The first 200 lines.
« آپاراجيتو »
بر اساس رماني از بيب هوتيب هوشان بانرجي
تقديم به پارسي زبانان سراسر جهان
واراناسي...سال 1927
ميمونـِه رو ديدي؟
ميمون رفت تو خونه؟ - .منظورم پسر قند عسلته -
براش شير جوشوندم ...ولي غيبش زد
...پسرهاي محله
خيلي زيادن، چطوري ميتونم مواظبش باشم؟
اين نزديکيها مدرسه نيست؟
اگه بره مدرسه ميتونم .يه کم استراحت کنم
ميري بيرون؟ .برات شير گذاشتهم
.نميخوام
....تو که گفتي مال کوکاست
.از حالا به بعد مال تو هم هست - .آهان -
.تو آشپزخونه گذاشتهم .برو بريز بخور
نميخواي بري بازار؟ - چرا. چي بايد بگيرم؟ -
...بهت ميگم...ولي
ولي چي؟ .پولشو که نقد نميديم
.نسيه هم ميده - چي؟ مگه پولم ميدي؟ -
فکر ميکني اين همه دواي .گياهي رو مجاني گرفتهم؟...نه بابا
...پس...يه مقدار روغن خردل ...يه مقدار هم...نفت و ادويه بگير
...ببين...ميتوني يه مقدار لوبيا بگيري ...لوبيا يا هر چي که بود
...آپو دنبال لوبیا پلو ميگشت ...اون روز کنار گنگ يه مقدار خورد
ديگه چي؟
.همين
...راستي ميشه يه کم عنّاب بگيري؟
چه مارکي؟ - .نميدونم -
زن طقه بالايي ...يه مقدار بهم داد
...بپرس اسمش چيه ...فردا برات ميگيرم ميارم
يکي از فروشندههايي رو که .ميشناختم ديدم....ميگفت رُماتيسم داره
براش دارو ميبرم. ميتونم ازش .بخوام پماد کاشي به من بده
ميخواي بگيرم؟
.بذار اول دوا اثر کنه - .خيلي خُب -
نميخواي تو رود گنگ آبتني کني؟
اگه نکني .عاقبت به خير نميشي
.تازه رسيدهن .بذار اول يه نفسي تازه کنن
آبتني ميکنن، به ويشواناجي ...اداي احترام ميکنن-به موقعش
...آب
...آپو
...وايسا
...گرسنهت نيست اين همه بازي کردي؟
بيرون چيزي خوردي؟
چي خوردي؟
.يه شيريني - واقعاً خوردي؟ -
.کلوچه هم خوردم
راي ماشايي خونهس؟ - .نه -
يه تقويم براش آوردهم. ديشب خيلي .دير رسيدم خونه نميشد بيام بهش بدم
ميشه...بذارم تو اتاقش؟ - .بله -
...سالي يه بار چاپ ميکنيم
همه روزهاي مهم رو ...میشه از توش پيدا کرد
،روزهاي تعطيل با رنگ قرمز نوشته شده ...واسه همين راحت ميشه پيدا کرد
...اي آفريدگار بزرگ جهان هستي ...آنان که به تو ايمان دارند ...همانا از رستگارانند
،آنان که تو را ميپرستند، از مقدسين ...و کساني که تورا عبادت ميکنند
نگاه کن! سرشو رو سينهي ...کريشنا گذاشته و داره گريه ميکنه
...به برادرم ميگم
بعد جوتيلا به آرومي برادرش آيان رو :به مخفيگاهش ميبره و ميگه
آيان نگاه کن...ببين همسرت" ...چي کار داره ميکنه
چي کار ميکنه؟
سينه کريشنا رو" ".با سرش جارو ميکنه
در ضمن فهميدي چي شده؟ هان؟
کريشنا به رادا ميگه :"به عنوان "...هديه يک گل روي پاهاي من بذار
من شکل الهه کالي رو براي..." "...خوشحال کردن آيان برميدارم
آپو، ميخوايي ميل بزني؟
.نه - چرا نه؟ -
...پس من ميزنم
آپو...؟
آپو...؟
.بيا
اسم اون مرده طبقه بالايي چيه؟ - .ناندا بابو -
برو بهش بگو که مادرم همه ...کبريتها رو مصرف کرده
.پدرمم...هنوز خونه نيومده
دو تا دونه ...چوب کبريت ازش بگير
.وايسا...فقط دو تا دونه
ناندا بابو؟ - بله؟ -
.کوکا...بيا تو
چي ميخوايي؟ - .کبريت -
کبريت؟
کبريت براي چي ميخوايي؟ - ...مادرم ميخواد -
آهان...مادرت ميخواد؟ .يه دقيقه صبر کن
.اون...دواي منه. خودت ميبيني مريضم .دکتر گفته بايد هر شب بخورم
.بيا
.دو تا دونه - هان؟ -
.مادرم گفت فقط دو تا دونه
...قوطيشو ببر .کبريت زياد دارم .قابلي نداره
.بيا
.وايسا
...به مادرت بگو...ناندا بابو ميگه لازم نيست برگردوني...باشه؟
صداي قشنگ و .دلنشيني داري
.به نظر مياد خواننده هم باشي
...بودم
اين طرفها زندگي ميکني؟ بريم يه چايي بخوريم؟
.بعيد ميدونم بتونم چايي بخورم .آخه خيلي تنده و...گلوي منم التهاب داره
نگاه کن چطوري برگ چايي رو .لاي پارچهم پيچيدهم
با من بيا، همين نزديکي .زندگي ميکنم...تو گانش موهالا
مزاحمت نيستم؟ اسم من .کاليچاران بانرجي اهل ساتکير
.خدا ميدونه چقدر خوبه
.مامان...منم ميخوام - .بعداً. اول به اونها چايي بده -
...بعدش برگرد بيا .شيرينيها رو ببر
.پسرت خيلي کاريه
.چاي عاليايه
پسرت کجاست؟ .پسر خوبيه
.بيا اينجا
اين سه شنبه که مياد...با خودم ...ميبرمت قصر توتا، مهموني
ميايي؟ - .آره آره مياد -
سالي يه بار...توي قصر ...مهموني ميگيرن
.براي منم دعوتنامه ميفرستن...
اشکالي نداره پسرتو ببرم؟ - .نه نه -
دوست من...حدود 400 روپيه پسانداز .کردهم...بيشتر وقتها گرسنگي کشيدم
يه 100 روپيه ديگه جمع کنم ميتونم .از يه خانوادهي آبرومند دختر بگيرم
نميشه بدون تشکيل خانواده خوشبخت باشي...ميشه؟
...تو هيچ دختري رو نميشناسي - ...فکر نکنم -
.پَنديها رفتن مراسم راميلا نميتوني آپو رو هم ببري؟
.اين مراسمو دوست داره
شنيدي؟ - ميتوني...اينها رو ببري؟ -
.داري تو تب ميسوزي .حالت خيلي بده
...رفتم بازار...بعد رفتم ...شيريني...فروشي...کِرم...بگيرم
...بعد...رفتم...کنار گنگ... .دعاي شبو بخونم
...داشتم...از پلهها ...بالا ميرفتم
.دراز بکش...بگير بخواب .بخواب
آپو رفت بيرون .فششفه و ترقه بخره
بخواب - آپو رو چي کار داري؟ -
نبايد دکتر خبر کنيم؟
...ديگه من .به حرفت گوش نميدم
تو اون قوطي حلبي...يه مقدار .دواي گياهي هست...
...يه کم از اون .به من بده
با عصارهي...زنجبيل و عسل .خوب مخلوط کن
.بذار حالا....يه بار امتحانش کنم .اگه خوب نشدم...يه فکري ميکنيم
.بشين پيش پدرت عزيزم...مريضه
براي آتيشبازي چي خريدي؟ .نشونم بده
...فشفشه...ترقّه ...آبشار
از اونهايي که...تو نيشينديپور ديديم...بهتر نيست...درسته؟
...آره...از تو بالکن آتيشبازي رو ...تماشا ميکردي
!...آپو
کي صدات کرد؟ - .شامبو -
شامبو کيه؟
تو کوکورگولي زندگي ميکنه .اهل هندوستان نيست
اوني که بهت انگليسي ياد ميده؟ باهاش دوستي؟
.خوبه
...خيلي خُب آپو باليچلي"...انگليسيش چطوره؟"
!...آپو
چرا نمیگی بياد تو؟ - .داره وسايل آتيشبازي رو آماده ميکنه -
ميخوايي باهاش بري؟ - .بله -
.باشه...برو
الآن چطوري؟ .بهترم -
.خيلي بهترم - .بخور -
.منو همچين ترسوندي
.حتماً سرما خوردي .پرهيز کني خوب ميشي
...زياد به خودت سخت نگير .به اندازه کافي در مياري
...بیا
چيه؟
.يه دقيقه بشين
.کارهام مونده .بايد رختخواب آپو رو آماده کنم
باميه فروشه...راجع به يه خونه .نزديک مان ماندير ميگفت
جدّي؟ - .آره -
.طبقه اول...دو خوابه...رو به آفتاب .اجارهش ماهي 3 روپيهس
.مدرسه و بازار هم نزديکشه .کوکا هيچ مشکلي نداره
وقتي بهتر شدي .راجع بهش حرف ميزنيم
...بیا
کوکا چي کار داره ميکنه؟ - مگه صداشو نميشنوي؟ -
...برو بيرون ميمون عوضي ...گمشو
.براي ميمونها کاشي جاي خوبيه - کجا راه افتادي؟ -
کجا؟ ميري بيرون؟ - مگه...نبايد برم کنار گنگ؟ -
بعد از همچين تبي...نبايد استراحت کني؟ - .من حالم خوبه...دواها جواب داد -
...تمام اون پلهها رو بايد بالا بري
...شب صدايي نشنيدم
.دير از مراسم برگشتيم
...زنم وقتي شنيد قلبش درد گرفته .رفت کنار گنگ دعا بخونه
.اميدوارم به خودش صدمه نزنه
حتماً روي اون پلههاي .سنگي حالش بهم خورده
حالش زياد مساعد نيست .علائم نشون ميده که سينه پهلو کرده
.اينجا هواي اتاق...رطوبت داره .در و پنجرهها رو ببندين تا هوا سرد نشه
يکي با من بياد .بهش نسخه بدم
.من خودم با شما ميام
...اگه روغن خردل و کافور تو خونه دارين .پشت و سينهشو خوب ماساژ بدين
...اکه يه وقت چيزي لازم داشتي خجالت نکش حتماً بگو...خُب؟
!...بو-تان
...بو-تان داري پانَ درست ميکني؟
!...برو بيرون فوراً !...برو بيرون فوراً
...چشم...باشه ...چشم
چيزي گفتي؟
آب ميخوايي؟
...گـااااااانگا
...آپو...آپو ...آپو...آپو
...برو کنار گنگ
...يه کتري آب پر کن .فوراً برگرد
.کوکا الآن میاد
.الآن برميگرده
.کوکا اينجاست .کوکا برگشت
.هي...بيا اينجا
.آپو...به عمو جان احترام بذار
چند سالشه؟ - .الآن 10 سالشه -
لباس مقدس رو کِي بهش دادن؟ - .بعد از اين که اومديم کاشي -
با من ميايي بريم؟
.نميتونم تصميم بگيرم
.تا حالا به رفتن فکر نکردهم
.نميدونستم کِي ميايي
.من هميشه اين موقع ميام .نميدونستم تا اين حد...اوضاعتون بده
.تو نامه گفته بودي که ميايي
ارباباتون چطورن؟ - .خوبن -
No comments yet. Be the first to leave one.