The first 200 lines.
ارائهاي از تيم ترجمهي ديباموويز
باورم نميشه مجبوري بري - ميدونم -
مسخرهست
،سوفي، براي دهمين بار
!ما داريم ميريم
!خيلهخب، اومدم !دارم ميام
ننه بابا همينه ديگه - آره، ريدن -
!سوفي - از کشتي جا ميمونيم -
بگو بدون اون ميريم
اون استراتژي ممکنه نتيجهش برعکس بشه
چيه؟
اون تو چي داري؟
واسه يه ماه داريم ميريم، مگه نه؟
به مراکش اونم با يه ونِ کمپي
با پرواز نرفتن ايدهي من نبود
.مهم نيست جاش ميديم
هميشه ميذاري برنده بشه
پس واقعاً.. همه اينا رو لازم داري؟
فقط چيزاي اساسيـه
تام، بذارش داخل و بيا بريم
باورنکردنيـه
لعنت
بايد واسه بنزين نگه داريم
بهت گفتم بايد زودتر راه ميافتاديم
،اگه ون رو زودتر آماده ميکردي
...اونجور که گفتي بودي ميکني
از وقتي آورديمش تکون نخوره، قربان
کسي باهاش حرف زده؟
پاريس ميخواست اولين کسي که ارتباط برقرار ميکنه شما باشي
باشه، تَر و تميزش کنيد و بيارديش
لباسهات رو در بيار، لطفاً
دنبالم بيا
دوربين امنيتي رو وصل کنيد به ايستگاه پاريس
بسط 247
الان ديگه بايد تصوير داشته باشيم
آره، راه افتاد
واسه يه مدت طولاني تو جنگل بودي
،کسي رو ديدي جدا از پدرت؟
دوستي؟
اصلاً کسي بود؟
يه پسر به اسمِ «آروو» چطور؟
اونو يادت مياد، درسته؟
اون چيزي نشونت داد؟
بله
ستارهها
باشه. خوبه
چيز ديگهاي هست که بتوني بهم بگي؟
ميخوام با ماريسا ويگلر حرف بزنم
شنيدي؟
نه، نه، اون، اون که تو آبه
!اُه، بابا
بايد برم. شرمنده
ميشه حداقل تو فيسبوک داشته باشمت؟
.اُه، من تو فيسبوک نيستم قبولش ندارم
.ببخشيد. خوش گذشت ولي
سوفي، کجا بودي؟
.بايد ميشاشيدم داريم ميريم؟
جي
درِ يخچال رو ببند، رفيق
همهچي خاموش ميشه - ولي خيلي گرمه -
درمورد تهويه هوا چيزي شنيدي، بابا؟
چرا نميشه تو ساحل بمونيم؟
چون يه عالمه تو ساحل بوديم
اين کشور فقط کنار دريا نيست که
ميخوايم بريم چيزاي اصليش رو ببينيم
"ميخوايم بريم چيزاي اصليش رو ببينيم"
اُه، خوبه
مرسي بابتِ پشتيباني
اُه، خدايا، ول کن
کمکم کنيد، بچهها، لطفاً
اسمِ من ماريسا ويگلرـه
ميخواستي با من حرف بزني؟
بيا درمورد پدرت حرف بزنيم
بيا درمورد اريک حرف بزنيم
ازش بپرس ميدونه که
هلر براي من کار ميکرده
پدرت براي من کار ميکرد
در برلين. 2001
ميدونستي؟
مايزنر
قربان، بايد باهاتون حرف بزنيم
يه آزمايشاتي روي دختره انجام داديم - چه آزمايشهايي؟ -
دي.اِن.اِي و داروها
من اجازهش رو نداده بودم
روندِ آژانس براي تمام بازدداشت شدههاست
نتايج قابل توجهان، قربان
خيلهخب
فقط نتيجهها رو برام بفرستين، لطفاً
ميدوني چرا تمام اين مدت
توي اون جنگل نگهت داشته بود؟
ميدوني چه اتفاقي براي مادرت افتاده؟
بهت گفت کجا ميخواد بره؟
ما همه نگرانش هستيم
،ميدوني، هانا اون مادرت رو کُشته
واسه همين باهات تو جنگل قايم شده بود
قربان، ببينيد
الان در اماني
ميخواي چيزي بهش بدم؟
ممکنه فکرِ خوبي باشه
.داره وانمود ميکنه ريچاردز، از اونجا بيا بيرون
لغو
تکرار ميکنم، متوقفش کنيد
!اتاق دستگاهها رو پوشش بده !اون طرفي
مسلح و شديداً خطرناکه
احتياط کنيد
من واسه صحرا ساخته نشدم
از شکافِ کونم داره عرق ميريزه
.يا.. يا خودم رو خيس کردم ...نميدونم
فکر کردم يه سري تازه داريم - مشکلي نيست -
ميتونم 20 دقيقهاي درستش کنم
،تا 20 دقيقه از کم آبي ميميريم
يا تروريستها - جي، پس بگير -
!همين الان حرفت رو پس بگير - ببخشيد-
اين کشور تاريخي از يه فرهنگِ شگفتانگيز داره
...و اينکه بخواي تو بياريش پايين به يه چيز معمولي
ريچ، دست از سرش بردار
...بايد بدونه
!اصلاً نميدونم واسه چي اومديم
بدترين سفرِ زندگيم بوده
سوفي - سوفي -
!چيه؟ - کجا ميري؟ -
!ميرم خونه
ما در 20 کيلومتري جنوب غربي
مسير دو - نُه - پنج - پنج هستيم؛ هنوز پيداش نکرديم
به سمت شمال حرکتيم ميکنيم آر - ان - ان - 3- 5- 8- 4- 6- 6
نشوني نيست، قربان
!مامان! بابا
!کمکم کنيد
لعنتي
!محض رضاي خدا
!کثافتِ عوضي
ببخشيد. ببخشيد
سلام. آم، انگليسي حرف ميزني؟ چيزي بلدي؟
انگليسي
سلام.. نه، نه نه
...نرو. لطفاً. آم
من گمشدهم
..آم - چرا اينجايي؟ -
،با والدينِ احمقم تو تعطيلات بودم
و رفتم واسه پيادهروي
حالا نميدونم کجام
آم، کجا داريم ميريم؟
!اوه
مرسي
تشنهاي؟
بله
مرسي
همهش رو نخور - آها -
همم
خب، تو چرا اينجايي؟
از شلوارت خوشم مياد
استتار خوبيـه
لعنت بهش
يک، دو، سه
!پرتاب
!تصادف
ميخوايم با ماريسا انگليسي حرف بزنيم، خب؟
!نه، نميخوام
ما اينجائيم
مهربون باش، خب؟ - سلام -
سلام
سعي ميکنم کاري کنم انگليسي حرف بزنه
نه، من ميتونم فرانسه حرف بزنم
.نه، نه، نه بايد ياد بگيره. زودباش
بنوا، به ماريسا سلام کن
.مهم نيست نظرش عوض ميشه
روزت چطور بود؟
چيز خاصي نشد
حتماً
ميرم دست و صورتم رو آب بزنم
ميخواي آشپزي کنم؟
!عالي ميشه
شراب سفيد خوبه؟
از بازار يه مقدار ماهي خريدم
!معرکه
محرمانه، موضوع؛ دستورات نفوذ امنيتي
خيلي.. سريع راه ميره
صبر کن
چرا داريم ميدويم؟
!چرا داريم ميدويم؟
اوه
چي کار ميکنيم؟
هيس - ببخشيد -
ميشنوي؟
نه
بابا؟! بابايي!؟
!سوفي، سوار ون شو
خدا رو شکر
اون کيه؟ - نميدونم -
ولي زندگيم رو نجات داد
پس اينجا تک و تنهايي؟
پدرم مجبور بود هلند بمونه
يه مشکلي تو محل کارش داشت
زياد تنهايي سفر ميکني؟
تشويق شم که مستقل باشم
شنيدي، بابا؟
پدرت چي کارهست؟
تو آمستردام يه حسابداره
نبايد ميذاشت تنهايي بياي اينجا
خطرناکه
No comments yet. Be the first to leave one.