫یاکوزا به زور اومدن توی خونه‌م

‫پسرم و شوهرم با هواپیما ‫داشتن به هوکایدو می‌رفتن...

‫که احتمالا باعث سقوط هواپیما شدن ‫تا شوهرمو بکشن

‫شوهرتون در جرائم سازمان‌یافته‌س؟

‫نه تا جایی که می‌دونم

‫پس چرا باید این کار رو بکنن؟

‫یه مشت حیوونن!

‫یعنی مگه همین اتفاق برای گردن شما نیافتاده؟

‫هشتاد درصد سوانح خونگی ‫توی دستشویی اتفاق می‌افته

‫باشه، اگه صبر کنی تا دوستم برگرده...

‫چون می‌تونه کمکم کنه توضیح بدم...

‫گم کردن یه ربات خونگی خیلی رایجه

‫نیازی نیست احساس شرمندگی کنین

‫اینو مردی میگه که نمی‌تونه ‫بدون آسیب زدن به خودش بشاشه

‫به بخش گمشده‌های پاسگاه محلی ‫خودتون سر بزنین

‫ربات‌های خونگی بعد از چتر دومین ‫چیز رایج گم کردنی هستن

‫خیلی ممنونم

‫خواهش می‌کنم

‫صبح‌بخیر. تاکمارو هستم

‫لطفا از شیرینی مانجو لذت ببرین

‫یه مانجو برداریم، لطفا. خیلی خوشمزه‌س

‫- کی بود؟ ‫- خدایا، سوزی

‫همه چی مرتبه؟

‫به نظر می‌اومد خیلی فوریه

‫ایچیرو اسهال گرفته

‫ایچیرو کدوم خریه؟

‫از کیوتو لذت ببرید

‫اون یکی دستیار میخونه

‫گمونم توی یه کلوب ماجونگ صدف خورده. ‫خب کی این کار رو می‌کنه، نه؟

‫ولی به ظاهر خیلی افتضاح شده ‫و می‌دونی...

‫نگران از دست دادن آب بدنش بودن و...

‫چرا داریم در مورد روده‌های ‫دوستت حرف می‌زنیم؟

‫- خیلی خوشمزه‌س! ‫- واقعا که دوستم نیست

‫میکسی!

‫اوچیبا می‌خواد اونجا رو ‫یکی از بهترین میخونه‌های ژاپن بکنه...

‫و قرار بود ایچیرو کمک کنه ‫تا همه چی برای عکسبرداری آماده بشه

‫پس الان باید بری؟

‫فرصت بزرگیه

‫آره. عجب. تبریک میگم

‫خب اون یارو چی گفت؟

‫که با خیال راحت می‌تونم برم ‫بخش گمشده‌ها رو بگردم

‫لطفا از مانجو لذت ببرید. خیلی خوشمزه‌س!

‫برو گمشو، تخم‌مرغ کوفتی

‫خدایا، چقدر عوضی

‫پس می‌خوای چی کار کنی؟

‫می‌تونی بیای خونه من. ‫حموم خوبی داره

‫خیلی خوشمزه‌س!

‫برو گم شو!

‫خیلی عالیه...

‫ولی الان حس و حالشو ندارم ‫توی وان خونه‌ت کشته بشم

‫لطفا، کیتو مانجو بردارین. برای شماست!

‫باشه، قبوله! یا عیسی مسیح!

‫این چه کوفتیه؟

‫خدای من

‫اگه از اینجا به بعد دستورات ‫رو انجام ندین...

‫هر ساعت یه تیکه از سانی به دستتون می‌رسه ‫تا وقتی که دیگه چیزی ازش نمونه

‫خدایا

‫بله

‫لطفا تا ۱۵ دقیقه دیگه به غرفه ‫سبزیجات میزونوفوچی بیاین

‫چقدر خوش‌شانس! ‫کلی سانی گیرتون میاد!

‫صبر کن! یه لحظه وایستا!

‫نشنیدی اون گردالو چی گفت؟

‫باید ۱۵ دقیقه دیگه اونجا باشم ‫و پیاده تا اونجا حداقل ۲۰ دقیقه راهه

‫باشه، ولی سوزی، بیخیال ‫خیلی مسخره‌س. یه ربات‌ خونگیه

‫نه! فقط یه ربات خونگی نیست، باشه؟

‫سانی خاطراتی از ماسا داره...

‫و تنها راهی که بفهمم چه بلایی ‫سر خونواده‌م اومده همینه

‫الان تقریبا تمام کَس و کارمه

‫اصلا چرا سعی داری جلومو بگیری؟

‫چون این آدم‌ها سعی کردن یه ‫تیکه ربات به خوردت بدن

‫خب، کدوم یکی، میکسی؟

‫باید کاری که یاکوزا ازم می‌خوان ‫رو انجام بدم یا ندم؟

‫- چی میگی؟ ‫- من...

‫شاید، شاید حق با سانی ـه. ‫شاید مشکوکی

‫فقط سعی دارم نذارم اتفاق بدی برات بیافته

‫ولی ببین، برام مهم نیست ‫چی سرم بیاد، باشه؟

‫این مشکل منه

‫پس می‌تونی اینقدر دنبالم نیای و ‫بری دنبال عکس گرفتن خودت

‫ای لعنتی!

‫سانی رو داری؟ نه، صبر کن! نه!

‫دستتو بکش...

‫چه مرگته؟

‫کدوم خری هستی؟

‫چی می‌خوای؟

‫لطفا!

‫لطفا!

‫آروم بگیر

‫ای عوضی آشغال!

‫سلام، خانم سوزی

‫از دیدن شما خوشحالم

‫خوبی؟

‫به نظر دردناک اومد

‫سانی کدوم گوریه؟

‫سانی خوبه

‫راستی عاشق این اسمم

‫کی انتخابش کرده؟

‫تو؟

‫یا شوهرت؟

‫آدم خوش‌بین کیه؟

‫برو گورتو گم کن!

‫پس انتخاب شوهرته

‫ولی...

‫انگار تو هم یه بخش ‫خوش‌بین داری...

‫که اینطوری اومدی اینجا

‫سرم گیج رفت

‫فکر کردی که کامپیوتر ماسا ‫با چهره من باز میشه

‫خب، قبلا درها باز شده

‫برای همین گفتم بهت زنگ بزنن

‫ولی یه سوال خیلی جالبتر اینه...

‫چرا اومدی؟

‫حتما خیلی ربات‌ها رو دوست داری

‫از ربات‌های خونگی متنفرم

‫واقعا؟

‫و با اینحال با یه متخصص ربات ازدواج کردی؟

‫در مورد چهار دایره پنج می‌دونم

‫پنجم آوریل؟

‫تولد مادربزرگمه

‫نه، عوضی

‫خونواده‌م توی پرواز ۴۰۵ بود

‫می‌دونم چی کار کردی

‫می‌دونم تو اونا رو کشتی

‫و تا وقتی بهم نگی چرا ‫هیچ کاری نمی‌کنم

‫خیلی دوست دارم کمکت کنم، سوزی...

‫ولی تنها چیزی که در مورد ‫پرواز خونواده‌ت می‌دونم...

‫همون چیزیه که توی اخبار دیدم

‫سانحه خیلی وحشتناکی بود

‫نه. اونا می‌دونن کار تو بوده

‫و اونا کی باشن؟

‫اون کارآگاهی که امروز ‫رفتی دیدنش نمی‌دونه

‫شاید منظورت مامور بیمه عمر باشه؟

‫با اینحال می‌دونیم اونا ‫حاضرن هر کاری بکنن...

‫تا حق بیمه رو پرداخت نکنن

‫مگه نه؟

‫یا...

‫منظورت از اونا همون ربات خونگیه ‫که ازش متنفری...

‫ولی روی تختت می‌خوابه؟

‫چرا توی مراسم سوگواری ماسا بودی؟

‫برخلاف تو...

More Farsi Persian subtitles for Sunny

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left