The first 177 lines.
اگه جات بودم بیشتر حواسم رو جمع میکردم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
خب؟
این زیر بالش شما بود؟
بله. با این یادداشت
کی بهمون گفته بود اینجا نیایم
کار درستی کردین که اومدین پیش ما
فقط عجیبه
معمولا شهروندان عادی رو هدف نمیگیرن
عکسی از دوستتون اوردین؟
الان همراهم نیست
در اینصورت، فقط کافی توصیفش کنین
میشه ازتون بخوام یه کم بیاین اینطرف؟
در مورد سانی بهم بگید
قدش، هیکلش، رنگ چشمهاش
زیاد توی این کار خوب نیستم
سانی حدود یک و نیم متره
بیشترش سفیده و چشمهای بزرگی داره
خوبه، باشه
و سانی چند سالشه؟
خدای من
خیلی متاسفم
چیه؟ میکسی
خیلی متاسفم. میکسی هستم
- شرمنده. - شوخی میکنی؟
عجب. میشه گزارش گم شدن اونم بدم؟
توی راهروست
آفرین بهت، کارآگاه
ممنونم
خب
داشتی در مورد سن سانی میگفتی
نمیدونم
نمیدونی دوستت چند سالشه؟
باشه، قبوله
فکر کنم آخرین مدل ایماتک باشه. همین یه ماه پیش گرفتمش
- سانی یه ربات خونگیه؟ - بله. وقتی اومدیم اینجا بهشون گفتم
روی رباتهای خونگی کار نمیکنم
نه، نه، نه. ولی فقط به ربات خونگی ربط نداره
یاکوزا به زور اومدن توی خونهم
پسرم و شوهرم با هواپیما داشتن به هوکایدو میرفتن...
که احتمالا باعث سقوط هواپیما شدن تا شوهرمو بکشن
شوهرتون در جرائم سازمانیافتهس؟
نه تا جایی که میدونم
پس چرا باید این کار رو بکنن؟
یه مشت حیوونن!
یعنی مگه همین اتفاق برای گردن شما نیافتاده؟
هشتاد درصد سوانح خونگی توی دستشویی اتفاق میافته
باشه، اگه صبر کنی تا دوستم برگرده...
چون میتونه کمکم کنه توضیح بدم...
گم کردن یه ربات خونگی خیلی رایجه
نیازی نیست احساس شرمندگی کنین
اینو مردی میگه که نمیتونه بدون آسیب زدن به خودش بشاشه
به بخش گمشدههای پاسگاه محلی خودتون سر بزنین
رباتهای خونگی بعد از چتر دومین چیز رایج گم کردنی هستن
خیلی ممنونم
خواهش میکنم
صبحبخیر. تاکمارو هستم
لطفا از شیرینی مانجو لذت ببرین
یه مانجو برداریم، لطفا. خیلی خوشمزهس
- کی بود؟ - خدایا، سوزی
همه چی مرتبه؟
به نظر میاومد خیلی فوریه
ایچیرو اسهال گرفته
ایچیرو کدوم خریه؟
از کیوتو لذت ببرید
اون یکی دستیار میخونه
گمونم توی یه کلوب ماجونگ صدف خورده. خب کی این کار رو میکنه، نه؟
ولی به ظاهر خیلی افتضاح شده و میدونی...
نگران از دست دادن آب بدنش بودن و...
چرا داریم در مورد رودههای دوستت حرف میزنیم؟
- خیلی خوشمزهس! - واقعا که دوستم نیست
میکسی!
اوچیبا میخواد اونجا رو یکی از بهترین میخونههای ژاپن بکنه...
و قرار بود ایچیرو کمک کنه تا همه چی برای عکسبرداری آماده بشه
پس الان باید بری؟
فرصت بزرگیه
آره. عجب. تبریک میگم
خب اون یارو چی گفت؟
که با خیال راحت میتونم برم بخش گمشدهها رو بگردم
لطفا از مانجو لذت ببرید. خیلی خوشمزهس!
برو گمشو، تخممرغ کوفتی
خدایا، چقدر عوضی
پس میخوای چی کار کنی؟
میتونی بیای خونه من. حموم خوبی داره
خیلی خوشمزهس!
برو گم شو!
خیلی عالیه...
ولی الان حس و حالشو ندارم توی وان خونهت کشته بشم
لطفا، کیتو مانجو بردارین. برای شماست!
باشه، قبوله! یا عیسی مسیح!
این چه کوفتیه؟
خدای من
اگه از اینجا به بعد دستورات رو انجام ندین...
هر ساعت یه تیکه از سانی به دستتون میرسه تا وقتی که دیگه چیزی ازش نمونه
خدایا
بله
لطفا تا ۱۵ دقیقه دیگه به غرفه سبزیجات میزونوفوچی بیاین
چقدر خوششانس! کلی سانی گیرتون میاد!
صبر کن! یه لحظه وایستا!
نشنیدی اون گردالو چی گفت؟
باید ۱۵ دقیقه دیگه اونجا باشم و پیاده تا اونجا حداقل ۲۰ دقیقه راهه
باشه، ولی سوزی، بیخیال خیلی مسخرهس. یه ربات خونگیه
نه! فقط یه ربات خونگی نیست، باشه؟
سانی خاطراتی از ماسا داره...
و تنها راهی که بفهمم چه بلایی سر خونوادهم اومده همینه
الان تقریبا تمام کَس و کارمه
اصلا چرا سعی داری جلومو بگیری؟
چون این آدمها سعی کردن یه تیکه ربات به خوردت بدن
خب، کدوم یکی، میکسی؟
باید کاری که یاکوزا ازم میخوان رو انجام بدم یا ندم؟
- چی میگی؟ - من...
شاید، شاید حق با سانی ـه. شاید مشکوکی
فقط سعی دارم نذارم اتفاق بدی برات بیافته
ولی ببین، برام مهم نیست چی سرم بیاد، باشه؟
این مشکل منه
پس میتونی اینقدر دنبالم نیای و بری دنبال عکس گرفتن خودت
ای لعنتی!
سانی رو داری؟ نه، صبر کن! نه!
دستتو بکش...
چه مرگته؟
کدوم خری هستی؟
چی میخوای؟
لطفا!
لطفا!
آروم بگیر
ای عوضی آشغال!
سلام، خانم سوزی
از دیدن شما خوشحالم
خوبی؟
به نظر دردناک اومد
سانی کدوم گوریه؟
سانی خوبه
راستی عاشق این اسمم
کی انتخابش کرده؟
تو؟
یا شوهرت؟
آدم خوشبین کیه؟
برو گورتو گم کن!
پس انتخاب شوهرته
ولی...
انگار تو هم یه بخش خوشبین داری...
که اینطوری اومدی اینجا
سرم گیج رفت
فکر کردی که کامپیوتر ماسا با چهره من باز میشه
خب، قبلا درها باز شده
برای همین گفتم بهت زنگ بزنن
ولی یه سوال خیلی جالبتر اینه...
چرا اومدی؟
حتما خیلی رباتها رو دوست داری
از رباتهای خونگی متنفرم
واقعا؟
و با اینحال با یه متخصص ربات ازدواج کردی؟
در مورد چهار دایره پنج میدونم
پنجم آوریل؟
تولد مادربزرگمه
نه، عوضی
خونوادهم توی پرواز ۴۰۵ بود
میدونم چی کار کردی
میدونم تو اونا رو کشتی
و تا وقتی بهم نگی چرا هیچ کاری نمیکنم
خیلی دوست دارم کمکت کنم، سوزی...
ولی تنها چیزی که در مورد پرواز خونوادهت میدونم...
همون چیزیه که توی اخبار دیدم
سانحه خیلی وحشتناکی بود
نه. اونا میدونن کار تو بوده
و اونا کی باشن؟
اون کارآگاهی که امروز رفتی دیدنش نمیدونه
شاید منظورت مامور بیمه عمر باشه؟
با اینحال میدونیم اونا حاضرن هر کاری بکنن...
تا حق بیمه رو پرداخت نکنن
مگه نه؟
یا...
منظورت از اونا همون ربات خونگیه که ازش متنفری...
ولی روی تختت میخوابه؟
چرا توی مراسم سوگواری ماسا بودی؟
برخلاف تو...
No comments yet. Be the first to leave one.