The first 200 lines.
کشيک شبانه
!بابا !بذار يه دور ديگه بازي کنم
!هي !الان دارم کار ميکنم
.اکه بدرفتاري کني به مامانت ميگم
به مامان ميگم
!اگه اينطوري باشي
چي؟ ...که تو
بهت گفتم توي روز
!برا صرفه جويي چراغ ها رو خاموش کن
.ببخشيد يادم رفت
...هميشه يادت ميره ميدوني هميشه فراموشکاريت
چه بهايي برامون داره؟
.نوشتن داستان خودت رو فراموش کن
اينکه يه نويسنده ناشناس باشي .که زندگي نامه خودت رو مينويسي
براي کار کردن روي اين
.به جايي نميرسي
!گفتم هيچوقت به اسم يکي ديگه نمينويسم
!اين آخرين غرور باقي مونده مه
خداي من ...چسبيدي به اون غرورت
مامان جايي ميري؟
.لباساي خوشگل پوشيدي
.يه مشتري مهم رو ميخوام ببينم
.يه مشتري ويژه
کي مشتري ويژه است؟
اون زنِ رئيس انجمن
ساختمان رامي جائپو
.چيز مهميم نيست
.اصلا نميدوني چه خبره
ميدوني چقدر سخته که رئيس
انجمن زنان اپارتمان رامي بشي؟
،اين براي خوراکي ته جينِ .جاي ديگه اي خرجش نکن
مامان کيسه هاي زباله مون تموم شده
درست نيست بابا؟
.اره،درسته .ما چيزي نداريم
.کيسه هاي زباله رو هدر نده
اون کيسه ها رو پر کن تا وقتي که
،همه فضاش پر شه باشه؟
ته جين من ميرم باي باي
!پسر دوست داشتني من
.برو يه کم بازي کامپيوتري بازي کن
!زود باش
سلام؟
چيه؟
کي اين کار رو کرده؟
صبح7:40 حادثه اول
چي شده؟
!اينجا رو چي کار ميکردي
وقتي يکي اين کار رو با ماشين من ميکرد؟
.متاسفم
.تو مثلا حراستي
!بايد بدوني چه خبره
.بايد برگردم
.اينو تميز کن
کت دامنم رو از خشکشويي نگرفتي؟
!عزيزم
.بابا رفته
کجا رفته؟
نميدونم .تلفن رو جواب داد و رفت
کجا رفته؟ !الان خيلي شلوغِ
.هميشه قلبت يه جاي ديگه است
چي؟ !من فقط به تو فکر ميکنم
نميدونم چه حسي دارم؟
!دروغگو .تمام چيزي که دارم بدنتِ
!هي
!عزيزم
چي کار ميکني؟
اينجا چي کار ميکني؟
چرا پيرهنت رو درآوردي؟
!تمومش کن
!عزيزم سوتفاهم شده
.بهش بگو سو تفاهمه
!ديدم و همه چيز رو شنيدم
سو تفاهم؟
پس هر وقت ميرم سرکار مياي اينجا؟
!ولش کن شماها تا چه حد پيش رفتين؟
!من بهش گفتم بياد !من دعوتش کردم اينجا
.همه چيز رو بهت ميگم
!فقط گوش کن
پس تو واقعا دعوتش کردي؟
بهت گفتم بيرون ملاقاتش نکن
و حالا دعوتش کردي اپارتمانت؟
!اينطوري نيست
!که تا اين حد باشه
يه دختر ازدواج نکرده
!يه مرد متاهل رو دعوت ميکنه خونه اش
اين زياده روي نيست؟
ميخواي بهت يه درسي بدم؟
!عزيزم تمومش کن
چي کار ميکني؟
اون يکي جوراب کجاست؟
نميدونم چرا؟
يه کيسه زباله رو بستي به ماشينم درسته؟
چي؟
کيسه ابي زباله !تو اين کار رو کردي
بله .جو مين سوکم
بعداً؟ .نه هيچوقت
.اين محصول جديدمونه
...در صورت رسيد پرداخت کامل وجه رو پيشنهاد ميکنيم
!خانوم
ميبيني؟ .داشتم به سو جين کمک ميکردم نمايشش رو تمرين کنه
.امروز يه اجرا داره
.شريک ميخواست
بهت گفتم وقتي توي کلوب تئاتر بودم
.اغلب ميرفتم و شريک خوندنش ميشدم
.اون فقط فکر ميکنه من راحتم
.برو بيرون
چي؟
!همين الان از آپارتمانم برو بيرون
!بچه هاي خوش شانس
.اونا خونه دارن
.هر کاري بخوان ميکنن و برميگردن خونه
.مطمئنم زنت منتظره
.اگه ميتونستم اين کار رو ميکردم
چي ميدوني؟ .تو مجردي
چرا توي چنين سني
چنين کاري ميکني؟
فقط دارم سعي ميکنم يه کم تجربه کسب کنم
.ارتش نميرم و برميگردم مدرسه
.اخيرا هم پدرم از حال رفته
.بايد براي خانواده ام پول دربيارم
.تو پسر خوبي هستي
.شرط ميبندم خانواده ات بهت افتخار ميکنن
...نه
.حدس ميزنم مردم بسته هاشون رو نميگيرن
اره .بهشون زنگ زدم
.اما هنوزم نيومدن بگيرنشون
.اين ميتونه معنيش دردسر باشه
.با اون بسته ها يه اتفاقي افتاد
يه اتفاق با اون بسته ها؟
همه بسته هاي اتاق نگهباني ناپديد شد
.و باعث آشفتگي بزرگي شد
اوه درسته .در مورد اون داستان شنيدم
هي اينجا چي کار ميکني؟
اوه سلام
فقط داشتم در مورد زندگي
.با اين مرد جوان اينجا حرف ميزدم
با زنت دعوات شده اره؟
.بايد برگردي خونه
نگهباني سعي داره کارش رو بکنه
.وقتش رو هدر نده
اون بارداره !ميتونه مادربزرگ بشه
.حتما شوهرش مردِ قدرتمنديه
اينطوري فکر نميکني؟ .بله
سلام .برگشتيد
من بسته اي نداشتم؟
اوه بله يه لحظه لطفا
.بفرماييد
ممنونم
چي بود
"روش نوشته بود "ايروبيک قدرتمند
.انگار قراره امشب بيرون کار کنه
.به خاطر اون بيخوابي گرفتم
.اون هميشه تو اتاقش پا ميکوبه
چطوري ميتونه چنين آدم بيفکري
پروفسور باشه؟
.اين فکريه که کشور رو خراب ميکنه
...خيلي متاسفم
خوبي؟
خوبم .کمک نميخوام
اين مرد هر وقت ميبينمش مستِ
چي کار ميکنه؟
.خب,نميدونم چي کار ميکنه
.فکر ميکنم تنهايي زندگي ميکنه
.آدماي هاي پير مجرد زيادي توي اين مجتمع زندگي ميکنن
.سو جين توي واحد 805 هم مجرده
ميدونم چند سالشه؟
من هميشه مراقبتم
کيه؟
کجا رفت؟
چيه؟
صبح8:20 حادثه دوم
!هي
.بايد باهات حرف بزنم
در مورد چي حرف ميزني؟ مدفوع سگ؟
!ميدونم تو گذاشتيش جلو در خونه ام
.به خاطر فکري که کردي ميخواي انتقام بگيري
.من کيسه زباله به ماشينت نبستم
خداي من .باورم نميشه
هي,اگه ميخواستم انتقام بگيرم .يه بمب ميذاشتم
نه مدفوع سگ
.مثل تو چنين کار بچه گانه اي نميکردم
بهت گفتم !من اين کار رو نکردم
!حرفم رو باور نکردي و اين کار رو کردي
مدرکي داري که من جلو درت اينو گذاشته باشم؟
اصلا چيزي داري؟
تو چي؟
مدرکي داري که من اون کار رو کردم؟
خب تو چي؟
....عزيزم ...سو جين
.اينکار رو اينجا نکنيد
!گمشو !گمشو
...اون
واقعا اين کار رو کرده؟
!اينا رو قاطي نکنيد داريم تميز ميکنيم
!بريد کنار
اين بچه ها چشونه؟
اينجا .من براتون تميزشون ميکنم
هميشه به اين توجه ميکردم اما
.تو به خوشتيپي يه بازيگري
...نيستم
No comments yet. Be the first to leave one.